يا امام نقي (ع)

یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)


یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)
یا امام رئوف مدد
قالب وبلاگ

برا همه عاشقایی  که آرزوی یه بار مشهد رفتن به دلشونه :


آقا منم دل دارما آقا یه نگاه ...

 

 

یا ضامن آهو

[ ۱۳٩۱/٧/۱ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ردیف

حضرت علیّ بن موسی الرّضا (علیه السلام)

دانلود کتاب

 مؤلف

1

زندگانی سیاسی هشتمین امام

جعفر مرتضى حسینى
مترجم : دکتر سید خلیل خلیلیان

2

کتاب آفتاب هشتم (نسخهMobile)

-------------------

3

گزیده ای از چهل داستان و چهل حدیث

عبداللّه صالحى

4

زندگانى تفصیلی‌ حضرت‌ امام‌ رضا (علیه السلام)

-------------------

5

سیره، فضایل و کمالات علیّ بن موسی الرّضا(علیه السلام)

-------------------

6

قرآن کریم از منظر امام رضا(علیه السلام)

 آیة الله جوادى آملى دام ظله

7

کتابشـناسى امام هشتم (علیه السلام) --------- -------------------

8

کتب منسوب به امام رضا(ع) --------- -------------------

9

زندگانی امام علی بن موسی الرضا(ع)(نسخهPDF) موسى خسروى

10

عیون اخبار الرضا جلد 1(نسخهPDF) شیخ صدوق

11

عیون اخبار الرضا جلد2(نسخهPDF) شیخ صدوق

12

زندگانی چهارده معصوم(زندگانی امام رضا(ع)) (نسخهPDF) عزیز الله عطاردى

13

طب الرّضا(ع) (نسخهPDF) نصیر الدین امیر صادقى

14

صحیفة الرّضا(ع) (نسخهPDF) علاء الدین حجازى

15

قرآن از منظر امام رضا(ع) (نسخهPDF) -------------------

16

اخبار و آثار حضرت امام رضا(ع) (نسخهPDF) عزیز الله عطاردى

17

ولایت و مهدویت در کلام رضوی (نسخهPDF) -------------------
[ ۱۳٩۱/٧/۱ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

سرود های ولادت حضرت ثامن الائمّه علی بن موسی الرّضا (علیه السلام)

 
ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دوست دارم نگات کنم تو هم منو نگاه کنی 2,297 00:03:15
2 علی الامام الرضا سلام الله - تواشیح 680 0:07:13
3 ای حرمت قبله ی اهل ولا 788 0:10:09
4 آمده ام ای شاه پناهم بده 587 0:08:51
5 اومدم تا ببینم لحظه  ی عاشق شدنو 1،873 0:12:48

 

برای دانلود کردن مدیحه ها، روی آیکون  کلیک نمائید.

[ ۱۳٩۱/٧/۱ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
[ ۱۳٩۱/٦/۳۱ ] [ ۳:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

حدیث امام نقی (ع) درباره کوتاهی در انجام امور

امام نقی (ع)، imam naghi

امام علی النقی الهادی علیه السلام فرمودند :

افسوس کوتاهی کارهای گذشته را با تلاش در آینده جبران کنید .

"تحف العقول، ص 512"

"مسند الامام الهادی، ص 340"


 

امیر المومنین علی (ع) راهکارهای عملی برای ما دارد ...

مقابله با اهانت در سه گام

[ ۱۳٩۱/٦/۳۱ ] [ ۳:۳٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
به مناسبت دهه کرامت و ایّام ولادت امام رئوف علیه السلام
روایتی لطیف و راهگشا از امام رضا (ع)

رُوِی عن اباالحسن الرضا(علیه‏السلام)  قال:

رَأَیْتُ أَبِی(علیه‏السلام) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ یَا بُنَیَّ إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ

در روایتی از امام هشتم(علیه‏السلام) منقول است که حضرت فرمودند: من در خواب پدر بزرگوارم یعنی موسی‏بن‏جعفر(علیه‏السلام) را دیدم؛ «رَأَیْتُ أَبِی(علیه‏السلام) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ»، پدرم فرمود: «یَا بُنَیَّ»؛ ای فرزند من، «إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ»؛ آنگاه که در شدّت و سختی قرار گرفتی، «فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ»، زیاد این ذکر را بگو : «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ». بعد حضرت می‏فرماید: «وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ»؛ امام هشتم(علیه‏السلام)  به قول ما، دفع دخل مقدّر می‏کند که نگویی: آقا خواب دیده. لذا حضرت می‏فرماید: آنچه را که ما در خواب می‏بینیم مثل آن چیزی است که در بیداری می‏بینیم. تعبیر عجیبی است. «وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِ»؛ یعنی شبهه ای در آن نیست.

ما روایات مختلفی در این باب داریم که وقتی انسان در گرفتاری قرار می‏گیرد، چه ذکری بگوید. ‌یکی از آن‏ها همین ذکر است. حتّی حضرت برای این ذکر سقف هم نمی‏گذارد که چه تعدادی بگو. بلکه می‏فرماید: خطاب به خداوند زیاد بگو: «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ». یعنی اگر خدا را به این نام بخوانی،‌ شدّت و سختی‏ات بر طرف می‏شود.

در روایت دیگری از امیر المؤمنین(علیه‏السلام) منقول است که حضرت فرمودند: در  شدّت و سختی بگو: لا حَولَ و لا قُوّة إلّا بِاللهِ العَلِیِّ العَظیم. چه بسا به قول ما در این دو روایت یک جنبه‏های ذوقی هم باشد که چون یکی از القاب امام هشتم(علیه‏السلام)، رئوف است،پدر بزرگوارش به پسرش سفارش می‏کند که وقتی در شدّت گرفتار شدی، ذکر «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ» را بگو. لذا چون یکی از القاب امام هشتم(علیه‏السلام)  رئوف است، «یَا رَئُوفُ» را بر  «یَا رَحِیمُ»، مقدّم می دارد و می‏فرماید موجب گشایش در کارهایتان می‏شود.

 

"التماس دعا"

[ ۱۳٩۱/٦/۳۱ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 حدیث امام علی النقی الهادی(ع)

امام نقی امام نقی امام نقی امام نقی امام نقی امام نقی

امام علی النقی الهادی (ع) جانها به فدایش فرمودند:

چون خدا خیر بنده ای را بخواهد هر گاه (آن بنده) مورد گلایه واقع شود بپذیرد.

 

تحف العقول، صفحه 481.

[ ۱۳٩۱/٦/۳٠ ] [ ٧:۱٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

هر پنـجه‌ای کـه شانـه گـیسو نـمی شود
هر قـبـله‌ای کــه گوشــه ابــرو نـمی شود
هر جذبه‌ای که عکس هو الهو نمی شود
هر دلــبــری کـــه ضـامـن آهــو نمی شود

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ٩:۱٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

روز میلاد نزدیک است ...

        لحظه دیدار نزدیک است ... 

 

 

امام رضا (ع) لیلا و عالم همه مجنونت

هر کی بهشتی میشه به این آقا مدیونه

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

داستان ضامن آهو حقیقت یا افسانه را در ادمه مطلب بخوانید ...

 

زیرات امام رضا (ع)


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

حدیث امام نقی (ع) درباره آشکار کردن مسائل

imam naghi, imam naghi, imam naghi, imam naghi, imam naghi

امام علی النقی الهادی  علیه السلام جانها به فدایش فرمود:

آشکار کردن چیزی که هنوز محکم و استوار نشده موجب تباهی آن می شود.

بحار الانوار، جلد 72، صفحه 7.

 

[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ٦:٥٧ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

حدیث امام نقی (ع) درباره کوتاهی در کارها

imam naghi

 

امام علی النقی الهادی (ع) فرمودند :

افسوس کوتاهی کارهای گذشته را با تلاش در آینده جبران کنید.

 

[ ۱۳٩۱/٦/٢۸ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امیر المومنین (ع) راهکارهای عملی برای ما دارد

مقابله با اهانت در سه گام


مولا علی (ع) یک فرمول ساده و سر راست برای ما (پیروان) در چنین مواردی دارد. در "نهج البلاغه" خطبه کوچکی است هست که دقیقا مال همین مورد است. ماجرا از این قرار است که توی ایام جنگ صفین، بخشی از جنگ روانی عمروعاص این بود که سپاه شام به اهالی کوفه و از جمله رهبر و پیشوایشان که مولای ما باشد، توهین می کردند. یک بار مولا علی علیه السلام شنیدند که اصحاب او هم دارند مقابله به مثل می کنند و یا سیستم موشک "جواب موشک" ، آنها هم دارند به طرف مقابل فحش و فضیحت می دهند. امام آنها را نصیحتی کردند که حالا شده خطبه 206 نهج البلاغه.

طبق این خطبه، روش گام به گام برخورد با توهین کنندگان این طوری است :

1 "إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ "

"  من بدم می آید که شما (اصحاب من) از توهین کنندگان باشید. پس قدم اول، توهین ممنوع.

2". وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ، وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ، کانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ، وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ " ولی اگر (بدی) اعمال آنها را شرح بدهید به صواب نزدیک تر است. پس قدم دوم شد روشنگری درباره دلایل اشتباه طرف مقابل.

3." وَ قُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ: اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ، وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ، وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلاَلَتِهِمْ، حَتَّى یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ،وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ. "

به جای فحش دادن، این دعا را بگویید:

خدایا خون ما و خون آنها را حفظ کن!

میان ما و آنها آشتی بده!

از گمراهی شان به راه راست برسان!

تا آن کسی که حق را نمی شناسد، بشناسد و آن که به راه دشمنی می رود، از دشمنی منصرف بشود.

مرحوم علامه امینی در ابتدای جلد هشتم "الغدیر" آورده که در طول مطالعاتش در کتاب های منتقدان شیعه با انواع توهین، جعل و افترا مواجه شده ولی او سعی کرده که در برخورد با این موارد طبق توصیه مولا علی (ع) عمل کند. او کتابش را با همین دعا شروع کرده است.

 

مبارزه ادامه دارد ...

imam naghi

[ ۱۳٩۱/٦/٢۸ ] [ ٦:۱٧ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
حدیث امام نقی (ع) درباره دنیا

امام نقی، امام نقی، امام نقی، امام نقی، امام نقی، امام نقی

امام علی النقی الهادی علیه السلام جانها به فدایش فرمودند :

دنیا بازاری است که برخی در آن بهره مند شوند و گروهی زیان بینند.

[ ۱۳٩۱/٦/٢۸ ] [ ٦:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امیر المومنین (ع) راهکارهای عملی برای ما دارد

مقابله با اهانت در سه گام


مولا علی (ع) یک فرمول ساده و سر راست برای ما (پیروان) در چنین مواردی دارد. در "نهج البلاغه" خطبه کوچکی است هست که دقیقا مال همین مورد است. ماجرا از این قرار است که توی ایام جنگ صفین، بخشی از جنگ روانی عمروعاص این بود که سپاه شام به اهالی کوفه و از جمله رهبر و پیشوایشان که مولای ما باشد، توهین می کردند. یک بار مولا علی علیه السلام شنیدند که اصحاب او هم دارند مقابله به مثل می کنند و یا سیستم موشک "جواب موشک" ، آنها هم دارند به طرف مقابل فحش و فضیحت می دهند. امام آنها را نصیحتی کردند که حالا شده خطبه 206 نهج البلاغه.

طبق این خطبه، روش گام به گام برخورد با توهین کنندگان این طوری است :

1 "إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ "

"  من بدم می آید که شما (اصحاب من) از توهین کنندگان باشید. پس قدم اول، توهین ممنوع.

2". وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ، وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ، کانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ، وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ " ولی اگر (بدی) اعمال آنها را شرح بدهید به صواب نزدیک تر است. پس قدم دوم شد روشنگری درباره دلایل اشتباه طرف مقابل.

3." وَ قُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ: اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ، وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ، وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلاَلَتِهِمْ، حَتَّى یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ،وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ. "

به جای فحش دادن، این دعا را بگویید:

خدایا خون ما و خون آنها را حفظ کن!

میان ما و آنها آشتی بده!

از گمراهی شان به راه راست برسان!

تا آن کسی که حق را نمی شناسد، بشناسد و آن که به راه دشمنی می رود، از دشمنی منصرف بشود.

مرحوم علامه امینی در ابتدای جلد هشتم "الغدیر" آورده که در طول مطالعاتش در کتاب های منتقدان شیعه با انواع توهین، جعل و افترا مواجه شده ولی او سعی کرده که در برخورد با این موارد طبق توصیه مولا علی (ع) عمل کند. او کتابش را با همین دعا شروع کرده است.

 

مبارزه ادامه دارد ...

 

.رسول الله

[ ۱۳٩۱/٦/٢٧ ] [ ۳:٤٦ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

یا فاطمه المعصومه اشفعی لنا فی الجنة


مرغ دلم راهی قم میشود
در حرم امن تو گم میشود


عمه سادات بگو کیستی
فاطمه یا زینب ثانیستی


از سفر کرب و بلا آمدی

یا که به دنبال رضا(ع) آمدی

کاش شبی مست حضورم کنی
باخبر از وقت ظهوریم کنی ...
ولادت کریمه اهل بیت (ع) ، خواهر مهربان ولی نعمتمان آقا امام رضا (ع)، حضرت فاطمه معصومه (س) مبارک باد
یا فاطمه معصومه (س)
امام رضا (ع) و لقب معصومه

حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. شاید یکی از دلایل معصومه نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقیه بلند اندیش و سپید سیرت شیعه، علامه مجلسی (ع) در اینباره میگوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است

کریمه اهل بیت
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقیهان گران قدر شیعه، به لقب کریمه اهل بیت یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس رویای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، این لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع) به آیت الله نجفی که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کریمه اهل بیت.

القاب حضرت معصومه (س)
به طور کلی، سه زیارت نامه برای حضرت معصومه (س) ذکر شده که یکی از آن ها مشهور و دو تای دیگر غیر مشهور است. اسامی و لقب هایی که برای حضرت معصومه (س) در دو زیارت نامه غیر مشهور ذکر شده؛ به قرار ذیل است: طاهره (پاکیزه)، حمیده (ستوده)؛ بِرّه (نیکوکار)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقّیه (پرهیزگار)؛ رضّیه (خشنود از خدا)؛ مرضیّه (مورد رضایت خدا)؛ سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیّه مرضّیه (بانوی خشنود خدا و مورد رضای او)؛ سیدةُ نساء العالمین (سرور زنان عالم). هم چنین محدثّه و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

[ ۱۳٩۱/٦/٢٧ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

مولا علی علیه السلام می فرماید :

پیغمبر اکرم (ص) طبیب سیاری است که مرهمهای شفابخش و لوازم مداوا را آماده کرده تا هر جا دلهای نابینا و ارواح ناشنوا ببیند به مداوی آنها قیام کند و مردم مبتلا را از مرگ معنوی خلاص نماید.

"نهج البلاغه"

 

پشت پرده اقدام کثیف صهیونیست ها در توهین به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ص)

 

[ ۱۳٩۱/٦/٢٦ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امام صادق علیه السلام فرمودند :

درباره قول خداوند که می فرماید برای خداست نام های نیکوتر پس او را با آنها بخوانید فرمود :

به خدا ماییم آن نام های نیکوتر که خدا از بندگانش هیچ عملی را بدون شناخت ما نمی پذیرد.

کافی ج 1 ص 275.

 

امام صادق (ع) :

عاقل شمرده نمی شود کسی مگر اینکه در او سه خصلت باشد:

در حال خشنودی و غضب حق بگوید، برای مردم آن چیزی بخواهد که برای خود می خواهد، به هنگام لغزش مردم به او صبر کند.

تحف العقول ص 243.

 

امام صادق (ع) :

بر شخص عاقل لازم است که نسبت به موقعیت زمان خویش آگاه باشد و جایگاه خود را بشناسد و زبان خود را از سخنان لغو حفظ کند.

میزان الحکمه جلد 6.

امام صادق (ع) :

یاد مرگ شهوات غیر مشروع را در ضمیر انسان می میراند ریشه های غفلت را می کند دل را به وعده های الهی تقویت می کند به طبیعت آدمی نرمی و رقت می بخشد.

بحار الانوار جلد 3 ص 123.

 

امام صادق (ع):

نفس خود را ازآنچه برایش مضر است باز دار قبل از آنکه بمیری و در آزادی جانت بکوش همانطور که در طلب روزیت میکوشی چرا که جانت در گرو اعمال توست.

وسائل جلد 4 ص 40.

 

امام صادق (ع) :

مصونیت اطفال از خطرات و انحرافها در پرتو صلاحیت و شایستگی پدران آنهاست.

بحار الانوار جلد 15 ص 178.

 

امام صادق (ع) :

هر صاحب حرفه ای ناچار باید دارای سه خصلت باشد تا بتواند بوسیله آن کسب درآمد کند:

مهارت در رشته علمی، رفتار کردن به درستکاری و امانت، حسن برخورد با کارفرمایان.

بحار جلد 17 ص 182.

 

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت ...

 

"التماس دعا"

[ ۱۳٩۱/٦/٢۱ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

کرامتی از آستان قدس رضوی و داستان ضامن آهو

 

خلاصه همین مطلب

 

دکتر احمد مهدوی دامغانی
چندی پیش، به مناسبتی مطلبی در روزنامه اطلاعات درج شده بود و ذکری از آستان ملائک پاسبان اعلی‌حضرت اقدس علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه، و داستان ضامن آهو در مجلسی مورد گفت‌وگو بود. دوست دانشمند عزیزی به بنده گفت: فلانی! من هر قدر هم که می‌خواهم صحت این «داستان مبتذل» ضامن آهو را به خود بقبولانم نمی‌توانم و عقلم نمی‌پذیرد که این داستان آن چنان که شنیده و خوانده‌ام عقلاً یا وقوعاً ممکن باشد، گو این که اساساً این داستان را در هیچ کتاب معتبر و مأخذ قابل مستندی هم ندیده‌ام؛ و چون تو را یک طلبه غیرمتعصبی می‌دانم، این است که خواهش می‌کنم نظرت را در این باره بگویی و اگر تو هم مثل من به این داستان باورنکردنی اعتقادی نداری، چه بهتر که از این جا، یکی دو خطی با هم به روزنامه اطلاعات بنویسیم و از مسؤولان آن روزنامه درخواست کنیم که از استعمال این القاب و عناوین عامیانه، و بی‌معنی و غیرمستند که تازه بر فرض صحت هم چیزی بر عظمت مقام امام علیه‌السلام و جلال و کرامت آن بزرگوار نمی‌افزاید، احتراز کند.
گفتم: راست است؛ زیرا اعتقادی که شیعه واقعی به ائمه طاهرین خود دارد، فوق این امور و بالاتر از صحت و سقم این مسائل است؛ چو شیعه می‌گوید و می‌خواند که «وأمن من لجأ الیکم» (جمله ای از زیارت معروف به جامعه کبیره که ظاهرا انشای حضرت هادی علیه السلام است).
باری، از آن دوست عزیز پرسیدم: داستان ضامن آهویی که شما آن را عقلاً و وقوعاً محال می‌شمارید کدام است و چگونه داستانی است؟
با نگاه تعجب‌آمیزی گفت: فلانی! آیا مرا دست می‌اندازی یا واقعاً تو که هم بچه آخوند هستی و هم خراسانی، از کم و کیف این داستان بی‌خبری؟
گفتم: نه دوست عزیز! تو را دست نمی‌اندازم و از کم و کیف داستان هم باخبرم؛ ولی دوست دارم داستان را از زبان تو هم بشنوم.
گفت: از مجموع آنچه در بچگی از بزرگترها شنیده و بعداً هم آن را به شعر عامیانه و به صورت جزوه کوچکی، چاپ سنگی شده‌ای خوانده‌ام، آنچه به یادم مانده، این است:
صیادی در بیابانی قصد شکار آهویی می‌کند و آهو شکارچی را مسافت معتنابهی به دنبال خود می‌دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که اتفاقاً در آن حوالی تشریف‌فرما بوده است، می‌اندازد. صیاد که می‌رود آهو را بگیرد، با ممانعت حضرت رضا علیه السلام مواجه می‌شود. ولی چون آهو را صید و حق شرعی خود می‌داند، در مطالبه و استرداد آهو مبالغه و پافشاری می‌کند. امام حاضر می‌شود مبلغی بیشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی‌پذیرد و به عرض می‌رساند: الا و بالله، من همین آهو را که حق خودم است، می‌خواهم و لاغیر ... و آن وقت آهو به زبان می‌آید و سخن گفتن آغاز می‌کند و به عرض امام می‌رساند که من دو بچه شیری دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند که بروم و شیرشان بدهم و سیرشان کنم. علت فرارم هم همین است و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمایید که اجازه دهد بروم و بچگانم را شیر دهم و برگردم و تسلیم صیاد شوم...
حضرت رضا علیه السلام هم ضمانت آهو را نزد شکارچی می‌فرماید و خود را به صورت گروگانی در تحت تسلط شکارچی قرار می‌دهد. آهو می‌رود و به‌سرعت باز می‌گردد و خود را تسلیم شکارچی می‌کند. شکارچی که این وفای به عهد را می‌بیند، منقلب می‌گردد و آن گاه متوجه می‌شود که گروگان او، حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه است. بدیهی است فوراً آهو را آزاد می‌کند و خود را به دست و پای حضرت می‌اندازد و عذر می‌خواهد و پوزش می‌طلبد. حضرت نیز مبلغ معتنابهی به او مرحمت می‌فرماید و به‌علاوه، تعهد شفاعت او را در قیامت نزد جدش می‌کند و صیاد را خوشدل روانه می‌سازد. آهو هم که خود را آزاد شده حضرت می‌داند اجازه مرخصی می‌طلبد و به سراغ لانه و بچگان خود می‌دود...
به آن دوست عزیز هموطن گفتم: داستان واقعی ضامن آهو که من آن را می‌دانم بیش از هزار و شصت سال سابقه تاریخی دارد، و در کتب معتبر و مستند هم ثبت و ضبط شده و کاملا هم موجه و معقول است و به‌کلی با آنچه تو می‌گویی ومن هم به همین ترتیب آن را شنیده و خوانده‌ام، مغایر است. گمان نزدیک به یقین دارم که منشأ ملقب ساختن مولای ما، حضرت رضا صلوات الله علیه به ضامن آهو، همین داستان موجه و معقول و مسلم و مستندی است که آن را برای تو خواهم گفت. مضافاً بر آن که ناقلان و راویان این داستان نیز حایز آن چنان مقام مذهبی و ملی و علمی شامخی هستند که جای هیچ تردید در صحت، و مجال هیچ گونه شبهه‌ای در اصالت آن باقی نمی‌ماند.
مخاطب که بر شنیدن داستان صحیح و واقعی و موجه و مستند ضامن آهو سخت مشتاق شده بود، از من خواست که فوراً داستان را برای او بازگو کنم و مدرک و سند آن را هم به او نشان دهم. گفتم: به دیده منت دارم، النهایه، چون الآن کتاب مستند را در دسترس ندارم، نقل داستان و ارائه سند آن را به فردا موکول می‌کنیم و او هم پذیرفت.
خوشبختانه، و از حسن اتفاق، آن که در جمله کتب معدودی که این بنده در این سفر با خود آورده است، یکی هم کتاب شریف نفیس مستطاب «عیون اخبار الرضا» تألیف منیف شیخ اجل امجد اعظم، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، معروف و ملقب به صدوق رضوان الله تعالی علیه است. ایشان یک کتاب از مجموع چهار کتاب اساسی و اصولی حدیث و فقه شیعه یعنی «من لایحضره الفقیه» را تألیف کرده و در محل معروفی به نام نامی خودش در سر راه تهران به شهر ری مدفون است؛ مکانت والا و مقام معلای آن بزرگوار در نزد شیعه معلوم و مشهور است.
فردای آن روز این کتاب مستطاب را با خود نزد آن هموطن بردم و داستان را از روی کتاب برای اوخواندم. او بسیار خشنود شد و دانست که داستان واقعی ضامن آهو، چیزی غیر از آنی است که در ذهن اوست؛ و بنده چون گمان می برم هنوز بسیاری هستند که از بن داستان بی خبرند، بی فایده ندانستم که آن را عیناً برای درج در این کتاب بنگارم، خاصه آن که موضوعاً نیز با مبنا و موضوع این کتاب بی تناسب نیست.
البته خوانندگان فاضل و گرامی استحضار دارند که شیخ صدوق قدس سره، این کتاب را جهت اتحاف و اهدا به وزیر جلیل و بزرگوار ایرانی یعنی صاحب اسماعیل بن عباد طالقانی (متوفی در سال 385هجری) که خود یکی از بزرگ‌ترین ادبا و شعرا و متکلمین و ناقدین ادب در قرن چهارم است، تألیف فرموده و این کتاب شریف، علاوه بر احتوایش بر اخبار مربوط به حضرت رضا علیه السلام از لحاظ ادبی و تاریخ نیز مرجع معتبر و مستندی به شمار می‌رود.
شیخ (ره) در این کتاب همچنان که از بسیاری ثقات مشایخ روات و محدثین رضوان الله علیهم اجمعین (که ذکر اسامی شریف آنها خود رساله مفصلی خواهد شد) نقل و روایت می کند از بسیاری از ادبا و شعرا و مورخین به نام نیز، چون ابراهیم بن عباس صولی و محمد بن یحیی صولی و مبرد و ابن قتیبه و عمرو بن عبید و دعبل و ابی نواس و ابی جعفر عتبی و برخی افراد خاندان نوبختی و دیگران به‌واسطه یا بی‌واسطه نیز نقل و روایت می‌فرماید.
شیخ (ره) که به مناسبت اقامتش در ری اختصاص و ارتباط کاملی با رکن الدوله دیلمی داشته است، در رجب سال 352 هجری (1044سال پیش از این) از رکن الدوله جهت تشرف به خراسان و زیارت مرقد منور مطهر حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه اجازه می‌گیرد. امیر سعید رکن الدوله نیز ضمن التماس دعا و زیارت نیابی، با این درخواست موافقت می‌کند و شیخ (ره) روانه خراسان می‌شود و چند ماهی در آن صفحات و خصوصاً در نیشابور و طوس اقامت می‌فرماید.
این که عرض کردم رکن الدوله از شیخ (ره) التماس دعا و تقاضای زیارت نیابی می‌کند، به تصریح خود شیخ است. ظاهراً همواره زمامداران بزرگوار شیعه ایران، قلباً توجه خاصی به حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء داشته و خود را از مدد آن حضرت مستمد می‌دانسته‌اند؛ لذا بد نیست که عین عبارت خود شیخ را برای شما نقل کنم:
قال مصنف هذا الکتاب، لما استأذنت الامیر السعید رکن الدوله فی زیارة مشهد الرضا علیه السلام واذن لی فی ذلک فی رجب سنة اثنین وخمسین وثلاث ماة، فلما انقلبت عنه ردّنی. فقال لی: هذا مشهد مبارک قد زُرته وسألتُ الله تعالی حوائج کانت فی نفسی فقضاها لی فلا تقصر فی الدعا لی هناک و الزیارة عنی فان الدعاء فیه مستجاب، فضمنت له ذلک ووفیت به، فلما عُدت من المشهد علی ساکنه التحیة والسلام ودخلت الیه قال لی: هل دعوت لنا وزرت عنا؟ فقلتُ نعم، فقال لی قد احسنت قد صح لی ان الدعاء فی ذلک المشهد مستجاب (صفحه 381).
مصنف این کتاب چنین گوید که چون از امیر سعید رکن الدوله دیلمی برای زیارت مشهد امام رضا علیه السلام اجازه خواستم و او نیز اجازه فرمود و این در ماه رجب سال 352 بود. همین که از پیشگاهش برگشتم که بروم، دوباره مرا بازگردانید و فرمود: این فرخنده زیارتگاهی است که من نیز آن را زیارت کرده‌ام و از خداوند تعالی نیازها و آرزوهایی که در دل داشتم مسئلت کرده‌ام و خداوند همه آن را برآورد! بنابراین، در آنجا برای من در دعا و زیارت نیابی، کوتاهی مکن.
من هم دعا و زیارت جهت او را بر عهده گرفتم و به عهده خود نیز وفا کردم. وقتی که از مشهد که بر ساکنش درود و آفرین باد، بازگشتم و بر رکن الدوله وارد شدم، فرمود: آیا برای ما دعا، و از طرف ما زیارت کردی؟ گفتم: بلی! فرمود: کار بسیار خوبی کردی پیش من ثابت و نزد من درست است که دعا در آن مشهد مستجاب است.
باری، برگردیم به داستان ضامن آهو که شیخ آن را در همین کتاب، و به مناسبت همین سفر نقل می‌نماید. شاید قبلاً ذکر این نکته بی‌فایده نباشد که در خلال کتاب «عیون» چند بار که شیخ حدیث یا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روایت یا وثوقی به سلامت سند آن یا اطمینانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهیر هم نقل فرموده باشد) بی‌اعتمادی خود را به آن مطلب تصریح می‌فرماید. (از جمله در صفحه 350 که می‌فرماید: قال مصنف هذا الکتاب، روی هذا الحدیث بریئی من عهدة صحته؛ یا در صفحه 192: کان شیخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید رضی الله عنه سیئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی راوی هذا الحدیث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب الرحمه وقد قرأته علیه فلم ینکره و رواه الی).
و اینک ابتدا اصل داستان را با حذف اسانید و روات آن به عرض خوانندگان می‌رساند سپس سند و روات حکایت را بازگو می‌کند که خوانندگان ملاحظه بفرمایند چه بزرگوار کسانی این داستان را نقل کرده و به صحت آن گواهی داده و یا به‌اصطلاح روزنامه‌نویس‌ها خود قهرمان آن داستان بوده‌اند تا بدانجا که این روایت صددرصد مورد قبول شیخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شریفش خطور نکرده است:
... فلما کان یوم الخمیس استأذنته فی زیارة الرضا (علیه السلام) فقال: اسمع منی ما احدثک به فی امر هذا المشهد: کنت فی ایام شبابی اَتعصب علی اهل هذا المشهد واَتعرض الزوار فی الطریق واَسلُب ثیابهم ونفقاتهم ومرقّعاتهم، فخرجت متصیداً ذات یوم و اَرسلت فهداً علی غزال، فمازال یتبعه حتی التجأ الی حایط المشهد فوقف الغزال ووقف الفهد مقابله لایدنو منه فجهدنا کل الجهد بالفهد ان یدنو منه فلم ینبعث و کان متی فارق الغزال موضعه یتبعه الفهد فاذا التجأ الی الحائط رجع عنه فدخل الغزال جحراً فی حائط المشهد فدخلتُ الرباط وقلت لابی النصر المقری این الغزال الذی دخل هیهنا الان، فقال لم أره فدخلتُ المکان الذی دخله فرأیت بعر الغزال وأثر البول ولم أر الغزال وفقدته، فنذرت الله تعالی ان لا آذی الزوار بعد ذلک و لا اتعرض لهم الا بسبیل الخیر و کنت متی ما دهمنی أمر فزعت الی هذا المشهد فزرته وسألت الله تعالی فیه حاجتی فیقضیها لی ولقد سألت الله تعالی ان یرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً حتی اذا بلغ وقتل عدت الی مکانی من المشهد وسألت الله تعالی ان یرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً آخر ولم أسأل الله تعالی هناک حاجة الا قضاها لی فهذا ماظهر لی من برکة هذا المشهد علی ساکنه السلام. (صفحه 386).
چون روز پنجشنبه برای زیارت رضا علیه‌السلام از او اجازه خواستم. گفت بشنو که درباره این مشهد ( یعنی این محل شهادت) با تو چه می‌گویم. در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، معترض زائران می‌شدم و لباس‌ها و خرجی و نامه‌ها وحواله‌هایشان را به‌ستیزه می‌ستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوز همچنان به دنبال آهو می‌دوید تا به‌ناچار، آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد. یوز هم رو به رویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی‌شد.
هر چه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی‌جست و از جای خود تکان نمی‌خورد؛ ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار دیوار) دور می‌شد، یوز هم او را دنبال می‌کرد. اما همین که به دیوار پناه می‌برد، یوز باز می گشت تا آن که آهو به سوراخ لانه‌مانندی در دیوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط [معنای اصلی آن جای نگهداری اسب برای مبارزه با دشمنان و مرزداری از حدود و ثغور مسلمانان است، و بعداً به معانی مختلفی از جمله کاروانسرا، خانقاه صوفیه، نقل شده است.] (تعبیر جالبی از مزار حضرت رضا در آن عصر) شدم، و از ابی نصر مقری (که لابد قاری راتب قبر مطهر حضرت یا دیگر مقابر اطراف قبر و داخل رباط بوده است) پرسیدم: آهویی که هم الان وارد رباط شد کو؟ گفت: ندیدمش.
آن وقت، به همان جایی که آهو داخلش شده بود درآمدم و پشگل‌های آهو و رد پیشابش [ادرار] را دیدم، ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمان بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیابم. از آن پس، هر گاه که کار دشواری به من روی می‌آورد، وگرفتاری‌ای پیدا می‌کردم، بدین مشهد روی و پناه می‌آوردم، و آن را زیارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خویش را مسئلت می‌کردم و خداوند نیاز مرا بر می‌آورد، ومن از خدا خواستم که پسری به من عنایت فرماید. خدا پسری به من مرحمت فرمود، و چون آن پسربچه به حد بلوغ رسید، کشته شد؛ من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم که پسری به من عطا فرماید و خداوند پسر دیگری به من ارزانی فرمود. هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد و این چیزی است از جمله برکات این مشهد سلام الله علی ساکنه که بر شخص من آشکار شد و برای خودم روی داد.
حال ملاحظه بفرمایید که شیخ (ره) این داستان را از که روایت می کند و این واقعه برای که روی داده است و ناقل آن کیست؟
گوینده اصلی داستان که خود همان شکارچی بوده است، ایرانی پاک‌نهاد و آریایی نژاد و امیر دلیر و بزرگوار و نجیب و آزاده خراسانی خراسان، یعنی ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی، معروف و مشهور و گردآورنده «شاهنامه ابومنصوری» است که او خود داستانش را برای حاکم رازی مصاحب و رازدار و مرد مورد اطمینان ابوجعفر عتبی، وزیر نامدار سامانیان – در هنگامی که حاکم به رسالت و جهت تقدیم پیامی از طرف عتبی به ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی لابد به نیشابور رفته و در آن جا بوده است- حکایت کرده و حاکم هم آن را برای ثقه جلیل‌القدر ابوالفضل محمد بن احمد بن اسماعیل السلیطی که از اجله مشایخ روایت صدوق است، روایت کرده و صدوق هم روایت را از شیخ خود سلیطی نقل می‌فرماید و اینک عین عبارت صدوق مشتمل بر اسانید روایت و مقدمه حکایت را نقل می‌کند:
حدّثنا ابوالفضل محمد بن احمد بن اسمعیل السلیطی (رض) قال سمعتُ الحاکم الرازی صاحب ابی جعفر العتبی یقول: بعثنی ابوجعفر العتبی رسولا الی ابی منصور بن عبد الرزاق، فلما کان یوم الخمیس ... الخ؛ که بقیه را قبلاً به عرض خوانندگان گرامی رسانید. (عیون اخبار الرضا، باب 73، ذکر ما ظهر للناس فی وقتنا من برکة هذا المشهد و استجابة الدعاء فیه).
به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد، و لا غیر؛ و به قراری که ملاحظه فرمودید، داستان کاملاً واقعی و موجه و معمولی به نظر می‌رسد.
و اینک می‌پردازد به بیان مقصد دیگری که از نوشتن این سطور دارد و لذا به مصداق الکلام یجر الکلام و به اصطلاح اهل منبر به مطلب مهم و اساسی دیگری نیز گریزی می‌زند و آن این است که حال که ذکر خیر و نام عزیز این ایرانی شریف نجیب بزرگوار والاتبار یعنی ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی به میان آمد، و از آن جا که متأسفانه اطلاع زیادی از حال او در دست نیست و سوای مأخذ تاریخی که مرحوم مبرور علامه قزوینی طاب ثراه در پاورقی مقاله نفیس خود تحت عنوان «مقدمه شاهنامه ابومنصوری» ذکر فرموده است، و تحقیقات حضرت استاد محیط طباطبایی و دو سه مورد مشابه دیگر، نامی از این آزاده‌مرد نژاده، به چشم نمی‌خورد؛ او که از اولین کسانی بوده که به سائقه وطن‌دوستی و عرق ملیت (و در صورت ثبوت تشیع او شاید بتوان گفت تا اندازه‌ای هم به سبب تشیعیش و بغضاً لبنی العباس) همت والای خود را بر گردآوری شاهنامه ایران و نشر مآثر و احیای آثار نیاکان مصروف داشته است، بد نیست که مزید اطلاعی را که از این مرد بزرگ در همین کتاب مستطاب عیون مذکور است نیز به عرض خوانندگان فاضل برساند، باشد که به‌اصطلاح سرنخ تازه‌ای به دست محققان و فردوسی‌شناسان داده شود تا جهت معرفی بیشتر او و معرفت کامل به حال و طرز تفکرش در این گونه از کتب و مراجع نیز تفحص و تصحفی بفرمایند.
شیخ اجل صدوق (ره) در همان باب 73 مذکور و پیش از نقل داستان آهو،‌ حکایت دیگری از این بزرگمرد روایت می‌فرماید که در ذکر داستان آهو نیز به آن به نحو دیگری المام فرموده است، بدین شرح:
حدثنا ابوطالب الحسین بن عبد الله بن بنان الطائی قال سمعتُ ابامنصور محمد بن عبدالرزاق یقول للحکم بطوس المعروف بالبیوری هل لک ولدٌ فقال لا فقال له ابومنصور لم لا تقصد مشهد الرضا علیه السلام و تدعو الله عنده حتی یرزقک ولداً؟
فانّی سالت الله تعالی هناک فی حوائج فقضیت لی قال الحاکم فقصدتُ المشهد علی ساکنه السلام و دعوتُ الله عزوجل عند الرضا علیه السلام ان یرزقنی ولداً فرزقنی الله ولداً ذکراً فجئتُ الی ابی منصور بن عبد الرزاق واخبرتُه باستجابته الله تعالی فی هذا المشهد فوهب لی و اعطانی و اکرمتی علی ذلک (صفحه 380)
شیخ می‌فرماید: ابوطالب حسین بن عبد الله بن بنان طایی برایم حدیث کرد و گفت که از ابومنصور بن عبد الرزاق شنیدم که به حاکم طوسی که به بیوردی معروف بود، می گفت: آیا فرزندی داری؟
بیوردی گفت: نه ...
ابومنصور به او گفت: چرا روی به مشهد رضا علیه السلام نمی‌آوری تا در کنار آن مزار، از خداوند به دعا بخواهی که به تو فرزندی عطا فرماید؟ زیرا که من خود در آنجا،‌ از خدا نیازمندی‌ها و حاجت‌هایی را مسئلت کردم که همه آن برایم آورده شد.
سپس حاکم (بیوردی) به من (ابوطالب طائی) گفت: قصد زیارت آن مشهد را که بر ساکنش درود باد کردم و در مزار رضا علیه السلام به دعا از خدای عز وجل درخواست کردم که به من فرزندی عنایت کند و خداوند فرزند ذکوری به من مرحمت فرمود من نزد ابی منصور بن عبد الرزاق آمدم و از این که خدای تعالی دعای مرا در این مشهد مستجاب فرموده است او را با خبر کردم. ابومنصور مرا بخششی فرمود و عطایی داد و بدین سبب بر من اکرام و احترام کرد.
به طوری که ملاحظه می‌فرمایید، نشانه‌های جوانمردی و فتوت و صداقت و ایمان راستین،‌ از همین چند سطر در رفتار و گفتار و پندار محمد بن عبد الرزاق طوسی آشکار است، و بنده امیدوار است که فضلای خوانندگان، ان شاء الله بتوانند به اخبار و اطلاعات دیگری از این ایرانی بزرگوار و خراسانی نامدار در کتب مشابه دست یابند.
والحمد الله اولاً و آخراً وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
(برگرفته از کتاب: چهار مقاله، احمد مهدوی دامغانی، تهران، نشر بین الملل، 1385)؛ به نقل از پایگاه کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام

[ ۱۳٩۱/٦/٢٠ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

"قلب المومن عرش الرحمان"

انبیاء آمده اند تا به ما بفهمانند که در درون ما گنج هایی نهفته است و باید قدر خودمان را بدانیم.

کشتی این اقیانوس، ترک هوی و هوس است؛ داداش جون!

اگر بخواهی کشتی را در این اقیانوس بیاندازی؛ خواسته دل را باید با توکل بر خدا کنار بگذاری.

اگر بخواهی در این اقیانوس غواصی کنی و گوهرهای خودت را استخراج کنی باید به احکام و واجبات اسلامی عمل کنی تا خدا یاری ات کند آقا جون !

 

خیلی تکون دهنده بود این پیامی که برام امروز اومد نمی دونم از کیه ؟

خیلی مهم هم نیست... این مهمه که به این حرف ها و این عارفانه ها عمل کنم

منی که هنوز پای عملم می لنگد و هنوز دورم

برای دیگران سخن عشق می گم و خودم هنوز اندر خم یک کوچه ام ...

امیدوارم بخشیده بشم و قدری هم شده به اندازه حرفم عمل کنم  

 

چند وقتی دور بودم از دنیای مجازی و حتی دنیای واقعی ...

مسافر زمان بودم

یا شایدم نه باز وهم برم داشته و مسافر همین زمین بودم 

به هر حال برگشتم ...

 

از لطف همه شما دوستان عزیز ممنونم 

انشالله مهر و محبتتون رو جبران کنم 

 

دلم تنگ شده بود برای اینجا

برای  .....

 

 

 

قدر خودتون رو بدونید

"التماس دعا"

[ ۱۳٩۱/٦/۱٢ ] [ ۸:۳٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بر سر راه عشق زانو زده ام در محفل انس،ذکر یاهو زده ام هر کس به کسی سپرده دل اما من دل در گرو ضامن آهو زده ام.....
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
کد امام نقی
موسیقی

Get Flash Code


يا امام نقي (ع)

تدبر در قران آیه قرآن
ایران رمان