يا امام نقي (ع)

یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)


یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)
یا امام رئوف مدد
قالب وبلاگ

یک ماه فرصت داری 

 

این همه پلیدی 

 

این همه سیاهی را ... پاک کنی ...

 

شدی آنچه که باید شوی

سلامی دوباره می دهی به نور  

نتوانستی 

برای همیشه خواهی رفت .... !!!

 

 

بود و نبودم همه از دست رفته است 

یا ضامن آهو ،دستی برآر به یاری ام ...

 


- خودتون کمکم کنید 

تا دوباره کبوتر شوم

سلامی دهم ....

 

 چراغ نگاهت را مگیر از منِ تاریک...

 

خیلی سخته این دوری

دوری از شما 

کاش پای این عهد بمانم و طاقت بیارم

کاش آدم بشم، کاش دوباره راهی حرم بشم ...

 

دعام کنید 

 

تا یک ماه دیگر و شاید برای همیشه خداحافظ !!

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٦ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 " السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) " 

 

"شرح عاشقی"

 

سلام 

سلام به همه ی عاشقان امام مهربانی آقا امام رضا (ع) عزیز 

برگشتم از بهشت روی زمین ... با حسی فوق العاده 

حسی که این بار بیش از همیشه  نگفتنی است ...

گفتم چند روز بگذره، شاید بتونم شرحی از این سفر بنویسم اما نشد ..!

بنویسم چی به دلم اومده اما نشد ...

نمی دونم چرا  این بار نمیشه...

انگار فقط بین و من و آقا بوده 

انگار نباید تقسیمش کرد ...

اما باز سعی می کنم .. سعی می کنم برای این دل قدر نشناس و فراموشکار

ردی باقی بذارم تا باز دوباره گم نشم تو این سیاهی ها .. باز دور نشم از شما امام رضا (ع) ...

 

 ******

این بار بیشتر از همیشه احساس کردم امام مهربانی ها دست نوازش رو سرم کشیدن و پاکم کردن ... بهم آرامش دادن .. بهم امید دادن ... منو هم شفا دادن !

 

هر چی بهونه بود برای نرفتن خود شون برطرف کردن ... 

به این دل رو سیاه که باز تو فکر و حال گناه بود و دوست داشت به هر بهونه ای باز سیاه بمونه و ذلت گناه رو به لذت اطاعت ترجیح میداد از طریق خادم مهربونش پیام داد :

" این نهی کردن از نیامدن ، نهی شیطانی ست .... "

به شرمندگیم...

به دوریم...

به نمک نشناسیم

از طریق عاشقان بی شمارش، از طریق زائرای گلشون فهموند :

" برو که مهمان حضرت سلطانی،  حتما کارت داره که دعوتت کرده ، حتما لایقی "

هر چند من خودم میدانم لایق نیستم ....

اما عاشق تر شدم ...

لحظه شماری کردم برای دیدار مثل همیشه ..

قلبم شور و هیجان خاصی پیدا کرد

اما باز تردید و دو دلی که نکند جایی برای تو پیدا نشود ...

باز پیامی از یکی دیگر از خادمان عزیز ،بهترین پیام عمر :

" بیا .. مکان اقامت جور شد ، تنها 20 دقیقه تا حرم "

دیگر حالم دست خودم نبود ... تنها 20 دقیه تا حرم ...

برای منی که اینقدر از شما دور شدم اینقدر نزدیک شدن ... چه رویایی !

یعنی میشود؟! 

ایام شهادت ؟!

تو این همه شلوغی ... تو سیل جمعیت عاشقان آقا ...

تردید را پس زدم ...

لایق وصل تو من نیستم ...

اما خودت دلم را دیوانه کردی با دل دیوانه ام چه کنم ؟!

و باز در کمال ناباوری

صادر شد ... بلیط قطاری به سمت مشهد 

 نوکری دعوت شد برای ایام شهادت !

اما تنها بلیطِ رفت ...

چه عالی بلیطی بدون بازگشت ...

در این فکر بودم که یعنی برای همیشه پیش شما خواهم ماند !

که باز از طریق بچه های هیئت زرمندگان کرج پیام دادین :

" برای برگشت میتونی رو ما حساب کنی "

و این پیام شما برای من تنها یک معنی داشت :

هنوز مانده است ... خیلی مانده است تا عاشق واقعی بشوی ...

بیا ، من دعوتت کردم ...

اما ماندن همتی صد چندان میخواهد ...

باید به اندازه کافی از شیطان دور شوی

بیا کمکت می کنم ... بیا پاکت می کنم ...

دوست دارم بمانی و برنگردی ... مثل همه ی زائرانم ...

اما تو هم باید بخواهی .. باید بخواهی تا ماندگار شوی ..

. باید بخواهی دلت حرم امن الهی بشود "

 

و من آمدم... 

و همین را خواستم ....

این بار بیشتر از همیشه از شما طلب کردم تا این سفر

این پاکی، این حس و حال خوب را حفظ کنم ... 

 

تمام دقایق بودن در حرم شما امام عشق را لذت بردم و زندگی کردم !

غبطه خوردم به حال و هوای عاشقان بی شمار امام رئوف

عاشقانی که من به گرد پایشان هم نمی رسم ... 

عاشقانی که از سراسر ایران و از کشورهای دور و نزدیک برای سوگورای در محضر امام هشتم ، پیاده و سواره خود را به مشهد  رسانده بودند ...

لحظه های ناب خلق شده و ارادت های خالصانه شان در هیچ متن و تصویری نمی گنجد .. 

این تنها بین شما و آنهاست ... 

 

اشتیاق خانواده ای که با وجود مشکلات فروان

بدون پول، بدون جایی برای ماندن ،بدون وسیله ای برای بازگشت

 تنها با سرمایه عشق شما آمده بودند  ...

شور و حال پیرزنی که  پیاده با پای لنگان و علیلش آمده بود برای عاشقی ... 

و صدها و صدها از این نوع که وصف ناکردنی است ....

 

از شما ممنونم امام رضا (ع) عزیز

که باز گدای رو سیاه خود را راهی حرمت کردی ... ممنون که شفایم دادی !

حرم امام رضا (ع)

 

شرح عاشقی

******

لحظه های لحظه های حضور در مشهد مقدس،

در ایام شهادت امام رضا (ع) زیبا و تاثیر گذرا بود...


دیدن سیل عظیم عاشقان مولای مهربانی ها 

شکوه عزادری و عرض ارادات زائران و مجاوران ...

سینه زنی و زنجیر زنی در خیابان امام رضا (ع) 

همراه شدن با دسته های عزاداری از شهر های ممختلف

با زبان ها و رسم های متفاوت، اما دلهایی یکی برای امام غریب ...

لذت خوردن نذری شهادت ، کنار حرم ...

علم ها و پرچمهای سیاه عزا

مردمان سوگوار و شکر خدا...

شکر خدا که تو هم هستی ... 


منظره رویایی ، دیدن صحن و سرای امام رضا (ع) و گنبد طلا 

" السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) "

پا گذاشتن تو حرم ، خوش آمد گویی و التماس دعا گفتن خدام 

اذن دخول ، ریزش اشک تو سرمایی که حس نمیشه ... 

و آمدن به ست ضریح 

سلام امام من ، امام رضا (ع) ....

باز شدن عقده دل ... 

هدیه از سمت ضریح ، هدیه ای آسمانی ... 

باورش سخت است ... پرچم عزای اباعبدالله (ع) 

دل خوشی .. که برات کربلایم را امضا کرده است ....

 

کتاب سبز دعا، زیارت مخصوص، نماز زیارت ....

صحن آزادی ...انقلاب .. سقا خانه ... نویشدن از چشمه ی مهربانی ...

پنجره فولاد ... شفا ... کرب و بلا ... و حالا دل ، تنگِ گوهر شاد ... 

 

 

سلامی دوباره ... رواق امام، زیر لوسترِ خاطره انگیز 

نماز جماعت ، زیارت امین الله ...

سینه زنی و گریه برای شما ...

ذکر ضامن آهو رضا (ع) ... در شب شهادت شما ... 

 

و حالا روز شهادت

باز فلکه آب، به اوج رسیدن همه ی عشق ...

باز حرم، گذر از صحن رضوی

بست شیخ بهایی .... دیدار با خادم مهربان شما ، دوستی عزیز

شکلاتی به رسم سوغاتی با این پیام :

روز شهادت من است اما ، کامت شرین زائر من،

حواست باشد ، مبادا طعم تلخ گناه را طلب کنی ...

 

باز صحن انقلاب، سینه زنی در کنار زائرن نجف و کرب و بلا و سامرا ....

باز آزادی ، باز گوهر شاد ... صحن رضوی ....

و باز فلکه آب .... و باز سینه زنی

 

و حالا شب شده است ...

شمع ها روشن شده

شام غریبان شما ست ...

 

نماز جماعت، رواق امام، روضه حاج محمود کریمی

سینه زنی ، راز و نیاز ، طلب حاجت و .... دعای کمیل 

و حال وقت وداع است ...

گوهر شاد نمی شود انگار

باز به دویدن به سمت بهشت انقلاب ...

و

وداع ... وداعی تلخ :

باز هم مرا بطلب .. به امید دیدار ... 

و رفتن و دل نکندن

هی برگشتن و گنبد را نگاه کردن ... نگاه های .....

 

کاش حسرتم بیش از این نشود ... آقا حواست به من هست ... حفظم کن ...

 

و یک شب دیگر در مشهد عشق ...

فرا رسیدن اول ربیع ...

امام مهربانی ها گرد غم و عزا را دل شیعیان می تکاند ...

و گرد گناه ...

و بعد 

لباس سیاه عزا را در می آورد و مزد عزاداری ها را می دهد ...

امام رئوف است ...

 

و ما بر می گردیم ...

که ای کاش می ماندیم ....

و آخرین دعا :

ماندگار مان کن در حرمت " یا ضامن آهو "

 حرم امام رضا (ع)

 به یاد همه ی شما دوستان عزیز بودم

بارها از آقا خواستم حاجت روا بشن

همه ی کسایی که از طریق این وب دل شون هوایی شده و عاشق تر 

دعا کردم انشالله همه تون به زودی  راهی حرم قشنگ امام رضا (ع) بشید

دوستان عزیزی که با نظرات خودتون من بیشتر از همیشه شرمنده کردین ....

شما هم برای من دعا کنید.... 

یا علی (ع) مدد

کلیک کنید ...

ویژه شهادت ابن الرضا (ع)

امام حسن عسگری علیه السلام 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

مولا جان هنوز مرا شفا نداده ای

من باز برای شفا می آیم ...

 

خوب می دانی برنگشته از مشهد

گم شدم در این هیاهوها ... باز شکستم عهد و شدم تنها 

 

 

باز آه و ماتم و بار گناه ...

باز آمدن به سوی شما ... 

این سفر همیشه رویایست ...

این زیباترین تکراریست ...

باز من و شما و صحن و سرا ...

باز سقا خانه، ایوان طلا و گوهر شاد !

 

 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند
رد دو دست ابالفضل روی آب بماند

حسن شدی که سوال غریب کیست در عالم
میان کوچه و گودال بی جواب بماند

حسین نیز غریب است اگر شبیه برادر
ولی بناست بقیع حسن خراب بماند

کمی ز غصّه ی تو رخنه کرده است به بیرون
تفاوت زن چون "جعده" و "رباب" بماند

به احترام حسین سه روز مانده به گودال
بناست زائر تو زیر آفتاب بماند

 

 

مطالب مرتبط با شهادت امام حسن (ع) در این وبلاگ 

بر روی عکس کلیک کنید ...

 

شهادت امام حسن ع

 

 پست های قبلی را از دست ندهید 

نظرات فعال است !

[ ۱۳٩٢/۱٠/٩ ] [ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

لحظات آخرعمرمبارک خاتم الانبیاء رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روح هسـتی در میان بسـتر است ...... ل

ـحـظـه هـای آخـر پـیـغمبر است گوشــه ای گــرم نـیـایش با خــدا ......

مـی بـرد بـالا عـلـی دسـت دعـــا اهل بیت خویش را با اشک و آه ......

در وداع آخـــــــریـن دارد نـگـــاه گــاه گـوید با علی از غسل و قبر ......

درد دل با چاه و مظلومی و صبر گــاه گـوید با غــم و درد و مـحن ......

غــم مخور هستی من زهرای من بعـد مـن حـامی دسـت حـق شوی ......

اولـیـن کس تو به من ملحق شوی بعـد مـن اجـر رسالت هیزم است ......

هسـتی ام در آتـش نا مــردم است آسـمـان را رنگ نـیـلی می زننـد ......

بین کـوچه بـر تـو سـیلی می زنند ........

 

 

رحلت جانگداز رسول اکرم (ص) بر همه عاشقان و رهروان آن حضرت تسلیت ...

[ ۱۳٩٢/۱٠/٩ ] [ ۸:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

شهادت مظلومانه آقا امام حسن مجتبی (ع) تسلیت ...

خدایا به حق کریم اهل بیت (ع) ما رو شرمنده مادرشون خانم فاطمه الزهرا (س) نکن .... 


ای مادری ترین پسر فاطمه، حسن!

ای مجتبی ترین ثمر فاطمه، حسن!

آن مقتدا که هیچ کَسَش اقتدا نکرد

با این که هست تاج سر فاطمه، حسن!

وقتی که در مدینه غریبش گذاشتند

یعنی شکست بال و پر فاطمه، حسن!

حتی صدای تو به سپاهت نمی رسید

یعنی شکسته شد کمر فاطمه، حسن!

روزی که مادر تو به کوچه ز پا فتاد

چشم تو دید درد سر فاطمه، حسن!

در ناله ها و نافله های شبش کسی

چون تو ندید چشم تر فاطمه، حسن!

در بین اهل بیت، خدایی خودت بگو

مثل تو کیست خونجگر فاطمه، حسن!

چون تو کسی که چادر خاکی ندیده است

ای قامتت عصا به بر فاطمه، حسن!

سیلی به پیش چشم تو بر مادرت زدند

دیوار بود و زخم سر فاطمه، حسن!

زهرا اگر که شد سپر مرتضی علی

آری تویی، تویی سپرِ فاطمه، حسن!

الحق که از حسین تو هستی غریب تر

این غربت است، در نظر فاطمه، حسن!

یک یار هم کنار تو روز وفا نماند

در غربتی تو هم اثر فاطمه، حسن!

یک عمر خونِ دل ز گلویت به تشت ریخت

ای پاره پارۀ جگر فاطمه، حسن!

 

کلیک کنید :

ویژه نامه 28 صفر

رحلت حضرت محمد (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) 

 

یک عمر در حوالی غربت مقیم بود

آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود

خورشید بود و ماه از او نور میگرفت

تا بود ، آسمان و زمین را رحیم بود ... 

[ ۱۳٩٢/۱٠/٩ ] [ ٧:٥۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایام شهادت امام مهر و مهربانی آقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد 

 

دور از هم، غریبانه ایستاده بودند.
تا غریب توس نشست، غریب مدینه خمید!


لباس سیاهت را پوشیده ای

وارد خیابان اصلی می شوی

دسته های عزاداری را می بینی

که در مسیر خیابان تا حرم امام رضا(ع) موج می زنند.

از فواره های حوض های خیابان ها گویی خون می جوشد.

همراه یکی از دسته ها می شوی و پس از مدتی به حرم می رسی

دست بر سینه می گذاری و سلام می دهی

پرچم سیاه گنبد طلایی بارگاهش

در بین سیاهی شب پیچ و تاب می خورد.

وارد حیاط می شوی

خدام دور تا دور حیاط هر کدام شمعی بر دست گرفته اند و ایستاده اند

بوی گلاب فضا را عطر آگین کرده است

کبوترها همگی بر کنگره های صحن ها نشسته اند

و از پروازشان انگار خبری نیست

گویی این سوگ بزرگ بال و پرشان را بسته

گوشه ایی می نشینی و به آن روز می اندیشی

به روزی که مأمون که لعنت خدا بر او باد

امام رضا(ع) را نزد خود فراخواند.

او که از هر کاری برای خراب کردن شخصیت ایشان دریغ نکرده بود

حال آنکه در تمامی مراحل شکست عظیمی هم خورده بود

امام رضا (ع) را فرا خواند برای عملی کردن آخرین نقشه شومش

او انگار فراموش کرده بود اینجا کوفه نیستــــــ

او انگار فراموش کرده بود

که مردم این جا مولا و امام خود را هیچ گاه تنها نخواهند گذاشت

او انگار فراموش کرده بود اینجا ایران استــــــــ

جاییست که عاشقان اهل بیت رسول خدا در آن زندگی می کنند

او انگار فراموش کرده بود

مردم این جا دین خود را به هیچ چیز نخواهند فروخت

او انگار فراموش کرده بود رسول خدا فرموده بودند :

این جا مکانیست که مردمش بیشترین بهره را از اهل بیت خواهند برد

آری ...

همین چیزها ترس او را دو چندان کرده بود

چراکه هر روز بر مریدان و عاشقان امام رضا(ع) افزوده می شدند

و او مانند اجداد خود چاره ایی جز از میان برداشتن امام رضا(ع) نداشت

او نیز مانند اجداد خود فکر می کرد

امام رضا(ع) به تاج و تخت او چشم دارد

او نیز مانند اجدادش نمی دانست

و هیچ گاه درک این موضوع را پیدا نکرد

که اهل بیت به مادیات دنیا کوچکترین اهمیتی نمی دادند

و او آن قدر پست بود که کمر به شهادت امامی بست

که خود او را به این سرزمین فراخوانده بود.

او امام رضا(ع) را تهدید کرد

سمی را که او برای شهادت ایشان تهیه کرده بود، خود بنوشند.

اشک هایت سر می خورند بر گونه هایتــــــــ

به بارگاهش خیره می شوی و از ته دل دعا می کنی :

امام غریبم ، یا ضامن آهو

مرا از شر شیطان که برای گمراه کردن من سوگند خورده است حفظ فرما

نور هدایت را بر قلبم بتابان

روشنی چراغ ایمان را بر من نورانی تر فرما

امام غریبم

شفاعت شما را در روز تنهایی و بی کسی خواستارم ...


از پیج زیبای امام رضا (ع) در فیس بوک حمایت کنید 

 
 
شهادت امام رضا (ع)
 
پست های قبل رو از دست ندهید .. نظرات فعال است !!!
[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایام شهادت آقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت ...

 

آقا نیا! می‏‌خواهی بیایی که چه؟ ما که حالمان خوب است و کیف‏مان کوک؛ ملالی هم نیست، حتی با دوری شما! می‏‌گویند وقی بیایی، دین جدیدی می‏‌آوری. مگر همین دین الآنمان چه اشکالی دارد؟ ببین؛ دارم هشدار می‏‌دهم که اگر بیایی، در مقابلت می‏‌ایستیم.


اصلاً فرض کنیم آمدی و آمدی همین حرم امام رضا علیه السلام؛ جایی بهتر از این‏جا که پیدا نمی‏‌شود. فکر می‏‌کنی ما خادم‌‏های جدّت چطور با شما برخورد می‏‌کنیم؟ البته می‏‌دانم که همه‏‌ی این حرف‏‌ها را خودت می‏‌دانی، ولی این دردها را به شما نگوییم، به که بگوییم؟


فرض کنیم آمدی و دیدی دارم خانم زائر میان‌‏سالی را که روی فرش‏‌های صحن جامع دراز کشیده، از خواب بیدار می‏‌کنم. کاری که همین دیروز کردم. اگر بگویی بگذار استراحت کند، می‏‌گویم: به ما دستور داده‏‌اند نگذاریم کسی در حرم بخوابد؛ بی‌احترامی است. اگر بگویی بی‌احترامی نیست، هیچ توجهی نمی‏‌کنم. اگر بگویی او سیّده است و از خانواده‏‌ی ما؛ امروز رسیده و فردا دارد می‏‌رود؛ می‏‌خواهد چند لحظه‏‌ای استراحت کند تا بتواند امشب را بیدار بماند و با من حرف بزند، باز هم به خرجم نمی‏‌رود. دستور از بالاست.


اگر ببینی دارم به زن و شوهر جوانی گیر می‏‌دهم که با مهربانی دست هم را گرفته‏‌اند و از من بپرسی مگر این کار چه اشکالی دارد، می‏‌گویم: این قرتی‏‌بازی‏‌ها یعنی چه؟! آن هم توی حرم امام رضا (ع)! آخر از بالا دستور داده‏‌اند؛ مگر من می‏‌توانم سرپیچی کنم؟
اگر ببینی مسیری را بسته‌‏ام و از من بخواهی اجازه دهم کسانی که کار ضروری دارند، رد شوند، قبول نمی‏‌کنم. اصرار کنی، باز هم می‌گویم: از بالا گفته‏‌اند.


اگر بگویی پیشنهاد کنید چند وضوخانه برای خواهران در نزدیکی رواق‏‌ها بسازند تا مجبور نباشند برای فرار از رفتن این همه راه تا دست‏شویی‏‌ها، لب حوض‏‌ها وضو بگیرند و شما هم مجبور نباشید به‏‌شان تذکر بدهید، می‏‌گویم: به ما چه مربوط؟ زائر باید با وضو وارد حرم شود. در ضمن دست‏شویی‏‌ها را دور از رواق‏‌ها ساخته‏‌اند که زائر بی‏‌خودی در حرم نماند و فقط زیارت کند و برود. یعنی درست همان حرف‏‌هایی که از بالا به‏‌مان گفته‏‌اند.
خلاصه آقا جان! وقتی برای ما فقط دستور از بالا مهم است و کسی را بالاتر از آن بالا نمی‏‌دانیم، می‏‌خواهی بیایی که چه؟ بیایی، مثل جدت امام رضا (ع)، و بلکه بیش‏تر از او، غریب می‏‌شوی. فعلاً نیا تا ببینیم از بالا چه می‌گویند!

به نقل از : 

" کبوتر حرم"

 

 دیگر خاطرات در این وب ... 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

به مناسبت ایام شهادت غریبانه امام رضا (ع) :

 

روز شهادت و شب شام غریبان آقا امام رضا علیه‌السلام توفیق نوکری داشتم. توی لحظات زیبای خادمی و در حال گریه بر شهادت آقام، با خودم تصور کردم که این روز و شب‏‌ها چقدر به خادم مخصوص آقا - که هر لحظه در کنارش بود و در خدمتش و حالا تنها شده - سخت می‌گذره. از دست دادن آقایی به مهربونی امام رضا(ع) چه درد بزرگیه. با خودم فکر کردم اگه بخوام درجه‏‌ی خلوص نوکری‏م رو بفهمم، باید ببینم چقدر می‌تونم جدایی‏ش رو تحمل کنم.
برای خودم توفیق نوکری بهتر رو خواستم و برای شما، توفیق زیارت با معرفت.

 

" کبوتر "

 

پایان صفر، هنگامه‌ی مِهر شیعه به امام رضاست و موعد مُهر امام رضا - علیه‌السلام - پای دو ماه اشک شیعه.
چشم‌انتظار مُهر مِهرت هستیم، مِهر هشتمین!

[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ٧:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

ناله برای کشتهٔ دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

گاهِ سحر به جانب جانانه پر کشید

در انتظار آمدن میوهٔ دلش

پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

سینه زنان دریده گریبان پسر رسید

دستی به روی ماه کبود پدر کشید

شمس الشّموس روی زمین اوفتاده و

فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید

آه از دمی که زینب کبرایِ غم نصیب

آمد تن امام زمانش به بر کشید

با دست زخم خورده خود دختر علی

تیر شکسته از تن ارباب در کشید

گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پای ساقه یاسش تبر کشید

حسن لطفی
شهادت امام رضا (ع) هشتیمن خورشید ولایت تسلیت ...

عکس شهادت امام رضا ع

  
[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایام شهادت امام عشق و مهربانی

حضرت ثامن الحجج اقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت ...

 

خیلی لذت داره همه تو رو نوکر  امام رضا (ع) بدونن .... 

اما بیشتر از اون درد داره ... خیلی درد ... خیلی شرمندگی 

که میدونی نوکر خوبی نبودی و نیستی !

وای بر من که اسم خودم رو شیعه میدونم ... وای ...

خودت مولا به فریاد من برس... من نمیخوام اینی باشم که هستم ....

خودت کمکم کن مولا جان ... یا علی بن موسی الرضا (ع)

 

امام رضا (ع) جانها به فدایش فرمودند :

هر کس خود را از ما بداند و خداوند عز و جل را اطاعت نکند از ما نیست ،

و تو اگر خداوند عز و جل را اطاعت کنی از ما اهل بیت (ع) هستی .

 

 

یا ضامن آهو خودتون عنایت کنین عبد خدا بشیم و عبد خدا بمونیم ... 

 

عکس حرم امام رضا (ع) ... حدیث تصویری

[ ۱۳٩٢/۱٠/٧ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

رحلت جانگداز حضرت مصطفی (س)

و شهادت امامم غریب تر از برادر ...

آقا امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد  

 

این روزها این حدیث ها دلمو آتیش می زنه

یعنی ما هم از شما نیستیم .... ؟

خودتون به فریاد دل ما برسید،وای بر ما اگر همین روند رو ادامه بدیم .. وای ...

 

امام حسن مجتبی (ع) :

قالَ رَجُلٌ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍ علیهِ السَّلام : إنَّی شِیعَتُکمْ! فقالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ - علیهِ السَّلام - : یا عَبْدَ اللهِ إنْ کنْتَ لَنا فِی أوامِرِنا وَ زَواجِرِنا مُطِیعاً فَقَدْ صَدَقْتَ وَ إنْ کنْتَ بِخِلافِ ذلِک فَلا تَزِدْ فِی ذُنُوبِک بِدَعْواک مَرْتَبَةً ... 
«لئالی الاخبار، ج 5، ص 157»

مردی به امام حسن علیه السلام گفت: من شیعه و پیرو شما هستم، امام حسن - علیهِ السَّلام - فرمود: ای بنده ی خدا اگر در برابر «اوامر» و «نواهی» ما مطیع باشی در ادعایت صادق هستی و اگر این چنین نیستی با این ادعایت بر گناهان خود افزوده ای! پس وقتی در این مرتبه قرار نداری ادعای آن را نیز بر زبان میاور که دروغ است و بر گناهانت می افزاید.

نگو من شیعه شما هستم! بگو من یکی از دوستداران شمایم و با دشمنان شما دشمنم. در این صورت به خیر و نیکی خواهی بود و به سوی خیر و نیکی پیش خواهی رفت.

[ ۱۳٩٢/۱٠/٧ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


نسیمی از سمت خراسان شما می آید ....
.
.
.
باز من مست شدم ....

 

 

یه صدا مدام داره بهم میگه :

بیخود بلیط گرفتی ، به تو امیدی نیست ... باز می خوای بری که چی بشه ؟!

مگه ولادت اونجا نبودی؟! ... خب بعدش چی شد .. به چند روز نکشیده دوباره شدی همون کلاغ رو سیاه قبل ... حالا میخوای امام رضا (ع) باز شهادت شون بطلبت و باز بری و برگردی و .... 

توی گنه کار و رو سیاه میخوای بری چیکار ؟ تویی که لایق نیستی جای یه نفر دیگه رو هم می گیری ...

 

و من خوب می دانم که، که هستم ...

اما این را هم می دانم

امام من ...

خدای من ...

این خانواده ...

کریم تر از آن هستن که در ذهن همچو منی بگنجند ...

جفایی بزرگ تر از گناه است .... گناهی بزرگ تر از هر  معصیتی اگر فکر کنی ، بخشیده نمی شوی ...

 

من خوب می دانم امام من ، مهربانترین است ....

 

خوب می دانم

 بدم !!!

حال من بد است ...

و همین است که مرا به سمت تو می کشد ....

از شما دورم ، اما 

اینقدر می آیم ... تا نزدیک شوم ...

اینقدر به حرم شما می آیم تا ماندگار شوم ...

 

من امیدورام .. امیدورام به دستان مهربان و نگاه شفا بخش شما 

 

و چه زیبا می گفت خادمتان آقا :

این صدایی که تو را نهی می کند از نیامدن ،

صدای شیطان است ... تو بیا .. آقا دعوتت کرده .... مهمان اویی ....

 

می دانم کریم است و باز می بخشد ...

این بار بدتر از همیشه ام  شده ام ... 

شرم حضور دارم ، خجالت زده ام از همیشه بیشتر ... اما باز 

دوست دارمبیایم ...

بطلب .... 

 

" یا ضامن آهو "

[ ۱۳٩٢/۱٠/٦ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

خوب می دانم ، لایق وصل شما نیستم ...


بگو با دلم چه کنم ؟!

.
.
.
.
.
.
شاه خراسان
 
 
وقتی زیارت تو هست ، مرا به حج نیاز نیست ....
آقا بطلب 
[ ۱۳٩٢/۱٠/٥ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

صحن قدس حرم امام رضا علیه السلام

خانه‌ام همین نزدیکی‌هاست...
پیاده تا این‌جا بیست دقیقه‌ای می‌شود. یک روز درمیان می‌آیم حرم. به بتول فکر می‌کنم، به این که سه سال پیش من را تنها گذاشت. من هم از آن روزی که رفت، عهد کردم یک روز درمیان بیایم این‌جا. بعد از نماز صبح برایش لقمه آماده می‌کنم، اما همیشه دستم را رد می‌کند. بعد می‌آیم این‌جا، می‌گویم یا ضامن آهو، مراقب بتولِ من باش! یک وقت دردِ کمرش زیاد نشود؛ آخر پمادش را توی قفسه‌ی آشپزخانه جا گذاشته است. 
دلتنگی هر روز با من راه می‌رود، حرف می‌زند، دردِ دل می‌کند و حتی شب‌ها وقتی قرص‌های صورتی‌ام را می‌خورم، به صورت من خیره می‌شود. اربعین سه سال پیش بود که روی صورت بتول یک ملحفه‌ی سفید کشیدم و همه چیز برایم تمام شد. از همان موقع از تمام ملحفه‌های سفید بیزارم.
یک روز بتول نشسته بود روی یکی از فرش‌های قرمز حرم و دمِ گوشم گفت: «این‌جا آرامشی دارد که سال‌ها دنبالش می‌گشتم.» حالا که او رفته، تنها جایی که آرامم می‌کند این‌جاست. در گوشه‌ای از صحن که نشسته‌ام چادرِ خاکستری گل‌دارش را می‌بینم، چین‌های صورتش را، صدایش را و تسبیحی که همیشه در دستانش می‌چرخید و حالا دستِ من است.
اربعین که می‌شود، دلم بدجوری می‌گیرد. خانه‌ام همین نزدیکی‌هاست. پیاده تا این‌جا بیست دقیقه‌ای می‌شود...

متن : شیوا خادمی

عکس : حسین کام شاد

اربعین بی حسینی خانم زینب کبری (س) تسلیت .... 
 
[ ۱۳٩٢/۱٠/٢ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بر سر راه عشق زانو زده ام در محفل انس،ذکر یاهو زده ام هر کس به کسی سپرده دل اما من دل در گرو ضامن آهو زده ام.....
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
کد امام نقی
موسیقی

Get Flash Code


يا امام نقي (ع)

تدبر در قران آیه قرآن
ایران رمان