يا امام نقي (ع)

سفر به مشهد الرضا (ع) - یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)


یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)
یا امام رئوف مدد
قالب وبلاگ

برنشگته از مشهد باز غرق شدم در تباهی و گناه ... 

باز دور شدم از مولا آقا علی بن موسی الرضا (ع) ...

 

سفر به مشهد الرضا (ع) + عکس های زیبا از ایام ولادت در ادامه مطلب  

 

همیشه  تو تب دوری از آقا و حسرت زیارت ایشون میسوزم 

کنارشون که هستم همه چیز خوبه ...

مگه میشه کنار خورشید هشتمین بود

و عشق و مهربانی و نور رو لمس کرد و خوب نبود ؟

مگه میشه نفس بکشی تو هوای ضامن آهو و لذت نبری ؟

مگه دغدغه ای هم میمونه برات وقتی آقات کنارته؟

وقتی زائرشی؟!

وقتی میدونی داره نگات می کنه ؟ 

مگه میشه کلاغ رو سیاهی مثل من رو تو صحن و سرای شما راه بدن و بذارن کنار کبوترا پر بزنه و احساس کبوتر بودن بکنه .. احساس پاکی کنه و باز حالش بد باشه ؟!

 

نه نمیشه ...

اما دریغ ... افسوس که تا بر میگردیم ... باز اسیر آلودگی های شهری و شیطانی میشیم

میشیم همون کلاغ سیاه ... !!

یادمون میره حال و هوامون .. قول و قرارامون 

 

اما شما امام رئوف هیچ وقت ما رو تنها نمیذاری ...

موندم ما که می دونیم شما همیشه دارین ما رو نگاه می کنی ... ؟!

ما که اینقدر دوستون داریم

چطور دوباره ........ 

و دوباره ..... 

 

اما شما باز .... 

نه گاهی ... همیشه همیشه هوای کلاغ سیاهت رو داری ...

دوست نداری گم بشه تو سیاهیا 

ناراحت میشین وقتی دور میشیم ... 

وقتی اسیر هوا و هوس میشیم

نه یک بار 

نه دو بار ...

هزارن بار می بخشیمون ...

باز با دستای مهربونتون 

با نگاه شفا بخشتون ... میگین بیا ....

نرو ...

دور نشو از این حال و هوا

آخه اگه اینجا نیای کجا میخوای بری ؟!

اگه منم دستت رو نگیرم کی میخواد دستت رو بگیره ؟

کی مهربونتر از منه با تو  ... 

هیچ کس ... باز ما را می طلبی .... دیر یا زود ... 

 

چند روز پیش از غم گناه و دوری آقامون با آه و ناله و گریه درد دل می کردم با عزیزی که :

اینبار دیگه آقا نمی طلبم ...  

دیگه تو خوابم هم نمی بینم که رفتم زیارت شون ... 

 

- امام ما رئوف تر از این حرفاست !

می دونستم راست میگه .. می دونستم بازم ... 

اما .... 

 گویند کریم است و گنه میبخشد ، گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم !!!

 

بیمرم برای این آقا که هر چی تا الان خواستم بهم دادن ... 

دو روز بعد .... خواب حرم و زیارت شون رو تو ایام ولادت دیدم 

حس فوق العاده ای بود ..... درد و دل های عاشقانه با آقا 

زل زدن به گنبد طلاشون .... دعا کردن و زاری کردن به درگاهشون 

هیچ حس نکردم که خوابم ...

و نبودم

باز راهم داد ... مهربونی کردن مثل همیشه ...

باز من رو طلبیدن .. باز زائرشون شدم!!

 

از خواب که پا شدم سبک شده بودم .. پاک شده بودم ...

حس قشنگ کبوتر بودن .... 

 

ادامه مطلب رو از دست ندید ...

 

در تولد سه سالگی وبلاگ "یا ضامن آهو"

بعد از این دوباره رفتن به حرم 

میریم به زیارت مولا علی بن موسی الرضا (ع) در ایام ولادتشون 

ببخشید اگه عکس هایی که گرفتم اونطور که باید باشه، نیست ... 

 

عکس حرم امام رضا (ع)

دلایل تاخیر  :

یکی بد بودن حال و هوام بود که به لطف آقا بهتر شد ... و  یکی هم پیش رو بودن شهادت امام جواد (ع) !!


سفرنامه عشق ، زیارت امام رضا (ع)

 

السلام علیک یا غریب الغربا 

یا معین الضعفا و الفقرا 

السلطان یا اباالحسن یا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع)

 

لایق وصل تو که من نیستم 

اذن به یک لحظه نگاهم بده ... 

 

مولای مهربان اذن ورود می دهند ، وارد حرم زیبایش می شویم، وارد میعاد گاه پیغمبران و امامان ، وارد خانه حضرت سلطان ....

عکس حرم امام رضا (ع)

 

از زیباترین خاطرات من کنار سقا خونه ی اسماعیل طلا ... 

آب رسوندن به زائرای گل شما آقای مهربونی هاست !

وقتی آبخوری بانوان طبق معمول شلوغه و از ما تقاضا می کنن براشون آب بیاریم ...

بعضی موقع ها هم بدون اینکه کسی تقاضا کنه این کار رو می کنم 

حس خوبی داره زائرای آقا رو سیراب کنی 

حس خوب داره وقتی میگن :

انشالله حاجت روا بشی ...

 

این بار این لیاقت کمتر نصیبم شد، عوضش تو صحن جامع رضوی یه لیاقت دیگه نصیب من و داداشم شد... جمع کردن فرشهای صحن و بردن به انبار ...

سقاخانه اسماعیل طلا

 

بیشترین لحظات حضورم تو حرم آقا، تو بهشت صحن انقلاب میگذره 

زیباترین جای دنیا ...

وقتی میتونی زل بزنی به گنبد طلای آقات ... 

بری سمت پنجره فولاد 

بری کنار ایوون طلا 

بری یه گوشه بشینی و درد و دل کنی 

وقتی آقات رو نزدیکتر از همیشه حس می کنی ...

عکس حرم امام رضا (ع)

 

مدت ها قبل از آغاز مراسم شب میلاد امام رضا (ع) رفتم صحن انقلاب و یه سایه کوچیک روبروی اداره آگاهی حرم پیدا کردم و نشستم و زل زدم به آقا ، به خیال خودم خیلی آقا رو دوست دارم و خیلی ارادت دارم ... اما تک تک زائرایی که رد می شدن و همه اونایی که تو ذل گرما و تو اون آفتاب نشسته بودن بهم یادآوری میکردن که هنوز تا عاشقی راه درازی دارم ... آخرینشون این خانم  بود که با ذوق و شوق و هیجان خاصی پرچم آقا رو آورده بود تو حرم تا روز میلادشون رو تبریک بگه ... خانمی از هیئت حیدری، هیئتی که با پای پیاده راهی حرم شده بودند ...

 

حرم امام رضا (ع)

دارم به سمت پنجره فولاد می روم ...

جایی که دلی شکست و مریضی شفا گرفت 

  پنجره فولاد امام رضا علیه السلام

 

به این سادگی ها نمیشه از پنجره فولاد دل کند و رفت ...

اولین چیزی که کنار پنجره فولاد میخوام ، اولین دعام

شفای همه مریضا، مخصوصا مریضهای بی شمار کنار پنجره فولاد آقان ...

مریضهایی که با پارچه های سبز دخیل امام رئوف شدن....

شاید تو نگاه اول خیلی رنجور و مریض به نظر برسن و دلت بسوزه براشون 

اما خوب که نگاشون می کنی ، باید غبطه بخوری به حال زیبایی که دارن 

کنار مولاشون نشستن و دارن با دلشون با چشماشون با آقاشون نجوا میکنن

آرامشی و امیدی دارن که کمتر کسی داره ... 

از آقاشون مطمئنن ... دلشون قرصه ... که دست خالی بر نمی گردن !

اصلا همین که کنارشن ، خودش شفاست !!

 

اونا باید برای ما دعا کنن 

برای ما که به ظاهرا سالمیم اما پر از دردیم ...

 

یا ضامن آهو ، منم شفا بده ... پنجره فولاد امام رضا (ع)

و اما دومین دعا که همه ی زائرای دل شکسته آقا اینجا ازشون میخوان :

کرب و بلا ... 

 

راسته میگن امام رضا (ع) ، پنجره فولاد شما برات کربلا میده ، چقدر دیگه باید بیام، چقدر دیگه باید بخوام ، چقدر دیگه باید بگم :

ای همه کربلای من  

برات کربلای من ...

 

کی لیاقت و سعادت سفر کربلای ارباب مون اباعبدالله الحسین (ع) رو نصیبمون می کنی امام رضا (ع) ؟!

 

پنجره فولاد امام رضا (ع)

چند روز قبل از میلاد خادمهای گل امام رضا (ع) پنجره فولاد رو تمیز کردن ... 

پنجره فولاد ی که جای غمِ

جای درد و دلِ

و جای دست زائراست ،

جای اشک چشمهای خسته از این دنیاست  ....

 

* از کنار پنجره فولاد میریم سمت رواق دار الحجه *

رواق دارالحجه ، یکی از زیباترین رواقهای اقا امام رضا (ع) که یه فرق اساسی با بقیه جاها داره اونم اینه که اینجا نزدیکترین مکان به مضجع شریف آقا امام رضا علیه السلامه، هر موقعی سرم رو رو میذارم روی اون سنگ قشنگ حس غریبی بهم دست میده ، حس نزدیک بودن فوق العاده با امام رضا (ع) ، حس می کنم آقام بغلم کرده ..

کاش این حس هیچ وقت تموم نمیشد ...

تو همین رواق دارالحجه بود  که پارسال روز میلاد امام رضا (ع) برادرم عقد کرد و رفت خونه ی بخت ... منم اینجا از آقا میخوام این سعادت رو نصیب منم بکنه !

آقا برامون آستین بالا نمیزنی دیر میشه ها !

 

و اما یه خاطره زیبای دیگم از اینجا مربوط میشه به اولین نماز جعفر طیارم که امسال قسمتم شد. 

 

عزیزی از تهران تماس گرفت و گفت حالا که رفتی حرم امام رضا (ع) حتما نماز جعفر طیار رو بخون که خیلی مجربه و ثواب داره ، سعی کن نزدیکترن مکان به حضرت بایستی و نماز بخونی ... گفتم باشه فردا می خونم ... میرم رواق دارالحجه همون جا که لوستر سبز رنگه هست...

بعد از اینکه قطع کرد ناخود آگاه رفتم سمت رواق ، تو راه خواهرم رو دیدم و در مورد نماز جعفر طیار و اینکه باید چطوری بخونیمش و .... صحبت کردیم ... رفتم سمت دیوار و بعد از زیارت به سمت قفسه های کتاب رفتم، بین اون همه کتاب یه کتاب نظرم رو جلب کرد،

" سبک زندگی ، منشور زندگی از منظر امام رضا (ع) "

کتاب رو باز کردم این صفحه اومد :

نماز جعفر طیار ، نماز جعفر چگونه است؟ دلیل اهمیت آن چیست؟ و آیا امام رضا (ع) آن را می خواندند؟ 

 

عجیب نیست مولای ما امام مهربان ، زود جواب دوستدارنشون رو می دن

 آقای من وقتی گنه کاری مثل من رو اینهمه مورد لطف قرار می دین ، چه کار می کنید با شیعه های واقعی با دلهای نورانی ؟!

 

یادتون نره هر وقت رفتید زیارت آقا این نماز رو بخونید ... 

حواستون رو خوب جمع کنید، مگر نه مجبورید مثل من تکرارش کنید :)

رواق دارلحجه .. نزدیکترین مکان به مضجع شریف امام رضا (ع)

 و حالا میریم سمت صحن آزادی که اینبار قشنگتر از همیشه شده 

صحنی که برای من یادآور صدای نقاره است ...

صحنی که اونجا حس رهایی و سبک بودن و آزادی می کنی ... حس پر زدن در بارگاه ملکوتی امام هشتم .

این صحن رو خیلی دوست دارم ... مخصوصا نماز جماعت هاشو ...

صحن آزادی میلاد امام رضا (ع)

 

تو صحن آزادی که رفتید نشونی خاک مطهر آیت الله مجتهدی رو هم از خادما بپرسید.

 

حرم گل ، گلبارن شده است .... 

 

صحن آزادی حرم امام رضا (ع)

 این عکس زیبا که صحن آزادی رو از بالا نشون میده .... یادآور یه خاطره خوب و هیجان انگیزه دیگه اس ... قبلا هم از این کارا کرده بودم با یه زرنگی خودم رو به طبقه های بالا رسونده بودم و صحن انقلاب رو از اون بالا، که خیلی تماشایی تر بود ، دیده بودم ... 

 

اما اینبار خیلی اتفاقی و تو ایام میلاد، تو صحن آزادی این فرصت دست پیدا کرد که این صحن رو هم از بالا تماشا کنم و نزدیکتر از همیشه زل بزنم به گنبد طلا !

نشد از گنبد عکس بگیرم ... اما این عکس که مسجد گوهر شاد زو هم نشون میده، گرفتم .

 

صحن آزادی حرم امام رضا (ع)

 

و اما مسجد گوهر شاد و صحن زیباش، هیچ زائری نیست که از این صحن خاطره نداشته باشه ،یکی از محل های گوشه نشینی من همینجاست، جایی که مناره چوبی منسوب به امام زمان (عج) هم اونجاست ، اما چند وقتی هست که این مسجد در حال تعمیره و بسته اس و کاری نمیشه کرد جز صبر ...

 

صحن قدس ، صحنی که نا خوداگاه تو رو یاد بیت المقدس میندازه !

یکی از خوبی ها این صحن اینه که اکثر مواقع، حتی تو اوج شلوغی ها هم خلوته ، مثل همین موقع که به خاطر نماز جماعت اکثر صحن ها رو بسته بودن و هیج جا جا نبود بریم نماز بخونیم ... اما خادماهای آقا راه این صحن رو برامون باز کردن تا تو خنکای اون جا خوش کنیم و خودمون نماز مون رو فرادا بخونیم !!

از من به شما نصحیت همیشه برای نماز زود تر راه بفتین تا فضیلت نماز جماعت رو از دست ندید !

صحن قدس حرم امام رضا (ع) 

 

و حالا میریم سمت ضریح عشق ...

حرم امام رضا ع

نشد تو اون شلوغی از ضریح عکس بگیرم ... 

البته کار درستی هم نبود :) 

 

و حالا رواق امام خمینی (ره) ... رواق بزرگ خانوداگی که خیلی زیبا و بزرگ و برای من و خانواده ام خاطره انگیزه ، نزدیکترین رواق به صحن جامع رضوی که بیشتر مراسم تو فصل سرما در اینجابرگزار میشه .... 

 

رواق امام خمینی (ره)

 

زیر لوستر !!

جایی که بین خانواده ما خیلی معروف و شناخته شده اس و خیلی هم خاطره انگیزه ... 

 

لوستر بزرگ رواق امام خمینی (ره) خیلی تا حال ها کمک حال بوده مخصوصا وقتی یه نفر مون گم میشه ... مطمئنی که میتونی اینجا پیداش کنی و نگران نیستی ... 

این بار این اتفاق گم شدن زیاد افتاد .... متاسفانه نویز های آنتن شکن تلفن همراه، بیشتر از همیشه بود و باعث  شد خیلی ها همدیگه رو گم کنن ... البته از مسئولان که میپرسیدی میگفتن : آستان قدس این کار رو نکرده و خط های سراسری ایراد داره !

 لوستر بزرگ رواق امام خمینی (ره) ،  حرم امام رضا (ع)

 از رواق امام خارج میشیم و میریم سمت صحن رضوی و از اونجا هم سلام میدیم به امام رضا (ع) و میریم بیرون حرم ، که باز هم حال و هوای امام رضایی داره .

 

میریم سمت فلکه آب و بعد از اون بازار رضا (ع) تا یه یادگاری برای خودمون بخریم ...

 فلکه آب مشهد

 

 اولین انگشتر عقیقم رو از همین بازار رضا (ع) خریدم ... 

انگشتر فروشی بازار رضا (ع)

 

 خیلی دقت نکردم و انگشترم یه کم برام بزرگه ... شما بیشتر دقت کنید !!!

 

انگشتر فروشی بازار رضا (ع)

 

 این عکس برام یاد آور شعریه که وصف و حال این روزهامه:

توبه بر لب، سبحه در کف ، دل پر از شوق گناه 

معصیت را خنده می آید ز استغفار ما ...

انگشتر فروشی بازار رضا (ع)

 

اما دیگر وقت دل کندن و رفتن است ... 

 

مشهد مقدس

 

کنار مجسمه های سلام میدان شهدا، سلام میدیم به امام غریب و بعدش میریم سمت هتل ... یک نکته رو هیچ وقت یادتون نره همیشه محل اقامتتون رو نزدیک به حرم انتخاب کنید ... اینبار که محل اقامت ما دور از حرم بود یه کم اذیت شدیم ... !!!

دستم به‌روی سینه برای ارادت است/ این بارگاه قدس امام کرامت است/ فرقی نمی‌کند ز کجا می‌دهی سلام/ او می‌دهد جواب تو را، اصل نیت است/ فرقی نمی‌کند که کجای حرم روی/ حتی نگاه کردن گنبد عبادت است ...

مجسمه های سلام میدان شهدای مشهد

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) 

وداعی نیست در رسم کریمان 

سلام آخرم را دوست دارم ...

 

" انشالله زیارت با معرفت و با عشق مولا علی موسی الرضا (ع) به زودی

نصیب همه مون بشه ، یا علی (ع) ، التماس دعا "

 

"‌احسان رسولی" 

[ ۱۳٩٢/٧/۱٩ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بر سر راه عشق زانو زده ام در محفل انس،ذکر یاهو زده ام هر کس به کسی سپرده دل اما من دل در گرو ضامن آهو زده ام.....
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
کد امام نقی
موسیقی

Get Flash Code


يا امام نقي (ع)

تدبر در قران آیه قرآن
ایران رمان