يا امام نقي (ع)

ویژه شهادت مولا علی (ع) و شب های قدر - یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)


یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)
یا امام رئوف مدد
قالب وبلاگ


امشب از فرق علی کعبه پلی زد به بهشت ...

چه مراعات و نظیریست
علـــــــــــــی ...
کعبـــــــــــه ...
بهـــــــــــشت...

بر روی عکس کلیک کنید

شهادت مولا علی (ع)

 
هیچ کس غربت خونین تو را درک نکرد
عشق و آئین تو و دین تو را درک نکرد

گر چه بر مردم جاهل تو سلونی گفتی
یک نفر دیدهٔ حق بین تو را درک نکرد

بار برداشتی از دوش همه خلق و کسی
کوله بار غم و سنگین تو را درک نکرد

هر که دلدادهٔ ایمان و ولای تو نشد
معنی مکتب و آئین تو را درک نکرد

همه دیدند که خون دلت از فرقت ریخت
یک نفر محنت دیرین تو را درک نکرد

جز تو ای صبح سعادت به خدا هیچ کسی
لذت رفتن شیرین تو را درک نکرد

بعد پرپر شدنت ای گل ایثار، کسی
چمن غرق ریاحین تو را درک نکرد

ره به سرچشمه خورشید نیابد هرگز
هر کسی مصحف زرین تو را درک نکرد

جز تو کز حال «وفائی» همه دم با خبری
هیچ کس حالت مسکین تو را درک نکرد

شب قدر



می توان پرواز را تجربه کرد؛ 

فقط کافی است قدری سبک تر شویم؛ آن قدر سبک که نیروی هیچ جاذبه ای، زمین گیرمان نکند! 

شب های قدر است. هر که دارد هوس «قُرب خدا» بسم اللّه 

جادّه تقرب، قدم های عاشقانه ای می طلبد.

دیگر مجال ماندن نیست! در این سرزمین برای ما جایی نیست. 

باید از خود ـ این سرزمین زشتی ها ـ هجرت کنم؛ به آن دیگرم، سر بزنم. 

باید با تمام وجود، هجرت کنم! از این «مَنِ» زمینی تا «آنِ» الهی، راهی نیست.

این شب ها، کوتاه ترین راه رسیدن به آن جاست. 

ببارید، چشم های روسیاه من! شاید که اشک ها، آبروی از دست رفته تان را باز گرداند. امشب شما وظیفه سنگینی دارید. 

باید هر چه توان دارید در طبق «اخلاص» بگذارید! شما باید جور تمام تن را بکشید. به حال دستانم گریه کنید؛ به حال پاهای ناتوانم گریه کنید، که فردا، بر پل صراط، نلغزند! به حال شانه هایم گریه کنید که زیر بار سنگین گناه هایم در حال شکستند! ببارید! چشم های روسیاه من! 

باید هر چه توان دارید در طبق «اخلاص» بگذارید! 

امشب، خدا به این اشک ها پاداش می دهد! این قطره های حقیر، کارهای بزرگی می کنند! این اشک ها، خاموش کننده شعله های خشمی هستند که قرار است تنم را به آتش بکشند! ببارید، ای چشم های روسیاه من! که من به مدد این اشک ها پا در جاده نهاده ام. 

که من به امید این ناله زدن ها دل به دریا زده ام؛ وگرنه، دستانم تهی است و شرمساری ام را حدّی نیست! کوله بار پر از گناهم را با مدد این اشک ها، سبک خواهم کرد! بسوز ای دل! بشکن ای آئینه زنگار گرفته من، بشکن که امشب، به این شکستن نیازمندم! تو که بشکنی، یعنی نیمی از راه را رفته ام! 

یک عمر، گردن کشی کردی و مرا هم به هر جا که خواستی بردی؛ به هر کجا که اراده کردی! باید امشب بشکنی، باید امشب بسوزی، که سوز تو کارها بکند. تو بشکنی، چشم ها نیز می بارند، دل بسوزد، اشک ها فوّاره می زنند. باید وقت را غنیمت شمرد، شاید هرگز به شب قدر دیگری نرسیم.
"التماس دعا"

[ ۱۳٩٢/٥/٧ ] [ ۳:٢٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بر سر راه عشق زانو زده ام در محفل انس،ذکر یاهو زده ام هر کس به کسی سپرده دل اما من دل در گرو ضامن آهو زده ام.....
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
کد امام نقی
موسیقی

Get Flash Code


يا امام نقي (ع)

تدبر در قران آیه قرآن
ایران رمان