يا امام نقي (ع)

یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)


یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)
یا امام رئوف مدد
قالب وبلاگ

یک عمر سوخت قلب تو از کینه هشام      آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو 
تنها نه در عزاى تو چشم بشر گریست     آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو 
اى خفته همچو گنج، به ویرانه بقیع          پر مى‏ زند کبوتر دل، در هواى تو 
در را به روى امت اسلام بسته‏ اند      آن گمرهان که بى خبرند از صفاى تو

 

ویژه نامه شهادت امام باقر (ع)

بر روی عکس کلیک کنید 

شهادت امام باقر ع

 

مگه یادم میره بی تابیِ علی اصغر (ع)

مگه یادم میره جسمِ عموم علی اکبر (ع)

مگه یادم میره خون روی لبه ی خنجر

 

شهادت امام باقر ع

تشنگیم از لب حسینه

مذهبم، مذهب حسینه

من اگر باقر العلومم 

مکتبم ،مکتب حسینه

[ ۱۳٩٥/٦/۱٩ ] [ ۸:٠٢ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

یک زمان کاظمین در حرم شما که بوی مشهد میداد 

یک زمان شام شهادت تان مشهد آقا، باب الجواد(ع)

و این زمان .... دور از همه 

 

از خدا ... از شما ... از عشق 

 

ما جا مانده ایم یا جواد الائمه ... دستمان بگیر

 

شهادت میوه دل امام رضا (ع) امام جواد علیه السلام تسلیت باد

[ ۱۳٩٥/٦/۱٢ ] [ ٥:٢٠ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

باز هم ولادت عشق است ... 

باز هم ولادت خوبی ها ...

امام مهربانی ها ...

و باز هم حرم و دلتنگی و دوری از شما ...

 

سه سال پشت هم شب میلاد تان دعوتم کردی آقا

چه شده این قلب رو سیاه که دور افتاده از شما ؟

چه شده این چشمان بی فروغ که لایق دیدار نیست

 

به فریادم برس امام غریب ...

 

 

ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید

شب را در این بهشت الهی سحر کنید

 

ویژه نامه ولادت امام رضا (ع) در وبلاگ یا ضامن آهو

بر روی عکس کلیک کنید

ولادت امام رضا علیه السلام مبارک

 

خود را کبوتر حرمت،
فرض می کنم

هرگز ندیده ام ز خودم،
خوش خیال تر...
 
ویژه نامه ولادت امام رضا (ع) در سایت آوینی 
بر روی عکس کلیک کنید 

حرم امام خوبی ها امام رضا ع

 
[ ۱۳٩٥/٥/٢٢ ] [ ٩:٠۸ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

چه شروع خوبی بود امروز... وقتی عزیزی از حرم خوب شما یاد من افتاد ...

 

و چه حس غریبی وقتی گفت:

باب الرضا (ع) هستم .... درد و دل کن با آقا

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی

 

هنوز هم و همیشه لطف دارید که علی رغم دوری ، حرم با من است ...

 

 در خواب و رویا و در یاد کردن دوستان و التماس دعا گفتن ها

 

با همه سیاهی این قلب لعنتی، حالم خوب میشود با حس حضور در حریم قدسی تان ...

 اما ..... 

اما ...

میبنی آقا ؟ میبینی  چطور خودم را آرام میکنم و دلداری می دهم ؟

 خوب میدانم و میدانید این ها برای من حرم نمی شود 

برای من گنبد طلا و صحن سقا خانه و پنجره فولاد نمی شود

 

نه نمی شود ... من شما رو می خواهم 

 

 دلتان می آید ؟

 

دلم تنگ است ... حال و روزم بد ..

 

دیر شده آقا ... نمی خواهی کمکم کنی ... نمی طلبی ؟!

حرم امام رضا ع

 

دلبرا!
پیش وجودت،
همه خوبان
عدمند؛
سروران٬
بر در سودای تو،
خاک قدمند ...

[ ۱۳٩٥/٥/۱۱ ] [ ٩:٢۱ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

شهادت حضرت باب الحوائج امام موسی کاظم (ع) 

بر حضرت صاحب الزمان (عج) و امام رضا (ع) تسلیت باد 

 

 

موسی شدی که معجزه ای دست و پا کنی
راهی برای رد شدن قوم، وا کنی

زنجیر های زیر گلویت مزاحم اند...
فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی …
 
ویژه نامه شهادت امام موسی کاظم (ع) 
بر روی عکس کلیک کنید 
 
 شهادت امام موسی کاظم ع
 
 


[ ۱۳٩٥/٢/۱٤ ] [ ٦:٥۳ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

ولادت امام بخشنده ، حضرت جواد الائمه ، یگانه دردانه امام مهربانی ها 

آقا امام رضا (ع) مبارک 

 

ویژه نامه ولادت امام نهم 

بر روی عکس کلیک کنید 

ولادت امام جواد ع

 

 

امام امتحان

شما که نیازی به این دلداری‌ها ندارید، آقا جان! برای تسلای دل خودمان است 
اگر به شما تبریک می‌گوییم که بعد از این‌همه سال انتظار، چشمتان به جمال جوادتان روشن شده است. 
 این‌همه سال انتظار، ذره‌ای از یقین شما به وعدۀ خداوند کم نمی‌کند.
 شما همان امام‌رضایید که باید بار امامت را بر دوش تنها پسرش، محمدبن‌علی‌التقی‌الجواد، بگذارد؛
 اما این کودک چقدر بزرگ است که پیش از آمدنش، مایۀ امتحان شیعیان شده است. 
او هنوز نیامده، شیعیان را به معرفت امام امتحان می‌کند و فقط امام‌رضایی‌ها از این امتحان سربلند بیرون می‌آیند؛ 
آن‌ها که نگاهشان به نگاه روشن شما دوخته است آقا، که به دوردست می‌نگرید 
و با لبخندی شاید تلخ، دل پیروانتان را قرص می‌کنید که «جواد» آمدنی است.

با آمدن جوادتان هم امتحان پایان نمی‌گیرد، آقا! 

امتحانی که حتی دامن خویشان و نزدیکانتان را هم رها نمی‌کند و شما و کودکتان را 
به باغی می‌کشاند تا مردان هم‌خون شما، زبانم لال، صدق گفتارتان را دربارامتحان این فرزند بیازمایند. 
خدا می‌خواهد از دل این‌همه امتحان، بزرگی کودک شما را به رخ تمام عالم بکشد.

شما که از میان امت به بهشت همنشینی با رسول خدا(ص) پر می‌کشید، 
امتحان الهی به‌واسطۀ فرزندتان باز هم از پا نمی‌ایستد. 
این بار، جوادتان باید علم عالم آل‌محمد(ص) را بر زبان کودکی هشت‌ساله جاری کند 
و او باز هم بر مسند امتحان دوست و دشمن می‌نشیند و تفسیر روشن آیۀ 
«وَ آتَیناهُ الحُکمَ صَبیّاً» می‌شود. 
جوادتان با سروری علمی در تمام محافل، بار دیگر به همه گوشزد می‌کند که
 امامت، امری خدایی است و به یاد غاصبان این جایگاه می‌آورد که:

گر انگشت سلیمانی نباشد
چه خاصیت دهد نقش نگینی

پاکیزگی جوانتان همۀ جوانان شیعه را روسفید کرده است، آقا جان! 
جواد دلبندتان آن‌قدر در تقوا شهره شده است که تنها با وصف «تقی» می‌توان پرهیزکاری‌اش را بزرگ داشت.
 او که قصر و غلام و کنیز و زر و سیم مأمون چشمش را نمی‌گیرد و اهل عصمت باقی می‌ماند.

دست جوان دردانه‌تان، نمایی از دل مهربان شماست، آقا! آن‌قدر گشاده و بخشنده که تنها «جواد»ش می‌توان خواند.

چشمتان روشن از این مولود پربرکت، این جوان که پیر امتحان‌های بزرگ است، این امام جوان، این تقی جواد.

http://qudsonline.ir/detail/News/51436
 
[ ۱۳٩٥/۱/۳۱ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

شهادت غریبانه مظلوم ترین امام عصر ما، حضرت امام علی النقی الهادی (ع) تسلیت باد

 

 

آقای ماه و خورشید؛ آقای روح و ریحان؛ آقای آب و آیینه؛ آقای زلالی و پاکی؛ آقای فضل و کرم؛ آقای خوبی و مهربانی؛ آقای گل و گلاب؛ می شنوی صدایم را؟

 

شهادت امام نقی (ع) 

بر روی عکس کلیک کنید 

شهادت امام نقی (ع)

السلام علیک یا علی بن محمد الهادی ، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته ... مولایم! شامگاه شهادتت بهانه‌ای شد برای بیان حرف‌هایی از جنس دل، سخنی از ژرفای وجود ...
 
گفته‌اند که علت هجرتت به سامرا سعایت عبدالله بن محمد فرماندار مدینه از تو بوده است نزد متوکل، گفته اند هنگام ورودت به سامرا متوکل لعنت الله علیه مخفی شده بود و تو در کاروان سرای گدایان سکنا گزیدی، گفته اند و شنیده ام ماجرای هجوم وحشیانه ی ماموران متوکل به خانه ات را ، تو در حال مناجات بودی و طغیانگران وحشی بی بهانه هجوم آوردند به خانه ات و یاد کوچه و مادر و هجوم به خانه وحی در خاطرت زنده گشت و غمی به بلندای فاطمیه در دلت نهاد ...
 
کاش دشمن به این اندازه از جفا اکتفا می کرد، کاش دوباره تکرار نمی گشت ماجرای حضور امام پاکی ها در بزم شراب ... و کاش درِ زندان متوکل باز نمی گشت به روی شما ... 
 
خدا لعنت کند آن هایی را که خراش چنگال طمعشان به دنیا راه تو را ، که راه وصال به رب جلی است ، مخدوش کرده است و خدا نگذرد از معتز ملعون که غم فراغت را بر دل شیعه نهاد ...
 
چه غریبانه و در چه فضای سنگین امنیتی دنیای انسان‌های دون را ترک کردی و گرد یتمی بر صورتِ پدرِ صاحبِ زمان‌مان نشاندی ... 
 
حال فرزند غریب تو مانده و یادگاری‌های ارزشمندِ تو و راهی پر خطر که مقصدش به سمت ظهور منجی است ...
 
این حسن بن علی است که در بایکوت نظامی غریبانه بر پیکر مطهرت نماز می خواند و رخت امامت به تن می کند، رخت امامت که نه، لباس رزم برای مبارزه با شقی ترینِ آدمیان!
 
آه ای امام غریبم؛ روزی شما تخریب حریم پاک جد غریبت سید الشهدا را به ماتم نشستی و امروز ما عزادار تخریب صحن و سرای نورانی  تو و فرزند مطهرت هستیم...
 
گویی غمت را انتهایی نیست، انگار زخم کهنه کینه از علی و اولاد علی سر باز زده که حرامیان دهان نحسشان را به هتاکی به حریم پاکتان گشوده اند!!
 
بنازم فصاحت و شیوایی کلامت را که اینطور لرزه انداخته بر اندام دشمن .... ، بنازم حرم ویرانت را که محل رفت و آمدن ملائکه الهی ست، بنازم نام نقی را که آلودگی را شرمسار کرده و چشمه پاکی را جاری کرده است بر روان های بیدار ....
 
آقای ماه و خورشید؛ آقای روح و ریحان؛ آقای آب و آیینه؛ آقای زلالی و پاکی؛ آقای فضل و کرم؛ آقای خوبی و مهربانی؛ آقای گل و گلاب؛ می شنوی صدایم را؟
 
قدم زنان کوچه های خاکی سامرا را در خیالم سپری می کنم تا اینکه آهسته و آرام به سرسرای بارگاه ملکوتی ات نزدیک شوم. از دور گنبد زیبایت نمایان می شود. همان گنبدی که چندی نمی گذرد پس از تخریب آن باز شکل گنبد به خود گرفته است. و همان بهانه ای می شود برای اینکه باران اشکهایم به روی آسمان خیالم سرازیر شوند.ناگهان دلم می شود سرتاسر غم و ماتم و غصه.در خیالم در کوچه های خاکی سامرا روبه رویت و چشم در چشم گلدسته هایت به زمین می نشینم و زارِ زار اشک می ریزم. های و های می گریم و می گریم .گویی تمام غصه های دنیا را یکجا در بارگاه و ضریحت ریخته اند. عجب زمانه ای است و عجب روزگاری! هنوز که هنوز است باید در غربت و مظلومیت سپری کنی.

" رجا "

[ ۱۳٩٥/۱/٢۳ ] [ ٩:٠٥ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)


سلام بر بانوی پهلو شکسته ... 

نمی دونم چی بگم ، چی دارم بگم ... خودم هم دیگه خسته شدم

چه برسه به شما امام زمانم و شما  مولا ی غریبم... 

خسته اید و دل خون  از این همه توبه کردن و توبه شکستن ...

عزاداری حضرت زهرا سلام الله

 

یا ضامن آهو خوب میدونید

 این روزها سیاه تر و بی لیاقت تر از همیشه شدم

انقدر که نه تنها از حرم با صفاتون که از وبلاگی که به عشق و نام شما هم هست دور افتادم ...

اینقدر بغض در این سینه هست

اینقدر شرمنده و رو سیاه هست

که خجالت میکشه  با این همه  گناه باز بگه :

غلط کردم ... دلم تنگه برای حرم شما .. برای آغوش خدا .. برای مهر شما ...

اما باز میگم ...

امید دارم به مهر بی پایان شما ...

فریاد میزنم :

بطلبم آقا ... کجا رو دارم جز حرم شما ؟ کجا برم؟  

امان از این دل ... بگید با دلم چیکار کنم ؟

بگید چی کار کنم تا راضی بشید از من ؟ 

تا بخشیده بشم

میدونم حرمت نگه نداشتم .. به حق مادر پهلو شکسته تون ... راهم بدید

آدمم کنید ... سخته دوری از شما ... سخته آقا .. نذارید اسیر دست شیطان بمونم و بمیرم ...

 

حرم امام رضا ع

 

یادگاری از کتابی که تو آخرین زیارت بهم هدیه کردید 

 

ناز نفسشان که خوش می گفتند و خوش می شنیدیم ؛

قدیمی ترها که حرف از مهر می زدند و سخن خویش را با گوهر عشق می آمیختند:

تا توانی می گریز از یار بد          یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند         یار بد بر  جان و بر ایمان زند 

 

چرا چنین گفتیم ؟

چون از امام رئوف که شعاع پرتو لطف او از آدمیان گذشته و به آهوان بیابان رسیده است، انتظار چنین سخنی نداشتم.  نمی دانم عبدالرحمان بن یعقوب که بود و چه کرده بود که حضرت بدین صراحت به صحابی و شاگرد خویش داوود بن قاسم فرمود :

«چرا با او نشست و برخاست و رفت و آمد می کنی؟» او که از این سخن امام یکه خورده و تعجب کرده بود، با حیرت گفت : «جانم به فدایتان،عبدالرحمن بن یعقوب دایی من است.» گویا انتظار داشت چنین قرابتی با کسی که خویشاوند و رحم اوست، امام را مجاب کند که دست از عقیده خویش بر دارد. اما امام علی بن موسی الرضا(ع) آب پاکی را روی دست او ریخت و با جمله ای محکم و کوبنده، کار را یکسره کرد:

«یا با او هم نشین باش و از ما بِبُر، یا با ما دوستی کن و از او دوری کن.»

اگر تاریخ گواهی می داد که چنین کسی چه خصوصیاتی داشته و چه رفتاری از او سر زده که چنین مغضوب امام واقع شده بود، همین اندک هاله ابهام نیز از این ماجرا زدوده می شد. اما حیف، گاهی تاریخ سکوت می کند و ما باید به حدس و گمان خویش اکتفا کنیم. 

اما مطمئنم اگر چنین ارتباطی سبب شقاوت و دوری او از سعادت معنوی نمی شد، امام چنین سخت نمی گرفت و منع نمی کرد. آن چنان که آموخته ام، از این نمونه ها در سیره امامان معصوم (ع)، انگشت شمار است.

به هر حال فرجام این ماجرا از آغاز آن آموزنده تر است.

حضرت در این فراز، از خِرد شاگرد خویش مدد گرفت و پرسید :

نمی ترسی بلایی به او برسد و تو نیز در آتش آن بسوزی؟

آیا ماجرای آن یار صدیق حضرت موسی(ع) را نشنیده ای که با حضرت از رود نیل گذشت؛ در حالی که پدرش از زمره فرعونیان بود، با فرعون وارد نیل شدند ....

او از موسی جدا شد تا پدر را موعظه کند. آب نیل که تا آن هنگام برا  عبور بنی اسرائیل کنار رفته بود، به هم آمد و او را نیز با سپاه فرعون غرق کرد.

موسی کلیم الله را خبر کردند که چه نشسته ای که چنین اتفاقی افتاده و یار و همراه شما در میان فرعونیان غرق شده است. جمله ای گفت که تا عالم هست و آدم هست، چراغ راه انسان هاست :

«او در جوار رحمت خداست. اما وقتی عذاب الهی فرا رسد،از کسی که نزد گنهکار است،دفاع و حمایت نمی شود.»

این بیان امام هشتم، مشعلی است روشن بر سر راه ما انسان ها تا صلا زنیم مردم را که گرد گنهکاران نگردند؛ مبادا عذابی برسد و خشک و تر را با هم بسوزاند.

"اصول کافی،جلد دوم، ص 374"

 

در کار گل و گلاب؛ جلوه های رفتاری زندگی امام رضا (ع)

حسین سرو قامت

 

به خودم میگم 

گرد گناه و گنه کار نرو تا دیر نشده ...

[ ۱۳٩٤/۱٢/٢٥ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بر سر راه عشق زانو زده ام در محفل انس،ذکر یاهو زده ام هر کس به کسی سپرده دل اما من دل در گرو ضامن آهو زده ام.....
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
کد امام نقی
موسیقی

Get Flash Code


يا امام نقي (ع)

تدبر در قران آیه قرآن
ایران رمان