يا امام نقي (ع)

امام رضا(ع) - یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)


یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)
یا امام رئوف مدد
قالب وبلاگ

 

السلام علیک یا غریب الغربا یا معین الضعفا و الفقرا

السطان یا اباالحسن

یا علی بن موسی الرضا المرتضی(ع)

 

 

شهادت مولا و سرورمون ، حضرت خوبی ها ، امام عشق

هشتمین خورشید عالم تاب، ضامن آهو ، آقا امام رضا (ع) تسلیت باد

 

 

بر روی عکس کلیک کنید

شهادت امام رضا (ع) در  وبلاگ ضامن آهو

شهادت امام رضا (ع)

 

خوره اى آمده بر جانم و هر دم گوید:

تو اگر پَست نبودى ... حَرَمت می بُردند ...


یادش به خیر .. پارسال حرم امام مهربانی ها بودم .. الان کجام؟

 

نمیدونم تا کی باید حسرت بخورم و آه بکشم ....

روزها میان و میرن ... مناسبت های مختلف از راه میرسن و تموم میشه

محرم و صفر اومد ... و حالا فردا هم آخرین روزشه

من دلم رو خوش کردم ...

به چند تا پیام احساسی، پست و عکس قشنگ

و دوری و دلتنگی و یادی از حرم ....

پس کی؟ تا کی؟

کی میخوام بشم همونی که باید ...

تا کی باید از این نفس لعنتی شاکی باشم .... و شرمنده 

تا کی خدا و اهل بیت (ع) باید فرصت بدن و لطف کنن؟

تا کی میخوام خودم رو تمسخر کنم

آقام امام رضا (ع) خیلی زیبا می فرمایند : 

هفت چیز است که بدون هفت چیز دیگر مسخــــره آمیز است:

√کسى که به زبان خود استغفـــــار کند اما در دلش [از گناه] پشیمــــان نباشد خودش را مسخره کرده است.
√کسى که از خدا بهشــــت بخواهد امّا در برابر سختی‌ها شکیبــــا نباشد خود را به سخره گرفته است.
√کسى که خواهان موفقیــــت باشد امّا نکوشد خودش را به باد تمسخـــــر گرفته است.
√کسى که جویاى دوراندیشیـــ باشد امّا احتیاط نورزد خودش را ریشخنـــد کرده است.
√کسى که از آتش دوزخ به خدا پنــــاه برد امّا خواهشهاى دنیایى را رها نکند خود را به باد تمســـخر گرفته است.
√کسی که به یاد مــــرگ افتد و خود را مهیای آن نسازد خود را مسخـــره کرده است.
√و کسى که خدا را یاد کنــــد ولى براى دیدار او نشتابد خود را ریشخنــــد کرده است.

«بحارالأنوار، جلد 11، صفحه356»

 

بر روی عکس کلیک کنید

ویژه شهادت امام رضا (ع) در سایت آوینی

شهادت امام رضا (ع)

 

شهادت شما هم از راه رسید مولا ....

این لحظات آخره ...

لحظه های آخر دو ماه محرم و صفر، دو ماه به یاد شما اهل بیت (ع) سیاه پوشیدن و سینه زدن ....

خیلی قشنگه که آخرش با دستای مهربون و نگاه رئوف شما تموم میشه ...

تا ان شالله آخرش نباشه ... شروع باشه ... !!!

یه تولد باشه برای همه دلهایی که با همه ی شرمندگی عاشق شمان ...

قراره امشب و فردا نه همیشه مهربونی کنید و نگاهمون کنید تا از این جهالت و بدبختی نجات پیدا کنیم  ....

درد ما اینه اقا :

خدا رو ، شما اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام رو محدود کردیم به حرم و هیئت و روضه ... 

خدایی که همه جا بنده اش رو میبینه ... همه جا هواش رو داره

شما اهل بیتی که همیشه نگران و کمک حال ما هستید  رو

فقط وقت سختی و حاجت خواستن یاد میکنیم ...

که اگه همه جا این حضور رو میدیدم ...

این نفس با همه سیاهی و بدبختی خجالت میکشید بره سمت گناه و همنشین شیطان بشه ....

خجالت میکشید با این همه لطف، نمک بخوره و نمک دون بشکنه

اما

یا علی بن موسی الرضا(ع)

ما گداها جز در خونه شما کجا پناه ببریم ؟

خودتون میدونید اوضاعمون رو ...

خرابیم ... درستمون کن مولا .... ضامن آهوی بیابان

 شهادت امام رضا (ع)

دوست دارم این شهادت با خودم رک باشم و بفهمم

چی کار کردم ؟ چی میخوام؟ چی میخوان ازم؟

کجای کارم ؟ کجا ایستادم ؟ تو چه مسیری هستم ؟ تو چه مسیری باید باشم؟

اگه این اتفاق بیفته خیلی کار بزرگیه ... برای دو ماه محرم و صفرم بسه 

آقا !!! به حق همین روزها.. به حق خوبان درگاهتون میخوام ازتون :

عفوم کنید ...

کمکم کنید...

عزم ملوکانه بهم بدید تو مسیر مستقیم قدم بزنم و تو هوای عشق شما نفس بکشم....

 شهادت امام رضا (ع)

 

باز به لطف و کرم امام هشتم سعادت نصیبم شدم تو خیمه عزاشون باشم و براشون عزاداری کنم ... یاد همه شما دوستان عزیزم هستم ... ببخشید که نتونستم جوابگوی محبت هاتون باشم 

 

خجالت زده ایم 

اما کاش خانم فاطمه الزهرا(س) همه مونو نگاه کنن ....

نگاهی که بریزه گناه های ریز و درشت مون رو ...

نگاهی که نور بشه تو این دل تاریک

 

دیشب سخنران هیئت علی بن موسی الرضا (ع) خیلی قشنگ میگفت :

خدا بهترین مدرسه ... اسلام

بهترین معلم .... پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت(ع)

بهترین کتاب ... قرآن مجید

رو در اختیار مون قرار داده

فردا انتظار نداره حتی با نمره 19، بریم پیشش

چه برسه به زیر 10، حواستون باشه ... اون دنیا خیلی سخته پیش خدایی که همه جوره هوای ما رو داشته حرف و عملی تو پروندمون نداشته باشیم و سرمون پایین باشه ....

 انتظار نداشته باشیم با این وضعیت کنار رسول خدا (ص) تو بشهت برین باشیم !!!

 

دعا کنید به حق همین روزها عاقبتمون به خیر بشه ... 

یادمون نره فرصت برای درست شدن همیشه فراهم نیست ...

 

" التماس دعا "

[ ۱۳٩۳/۱٠/۱ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

عشق فقط یک کلام حسین (ع)

 

السلام علی الحسین (ع)

و علی علی بن الحسین (ع)

و علی اولاد الحسین (ع)

و علی اصحاب الحسین (ع)

 

هنوز محرم است .. ماه عزای سید الشهدا (ع) 

ماهی که یک سال زنده ایم برای آن ....

هنوز میشود بهره برد ... و امید داشت که با این همه سیاهی ... با این همه قدر نشناسی ... پاک شوم ....

ماه محرم  

 سخنران هیئت زوار الرضا (ع) خیلی زیبا می گفت که : 

دهه اول محرم عزای عمومی ست ...

همه و همه در عزای سید الشهدا (ع) غم دارند و گریه می کنند ...

 

از مسیحی بگیر تا بودایی و حتی یهودی ... اما دهه دوم تا اربعین حضرت ثارالله 

مصیبت بی بی زینب کبری (س) ست

مصیبتی که دیگر عمومی نیست ...

اهل بیت (ع) ما غیرت الله هستن به اندازه کافی از اسیری و نگاه های نامحرم به خواهرشان زجر کشیدند ... 

این روزهای بعد از دهه اول مجلس خصوصی است ...

هر کسی نباید بشنود روضه ی اسیری بی بی را ...

دل ها و چشم های مَحرم فقط باید باشند ...

پس قدر بدانید .. تا اربعین حضرت ارباب، با دل و جان با بی بی باشید

همراه باشید با خانم .... همراهیه هوشیارانه ... با عشق و شور و معرفت 

 حضرت زینب کبری (س)

 

می دانم آقا آلوده شدم ...

کربلا یعنی گذشت از هر چه هست 

و من از هیچ چیزی در راه شما نگذشتم

یا حسین (ع)

من هم حر .... دستم را بگیر 

این دل .. این دل غمزده را آرام کن ...

 

کشتی نجات نگذار غرق شوم

تنها کرب و بلای شما مرا به ساحل امن می رساند 

از من دریغ نکن حضرت ارباب ....

ابا عبدالله الحسین (ع) ashoura

دیشب تو هیئت خیلی حرف های خوبی گفته شد ....

اما یه دونه اش خیلی بهم چسبید :

خودتون رو بسپارید دست اهل بیت (ع) .. بگید گناه کاریم ... بدیم ... اما هر چی هستیم الان اینجائیم تو خیمه عزای شما ... دوستون داریم...خودتون درستم کنید، عاشقم کنید ...

با اینکه همیشه به حرف این کار رو کردم، اما وقتی نگاه کردم دیدم راست می گه همیشه به محض اینکه گفتم تموم شد، دیگه سمت گناه نمیرم ... خودم رو درست کردم .... همون شب ، همون لحظه رفتم تو آغوش شیطان ...

کوچکترین غرور و بالیدن به خودم، که درست شدم .. آفرین !

باعث شد زمین بخورم ....

فکر کردم این خودمم که باعث شدم این حال خوب پیدا بشه ....

اینجاست که این خود خیلی زود نشون میده که اینطوریا نیست ...

کار و دست و نگاه کس دیگه ای بوده ... 

 

دیدی این خود چطوری زمینت زد؟ باز هم میگی خودم؟بازم میگی من؟

 

من نه ... خدای من ... امام من ....

درستم کنید ...

یا حسین (ع)

به حق ناله های دل خواهرتان زینب کبری (س) 

به حق زهرای سه ساله تان ...

به حق سقای بی دست تان ... 

نوکرتان را شرمنده مولا علی (ع) و حضرت زهرا (س) نکنید ....

 

 

 

من از آب زلال حرمت فهمیدم!

عباس(ع) به مشهد الرضا سر زده است ...

 

قربون آقا امام رضا (ع) بشم که روزی همه روزهام و علی الخصوص روزی محرم اربابم حسین (ع) دست خودشونه ...

ممنون آقا که باز چشم بستی رو سیاهی های این نوکر کمترین و لباس سیاه محرم رو تنم کردی ....

امسال بیشتر از همیشه، اینو حس کردم ...

شب اول محرم مهمون مسجد امام رضا (ع) شدم ...

خوب آماده ام کردن برای یک ماه عزاداری ....

بعد از دهه اول ... دو شب سعادت حضور تو هیئت بی ریا و با صفای نوجوانان علی بن موسی الرضا(ع) نصیبم شد ...

بعد از اون، دو شب هیئت زوار الرضا(ع)

و بعد تا الان هیئت متوسلین به علی بن موسی الرضا(ع)

تو سه شهر مختلف تهران و کاشان و کرج .... در پناه مولامون آقا امام رضا (ع) برای جد غریبشون عزاداری کردم ..... آقا ممنون 

 

نگاهی به آیین های عزاداری امام حسین (ع) در حرم امام رضا (ع)


در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۸/٢۱ ] [ ۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

 

ماه ذی العقده ماه امام مهربانی ها حضرت رضا (ع) رو به پایان است ...

از شما ممنونم امام خوبی ها که روز میلاتون این سرا پا تقصیر 

این کمترین رو باز دعوت کردید ... ممنونم و شرمنده 

دعا کنید مولا اونی بشم که شما میخواهید  .... 

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

 

بالاخره روزی آدم می شوم در این مسیر حرم ... مسیر عشق ... مسیر مهر 

 

سنگ نوشته حرم امام رضا (ع)

 

فردا روز دحو الارض 

از مبارک ترین روزهای سال است ... از همه شما دوستان عزیز التماس دعا دارم 

از اعمال مستحبی روز دحو الارض زیارت امام رضا (ع) است ... 

ما هم از همین جا صلوات خاصه رو می فرستیم 

حرم امام رضا (ع)

 

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی  و ححُجَّتِکَ

عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً 

مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِ فَ ه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ

 

 

نقشه مسیر حرکت امام رضا (ع) از مدینه به خراسان

 

 

 

 

در ادامه مطلب مختصری از دحو الارض 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٦/٢٩ ] [ ٩:۱۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
به مناسبت روز زیارتی امام رضا(ع)
آستان قدس رضوی ۳۲هزار خدمه دارد/ شرایط خادمی حرم امام رضا(ع)

خادم حرم امام رضا(ع) می‌گوید: طبق فرمایش آقا علی بن موسی الرضا(ع)، ما حق نداریم مهمان را به کار بگیریم، ولی سایرین که ابراز تمایل به این کار می‌کنند، ما می‌گوییم نیت کنید ما به جای شما جارو می‌کشیم.

23 ذی‌القعده را روز زیارتی امام علی‌بن موسی‌الرضا(ع) است. به همین مناسبت مشروح گفت‌وگوی فارس با تنی چند از خادمان آستان قدس رضوی بازنشر می‌شود.

خادم حرم امام رضا (ع)

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٦/٢٧ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

جمعه 28 شهریور / 23 ذی القعده

روز زیارتی مخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (ع)

 

ببخش که خوب نیستم مولا جان من  

 

 

بر روی دست ماندن این بارها بس است

غیر از تو رو زدن به خریدارها بس است

 

در لطف تو تحمل آه فقیر نیست

فیاض را صدای گرفتار ها بس است

 

این نفس مانع است ، خودت برطرف نما

بین من و تو چیدن دیوارها بس است

 

من بندگی ز ترس جهنم نمی کنم

بنده شدن بخاطر اجبارها بس است !

 

خیلی گناه می کنم و توبه می کنم ..

دیگر بس است .. اینهمه تکرار ها بس است

 

این بار را بخر .. که دگر راحتم کنی

بیهوده رفتن سر بازارها بس است

 

تو سفره را برای همه پهن می کنی

در مهربانی تو همین کارها بس است

 

 

ما را بهشت هم نبر .. اما قبول کن

لبخند تو برای گنه کارها بس است

 

آری فقط حسین مرا رد نمی کند

از این به بعد رفتن دربارها بس است

علی اکبر لطیفیان

 

صحن گوهر شاد حرم امام رضا (ع)

 

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد

جدا ز دامن مادر به دام دانه بیفتد

شبیه طفل جسوری که رنج داده پدر را

برای گریه اش اینک به فکر شانه بیفتد

درست مثل جوانی شرور و هرزه و سرکش

که وقت غصه و غربت به یاد خانه بیفتد

شبیه متهمی که به دست خویش بمیرد

و یا به پای خودش دست تازیانه بیفتد

منم مشبه تشبیه های فوق ، ای کاش

که از سرم هوس گفتن ترانه بیفتد

نشان گرفته دلم را کمان ابروی ماهت

دعا بکن که مبادا دل از نشانه بیفتد

همیشه وقت زیارت ، شبیه پهنه دریا

تمام صورت من در پی کرانه بیفتد

شبیه رشته تسبیح پاره ، دانه اشکم

به هر بهانه بریزد به هر بهانه بیفتد

ولی عهد دلم نه ، تو شاه کشور قلبی

که با تو قصه جمشید، در فسانه بیفتد

خیال کن که غزالم بیا و ضامن من شو

بیا که آتش صیاد از زبانه بیفتد

الا غریب خراسان! رضا مشو که بمیرد

اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد ...

محسن رضوانی

صحن انقلاب حرم امام رضا (ع)

 

امیدورام از عکسهای ایام ولادت آقا لذت برده باشید ... 

در پست های بعدی باقی عکسهایی که از سفر اخیر گرفتم رو، تو وب قرار میدم 


شب زیارتی مخصوص آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام هست. یک سلام از همینجا خدمتشون عرض کنیم.

                                 السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)

[ ۱۳٩۳/٦/٢٧ ] [ ٩:٤٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

دیدید حق داشتم مولا جان 

که بترسم ... 

بترسم از اینکه دور بشوم ... 

 

دور بشوم .... و این دوری نه داغون که نابودم کند ....

 

نیامده از صحن و سرایتان نفسم گرفته در شهر گناه ... 

چشمانم دل تنگ حرم رویایی شماست ... 

 

و این قلب ... مهربانی شما را فراموش نمی کند ...

پس امید دارد .... 

 

باور دارم ... 

همیشه وقتی اینجوری داغونم ....

تو رو به راهم می کنی میدونم ...

.

.

.

.

نیامده دل تنگ نه ... که دلگیر است ..... 

.

.

من هم غریبم اینجا .... منتظرم باز .......................

 

عکس حرم امام رضا (ع) در شب میلاد

 

من رفته ام از این حرم .... 

از شهر بهشت ...

منی که .........

اما  

نگارا ... یارا ... مولانا  .... تو بمان 

 

 

 

امیدورام از این عکس از بهشت صحن انقلاب لذت برده باشید 

در پست های بعدی باقی عکسهایی که از سفر اخیر گرفتم رو، تو وب قرار میدم. 

[ ۱۳٩۳/٦/٢٠ ] [ ۳:۳٧ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 سخت ترین سفر عمر من همین است آقا

مشهد - تهران

با قطار دلتنگی

 

 

خداحافظی از شما سخت است مولا

 

آمدیم شاه ... پناهمان دادی

با همه سیاهی باز

راهمان دادی ...

ممنون

 

 

در روز تولدتان حضرت نور

تولدی نو از شما خواستم

 

میدانم دست خالی برنگشته ام ...

مدد کن ضامن آهو ... گر چه سخت است

قدر بدانم ... دور نشوم

 

 

کمکمان کن مولا پای پیمانی که شام میلادتان با شما بستیم بمانیم ...

 

 

گدای رو سیاهتان/راه آهن شهر بهشت

 

 

 

* از همین جا به برادر کوچکترم علی

که روز میلاد علی بن موسی الرضا علیه السلام در حرم قشنگ آقا عقد زندگی و بندگی بست تبریک میگم ....

کی قراره نوبت من بشه خدا میدونه :)

[ ۱۳٩۳/٦/۱٧ ] [ ٦:٠٤ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است 

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داود عاشقی به ترنم رسیده است

کعبه کجاست ... قبله هشتم رسیده است 

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع)

 حرم امام رضا (ع)

من شرمنده ترین

من کمترین 

من رو سیاه

من بی آبرو و نمک نشناس چه می توانم بگویم در وصف شما .. 

 

منی که در صف عاشقان شما آخرین نفرم

و نه فقط در حرف ... که در عمل به آنچه شما می خواستید ..

منی که بد کردم ... بد بودم ...   بد هستم

اما آقا جان

هنوز دوستتان دارم

و شما ...

و هر چقدر من بد ،مهرتان افزون تر  ... 

دست نوازشتان بیشتر ...

 

در این یک سال ویرانی ... که دور بودم از هر آنچه خوبیست ...

هوایم را بیشتر داشتید ... 

خوب میدانستید با همه پستیم ... هوای بی حرم برایم سخت بوده

سخت است

 

و اگر نبود این همه لطفتان ...

 

نبود حرمتان ... نبودم ....

که اگر نباشید ... نیستم ... نابودم ...

 آقای خوبی ها

این آلوده هنوز فریاد می زند نام زیبایتان را...

این نوای بینوا هنوز ناله یا رضا(ع) سر می دهد

این قلب غبار گرفته امید دارد به تابش خورشید هشتمین ...

این چشمهای گنه کار دلشان تنگ گنبد است هنوز ...دلشان گریه می خواهد کنج صحن و سرایتان ...

این جسم بی خود که در بند شیطان است

.. آغوش حرم میخواهد ...

این قدم ها ... این دست ... این من ... من بیخود ... شما را میخواهد ...



نمی دانم چه بگویم مولا .... 

گیج مهربانی بی حدی هستم ...

که باز  برای میلادتان این گدای بی سر و پا را خواسته... 

 

نخواستید غرق شوم در مرداب معصیت ...

نجاتم دادید ...

 

افسوس

افسوس که بارها عهد بشکستم و افسوس که قدر ندانستم و نمیدانم ...

افسوس که برایم خوبم خواستید و خوب میخواهید و من بد طلب می کنم... 

و این همه مرا میترساند آقا

میترسم که برگردم...

که ماندگار نشوم

 

مولا جان .. باز .. مثل همیشه ...

همین حالا این کلاغ رو سیاه خویش را ببخش ...

میدانی چه میخواهد احسان از احسان تان

که به سمت خود آوردیش ...

خوب میدانید عیدی این رو سیاه ترین چه باید باشد ...

کمکم کنید .. این عیدی را پس نزنم ....

 

 حرم امام رضا (ع)

 

ویژه ولادت امام رضا (ع) در سایت آوینی

ولادت امام رضا (ع) در وبلاگ یا ضامن آهو 

سفر به مشهد الرضا(ع) و عکس های زیبا در ایام ولادت امام رضا (ع)

درد و دل با امام رضا (ع) 

شعر امام رضا (ع)

عکس حرم امام رضا (ع)

 

 صلوات امام رضا (ع)

 

فردا راهی حرم امام رئوف آقا علی بن موسی الرضا (ع) هستم

با همه ناقابلی .. با همه شرمندگی

به یاد همه دوستان و عاشاقان همه آرزومندان وصال یار ...که در طلبش میسوزند هستم ... یادم کنید ...

 

پست های قبل رو از دست ندید ...

 

+ از همه دوستان و عزیزانی که همیشه به من لطف داشتند منی که واقعا محتاج دعاتون هستم .... معذرت میخوام

ببخشید که اونی نبودم که باید ... ببخشید که نتونستم بهتون سر بزنم ...

یک سری مشکلات و محرومیت های کامپیوتری و اینترنتی وجود داشت

این پست به سختی آماده و ارسال شد ....

عیدتون مبارک

یا علی (ع)

[ ۱۳٩۳/٦/۱۳ ] [ ٦:٥٦ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

ارباب صدای قدمت می آید ....

 

 

شوری است میان سینه دل بیتاب است 

غوغاست در آسمان و شب مهتاب است 

از عرش صدای هلهله می آید

عید است ... نزدیک ولادت ارباب است

 


امام رضا (ع) حج فقرا
 

 

پس از سلام، جواب سلام لازم نیست؟

برای زخمی راه، التیام لازم نیست؟

رسیدنم به تو واجب ترین نیازم بود

و گر نه باقی درخواست هام، لازم نیست

برای حاجی احرام بسته ی حرمت

دگر زیارت بیت الحرام لازم نیست

کبوترانه، هوای تو را به پر دارم

برای کفتر جلدت که دام لازم نیست

اگر چه زشت و سیاهم، ولی مگر آقا

در این عمارت شاهی، غلام لازم نیست!؟

اگر چه ساکن اینجام، خانه ام آن جاست

کبوتری شده ام کاشیانه ام آن جاست

چه بارگاه قشنگی چه مرقدی داری

عجب مناره و صحن و چه گنبدی داری

که گفته است غریبی میان ما وقتی

همیشه دور و برت رفت و آمدی داری

جناب گل پسر هفتم از قبیله ی یاس

شمیم روح نواز محمدی داری

به آبروی تو شرمنده آبرومندست

رئوف هستی و الطاف بی حدی داری

میان این همه خوبان که دورتان جمعند

خودم که معترفم نوکر بدی داری

و عاشقانه ضریحی پر از غزل دارد

ضریح نیست که کندویی از عسل دارد

سپاس آن که به دنیا اباالجوادم داد

سپس گدا شدن خانه زاد یادم داد

ورودم از در باب الجواد واسطه ای ست

همیشه کم طلبیدم خودش زیادم داد

به من چه شاعرم اصلاً خودش که می دانست

نه دعبلم نه فرزدق نه با سوادم، داد

جهان سراغ ندارد رئوف تر از او

هنوز کاسه ی دستم نشان ندادم داد

در آسمان همه بر نوکریش مفتخرند

فدای آن که چنین حُسن انتخابم داد

کشید دست مرا ثامن الحجج رفتم

فقیر بودم و مشهد برای حج رفتم...

 

 

[ ۱۳٩۳/٦/۱۱ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

باز هم از کرامت شما آقای مهربانی ها ... 

امام عشق

این گدای رو سیاه، این گنه کار ذلیل ...

این نمک خورده و نمک دان شکسته .. 

این بی لیاقت 

این من ... منِ بیخود ...

من اسیر ....

من محتاج نه حال

که همیشه ...

 

برگشتم .. دلم تنگ شده بوده مولا

آقای عشق ، ضامن آهو .. قبولم میکنی ؟

این دل سرگردان را راهی حال و هوای حرم با صفایتان می کنید ؟

 

در گوشی چیزی بگویم آقا ...

این یکی را به حساب نمک نشناسی نگذارید ...

 

به حساب این نگذارید که از مهربانی های شما که همیشه شامل حالم هست بی خبرم ...

نه ! 

اما این لحظه ها ...

این روزهای زیبای دهه کرامت ... که نزدیک میشویم به میلاد با سعادت شما 

این نفس بیخود با همه خواریش سرزنش می کند خود را که :

دور افتادی از امام خویش ... 

دو سال بود پیاپی میلاد آقایت دعوت میشدی ... 

ببین چه کرده ای که امسال دور ماندی ... که دعوت نشدی ....

خجالت میکشم ... میدانم چه کرده ام آقا ....

اما این را هم خوب میدانم که

 امام خوبتر از خوبی ها روز میلادش من کمترین را فراموش نمی کند

 

میدانم دستان تنهای مرا میگیرید ...

میدانم تنهایم نمیگذارید امام غریب ...

میدانم دیر یا زود راهم میدهید به شهر بشهت .... 

 

 

 

زود است اما .... 

میلادتان مبارک

[ ۱۳٩۳/٦/٥ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

آغاز دهه کرامت

وزش نسیم خوشبوی رضوی استشمام عطر دل انگیز  حرم یار

آقا علی بن موسی الرضا (ع)

ولادت بانوی آب و آینه، دختر باران خواهر ماه

حضرت فاطمه  معصومه (س)

 مبارک

ولادت حضرت معصومه (س)

 

 

بانوى کرامت ، تو آیت بزرگ خدایى که عارفان سترگ و عرشیان خاک نشین بر سنگ آستانه ات بوسه مى زنند .
مراجع عظام از مرقد مقدست نور و نیرو مى گیرند .
غرورها همه در آستان قدسى ات غروب مى کند ، شاهان ، سر تسلیم بر آستانه ات نهاده اند ،و دهها شاهزاده و وکیل و وزیر ، به غلامى و چاکرى این بارگاه بهشتى مى بالند .
عالمان ، مفسران ، محدثان ، خطیبان ، محققان و نویسندگان ، صالحان ،صدیقان و شهیدان هزاران ، هزاران ، در باغ بابلان تو نغمه سرایى دارند .


سلام اى کوثرستان سخاوت    

 که از دست تو مى بارد کرامت ...

 

ویژه نامه ولادت کریمه اهل بیت (ع)

حضرت فاطمه معصومه (س)

 

بر روی عکس کلیک کنید ...

 

 

ولادت حضرت معصومه (س)

 

 

 

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩۳/٦/٥ ] [ ٧:۳۱ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
 
 
خرداد ماه که حرم آقا بودم توفیق نصیب شد و تو صحن انقلاب از نزدیک دیدمشون ...
خیلی پیرمرد با صفایی هستن ..
ان شالله در پناه مولا علی بن موسی الرضا (ع)
عمری در آستان ملکوتیشون عاشقی کنی حاج احمد 
 
خادم حرم امام رضا ع


این مردبزرگ حاج احمد شکوهی پیرترین و قدیمی ترین خادم حرم امام هشتم حضرت رضا علیه السلام است که این روزها هفتادمین سالگرد خادمی اش در این حرم امن الهی رو جشن گرفته ،،، حاج احمد از سال ١٣٢٣تا امروز بدون حتی یک روز تعطیلی درنقارخانه حرم خدمت کرده وهرروز دومرتبه بیست دقیقه به طلوع افتاب و بیست دقیقه به غروب افتاب بیش از ١٠۵ پله از کف صحن تا محل نقارخانه را طی کرده که هرکدام از این پله ها بیش از دوبرابر پله های معمولی ارتفاع دارد و این خود از موارد عجیب است که مردی با نزدیک ٩٠ سال سن بدون هیچ خستگی و با این اشتیاق عاشقانه مشغول به خدمت است وجالب است بدانید که در نقارخانه حرم مطهر ١۵ نفر خدمت میکنند که ۵ نفر ازانها پسران ونوه های حاج احمد هستند و پسر بزرگ ایشان سالها پیش بازنشست از خدمت شده و فرزندش که نوه حاج احمد است به جای پدر خدمت را شروع کرده اما این مرد بزرگ هنوز هرروز اولین نفری است که عاشقانه در محل خدمت حاضراست ،،،، نفست گرم ،،، خدمتت مقبول ،،، و گامهایت استوار حاج احمد عزیز

" پست های قبل رو از دست ندهید "
[ ۱۳٩۳/٥/٧ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

داعشی ها خوب گوش کنن:


بی سبب نیست که از شام به عراق آمده اید
حضرت عمه سادات، برادر دارد
و شما کمتر از آنید که حسین تیغ کشد
کمتر از آنکه علمدار، علم بردارد
ما جوانان بنی فاطمی اربابیم
بی حیا! عمه ی ما مالک اشتر دارد
ایل ما ایل عجم هاست که یک کودک ما
جگری با جگر شیر برابر دارد
اینکه ما دست به شمشیر و زره استادیم
سبب این است که این طایفه رهبر دارد
نه عراق است و نه سوریه، خیالت راحت
کشور " ضامن آهوست " بزرگتر دارد
وای اگر گرد و غباری به حرم بنشیند
تیغ ما شوق به انداختن سر دارد
باید این شهر به آرامش خود برگردد
که شب جمعه حرم روضه مادر دارد

 

[ ۱۳٩۳/٥/۳ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

اینجا کران بی کران عالم عشق است...

نمی دانی عرش به فرش آمده یا تو در اوج ملکوتی؟

اینجا میان حاجت و اجابت فاصله ای نیست...

خوب گوش کنی آوای بال فرشتگان شنیدنیست

بازی نور در حوض آب وسط صحن و سرای گل هشتم تو را از خود بی خود می کند... اطرافت را می نگری؛ در شهر همه مستند... هشیار نمی بینی...

و خدا خیلی اینجا نزدیک است نزدیک تر از لای این شبو ها...

نزدیک تر از پای آن کاج بلند... نزدیک تر از رگ گردن...

صدای نقار خانه روانت را جلا میدهد

و این دیگر نه تویی که قطره ای هستی محو شده در دریای دوستداران رضوی...

به کردار بچه آهو... می گریزی از هرچه می خواهد تو را شکار کند...

از نفست،به دامان پر مهر امام مهربان... اینجا حرم است...

 " کمند سرابی "

 

گرچه بار ِ گُنهم بُرده به تبعید مرا

باز با روی سیه یار پسندید مرا ...

 

باز روزهای روزه و شب های قدر ... باز سحر و افطار در کنار شما ...

خدایا شکرت که نعمت را بر من تمام کردی و در کنار امام رضا(ع) میهمانم کردی 

افطاری حرم امام رضا (ع)

 

در صحن رضا حسّ عجیبی دارم

در کنج دلم، امّن یُجیبی دارم

هر لحظه به یاد حرم ثارالله

آوای دل انگیز غریبی دارم

 کبوتر حرم امام رضا (ع)

 

خانه را دزد زده یا همه را بخشیدی؟

تو همه زندگی ات را به خدا بخشیدی

به نظر پنجره فولاد شما جان دارد

او طبیب است زسوی تو،... شفا بخشیدی؟

قطب گردشگری ما ضعفا شد حرمت

این چه حجیست به ایوان طلا بخشیدی؟

داشت کارم گره میخورد ولی تا گفتم

جان آقای خراسان همه را بخشیدی

معرفت در گرانیست نه در پیش شما

رفقا و رقبا را عجبا بخشیدی؟

من به سگ بودن خود معترف هستم

آیا آن که دم میزند آدم شده را بخشیدی؟

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند قاتل خود را به عطا بخشیدی؟

دعبل از ذوق شما واژه شعرش گل کرد

ذوق مرگیِّ هنر بر شعرا بخشیدی

در ضریح دلم انگار که باران بارید

به سلاح است صلاحم البکا بخشیدی

گنه من که ز دوری تو تکثیر شده...

خواستی باز نیایم که مرا بخشیدی

این چه حرفیست، شما تاج سری، آقایی

منت نوکریت را تو بما بخشیدی

بس که گفتم به حرم، جانِ رضا... بخشیدی؟

اسم و فا میلم عوض شد به "رضا بخشیدی"

 

حرم امام هشتم

 

هوای شهر نگاهم همیشه بارانی است
تمام کوچه امید من چراغانی است
به دام زلف سیاهت عجیب محتاجم
تمام مستی من از شه خراسانی است

" وحید رضا "

 

یا علی بن موسی الرضا (ع)

 

یا رضا (ع) ... می شود در این شب ها ی قدر

شب های نور قدر بخشیَم

یا ضامن ... ضامن توبه ام می شوی ...؟!

 

 حس و حالم از دعوت آقا تو ماه میهمانی خدا توصیف نشدنی ست 

دلم مدام به خودش میگه :

یعنی دوباره قسمت شده شب های قدر کنار امام مهربانی ها باشی ...؟

 قراره دوباره تو باشی و آقا ؟ قراره دوباره خاطره بسازیم؟

خوب میدانی چقدر رو سیاهی ...

این همه لطف آقا را  ..

کی میخواهی قدر بدانی ...  ؟!

می توانی اصلاً ؟

باورت میشود تو 

شب های قدر ... حرم ... گنبد .... نگاه .... دعا ....

الهی العفو ... به علی بن موسی الرضا (ع) 

 

 این دل امشب راه می افتد به سمت شما .. 

خوب نیست ... می خواهد خوب شود ... 

پاک نیست .. می خواهد پاک شود .... 

 

در حرم امام عزیزم به یاد تک تک شما عاشقان آقا علی بن موسی الرضا (ع) هستم

شما هم در این شب های عزیز قدر من رو از دعای خودتون محروم نکنید ...

 

شب قدر در حرم امام رضا علیه السلام

پست های قبل رو از دست ندهید 

ماه مبارک رمضان

 

شب های قدر 

 

خطر عظیم وهابیت 

 

حرف دلی با عاشقان مولا علی بن موسی الرضا (ع)

 

عارفانه ها 

 

قرآن کریم 

 

احادیث

 

اخلاق اسلامی

 

مولا علی (ع)

 

امام حسن مجتبی (ع)


[ ۱۳٩۳/٤/٢٤ ] [ ۸:٢٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
دوستان عزیزم
عاشقان مولای مهربانی ها ...
شمایی که نظر لطفتون چه در پیام های خصوصی و چه پیام هایی که تو وب میذارین 
 همیشه من رو شرمنده کرده ... 
گرچه سعادت بزرگیس و من منکر نیستم که آقام امام رضا(ع) به من لطف دارن 
و همیشه عنایت ایشون شامل حال من رو سیاه شده ...
اما باور کنید این از من نیست .. من هیچم ... و کمتر از هیچ ...
این همه از لطف آقا و از بزرگی و مهربونی بی نهایت ایشونه 
 نه اینکه من کمترین کاری کرده باشم که لایق باشم 

کاش من از روی تواضع و فروتنی حرف میزدم .. اما باور کنید نه ...

شما خوبان تو این ماه عزیز دعام کنید شمایی که پاکید ...
 دعا کنید این گدا هم پاک بشه 

از اینجا به بعد حرف دلم با کساییه که شاید خدایی نکرده مثل من 
اسیر هوای نفس و شیطان شده باشند 
کسایی که روشون نمیشه با آقا درد و دل کنن 
و خجالت میکشن حرف از حرم و رفتن به مشهد بزنن ...
 
 اواسط تابستان 92 
در بدترین حالات زندگیم بودم ... تو بدترین گناهان غرق بودم ...
که صداش زدم مثل همیشه ..
چند روز بعد دو سه تا عزیزانم که از علاقه من به آقا با خبر بودند صدام زدند
گفتند یه خبر خوب برات داریم .. میدونیم خیلی خوشحال میشی ...
فکرشو نمیکردم!! 
گفتن :
قراره میلاد امام رضا (ع) اواخر شهریور کنار حرم با صفاشون باشیم ...
آقا طلبید
رسیدم ... 
 آقا کمکم کن ... 
اصلاً حالم بده که اومدم ...
 من که بدم نیام پس کی بیاد ... ؟
 
برگشتم ..
 و اشتباهم همین بود که برگشتم و ماندگار نشدم ...
 نزدیک ایام شهادت شد ....(دوست داشتم برم)
دودل بودم .. میگفتم چه جوری آخه ؟
امید نداشتم ... اما خادم آقا خودش ردیف کرد ... 
نگران برگشت بودم ...
بچه هیئتی های کرج گفتن رو ما حساب کن ...
 برای اولین بار ایام شهادت آقا (دی 92) با همه ی رو سیاهی رفتم .... 
گفتم اینبار دیگه اسیر شیطان نمی شم ....
 اما باز نشدم اونچه باید ....
باز گذشت 
تا اینکه برادرم بدون هماهنگی با من برای ایام نوروز
جایی تو کاروان عشق برام در نظر گرفت   
( باز بدون برنامه ریزی ، اواخر اسفند 92 و اوایل سال 93 در حریم قدسی امام هشتم نفس کشیدم)

گفتم دیدی آقا باز نمک خوردم نمک دون شکستم .....
و باز گذشت ... 
 
ای وای بر من که این همه لطف و مهربونی آقام رو قدر ندونستم ...
 

خسته بودم از این همه دوری و سیاهی ... این بار واقعا رو به نابودی میرفتم

یه شب زد به سرم .... بلیط گرفتم برای مشهد عشق ...
 
باز حالم بهتر شد ... 
 
همین که بلیط مشهد آقا تو دستم بود حالم خوب بود ....
 

اما نشد ...بلیط را پس دادم .... گفتم نباید بروی .. باید تنبیه شوی ...
 
 جای تو حرم آقا نیست .... چه زجرها کشیدم ... 
 
بیش از اینها حقم بود اما 
 
درست فردای اون روز 
 
بچه های هیئت کاشان زنگ زدن :
 
 میخوایم بریم مشهد اما خیلی جا نداریم ... اسم تو رو هم ثبت کنیم؟
 
چند ساعت بعد جواب دادم :
 نمیام، لیاقت یکی دیگه ست ... خیلی دلم سوخت ...
 
اما آقا کار خودش را کرد 
 
ولوله ای ایجاد شد تو دلم ...
انگار این دل بیچاره راضی نمیشد به نرفتن ....
 

چند روز بعد وارد سایت شدم و درست به همون تاریخ قبلی بلیط گرفتم ...
 
با این فرق که بلیط درجه 1 قطار، تبدیل شد به درجه 2
 

عید مبعث اواخر ماه رجب و اوایل شعبان (خرداد 93) حرم قشنگشون بودم ...
 
 تنهای تنهای .... فقط من و آقا...
 
 آقام بهم فهموند هر چقدر هم بد باشی و رو سیاه من از درگاه خودم دورت نمیکنم ..
 
 تو ناراحتی از گناه ،من بیشتر از تو ناراحتم ... 
 
تو دلت تنگ میشه برای ما ... من دلم بیشتر تنگ و ناراحت میشه ...
 
باید امید داشته باشی ....
 
باید بیای ... اومدی ..خوش اومدی ...
 
 باز آرامشی عجیب و احساس پاکی ... 
 
 
عجیب مهربانن مولامون .... 
 
 از مهر 92 تا خرداد 93 چهار بار منو طلبیدن !
 
 تا دستمو بگیرن
 
 تا رها نکنن منو تو این دنیای سیاهی که برای خودم ساختم ... !!
 
بمیرم برای تان آقا
 
 دوست نداری ما اسیر شیطان باشیم ... افسوس که قدر نمیدانیم ...
 
 باید رو بیاریم به شما ... جز شما چه کسی مرهم زخم دل ما می شود مگر؟
 
جز شما چه کسی ما را به خانه اش ، به حریمش ، به بهشتش راه می دهد؟
 
دوستان عزیز هیچ چیز مثل توسل و نزدیکی به اهل بیت (ع) نمیتونه ما رو نجات بده ...
 
 
یادمون باشه تو هر حالی بودیم ، تو هر حالی هستیم 
باید بریم سمت شون ... 
نذارید شیطان کار خودش رو بکنه!
 

و من باز حرفم و حرف ... ادعا، ادعا .... باز هم ادعا ...
 
شما خوب میدانی امام عشق ، ضامن آهو که چه ها کردم ...
 
شما میدانی، مولایم صاحب الزمان (عج) از من ناراحت است 
 
 
 ماه رمضان است فرصت و لطفی دیگر از جانب حضرت دوست
 
و من باز بلیط گرفتم به سمت شما
 
 برای شب های قدر همین ماه مبارک رمضان ...

خودت چمدانم را ببند و راهیم کن
میدانی که از رو نمیروم،انقدر می آیم تا آدم شوم !!

پست های قبل رو از دست ندهید 

حرم درمانی .. یا رضا 


 

طرح 40 روز، چهل فرصت

 

  بیائید برای هم دعا کنیم... 

 

برروی عکس کلیک کنید 

 

http://tarhib.persiangig.com/aa.jpg
[ ۱۳٩۳/٤/٢٠ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

" خطر عظیم وهابیت "

 

تشنه یک لحظه دیدار توام ، 

حال مرا..

روزه داری لحظه افطار می فهمد فقط...

 

حرم امام هشتم

تکرار است ... اما باز می گویم : 

 

مولا جان دریغ که هنوز در بند شیاطین درون و برونیم ،

افسوس که در ماه خوب خدا هنوز نشدیم آنچه باید 

مولاجان این سر، باز هوای کوی شما دارد 

تنها چاره این بی قرار در کنار شما نفس کشیدن و آرام گرفتن است ...

عجیب این دل سیاه دل تنگ حریم با صفای شماست ...

می شود مولا به حق همین روزهای روزه 

به حق آن شب قدرهایی که در کنار شما قدر یافتیم ... و افسوس قدر ندانستیم

به حق خوبان شما ....

این گنه کار باز شب قدری میهمان حریمتان باشد

می شود باز صدایتان کنیم ... باز پاک مان کنید ... 

 

پست های قبل رو از دست ندهید ...

پست های مربوط به ماه مبارک رمضان /بر روی عکس کلیک کنید 

ماه بندگی

[ ۱۳٩۳/٤/۱۸ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

قال الرضا علیه السلام:
انما امروا بالصوم لکی یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا علی فقر الاخر.


امام رضا علیه السلام فرمودند:
مردم به انجام روزه امر شده اند تا درد گرسنگی و تشنگی را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگی آخرت را بیابند.
وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10

[ ۱۳٩۳/٤/۱٦ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه

 

 بدون شما در هیچ کجا نیستم

کآش نظری هم بر ما داشته باشد حضرت رئوف ...

 دعای توسل

چندیست هوای چشم من بارانی ست
هر خشت دلم بیانگر ویرانی ست
بیماری دوری از خراسان دارم؛
تجویز پزشک من:حرم درمانی ست

صحن امام رضا (ع)

 

ای کاش دلم شبیه گنبد میشد
عالم همگی شبیه مشهد میشد
ای کاش دلم شبیه یک فرش فقط
از داخل صحنهای او رد میشد

 

در ماه زیارتی تان مولا جان ، بطلبید این دیوانه را ...

 

می شود آخرین دعای توسل ماه رجب را در کنار شما باشم ؟

می شود چشم بدوزم به پنجره فولادتان و از ته دل فریاد بزنم:

آقا جان من ... ضامن آهو .. دستم را بگیرید ... ناپاکم، پاکم کنید ...

می شود؟!

اذن میدهید آقا 

راه بیفتم به سمت مشهدتان ... ؟!

 

7 روز تا دیدار !!!

 

[ ۱۳٩۳/٢/۳٠ ] [ ۸:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

ای نام تو خوشبوتر از آلاله و شب بو
یک عالمه گل کاشته ام در خم ابرو

خورشید هم از شرق نگاه تو می آید
هر صبح که در بند کنی حلقه ی گیسو

از دانه ی اشک دل زوّار تو روئید
بر گِرد ضریح تو چنین حلقه ی بازو

مشغول طواف حرمت، هر چه کبوتر
مهمان صفای قدمت هر چه پرستو

تصویر فلک یکسره در صحن تو پیداست
از بس که به آن بال ملائک زده جارو

تا صید کند یک نظر از گوشه ی چشمت
صیّاد که ناله زده: یا ضامن آهو

پیش تو دراز است مرا دست گدایی
با کاسه ی دل، کاسه‌ی سر، کاسه ی زانو

ای ناب ترین مایه ی الهام غزلها
با تو چه نیازی است به معشوق و لبِ جو

بیمار توأم آقا! نذرت دل تنگم
بنویس برای دل من نسخه و دارو

عباس احمدی

عکس حرم امام رضا علیه السلام  

بی تو مولا سخت احساس تباهی می کنم 

می نشینم گوشه ای افکار واهی می کنم 

 

گرچه من پول هواپیما ندارم، در خیال

با کبوترها دلم را زود راهی می کنم 

 

می خرم محصول گندمزارهای طوس را 

هر چه دارم نذر کفترهای چاهی می کنم 

 

گوشه صحنی، رواقی، روضه ای، حسرت به دل

خادمان افتخاری را نگاهی می کنم

 

می سرایم در زیارت آیه تطهیر را

در حریمت ادعای بی گناهی می کنم

 

آسمانم ساکت و ابری ست، یا شمس الشموس

از کسوف وازگانم عذر خواهی می کنم 

 

تو غزالی که تمام دشت ها مجنون او

من نهنگی که شنا در تنگ ماهی می کنم 

 

من به حقانیت چشمت شهادت می دهم

تو به دیدار پس از مرگم گواهی ..........

عباس احمدی

 

5 روز تا دیدار یار ...

ترسم نرسم آقا اطلبنی !

 

این روزها بد جور دلم گرفته ...  

[ ۱۳٩۳/۳/۳ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

پست قبلی رو هم بخوانید ... منتظر نظرات شما هستم 

 

سلام آقای خورشیدها 

سلام آقای مهربانی ها ...

سلام بر تو 

و بر زائران مهربانت  ...

 

آهنگ زیبا و فوق العاده " ای حرمت ملجا درماندگان" سالها بود که نوای وبلاگ " یا ضامن آهو " بود ...

خیلی این آهنگ رو دوست دارمو باهاش خاطره دارم ...

همیشه برا خودم زمزمه می کنم و گوش میدم ...

به خصوص وقتی راهی زیارت امام هشتم میشم .. 

تو خیابون های اطراف حرم قبل از اینکه برسم به حرم قشنگشون ، این آهنگ رو میخونم و ناله میکنم تا برسم به حریم یار ... 

اما میخوام خودم رو جریمه کنم و تا وقتی که دوباره راهی حرم نشدم. .. تا وقتی آدم نشدم نوای وب  "نوای امام رئوف علی فانی باشه"

این آهنگ هم خیلی زیبا و دلنشین و وصف این روزهای منه :

 

مگو که بی خِردم، هیچکس نمی خَردم
کرامت تو به بالای دست می بردم

اگر جدا کنی از خود مرا کم از صفرم
وگر کنار تو باشم فزون تر از عددم

ای مولا علی علی موسی الرضا…
ای مولا علی علی موسی الرضا…

گدائی درت از خلق بی نیازم کرد
که در سوال، کسی جز تو را صدا نزنم

هزار بار شدم غافل از تو دیدم باز
فزونی کرمت سوی این حرم کشدم

ز کثرت کرمت ای کریم اهل البیت
خجالتی که کشیدم هماره می کشدم

بهای یک ثمن بخس هم ندارم لیک
به لطف خویش امام رئوف می خردم

ای مولا علی علی موسی الرضا…
ای مولا علی علی موسی الرضا…

مگو که بی خِردم، هیچکس نمی خَردم
کرامت تو به بالای دست می بردم

اگر جدا کنی از خود مرا کم از صفرم
وگر کنار تو باشم فزون تر از عددم

 

پست های قبل رو از دست ندید ، از وبلاگ دیگرم 

" امام نقی (ع) دهمین خورشید" نیز دیدن کنید 

منتظر نظرات و راهنمایی هاتون هستم 

 

دعا کنید آدم بشم ...

[ ۱۳٩۳/۱/٢٩ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

مرا بببخش 

من مدعی

رو سیاه و عهد شکسته را

که باز از شما می گویم ....

 

یا ضامن آهو

 

 

ابـر و بـاد و مه و خـورشـیـد و مـن و چـرخ و فـلـک ...

 

آه آقــا ...

 

نـَفَـس ِ چـنـد، نـفـر دسـت شـمـاسـت .. ؟

 

 

نظرات برای پست های قبلی فعال است ...

[ ۱۳٩۳/۱/٢٢ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

باسمه تعالی

قابل توجه ولایتمداران گرانقدر

با استعانت از خداوند متعال و تحت توجّهات خاصّه

حضرت امام علی بن موسی الرّضا (علیه السّلام)

 زمان و نحوه ثبت نام از متقاضیان شرکت در مراسم اعتکاف مسجد جامع گوهرشاد مشهد در سال 1393 به شرح ذیل اعلام می گردد:

    • ثبت نام اوّلیه از تاریخ 1393/01/07 لغایت 1393/01/20 و از طریق سایت www.aqr.ir و یا ارسال پیام کوتاه بدون متن به30000008 انجام خواهد شد.
    • با توجه به پیش بینی کثرت متقاضیان، پذیرفته شدگان از طریق قرعه کشی مشخّص و اسامی آنان در تاریخ1393/02/01 فقط از طریق همین سایت و ارسال پیام کوتاه اعلام خواهد شد.
    • متقاضیان بایستی کلّیه شرایط اعلام شده در هنگام ثبت نام را دقیقاً مطالعه و رعایت نمایند در غیر این صورت امکان حضور در مراسم را نخواهند داشت.

 جهت کسب اطّلاعات بیشتر و یا ارایه ی نظرها، پیشنهادها و انتقادهای خود در ساعات اداری می توانید با شماره تلفن های 2291241 (0511) و 2291243 (0511) و یا پست الکترونیک info@etekaf.ir تماس بگیرید.

  آستان قدس رضوی 

ستاد اجرایی اعتکاف مسجد جامع گوهرشاد- مشهد مقدس

 

برای ثبت نام کلیک کنید 

 

[ ۱۳٩۳/۱/۱۸ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند ...

 

سلام به همه ی دوستان عزیزم 

باز برگشتم از سفر ... 

از سفر هایی زمینی که به امید نور رفتم 

و برگشتم به این امید که نورانیت کسب شده رو حفظ کنم ...

از مشهد عشق به دارالمومنین کاشان از اونجا به اصفهان و بازگشت به کاشان و

بارونی شدن در شب شهادت بانوی دو عالم ، در خیمه آقا علی بن موسی الرضا (ع) 

به خودم میگم :

همیشه این فراهم نمیشه که خدای عزیز و اهل بیت (ع) به گنه کاری مثل من لطف کنن ...

این درسته که منبع نور و خیر و برکت و لطف و کرم هستن و هیچ وقت نباید ازشون نا امید شد...

آخه ما بدبختا در خونه شما نریم کجا بریم؟

شما رو صدا نزینم پس کی رو صدا بزنیم ؟

اما تا کی منی که خودم رو نوکر امام رضا (ع) می دونم باید باعث رنجش مولام صاحب الزمان(عج) باشم؟

تا کی فقط باید محب و دوستدار اهل بیت باشیم و قدمی بر نداریم برای اینکه مودت هم پیدا کنیم ...؟

تا کی باید از دلتنگی برای حرم بگم؟

از دوری از کرب و بلا

و آرزو برای دوباره دعوت شدن به مکه و مدینه  ...

پست ها و عکس های احساسی و زیبا بذارم و خوشحال باشم که مخاطب های زیادی پسندیدن و دلشون هوایی شد ( که البته لطف بزرگیس)

اما به این فکر نکنم که آقا هم منو میبینه یا نه ؟

مولا صاحب الزمان (عج)هم از من راضیه؟

چرا باید مغرور بشم که هر کاری هم کنم باز  امام رئوف منو میطلبه؟

چرا نباید فکری به حال خودم کنم و از گناه فاصله بگیرم؟

چرا به این فکر نمی کنم که شاید یه لحظه بعد تو این دنیا نباشم

و با کوله باری از گناه و حسرت و رو سیاهی باید دنیا رو ترک کنم؟

چرا به این فکر نمیکنم شاید این آخرین بار بوده که زیارت ضامن آهو نصیبم شده؟

چرا به این فکر نمیکنم منی که عمری دلداه آقا بودم شاید مورد شفاعت ایشون قرار نگیرم؟

چرا به این فکر نمیکنم که، از منی که خودمو بچه شیعه و خادم معنوی امام رضا (ع) میدونم توقع بیشتری هست؟

چرا قدر نمیدونم ؟

 

از زیبایی ها و اتفاقات رویایی سفر اخیر نمیگم،

شاید میخوام خودم رو تنبیه کنم نمیدونم ...

الان هم سعی نکردم متن قشنگی بنویسم

ببخشید که هر چی به ذهنم میرسه میگم، فقط میخوام ادعا نباشم !!!

شاید این خودش بزرگترین ادعا باشه ...

میخوام  اولین حرف و مهمترین هدفم تو سال جدید این باشه که :

ادعا نباشم ...

سعی کنم و نه فقط سعی به این برسم که محبت و مودت داشته باشم 

میخوام یه شیعه واقعی باشم ...

از خدای خودم و مولا صاحب الزمان (عج) ،

ارباب بی کفن امام حسین(ع)

و آقام امام رضا (ع) میخوام که کمکم کنن تو این راه ...

کمکم کنن تا از گناه فاصله بگیرم

سفر کنم به سمت خوبی ها و از هوای نفسم فاصله بگیرم ... 

 

اسمم رو از خادم معنوی امام رضا (ع) تغییر دادم به :

نوکر روسیاه امام رضا(ع) (کاش همین هم باشم)

تا موقعی که خودشون به دلم بندازن که باز خادمی کنم

 

از شما دوستان و عاشقان امام رضا (ع) هم میخوام کمک و راهنماییم کنید تا تو این جهاد با نفس موفق بشم 

یا علی (ع) مدد 

 

خداگو با خداجو فرق دارد
حقیقت با هیاهو فرق دارد
بسا مشرک که خود قرآن بدست است
نداند در حقیقت بت پرست است ...

[ ۱۳٩۳/۱/۱٥ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امسال سالی خاص برای من بود ...

سالی که با این همه دوری و سیاهی بارها و بارها مورد لطف و عنایت شما امام مهربانی ها قرار گرفتم و در اخر سال باز دعوتم کردی ...

تا نو کنم روز و روزگارم را در کنار شما ...

دعوتم کردی تا پاکم کنی 

دل زنگار گرفته و سیاه من را بتکانی از گرد گناه 

گرد غم ...

دعوتم کردی تا عیدی واقعی را به من هدیه دهی

کاش قدر بدانم ... 

لحظه شماری می کنم برای حضور در حرم و با صفای شما برای زمزمه کردن این دعا

در بارگاه منور شما ...

یا مقلب القلوب و الابصار

با مدبر اللیل و النهار

یا محول الحولو الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

سایه سر 

سلامت

سعادت 

سرسبزی

سفید رویی 

سهم 

سلام ... هفت سین امسال من است 

 

در ادامه مطلب وصف زیبا و عاشقانه حاجت بهارانه ،

هفت سین امام رضایی را بخوانید ...

نوروز و حرم امام رضا (ع)


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۱٢/٢٧ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

نوروزتان فاطمی باد ...

 نوروز و فاطمیه

امسال «هفت‌سین»مان را یک‌کاسه کرده‌ایم. همه را در یک سین جمع کرده‌ایم و آن‌هم سین «سلام» است؛ نه فقط سلام بر شما، که آن «السلام علیک یا علی‌بن‌موسی‌الرضا» در لحظه تحویل سال، مایه‌ی برکت هر سالمان است.

. امسال در سایه‌ی زیارت پربرکت شما، می‌خواهیم به مادرتان هم عرض سلام و احترام کنیم. می‌خواهیم بگوییم شادی نورزو نمی‌گذارد سفره‌ی عزای مادرتان کم‌رونق شود. اصلاً شاید زرق‌وبرق سفره‌ی نوروز امسال کم‌رنگ‌تر شده تا عزای مادرتان پررنگ‌تر شود؛ دیده‌ی گریان را با پسته‌ی خندان چه‌کار؟ امسال می‌آییم در حرم شما برکت آغاز سالمان را از تنور خانه‌ی فاطمه(س) طلب کنیم. امسال، همان روزهای آغاز بهار، طعم بی‌مادری را حس می‌کنیم و «یتیم» فاطمه(س) می‌شویم و «اسیر» غم‌هایش و «مسکین» عنایاتش: «و یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی? حُبِّهِ مِسکیناً و یَتیماً و اَسیراً». 

*****

اهل همین خراسان خودتان هستم آقا جان! ما رسمی داریم که خودتان بهتر می‌دانید. عزیزی را که از دست می‌دهیم، در اولین عید فراقش به سوگ می‌نشینیم. امسال، اول عیدمان عزیزترین مادر را از دست می‌دهیم و سایر روزهای نوروزمان می‌شود «عید اول» مادر. جای مادرتان را خالی می‌کنیم در این عید اول. تذکره‌ی مدینه‌مان را امضا کن که سخت دل‌تنگ زیارت مادریم. و برای فرج دعا کن تا تسلای داغ مادر شود.

*****

اهل همین قم خودتان هستم آقا جان! از سرزمینی آمده‌ام که متبرک به نام فاطمه(س) است. فاطمه‌ای که تسلای دلمان می‌شود در لحظه‌های دل‌تنگی برای مزار مادر. ما تمام عقده‌های قبر بی‌نشان را در حرم خواهرتان از دیده فرومی‌ریزیم و زیارت‌نامه‌ی فاطمه‌ی معصومه(س) را - که خودتان یادمان داده‌اید - به یاد مادر شهیده‌تان زمزمه می‌کنیم. به تنگ آمده‌ایم از این بی‌نشانی. شما برای گشایش دعا کنید، برای بازگشت فرزندی که کلید خانه‌ی مادر را در دست دارد.

*****

اهل همین مدینه‌ی خودتان هستم آقا جان! نه آن «اهل مدینه»ای که تکرار روضه‌های مادر، داغ بی‌معرفتی‌شان را در دلتان تازه می‌کند. اهل مدینه‌ای که هنوز نمی‌تواند با خاطره‌ای آسوده برای مادر گریه کند و ناله سر دهد. ما هنوز مانند امیرالمؤمنین(ع) دندان بر جگر داریم و هنگام گریه بر فاطمه، آستین به دهان می‌فشاریم تا خواب بی‌معرفت‌ها آشفته نشود. به مشهد شما که می‌آییم و نوکران درگاهتان را می‌بینیم، داغمان تازه می‌شود از این کم‌سعادتی که نمی‌توانیم پذیرای زائران قبر مادرتان در مدینه شویم. در دل، ثبت‌نام کرده‌ایم برای جاروکشی و کفش‌داری و دربانی حرم مادر. خود را آماده می‌کنیم برای لبیک به ندای «انا بقیة‌الله» آقایی که سرانجام اهل مدینه را از دست اهل نااهل مدینه نجات می‌دهد و بارگاه نورانی مادر را برپا می‌کند. «اللهم عجل لولیک الفرج»مان را آمین بگو.

*****

اهل همین نجف خودتان هستم آقا جان! همسایه‌ی ایوان‌طلای باشکوه حرم امیرالمؤمنین(ع) و روضه‌خوان تنهایی مولای مظلومان. خودتان شاهدید که هر بار در زیارت‌نامه‌ی مولا به «اشهد اَنّک اولُ مظلوم» می‌رسم، داغ مدینه بر سرم هوار می‌شود. اصلاً می‌شود در گریه‌های حرم امیرالمؤمنین(ع) به خانه‌ی فاطمه(س) گریز نزد؟ می‌شود روبه‌روی ایوان نجف «امین‌الله» خواند و با «اَعلامَ القاصدین اِلَیکَ واضِحَة»، در کوچه‌های مدینه به دنبال نشانه‌ای آشکار گشت و به در سوخته‌ی خانه‌ی فاطمه(س) نرسید؟ در جوار امیرالمؤمنین(ع)، یاد تنهایی علی(ع) در غم فاطمه(س) ذره‌ذره آبم می‌کند آقا! خودت برای فرج دعا کن که این دل فقط با ظهور منجی شفا می‌یابد.

*****

اهل همین کربلای خودتان هستم آقا جان! اهل سرزمین اوج روضه‌های شما. همسایه‌ی بین‌الحرمین؛ خلوت‌نشین خیمه‌گاه؛ تازیانه‌خورده‌ی تل زینبیه؛ اشک‌ریز هرروزه‌ی میدان مشک؛ تشنه‌ی همیشه‌ی علقمه؛ غصه‌دار قتلگاه. از جوار امام «شهید» به زیارت امام «غریب» آمده‌ام در این روزها که نوروزش می‌خوانند. در این روزها که اهالی بی‌شماری از این سرزمین هم نوروزشان را در کربلا سپری می‌کنند. من پذیرای زائران شب‌های جمعه‌ی کربلا هستم آقا! شب‌های جمعه‌ای که کربلا غوغا می‌شود از حضور فوج زائران دورونزدیکی که به چشم می‌بینیم و انبیا و اوصیا و ملائکه‌ای که دیدگانمان لیاقت دیدارشان را ندارد. شب‌هایی که می‌دانم مادر داغدارتان زائر قبر حسین(ع) است: «شب‌های جمعه فاطمه/ با اضطراب و واهمه/ گوید حسین من چه شد/ نور دو عین من چه شد».

آمده‌ام با زیارت عاشورا در حرمت روضه‌ی مادر بخوانم: «وَ لَعَنَ الله اُمَّةً اَسَّسَت اَساسَ الظّلُمِ و الْجَورِ عَلَیکُم اَهلَ الْبَیت» و از خدا بخواهم «اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ امامٍ مَنصورٍ مِن اَهلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی الله عَلَیهِ و آلِه». برای فرج دعا کن.

 به نقل از دوست خوبم :

کبوتر حرم 

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢۸ ] [ ۳:۱۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

السلام علیک یا بن فاطمه الزهرا (س) یا علی بن موسی الرضا(ع)

  

سین هفتم سلام بر آقاست 

امسال می‌آییم در حرم شما برکت آغاز سالمان را از تنور خانه‌ی فاطمه(س) طلب کنیم

 

هنوز حال و هوایی که داشتم دارم

هنوز طبع گدایی که داشتم دارم

 

برای گمشدگان یک چراغ روشن کن

نیاز به راهنمایی که داشتم دارم

 

بساط شاه و گدا در کنار هم پهن است

کنار جایِ تو جایی که داشتم دارم

 

همان گدای قدیمی که داشتی داری

همان امام رضایی که داشتم دارم

 

حرم نگو،عتبات است،تو حسین منی

هنوز کرب و بلایی که داشتم دارم

 

 

 

یک سال دیگر هم گذشت ... 

با همه ی سختی ها ... با همه شادی ها و غم هاش 

نمیدونم تو این سال هر کدوم از ماها که خودمون رو شیعه میدونیم

چقدر نزدیک تر شدیم به محبوبمون ؟

چقدر دور شدیم ... ؟

چقدر دل آقامون رو شاد کردیم؟! چقدر رنجوندیمشون؟!

یک سال بزرگتر شدیم یا چند سال عقب تر رفتیم ؟!

اینو میدونم که خودم پای عهدم نموندم

خدایا ! خیلی تو و امام زمانم را رنجوندم ... باز هم مرا ببخش ...

دلم را بتکان و سفید کن !!!

امسال بیش از هر زمانی  دلم عید میخواهد ، عیدی واقعی ...

 

هر سال منم عبد عطایت مادر

خوشبخت شدم ذیل دعایت مادر ...

نوروز که قابلی ندارد بی بی 

صد عید الهی به فدایت مادر ...

 

شهادت حضرت فاطمه (س) و نوروز

سالی که گذشت بیش از همیشه شامل لطف و مهر محبت خدای عزیزم و آقام امام رضا (ع) شدم ...

سالی که من بیشتر تو تاریکی گم شدم و بیشتر از هر زمانی محبت دیدم...

فکر نکنم دیگه این سال برام تکرار بشه

آقای عزیزم روز ایام ولادتشون دعوتم کردن

باز من قدر ندونستم، نمک خوردم و نکمدان را شکستم ...

باز ازشون خواستم ...

باز امام رئوف با اینکه اصلا فکرشم نمیکردم برای اولین بار ایام شهادت شون دعوتم کردن

اما من

برگشتم ، ماندگار نشدم در حرم !

 گم شدم تو سیاهی ...

یک ماه به خودم وقت دادم ...

قول دادم آدم بشوم ...

باز امام عزیزم در نهایت حیرت من

بدون  هیچ برنامه ریزی از طرف من

در لحظات پایانی سال

و برای اولین بار در ایام نوروز و لحظه تحویل سال دعوتم کردند ...

همیشه آرزو داشتم لحظه تحویل سال حرم قشنگ آقام باشم ، حالا فردا راهی میشوم؟! ...

پارسال به برادرم که مشهد بود پیام داد :

 

کاش میشد بگم تو حرمت دم غروب

لحظه تحویل سال یا مقلب القلوب ...

 

حالا امسال قرار است خودم و برادرانم لحظه تحویل سال 1393 خورشیدی حرم هشتیمن خورشید عالم تاب ، ضامن آهو باشیم ...

ما ایرانی‌ها نوروز را با سر زدن به بزرگ‌ترها آغاز می‌کنیم. بزرگ‌تر همه‌ی ما شمایی، یا علی بن موسی الرضا (ع)!  سایه‌ی سر ما شمایی آقا جان! آمده‌ام میخواهم سالم را در جوار شما تحویل کنم...

 

مولای عزیز من

امام مهربان چقدر هوای دلداده تان را دارید ...

شرمنده ام  مثل همیشه 

راهم بده !

میخوام بهترین عیدی ها رو از شما بگیرم

هر چند  همین که کنار شما هستم بهترین سعادت برای من رو سیاه و گنه کاره ... 

امیدوارم امسال ، سالی که با آقام امام رضا (ع) شروع میشه...

سالی که با ایام شهادت خانم فاطمه الزهرا (س) مقارنه ...

سال ظهور مولامون 

سال کمتر رنجوندن ولی عصر (عج) باشه ...

سالی باشه که پای عهد و پیمانمون بمونیم ...

ان شالله سال کربلایی شدن مون ...

سال سر و سامون گرفتنمون ....

سال پاک شدن و پاک موندنمون باشه ...

بهترین دعا رو لحظه تحویل سال یادتون نره :

" اللهم عجل لویک الفرج"

شهادت حضرت فاطمه (س) و نوروز

 

قابل باشم به یاد همه ی شما دوستان عزیز که از من کمترین خواستید براشون دعا کنم هستم ...

مخصوصا کنار پنجره فولاد یاد همه بیماران ...

شما هم برای من دعا کنید 

این مطالب  رو از دست ندهید :

در بارگاه بهار + راهنمای اقامت نوروزی در مشهد مقدس

سین " سلام" بر مادر 

هفت " سین" حاجت بهارانه 

دلم عید می خواد 

ویژه نامه عید نوروز در سایت آوینی

ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه (س)

مطالب مربوط به شهادت حضرت زهرا(س) در وب 

 

شهادت حضرت فاطمه (س)

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢۸ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

حضرت امام رضا علیه السلام که گرمای محبتش را ما ایرانی ها خوب چشیده ایم ، می فرمایند :        

امام ،همدم ، رفیق ، پدر مهربان ، برادر تنی ، مادر دلسوز به کودک است.1

همچنین فرموده اند:امام از پدر و مادر به شما مهربان تر است.2

شاید اگر این محبت را بیشتر درک کنیم ، معنای این جملات حضرت ولی عصر ( عجل الله تعالی فرج الشریف) رابهتر بفهمیم ، وقتی در تشرف علی ابن ابراهیم بن مهزیار – که پس از بیست سال اشتیاق خدمت حضرت رسیده  است – اینچنین سخن را شروع می کنند :

یا اباالحسن ! قد کنّانتوقّعک لیلاَ   و نهارا . فما الّذی ابطأ بک علینا ؟؛ 

ای ابالحسن ! شب و روز در انتظار دیدار تو بودیم . چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟

وقتی پسر مهزیار تعجب می کند و عرض می کند:

ای مولای من کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند، امام با تعجب می فرمایند:

کسی را نیافتی که راهنماییت کند؟

سپس – طوری که پسر مهزیار از این شرمندگی خجالت نکشد – سرشان را پایین گرفتند و با انگشت مبارک روی زمین کشیدند و فرمودند :

نه ، شما به مال اندوزی روی آوردید و دربرابر مستضعفان فخر فروشی کرده ، با آنان با بی اعتنایی رفتار کردید . پس دیگر چه عذری دارید .3

 

1-      کافی، ج1،ص 200 .

2-      من لا یحضر الفقه ، ج4،ص418 .

3-      بحار الانوار ، ج 53 ، ص104، ح 131 .

 

منبع : برگزیده از دو ماهنامه اخلاقی خلق

 

دیگر احادیث 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢٢ ] [ ٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

 

شنیده ام بیمار ها شفا داده اے

بیمارى هاے لاعلاج

شنیده ام بیماران هر چہ نا امیدتر ، شما رئــوف تر

چندے است دلم بدجور بیمار است،

بہ در هر کجا رفتم راهم نداده ،

ردم کردند

چند سالے است دلم معتاد بہ گناه است...

شنیده ام بیماران دست بہ پنجره فـღـولـاد شما مےکشند و شفا مےگیرند

نہ پایم بہ حرم مےرسد نہ دست کوتاهم بہ پنجره فـღـولـادتـان آقـا ...

دلـ م سخت بیمار است ... شفا مےدهے ؟

حج فقرا

 

 باز مثل همیشه در حیرتم ...

در حیرتم و گیج

از این همه  مهربانی ...

از این همه لطف ...

این همه عشق ...

این همه نور ...

یعنی باز هم مرا طلبیده ای ؟!

یعنی باز من هستم و شما و بهشت انقلاب و پنجره فولاد ...

باز من هستم و عمری دردِ دل ...

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢۱ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

دوباره دل هوای رفتن دارد ... 

آقا بطلب ...

عکس یادگاری از مشهد مقدس

 

اگر همه‌ی عکس‌های قدیمی را سیاه‌وسفید می‌گوییم، عکس‌های قدیمی یادگاری از زیارت امام رضا علیه‌السلام را باید گفت «بی‌رنگ»؛ مثل خود زیارت‌های قدیمی: بی‌رنگ و بی‌ریا و ساده.

*****

اصرار کردم که این کار را به یکی از خواهران خادم بسپارید؛ به خرج پاس‌بخش نرفت. اطاعت امر کردم و رفتم کناره‌ی صحن جامع رضوی، بین بست شیخ بهاء و ورودی صحن قدس، تا نقش تابلوی «رنگی نشوید» را بازی کنم، آن‌هم کنار وضوخانه‌ی خواهران! باید به خواهران هشدار می‌دادم که مراقب باشند لباسشان به پارتیشن تازه‌رنگ‌شده نگیرد.

رنگی نشوید! همان بی‌رنگ بمانید؛ بی‌رنگ و بی‌ریا و ساده.


به نقل از دوست عزیزم خادم آقا امام رضا (ع):

کبوتر حرم 

 دیگر خاطرات در این وب 

 

وبلاگ امام نقی (ع) دهمین خورشید به روز شد ...

دوستان حمایت کنید 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٩ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

دلـم میسـوزد ؛ بـرای خـودم 

بـرای تـمام لحظــ ه هایی کــ ه بی تـو گـذشت 
بی تـو و حـتی بی یـاد تـو 
بـرای لحظـاتی کــ ه غـرق بـودم در مهـربـانی تـو ؛ بی هیـچ منـتی 
دلـتنـگم حضــــرت مهـربـانی 
بـرای تـار دیـدنِ گـنبــــدت 
بـرای خجـالـت حیـن خـوانـدن اذن دخـول ات 
بـرای دل سپـردن بــ ه نـوای نـقارخـانــ ه ات 
بـرای آرامـشِ گـوهـرشـادی ات 
و بـرای سبـک شدن بـعد از زیـارتـت ...
 
 یا شمس الشموس

 

و حرف دلی با ارباب بی کفن :

 

بیا تا نَمُردم به فکر دوا باش

به فکر کربلای من بینوا باش ...
 
 
 

" السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع) "

هجران تو سخت است مرا
وصلت چرا ناید مرا؟

[ ۱۳٩٢/۱٢/۸ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

 

عهـد بستـم کـه تحمـل کنـم ایـن دوری را

عهـد بستـم ولـی از عهـد خـودم می گـذرم . . .

 

 یا ضامن آهو

 

 میدونم

هنوز اونی نشدم که باید، اونی نشدم که میخواستم ... 

هنوز نه اول راه، که  قدم در راه هم نگذاشتم ...

هنوز مونده عاشق واقعی بشم

این چه عاشقیست که حرف معشوقش خیلی وقته رو زمین مانده ؟!

من نیستم اونی که شما میخواین،

هنوز لایق نشدم که برگردم و پست بذارم تو وبلاگی که متعلق به شما و عاشقانتونه ...

اما باز مهربونی کردین با دل من

باز هوامو داشتین و شرمنده ام کردین ... باز بهم جرات و امید دادید 

با من بی کس تنها شده یارا، ماندی ... نگارا ، مولانا ماندی

همه این دوری از شما رو زجر کشیدم و میکشم

هنوز همون کلاغ سیام، اما باز اجازه دادید برگردم و عشق بازی کنم ...

به دل عاشقاتون انداختین دلگرمم کنن ...

به خوابشون اومدید و بهم فهمونید خیلی بیشتر از من دلتنگید 

خیلی ناراحتید که محب تون ، که نوکرتون داره میره سمت شیطان ...

 ممنون آقا ...

یا ضامن آهو

مولا

لطف شما امیدورام میکنه روزی بشم همونی که شما میخواین

میدونم نا امیدم نمی کنید ...

بیابان هم که باشم شما آبادم مکنید ...

مثل جد غریبتان ابا عبدالله ... که صحرای کربلا را بهشتی کرد ...

بهشتیم کن یا ضامن آهو !

 یا ضامن آهو

 

همین که فکرمی برای من بسه 

 

با همه ی مهربونی  هاتون

با اینکه دست شفا بخش تون رو حس کردم ...

حس کردم این روح تاریک داره روشن میشه ...

چوب این دور بودن از شما رو خوردم

اما خیلی بیشتر از این حقم بود ...

خیلی بیشتر از این حرفا ...

مولا کمک کنید این روزهای سیاه و عذاب آور دوباره تکرار نشه 

 

یا ضامن آهو

 

 و آخرین حرف با شما امام رضای مهربانم :

آقا مــحــض رضـــای بــغــض چــشــمـانــم؛ اطلبنی

 

 و با حضرت بهار صاحب الزمان (عج) که خیلی از من دلشون خونه 

 

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند

عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم

دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست

بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد

آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده

این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا ؟!

این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

 

مولانا صاحب الزمان (عج) ببخش ...

یا ضامن آهو

 از شما

دوستان و عاشقان آقا هم که با نظرات خودتون شرمنده ام کردین

منی که بیش از همه محتاج دعاتون بودم و هستم ... هم ممنونم

عذر میخوام که نشد بهتون سر بزنم

انشالله تو اولین فرصت جبران میکنم ...

یا علی (ع) مدد 

" التماس دعا "

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٤ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

یک ماه فرصت داری 

 

این همه پلیدی 

 

این همه سیاهی را ... پاک کنی ...

 

شدی آنچه که باید شوی

سلامی دوباره می دهی به نور  

نتوانستی 

برای همیشه خواهی رفت .... !!!

 

 

بود و نبودم همه از دست رفته است 

یا ضامن آهو ،دستی برآر به یاری ام ...

 


- خودتون کمکم کنید 

تا دوباره کبوتر شوم

سلامی دهم ....

 

 چراغ نگاهت را مگیر از منِ تاریک...

 

خیلی سخته این دوری

دوری از شما 

کاش پای این عهد بمانم و طاقت بیارم

کاش آدم بشم، کاش دوباره راهی حرم بشم ...

 

دعام کنید 

 

تا یک ماه دیگر و شاید برای همیشه خداحافظ !!

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٦ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 " السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) " 

 

"شرح عاشقی"

 

سلام 

سلام به همه ی عاشقان امام مهربانی آقا امام رضا (ع) عزیز 

برگشتم از بهشت روی زمین ... با حسی فوق العاده 

حسی که این بار بیش از همیشه  نگفتنی است ...

گفتم چند روز بگذره، شاید بتونم شرحی از این سفر بنویسم اما نشد ..!

بنویسم چی به دلم اومده اما نشد ...

نمی دونم چرا  این بار نمیشه...

انگار فقط بین و من و آقا بوده 

انگار نباید تقسیمش کرد ...

اما باز سعی می کنم .. سعی می کنم برای این دل قدر نشناس و فراموشکار

ردی باقی بذارم تا باز دوباره گم نشم تو این سیاهی ها .. باز دور نشم از شما امام رضا (ع) ...

 

 ******

این بار بیشتر از همیشه احساس کردم امام مهربانی ها دست نوازش رو سرم کشیدن و پاکم کردن ... بهم آرامش دادن .. بهم امید دادن ... منو هم شفا دادن !

 

هر چی بهونه بود برای نرفتن خود شون برطرف کردن ... 

به این دل رو سیاه که باز تو فکر و حال گناه بود و دوست داشت به هر بهونه ای باز سیاه بمونه و ذلت گناه رو به لذت اطاعت ترجیح میداد از طریق خادم مهربونش پیام داد :

" این نهی کردن از نیامدن ، نهی شیطانی ست .... "

به شرمندگیم...

به دوریم...

به نمک نشناسیم

از طریق عاشقان بی شمارش، از طریق زائرای گلشون فهموند :

" برو که مهمان حضرت سلطانی،  حتما کارت داره که دعوتت کرده ، حتما لایقی "

هر چند من خودم میدانم لایق نیستم ....

اما عاشق تر شدم ...

لحظه شماری کردم برای دیدار مثل همیشه ..

قلبم شور و هیجان خاصی پیدا کرد

اما باز تردید و دو دلی که نکند جایی برای تو پیدا نشود ...

باز پیامی از یکی دیگر از خادمان عزیز ،بهترین پیام عمر :

" بیا .. مکان اقامت جور شد ، تنها 20 دقیقه تا حرم "

دیگر حالم دست خودم نبود ... تنها 20 دقیه تا حرم ...

برای منی که اینقدر از شما دور شدم اینقدر نزدیک شدن ... چه رویایی !

یعنی میشود؟! 

ایام شهادت ؟!

تو این همه شلوغی ... تو سیل جمعیت عاشقان آقا ...

تردید را پس زدم ...

لایق وصل تو من نیستم ...

اما خودت دلم را دیوانه کردی با دل دیوانه ام چه کنم ؟!

و باز در کمال ناباوری

صادر شد ... بلیط قطاری به سمت مشهد 

 نوکری دعوت شد برای ایام شهادت !

اما تنها بلیطِ رفت ...

چه عالی بلیطی بدون بازگشت ...

در این فکر بودم که یعنی برای همیشه پیش شما خواهم ماند !

که باز از طریق بچه های هیئت زرمندگان کرج پیام دادین :

" برای برگشت میتونی رو ما حساب کنی "

و این پیام شما برای من تنها یک معنی داشت :

هنوز مانده است ... خیلی مانده است تا عاشق واقعی بشوی ...

بیا ، من دعوتت کردم ...

اما ماندن همتی صد چندان میخواهد ...

باید به اندازه کافی از شیطان دور شوی

بیا کمکت می کنم ... بیا پاکت می کنم ...

دوست دارم بمانی و برنگردی ... مثل همه ی زائرانم ...

اما تو هم باید بخواهی .. باید بخواهی تا ماندگار شوی ..

. باید بخواهی دلت حرم امن الهی بشود "

 

و من آمدم... 

و همین را خواستم ....

این بار بیشتر از همیشه از شما طلب کردم تا این سفر

این پاکی، این حس و حال خوب را حفظ کنم ... 

 

تمام دقایق بودن در حرم شما امام عشق را لذت بردم و زندگی کردم !

غبطه خوردم به حال و هوای عاشقان بی شمار امام رئوف

عاشقانی که من به گرد پایشان هم نمی رسم ... 

عاشقانی که از سراسر ایران و از کشورهای دور و نزدیک برای سوگورای در محضر امام هشتم ، پیاده و سواره خود را به مشهد  رسانده بودند ...

لحظه های ناب خلق شده و ارادت های خالصانه شان در هیچ متن و تصویری نمی گنجد .. 

این تنها بین شما و آنهاست ... 

 

اشتیاق خانواده ای که با وجود مشکلات فروان

بدون پول، بدون جایی برای ماندن ،بدون وسیله ای برای بازگشت

 تنها با سرمایه عشق شما آمده بودند  ...

شور و حال پیرزنی که  پیاده با پای لنگان و علیلش آمده بود برای عاشقی ... 

و صدها و صدها از این نوع که وصف ناکردنی است ....

 

از شما ممنونم امام رضا (ع) عزیز

که باز گدای رو سیاه خود را راهی حرمت کردی ... ممنون که شفایم دادی !

حرم امام رضا (ع)

 

شرح عاشقی

******

لحظه های لحظه های حضور در مشهد مقدس،

در ایام شهادت امام رضا (ع) زیبا و تاثیر گذرا بود...


دیدن سیل عظیم عاشقان مولای مهربانی ها 

شکوه عزادری و عرض ارادات زائران و مجاوران ...

سینه زنی و زنجیر زنی در خیابان امام رضا (ع) 

همراه شدن با دسته های عزاداری از شهر های ممختلف

با زبان ها و رسم های متفاوت، اما دلهایی یکی برای امام غریب ...

لذت خوردن نذری شهادت ، کنار حرم ...

علم ها و پرچمهای سیاه عزا

مردمان سوگوار و شکر خدا...

شکر خدا که تو هم هستی ... 


منظره رویایی ، دیدن صحن و سرای امام رضا (ع) و گنبد طلا 

" السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) "

پا گذاشتن تو حرم ، خوش آمد گویی و التماس دعا گفتن خدام 

اذن دخول ، ریزش اشک تو سرمایی که حس نمیشه ... 

و آمدن به ست ضریح 

سلام امام من ، امام رضا (ع) ....

باز شدن عقده دل ... 

هدیه از سمت ضریح ، هدیه ای آسمانی ... 

باورش سخت است ... پرچم عزای اباعبدالله (ع) 

دل خوشی .. که برات کربلایم را امضا کرده است ....

 

کتاب سبز دعا، زیارت مخصوص، نماز زیارت ....

صحن آزادی ...انقلاب .. سقا خانه ... نویشدن از چشمه ی مهربانی ...

پنجره فولاد ... شفا ... کرب و بلا ... و حالا دل ، تنگِ گوهر شاد ... 

 

 

سلامی دوباره ... رواق امام، زیر لوسترِ خاطره انگیز 

نماز جماعت ، زیارت امین الله ...

سینه زنی و گریه برای شما ...

ذکر ضامن آهو رضا (ع) ... در شب شهادت شما ... 

 

و حالا روز شهادت

باز فلکه آب، به اوج رسیدن همه ی عشق ...

باز حرم، گذر از صحن رضوی

بست شیخ بهایی .... دیدار با خادم مهربان شما ، دوستی عزیز

شکلاتی به رسم سوغاتی با این پیام :

روز شهادت من است اما ، کامت شرین زائر من،

حواست باشد ، مبادا طعم تلخ گناه را طلب کنی ...

 

باز صحن انقلاب، سینه زنی در کنار زائرن نجف و کرب و بلا و سامرا ....

باز آزادی ، باز گوهر شاد ... صحن رضوی ....

و باز فلکه آب .... و باز سینه زنی

 

و حالا شب شده است ...

شمع ها روشن شده

شام غریبان شما ست ...

 

نماز جماعت، رواق امام، روضه حاج محمود کریمی

سینه زنی ، راز و نیاز ، طلب حاجت و .... دعای کمیل 

و حال وقت وداع است ...

گوهر شاد نمی شود انگار

باز به دویدن به سمت بهشت انقلاب ...

و

وداع ... وداعی تلخ :

باز هم مرا بطلب .. به امید دیدار ... 

و رفتن و دل نکندن

هی برگشتن و گنبد را نگاه کردن ... نگاه های .....

 

کاش حسرتم بیش از این نشود ... آقا حواست به من هست ... حفظم کن ...

 

و یک شب دیگر در مشهد عشق ...

فرا رسیدن اول ربیع ...

امام مهربانی ها گرد غم و عزا را دل شیعیان می تکاند ...

و گرد گناه ...

و بعد 

لباس سیاه عزا را در می آورد و مزد عزاداری ها را می دهد ...

امام رئوف است ...

 

و ما بر می گردیم ...

که ای کاش می ماندیم ....

و آخرین دعا :

ماندگار مان کن در حرمت " یا ضامن آهو "

 حرم امام رضا (ع)

 به یاد همه ی شما دوستان عزیز بودم

بارها از آقا خواستم حاجت روا بشن

همه ی کسایی که از طریق این وب دل شون هوایی شده و عاشق تر 

دعا کردم انشالله همه تون به زودی  راهی حرم قشنگ امام رضا (ع) بشید

دوستان عزیزی که با نظرات خودتون من بیشتر از همیشه شرمنده کردین ....

شما هم برای من دعا کنید.... 

یا علی (ع) مدد

کلیک کنید ...

ویژه شهادت ابن الرضا (ع)

امام حسن عسگری علیه السلام 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایام شهادت امام مهر و مهربانی آقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد 

 

دور از هم، غریبانه ایستاده بودند.
تا غریب توس نشست، غریب مدینه خمید!


لباس سیاهت را پوشیده ای

وارد خیابان اصلی می شوی

دسته های عزاداری را می بینی

که در مسیر خیابان تا حرم امام رضا(ع) موج می زنند.

از فواره های حوض های خیابان ها گویی خون می جوشد.

همراه یکی از دسته ها می شوی و پس از مدتی به حرم می رسی

دست بر سینه می گذاری و سلام می دهی

پرچم سیاه گنبد طلایی بارگاهش

در بین سیاهی شب پیچ و تاب می خورد.

وارد حیاط می شوی

خدام دور تا دور حیاط هر کدام شمعی بر دست گرفته اند و ایستاده اند

بوی گلاب فضا را عطر آگین کرده است

کبوترها همگی بر کنگره های صحن ها نشسته اند

و از پروازشان انگار خبری نیست

گویی این سوگ بزرگ بال و پرشان را بسته

گوشه ایی می نشینی و به آن روز می اندیشی

به روزی که مأمون که لعنت خدا بر او باد

امام رضا(ع) را نزد خود فراخواند.

او که از هر کاری برای خراب کردن شخصیت ایشان دریغ نکرده بود

حال آنکه در تمامی مراحل شکست عظیمی هم خورده بود

امام رضا (ع) را فرا خواند برای عملی کردن آخرین نقشه شومش

او انگار فراموش کرده بود اینجا کوفه نیستــــــ

او انگار فراموش کرده بود

که مردم این جا مولا و امام خود را هیچ گاه تنها نخواهند گذاشت

او انگار فراموش کرده بود اینجا ایران استــــــــ

جاییست که عاشقان اهل بیت رسول خدا در آن زندگی می کنند

او انگار فراموش کرده بود

مردم این جا دین خود را به هیچ چیز نخواهند فروخت

او انگار فراموش کرده بود رسول خدا فرموده بودند :

این جا مکانیست که مردمش بیشترین بهره را از اهل بیت خواهند برد

آری ...

همین چیزها ترس او را دو چندان کرده بود

چراکه هر روز بر مریدان و عاشقان امام رضا(ع) افزوده می شدند

و او مانند اجداد خود چاره ایی جز از میان برداشتن امام رضا(ع) نداشت

او نیز مانند اجداد خود فکر می کرد

امام رضا(ع) به تاج و تخت او چشم دارد

او نیز مانند اجدادش نمی دانست

و هیچ گاه درک این موضوع را پیدا نکرد

که اهل بیت به مادیات دنیا کوچکترین اهمیتی نمی دادند

و او آن قدر پست بود که کمر به شهادت امامی بست

که خود او را به این سرزمین فراخوانده بود.

او امام رضا(ع) را تهدید کرد

سمی را که او برای شهادت ایشان تهیه کرده بود، خود بنوشند.

اشک هایت سر می خورند بر گونه هایتــــــــ

به بارگاهش خیره می شوی و از ته دل دعا می کنی :

امام غریبم ، یا ضامن آهو

مرا از شر شیطان که برای گمراه کردن من سوگند خورده است حفظ فرما

نور هدایت را بر قلبم بتابان

روشنی چراغ ایمان را بر من نورانی تر فرما

امام غریبم

شفاعت شما را در روز تنهایی و بی کسی خواستارم ...


از پیج زیبای امام رضا (ع) در فیس بوک حمایت کنید 

 
 
شهادت امام رضا (ع)
 
پست های قبل رو از دست ندهید .. نظرات فعال است !!!
[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایام شهادت آقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت ...

 

آقا نیا! می‏‌خواهی بیایی که چه؟ ما که حالمان خوب است و کیف‏مان کوک؛ ملالی هم نیست، حتی با دوری شما! می‏‌گویند وقی بیایی، دین جدیدی می‏‌آوری. مگر همین دین الآنمان چه اشکالی دارد؟ ببین؛ دارم هشدار می‏‌دهم که اگر بیایی، در مقابلت می‏‌ایستیم.


اصلاً فرض کنیم آمدی و آمدی همین حرم امام رضا علیه السلام؛ جایی بهتر از این‏جا که پیدا نمی‏‌شود. فکر می‏‌کنی ما خادم‌‏های جدّت چطور با شما برخورد می‏‌کنیم؟ البته می‏‌دانم که همه‏‌ی این حرف‏‌ها را خودت می‏‌دانی، ولی این دردها را به شما نگوییم، به که بگوییم؟


فرض کنیم آمدی و دیدی دارم خانم زائر میان‌‏سالی را که روی فرش‏‌های صحن جامع دراز کشیده، از خواب بیدار می‏‌کنم. کاری که همین دیروز کردم. اگر بگویی بگذار استراحت کند، می‏‌گویم: به ما دستور داده‏‌اند نگذاریم کسی در حرم بخوابد؛ بی‌احترامی است. اگر بگویی بی‌احترامی نیست، هیچ توجهی نمی‏‌کنم. اگر بگویی او سیّده است و از خانواده‏‌ی ما؛ امروز رسیده و فردا دارد می‏‌رود؛ می‏‌خواهد چند لحظه‏‌ای استراحت کند تا بتواند امشب را بیدار بماند و با من حرف بزند، باز هم به خرجم نمی‏‌رود. دستور از بالاست.


اگر ببینی دارم به زن و شوهر جوانی گیر می‏‌دهم که با مهربانی دست هم را گرفته‏‌اند و از من بپرسی مگر این کار چه اشکالی دارد، می‏‌گویم: این قرتی‏‌بازی‏‌ها یعنی چه؟! آن هم توی حرم امام رضا (ع)! آخر از بالا دستور داده‏‌اند؛ مگر من می‏‌توانم سرپیچی کنم؟
اگر ببینی مسیری را بسته‌‏ام و از من بخواهی اجازه دهم کسانی که کار ضروری دارند، رد شوند، قبول نمی‏‌کنم. اصرار کنی، باز هم می‌گویم: از بالا گفته‏‌اند.


اگر بگویی پیشنهاد کنید چند وضوخانه برای خواهران در نزدیکی رواق‏‌ها بسازند تا مجبور نباشند برای فرار از رفتن این همه راه تا دست‏شویی‏‌ها، لب حوض‏‌ها وضو بگیرند و شما هم مجبور نباشید به‏‌شان تذکر بدهید، می‏‌گویم: به ما چه مربوط؟ زائر باید با وضو وارد حرم شود. در ضمن دست‏شویی‏‌ها را دور از رواق‏‌ها ساخته‏‌اند که زائر بی‏‌خودی در حرم نماند و فقط زیارت کند و برود. یعنی درست همان حرف‏‌هایی که از بالا به‏‌مان گفته‏‌اند.
خلاصه آقا جان! وقتی برای ما فقط دستور از بالا مهم است و کسی را بالاتر از آن بالا نمی‏‌دانیم، می‏‌خواهی بیایی که چه؟ بیایی، مثل جدت امام رضا (ع)، و بلکه بیش‏تر از او، غریب می‏‌شوی. فعلاً نیا تا ببینیم از بالا چه می‌گویند!

به نقل از : 

" کبوتر حرم"

 

 دیگر خاطرات در این وب ... 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

به مناسبت ایام شهادت غریبانه امام رضا (ع) :

 

روز شهادت و شب شام غریبان آقا امام رضا علیه‌السلام توفیق نوکری داشتم. توی لحظات زیبای خادمی و در حال گریه بر شهادت آقام، با خودم تصور کردم که این روز و شب‏‌ها چقدر به خادم مخصوص آقا - که هر لحظه در کنارش بود و در خدمتش و حالا تنها شده - سخت می‌گذره. از دست دادن آقایی به مهربونی امام رضا(ع) چه درد بزرگیه. با خودم فکر کردم اگه بخوام درجه‏‌ی خلوص نوکری‏م رو بفهمم، باید ببینم چقدر می‌تونم جدایی‏ش رو تحمل کنم.
برای خودم توفیق نوکری بهتر رو خواستم و برای شما، توفیق زیارت با معرفت.

 

" کبوتر "

 

پایان صفر، هنگامه‌ی مِهر شیعه به امام رضاست و موعد مُهر امام رضا - علیه‌السلام - پای دو ماه اشک شیعه.
چشم‌انتظار مُهر مِهرت هستیم، مِهر هشتمین!

[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ٧:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

ناله برای کشتهٔ دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

گاهِ سحر به جانب جانانه پر کشید

در انتظار آمدن میوهٔ دلش

پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

سینه زنان دریده گریبان پسر رسید

دستی به روی ماه کبود پدر کشید

شمس الشّموس روی زمین اوفتاده و

فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید

آه از دمی که زینب کبرایِ غم نصیب

آمد تن امام زمانش به بر کشید

با دست زخم خورده خود دختر علی

تیر شکسته از تن ارباب در کشید

گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پای ساقه یاسش تبر کشید

حسن لطفی
شهادت امام رضا (ع) هشتیمن خورشید ولایت تسلیت ...

عکس شهادت امام رضا ع

  
[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایام شهادت امام عشق و مهربانی

حضرت ثامن الحجج اقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت ...

 

خیلی لذت داره همه تو رو نوکر  امام رضا (ع) بدونن .... 

اما بیشتر از اون درد داره ... خیلی درد ... خیلی شرمندگی 

که میدونی نوکر خوبی نبودی و نیستی !

وای بر من که اسم خودم رو شیعه میدونم ... وای ...

خودت مولا به فریاد من برس... من نمیخوام اینی باشم که هستم ....

خودت کمکم کن مولا جان ... یا علی بن موسی الرضا (ع)

 

امام رضا (ع) جانها به فدایش فرمودند :

هر کس خود را از ما بداند و خداوند عز و جل را اطاعت نکند از ما نیست ،

و تو اگر خداوند عز و جل را اطاعت کنی از ما اهل بیت (ع) هستی .

 

 

یا ضامن آهو خودتون عنایت کنین عبد خدا بشیم و عبد خدا بمونیم ... 

 

عکس حرم امام رضا (ع) ... حدیث تصویری

[ ۱۳٩٢/۱٠/٧ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


نسیمی از سمت خراسان شما می آید ....
.
.
.
باز من مست شدم ....

 

 

یه صدا مدام داره بهم میگه :

بیخود بلیط گرفتی ، به تو امیدی نیست ... باز می خوای بری که چی بشه ؟!

مگه ولادت اونجا نبودی؟! ... خب بعدش چی شد .. به چند روز نکشیده دوباره شدی همون کلاغ رو سیاه قبل ... حالا میخوای امام رضا (ع) باز شهادت شون بطلبت و باز بری و برگردی و .... 

توی گنه کار و رو سیاه میخوای بری چیکار ؟ تویی که لایق نیستی جای یه نفر دیگه رو هم می گیری ...

 

و من خوب می دانم که، که هستم ...

اما این را هم می دانم

امام من ...

خدای من ...

این خانواده ...

کریم تر از آن هستن که در ذهن همچو منی بگنجند ...

جفایی بزرگ تر از گناه است .... گناهی بزرگ تر از هر  معصیتی اگر فکر کنی ، بخشیده نمی شوی ...

 

من خوب می دانم امام من ، مهربانترین است ....

 

خوب می دانم

 بدم !!!

حال من بد است ...

و همین است که مرا به سمت تو می کشد ....

از شما دورم ، اما 

اینقدر می آیم ... تا نزدیک شوم ...

اینقدر به حرم شما می آیم تا ماندگار شوم ...

 

من امیدورام .. امیدورام به دستان مهربان و نگاه شفا بخش شما 

 

و چه زیبا می گفت خادمتان آقا :

این صدایی که تو را نهی می کند از نیامدن ،

صدای شیطان است ... تو بیا .. آقا دعوتت کرده .... مهمان اویی ....

 

می دانم کریم است و باز می بخشد ...

این بار بدتر از همیشه ام  شده ام ... 

شرم حضور دارم ، خجالت زده ام از همیشه بیشتر ... اما باز 

دوست دارمبیایم ...

بطلب .... 

 

" یا ضامن آهو "

[ ۱۳٩٢/۱٠/٦ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

خوب می دانم ، لایق وصل شما نیستم ...


بگو با دلم چه کنم ؟!

.
.
.
.
.
.
شاه خراسان
 
 
وقتی زیارت تو هست ، مرا به حج نیاز نیست ....
آقا بطلب 
[ ۱۳٩٢/۱٠/٥ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

صحن قدس حرم امام رضا علیه السلام

خانه‌ام همین نزدیکی‌هاست...
پیاده تا این‌جا بیست دقیقه‌ای می‌شود. یک روز درمیان می‌آیم حرم. به بتول فکر می‌کنم، به این که سه سال پیش من را تنها گذاشت. من هم از آن روزی که رفت، عهد کردم یک روز درمیان بیایم این‌جا. بعد از نماز صبح برایش لقمه آماده می‌کنم، اما همیشه دستم را رد می‌کند. بعد می‌آیم این‌جا، می‌گویم یا ضامن آهو، مراقب بتولِ من باش! یک وقت دردِ کمرش زیاد نشود؛ آخر پمادش را توی قفسه‌ی آشپزخانه جا گذاشته است. 
دلتنگی هر روز با من راه می‌رود، حرف می‌زند، دردِ دل می‌کند و حتی شب‌ها وقتی قرص‌های صورتی‌ام را می‌خورم، به صورت من خیره می‌شود. اربعین سه سال پیش بود که روی صورت بتول یک ملحفه‌ی سفید کشیدم و همه چیز برایم تمام شد. از همان موقع از تمام ملحفه‌های سفید بیزارم.
یک روز بتول نشسته بود روی یکی از فرش‌های قرمز حرم و دمِ گوشم گفت: «این‌جا آرامشی دارد که سال‌ها دنبالش می‌گشتم.» حالا که او رفته، تنها جایی که آرامم می‌کند این‌جاست. در گوشه‌ای از صحن که نشسته‌ام چادرِ خاکستری گل‌دارش را می‌بینم، چین‌های صورتش را، صدایش را و تسبیحی که همیشه در دستانش می‌چرخید و حالا دستِ من است.
اربعین که می‌شود، دلم بدجوری می‌گیرد. خانه‌ام همین نزدیکی‌هاست. پیاده تا این‌جا بیست دقیقه‌ای می‌شود...

متن : شیوا خادمی

عکس : حسین کام شاد

اربعین بی حسینی خانم زینب کبری (س) تسلیت .... 
 
[ ۱۳٩٢/۱٠/٢ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

عاشقانه‌ای آرام

انگار همیشه یک چیزی هست که روحِ تو را وصل می‌کند به قسمتی از گذشته‌ات... به لحظه‌ای که شاید تمام شده باشد و دیگر نباشد؛ ولی برای تو هست، وجود دارد، نفس می‌کشد. انگار یک تکه از روحت را برای همیشه جا گذاشته‌ای آن‌جا... در یک لبخند، در سنگ‌فرشی که نشانش کرده بودی، همان جایی که به هم پیوند خوردید.
و حالا عاشقانه‌ای آرام، جایی که بوده‌ای، روحِ تو را می‌برد به خاطرات آن لحظه و حتی شاید به سال‌هایی که قرار است بیاید... می‌بینی که دو نفر، درست همان جایی که مختص عاشقانگی توست، دل داده‌اند و بی‌دل شده‌اند.

چند سالِ عاشقی می‌گذرد؛ از آن روزی که ما دستانمان را به دستان هم و دلمان را به مهربانی امام رئوفمان گره زدیم، و این نقطه از حریم عشق شد مرورگاه خاطرات تلخ و شیرینمان.
حالا مرد صندلی‌اش را کنار ویلچر زن تنظیم می‌کند؛ شانه به شانه‌ی بانو و درست روبه‌روی گنبد آقا... کفش‌هایش را همان کنار جفت می‌کند و «امین‌الله» را با لحن زیبایی می‌خواند. زن اشک‌هایش را با گوشه‌ی روسری‌اش پاک می‌کند و آرام آرام زمزمه می‌کند: «السلام علیک یا امین‌الله فی ارضه...».

نسیم ملایمی می‌وزد. ابرها امروز مهربان‌تر شده‌اند...

شهادت امام عشق ، آقا علی بن موسی الرضا (ع) نزدیک است ...
آقا می طلبی این گدای رو سیاهت را ؟
 
  
 
 
 
 
حرم امام رضا (ع)
" التماس دعا "
[ ۱۳٩٢/٩/٢٥ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


آقا دلداه ات این روزها حال خوبی ندارد ...

لطفا نگاهش کن ...

خوب میداند رو سیاه ست

اما ، کجا رود ؟ وقتی ... 

جز شما مهربانتر سراغ ندارد ...

 

حرم امام رضا (ع)

تکه های دل شکسته ام را کنار هم بگزارم
یک تصویر در آن می بینم
بهشت شما را آقای مهربانم

 

حس پرواز
 
 
تمام طول راه را اشک ریختم. آن‌قدر اشک چشمانم زیاد بود که نه تنها از گوشه دیده که از تمامی چشمم اشک می‌ریختم. این‌که می‌گویند به پهنای صورت اشک می‌ریزد را من درست در همان خیابان طولانی و بلندی که به بارگاه تو می‌رسد تجربه کردم. 
سایر مسافران هم زیر چشمی به من نگاه می‌کردند و هیچکس، هیچ چیز بر زبان نمی‌آورد که تو را چه می‌شود که این همه اشک می‌ریزی آن هم در حالی که هنوز چند کیلومتر راه است تا به درگاهش برسی؟ با شال سبز رنگی که به سر داشتم آنقدر اشک چشمم را پاک کردم که خیس شد.
اصلا سر بند آمدن نداشت آن اشک. هرچه بیشتر می‌ریخت، انگار بغضم بیشتر می‌شد .
راستش من از خانه که زدم بیرون تا به حرم ملکوتی تو بیایم ، گریه‌ام گرفت. برای بغضی که ماه‌ها بود در گلویم داشتم و چیزی نمانده بود که هلاکم کند.
اصلا به نیت گریستن در درگاه تو به مشهد آمده بودم.
این بار عهد کرده بودم دیگر تمام زیارتم برای خودم باشد. شخص خودم. فقط بنشینم روبروی ایوان طلایت و دو کلمه حرف خودمانی و البته خصوصی با هم بزنیم. آمده بودم تا گله‌هایی را که از همه آدم‌ها در دل داشتم به تو بگویم. به تو که همیشه پناه من بوده‌ای.
آمدم ای شاه پناهم بده.
مثل بچه‌ای که در دامان مادرش آرام می‌گیرد من هم فقط در پناه ایوان طلایی تو آرام می‌گیرم. 
اتوبوس درست بیرون صحن توقف می‌کند؛ من سر از پا نمی شناسم برای اینکه زودتر برسم به همان جای همیشگی. برسم به آن جایی که از سقاخانه‌ات آبی بنوشم و گلویی تازه کنم.
پا به صحن طلایی‌ات که می‌گذارم آرام می‌شوم. اشکم بند می‌آید. سبک می‌شوم. نمی‌دانم چه خاصیتی دارد این ایوان طلایی که به محض ورود و ایستادن در مقابلش همه آن چه را که به خاطرش اشک ریخته بودم فراموش می کنم. انگار همه چیز در بطن این رنگ طلایی، در مقابل دیدگان من محو می‌شود. انگار دیگر هیچ چیز این دنیا برایم ارزشی ندارد. اصلا چرا من باید بیایم روبروی بارگاهت بنشینم و درباره روزمرگی‌هایی که همه دچارش هستیم با تو صحبت کنم؟ دغدغه این دنیا برای همین دنیاست.
همین‌طور که دارم خودم را سرزنش می‌کنم، چشمم به کبوترانی می‌افتد که انگار آنها هم مثل من خسته و درمانده از راه دور آمده‌اند. آمده‌اند تا دمی در پناه تو آرام بگیرند و به نوبت به سوی بلندای آسمان بارگاهت پرواز کنند. 
یکی را دیدم که بد جوری پرپر می‌زد و مثل من سر شوریده‌ای داشت. حتما او هم مثل من دلخور است از اینکه می‌خواسته وقتت را در مورد مسایل کم اهمیت بگیرد. شاید او هم در همین لحظه به حسی رسیده است که من اکنون با آن در گیرم.
استغفار می‌کنم.
کفش‌هایم را می‌پوشم تا به سمت سقاخانه بروم. آن‌قدر سبک شده‌ام که حس می‌کنم می‌خواهم پرواز کنم.

از پیج زیبای امام رضا (ع) در فیس بوک حمایت کنید ...
" التماس دعا " 
[ ۱۳٩٢/٩/٢٢ ] [ ٦:۳۱ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

فرق مرد از نا مرد (خطاب به زائرین اباعبدالله ) :
اینو برای اونایی میگم که آماده هستن انشاالله برن کربلا . مخصوصا برای این ایام خاص . یعنی اربعین حسینی (ع) . هرچند فرقی نمی کنه زیاد . حالا چه اربعین چه قبل و بعدش . 
.....................................................
نا مرد کیه : 
نا مرد اونیه که کربلاشو از امام رضا(ع) میگیره . بعد میره کربلا عشق و حال . یه ثانیه یادش نمیوفته که هوای امام رضا (ع) رو هم داشته باشه . اونی که دور افتاده از پدران و پسرانشو یاد نمیکنه . این زائرین نامردن . هوای امام رضا(ع) رو داشته باشید والله امام رضا (ع)عاشق زائر جدش اباعبدالله (ع) هستن . هر ریخت و مدلی که میخواد اون طرف باشه . 
.....................................................
مرد کیه : 
مرد اونیه که میره کربلا نه تنها یاد امام رضا(ع) میوفته بلکه به نیابت امام رضا(ع) جدش اباعبدالله رو هم زیارت میکنه . نه تنها یه سلام میرسونه بلکه به یاد غریب الغربای کربلا اسمی هم از غریب الغربای خراسان میاره . 
...................................................
یا علی . 
خواهشا امام رضا (ع) یادتون نره ...


[ ۱۳٩٢/٩/۱٩ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ولادت هفتمین خورشید هدایت ،باب الحوائج امام موسی کاظم (ع) مبارک باد 

 

وِیژه نامه ولادت ...

بر روی عکس زیر کلیک کنید 

وِیژه ولادت امام موسی کاظم (ع)

ولادت پدر بزرگوراتان مبارک آقا علی بن موسی الرضا (ع) ...

می دانم با خودتان می گویید 

 

کاش به جای این همه حرف، این همه ادعا 

تنها کمی ، کمی همان میشدی که ما می خواستیم 

باز مثل همیشه حرفی نیست برای گفتن و باز باید گفت :

ببخش کریم ، ببخش رئوف ....

[ ۱۳٩٢/٩/۱۸ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
 بی هیچ بهانه 
دلم تنگ شده ...



مهربانتر از شما چه کسی است در این روزهای سرد ؟!

یا امام رضا (ع)


این دل ز جنس پنجــره فولاد تو نبــــود
یعنی که زود می شکند از فــراق ، زود . . 
 
فرا رسیدن ماه صفر ، ماه غم ، ماه درد 
ماه رحلت جانسوز رسول خدا (ص)
شهادت آقا امام حسن مجتبی (ع)
 و مولا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت ... 
 
 
محرم گذشت و آدم نشدم،کاش به لطف امام مهربانی ها ، که این سفره رو جمع می کنن 
و مزد عزاداران آل الله رو میدن، بشیم اونی که باید بشیم ....
 
یا علی (ع) 
 
التماس دعا  
[ ۱۳٩٢/٩/۱٥ ] [ ۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

به گزارش "ندای انقلاب" به نقل از جهان، نحوه تعامل با بدن و رعایت برخی نکات تغذیه ای متناسب با فصل ها و ماههای سال می تواند از ابتلا به بسیاری از بیماریها پیشگیری کند. در فصل پاییز هم که دارای طبعی سرد و خشک است رعایت برخی نکات لازم است.

سومین ماه پاییز که در رساله ذهبیه حضرت امام رضا(ع) از آن با عنوان « تشرین آخر» یاد می شود، از حدود ۲۳آبان ماه آغاز می شود و به مدت ۳۰روز ادامه پیدا می کند و تقریبا مصادف با آذرماه است.

امام رضا(ع) که در رساله ذهبیه خصوصیات فصول و ماه های سال را بیان کرده اند، برای هر ماه و فصل غذای مناسب را معرفی نموده اند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/٩/۳ ] [ ٧:٥۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟ ؟..]

دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید!!!

گفت: بابا امام رضا (ع) بهم گفت «به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه»

پدر به خادم گفت: دخیل که بستم

به امام رضا (ع) گفتم:می خوای دخترمو شفا ندی شفا نده.

اما برگردم قم به خواهرت گلایه خواهم کرد....

 

یا علی بن موسی الرضا (ع) 

 


[ ۱۳٩٢/۸/٢۸ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 امام رضا علیه السلام :

 چون ماه محرم فرا مى رسید، کسى پدرم را خندان نمى دید. 

 کانَ أبی إذا دَخَلَ شَهرُ الْمُحَرَّمِ لا یُرى ضاحِکاً 

 بحار الانوار(ط-بیروت) ج44 ، ص284

[ ۱۳٩٢/۸/۱٤ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 پای ما لنگ است و منزل بس دراز

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل..... 

 

پای عمل من همچنان لنگ است 

باز همان کلاغ سیاه تو ام ...

بگذار زنم فریاد 

خسته شدم !

مددی کن مددی آقا ! 

 

 

یا شمس الشموس به فریادم برَس 

مولا جان باز هم من را ببخش ....

 

عکس حرم امام رضا (ع)

[ ۱۳٩٢/۸/٧ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

یا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) سلام بر تو که فرمودی :

 

به‌ خداوند خوشبین‌ باش‌ ، زیرا هرکه‌ به‌ خدا خوشبین‌ باشد ، خدا با گمان‌خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هرکه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندک‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ کردار اندک‌ او خشنود باشد ، و هرکه‌ به‌ اندک‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد ، بارش‌ سبک‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنیا و دوایش‌ بینا سازد و او را از دنیا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472

[ ۱۳٩٢/۸/٧ ] [ ٩:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

مولا علی موسی الرضا (ع)

 

 

برای من دعا کنید

منی که عهد شکسته ام ...

تنها همین .... 

[ ۱۳٩٢/۸/٢ ] [ ٤:۳۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ولایت علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

 

ولایت علی بن ابی طالب حصنی

 

قُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ یَقُولُ سَمِعْتُ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ یَقُولُ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ حِصْنِی‏ فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا

 خداوند جل جلاله می فرماید:

«لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ» دژ من است، پس هرکس که در دژ من درآید از عذابم در امان است. چون مرکب به راه افتاد [امام رضا] فرمودند : [البته] با شرائطش و من جزء شرائط آنم.

[ ۱۳٩٢/۸/۱ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


امام رضا (علیه السلام) میفرمایند:
فرزندم جواد به ستم کشته میشود و اهل آسمان بر او گریه میکنند،وخداوند متعال بر دشمن و ستم کننده به او خشم میگیرد،ودیری نمی پاید که خداوند او را به سوی عذاب درد ناک وکیفر می شتاباند
البحار10/0

 

پست های قبل رو از دست ندید 

نظرات فعال است !!!


[ ۱۳٩٢/٧/۱٤ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

برنشگته از مشهد باز غرق شدم در تباهی و گناه ... 

باز دور شدم از مولا آقا علی بن موسی الرضا (ع) ...

 

سفر به مشهد الرضا (ع) + عکس های زیبا از ایام ولادت در ادامه مطلب  

 

همیشه  تو تب دوری از آقا و حسرت زیارت ایشون میسوزم 

کنارشون که هستم همه چیز خوبه ...

مگه میشه کنار خورشید هشتمین بود

و عشق و مهربانی و نور رو لمس کرد و خوب نبود ؟

مگه میشه نفس بکشی تو هوای ضامن آهو و لذت نبری ؟

مگه دغدغه ای هم میمونه برات وقتی آقات کنارته؟

وقتی زائرشی؟!

وقتی میدونی داره نگات می کنه ؟ 

مگه میشه کلاغ رو سیاهی مثل من رو تو صحن و سرای شما راه بدن و بذارن کنار کبوترا پر بزنه و احساس کبوتر بودن بکنه .. احساس پاکی کنه و باز حالش بد باشه ؟!

 

نه نمیشه ...

اما دریغ ... افسوس که تا بر میگردیم ... باز اسیر آلودگی های شهری و شیطانی میشیم

میشیم همون کلاغ سیاه ... !!

یادمون میره حال و هوامون .. قول و قرارامون 

 

اما شما امام رئوف هیچ وقت ما رو تنها نمیذاری ...

موندم ما که می دونیم شما همیشه دارین ما رو نگاه می کنی ... ؟!

ما که اینقدر دوستون داریم

چطور دوباره ........ 

و دوباره ..... 

 

اما شما باز .... 

نه گاهی ... همیشه همیشه هوای کلاغ سیاهت رو داری ...

دوست نداری گم بشه تو سیاهیا 

ناراحت میشین وقتی دور میشیم ... 

وقتی اسیر هوا و هوس میشیم

نه یک بار 

نه دو بار ...

هزارن بار می بخشیمون ...

باز با دستای مهربونتون 

با نگاه شفا بخشتون ... میگین بیا ....

نرو ...

دور نشو از این حال و هوا

آخه اگه اینجا نیای کجا میخوای بری ؟!

اگه منم دستت رو نگیرم کی میخواد دستت رو بگیره ؟

کی مهربونتر از منه با تو  ... 

هیچ کس ... باز ما را می طلبی .... دیر یا زود ... 

 

چند روز پیش از غم گناه و دوری آقامون با آه و ناله و گریه درد دل می کردم با عزیزی که :

اینبار دیگه آقا نمی طلبم ...  

دیگه تو خوابم هم نمی بینم که رفتم زیارت شون ... 

 

- امام ما رئوف تر از این حرفاست !

می دونستم راست میگه .. می دونستم بازم ... 

اما .... 

 گویند کریم است و گنه میبخشد ، گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم !!!

 

بیمرم برای این آقا که هر چی تا الان خواستم بهم دادن ... 

دو روز بعد .... خواب حرم و زیارت شون رو تو ایام ولادت دیدم 

حس فوق العاده ای بود ..... درد و دل های عاشقانه با آقا 

زل زدن به گنبد طلاشون .... دعا کردن و زاری کردن به درگاهشون 

هیچ حس نکردم که خوابم ...

و نبودم

باز راهم داد ... مهربونی کردن مثل همیشه ...

باز من رو طلبیدن .. باز زائرشون شدم!!

 

از خواب که پا شدم سبک شده بودم .. پاک شده بودم ...

حس قشنگ کبوتر بودن .... 

 

ادامه مطلب رو از دست ندید ...

 

در تولد سه سالگی وبلاگ "یا ضامن آهو"

بعد از این دوباره رفتن به حرم 

میریم به زیارت مولا علی بن موسی الرضا (ع) در ایام ولادتشون 

ببخشید اگه عکس هایی که گرفتم اونطور که باید باشه، نیست ... 

 

عکس حرم امام رضا (ع)

دلایل تاخیر  :

یکی بد بودن حال و هوام بود که به لطف آقا بهتر شد ... و  یکی هم پیش رو بودن شهادت امام جواد (ع) !!


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/٧/۱٩ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

با همه دردم امید درمان است ....

با همه رو سیاهیم ...

با این همه گناه ...

باز هم امید دارم به دستان زهرایی شما 

به نگاه شفا بخش شما ...

به مهربانی بی حد و اندازه شما ...

یا مولا علی موسی الرضا (ع)

 

 

این گدای بی سر و پا ، این سیاه ترین کلاغ را

از درگاهتان نرانید حضرت عشق ، ضامن آهو ...

 سائل امام رضا (ع)

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم

نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبه‌روی تو بلاتکلیف می‌ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم

سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم

تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:
که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم

 

سلام یا ضامن آهو

 

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

جرأتش نیست کسی حرف جهنم بزند
گر پیِ کار ِ گنهکار ز جا برخیزد

زائر آن است که در کوی تو اُتراق کند
آنکه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

تا به دستِ کرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد

بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند
از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

حرمت زودتر از کعبه مرا حاجی کرد
حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد

امام رضا (ع) حج فقرا

شب زیارتی مخصوص آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام هست. یک سلام از همینجا خدمتشون عرض کنیم.

                                 السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 

 به جز سلام به شما آن هم اکثرا از دور 

چه کرده ایم در این عمری از تباهی ها ...

 

[ ۱۳٩٢/٧/٧ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

یکشنبه 7 مهر / 23 ذی القعده

روز زیارتی مخصوص حضرت امام رضا علیه السلام

 

در فضیلت ماه ذی القعده و به خصوص روز زیارتی امام رضا (علیه السلام) 

مرحوم حاج شیخ عباس قمی در وقایع الایام و مفاتیح الجنان می نویسد :

بدان که این ماه اول ماههای حرام است که حق تعالی در قرآن مجید ذکر فرموده (و آنها ذی القعده و ذی الحجه ، محرم و رجب است که در اسلام معظم و مکرم بوده اند) و سید ابن طاووس روایتی نقل کرده که ذی القعده محل اجابت دعاست در وقت شدت  و در روز یکشنبه این ماه نمازی با فضیلت بسیار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که مجملش آن است که هر که آنرا به جا آورد تو.به اش مقبول و گناهش آمرزیده شود و خصماء او در روز قیامت از او راضی شوند و با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود و قبرش گشاده و نورانی گردد و والدینش از او راضی گردند و مغفرت شامل حال والدین او و ذریه او گردد و توسعه رزق پیدا کند و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند و به آسانی جان او بیرون شود. ( شرح این نماز پر فیض در مفاتیح الجنان آورده شده)

 

روایت شده که هر که در یکی از ماههای حرام سه روز متوالی که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد ثواب 900 سال عبادت برای او نوشته شود . اما مناسبت های مهم این ماه عبارتند از:

- 1 ذی القعده ولادت با سعادت حضرت معصومه (س)

- 5 ذی القعده بالا بردن دیوار خانه کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع)

- 6 ذی القعده نامه نوشتن حضرت مسلم در کوفه برای امام حسین (ع)

- 11 ذی القعده ولادت با سعادت امام رضا (ع)

- 23 ذی القعده روز بسیار شریفی است ، این روز زیارتی مخصوص امام رضا (ع) است و زیارت آن حضرت از دور و نزدیک سنت است.

 

 

علامه ی مجلسی می گوید :

زیارت حضرت رضا علیه السلام در روزهای مقدس اسلامی افضل است ؛ خصوصا روزهایی که اختصاص به آن حضرت دارد. مثل روز ولادت (11 ذی القعده) و روز شهادت آن حضرت (مطابق مشهور آخر ماه صفر) سپس از کتاب اقبال مرحوم سید بن طاووساستحباب زیارت آن حضرت را در روز 23 ذی القعده (طبق روایتی روز شهادت آن حضرت) نیز نقل می کند و در پایان می نویسد : استحباب زیارت آن حضرت در ماه رجب گذشت (بحار الانوار جلد 99 صفحات 43 و 44) . مرحوم محدث قمی روز 25 ذی القعده را نیز به این موارد ضمیمه کرده است.

 

قال سیدبن طاووس فی الاقبال:

و رایت فی بعض تصانیف اصحابنا العجم رضوان الله علیهم، انه یستحب ان یزار مولانا الرضا علیه السلام یوم ثالث وعشیرین من ذی القعده، من قرب او بعید. ببعض زیارته المعروفه او بما یکون کالزیاره من الروایه بذلک. 

 

ضریح مطهر امام رضا (ع)

 

 

ماجرای توبیخ شیعیان توسط ثامن الحجج مولا علی بن موسی الرضا علیه السلام

 

هشدار " شهید آنیلی" در مورد مشهد مقدس

[ ۱۳٩٢/٧/٦ ] [ ٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

مثل روزی که متولد شدم

دور باشی یا نزدیک، امروز روز دیدار است، اما من خیلی دعا کردم که به نزدیک خویش دعوتم کند. غسل طهارت کردم، پاک و حلال ترین لباس را پوشیدم. کسی منتظر من است. باید آرام و آهسته قدم برداشت که در هر قدم ذکری با ثوابی است: سبحان الله ، الحمدلله ...، اما قدم های من آرام نمی شوند. پرواز می کنند. آخر آنجا که به سویش می شتابند، قطعه ای از بهشت است. لحظه ای بزرگ منتظر من است، بزرگتر از لحظه تولدم. آمده ام به قلعه (لا اله الا الله) داخل شوم و اذن دخول می خوانم :« فاذن لی یا مولای فی الدخول افضل ما اذنت لاحد من اولیاءکِ؛ مولای من! به من اجازه بده وارد شوم، همانطور که به یکی از دوستان نزدیکت اجازه می دهی و بلکه بهتر از آن!»

 انیس النفوس

 

شک ندارم که اجازه می دهد... و حالا حتماً لحظه خوش آمد گویی است:«بسم الله و بالله و فی سبیل الله ...» سلام میدهم و شک ندارم که زود پاسخ می گوید. سرم را به نشانه احترام پایین انداخته ام و نگاهم را به نشانه شرمندگی.

«... ای خدایی که به یکتایی ات و رسالت پیامبرت اقرار دارم! بر محمد و آل پاکش درود فرست، چنان درودی که هیچ کس جز خودت نتواند بشماردش...»
«... اللهم إلیک صمدت مِن ارضی...؛ خداوندا از سرزمینم خارج شدم و به تو رو کردم، شهرها را زیر پا گذاشتم به امید رحمت تو! پس بی پناهم مکن و دست خالی برم مگردان...»
نماز زیارت خوانده ام، برای فرج دعا کردم و برای همه مؤمنان. حالا نوبت حرف ها و خواهش های خودم است. چه بگویم حالا که میزبان مهربان، منتظر شنیدن است و چگونه بگویم؟ به زبان مادری ام حرف می زنم.

مولای عزیزم! آمده ام مثل همیشه برای وعده هایی که داده ای؛ اما این بار آمده ام ، نه فقط برای هزار حج و هزار عمره مقبولی که هنوز هم نه استطاعت رفتنش را دارم و نه لیاقت مقبول بودنش را.

آمده ام نه فقط برای اینکه به خوابم بیایی و مثلا بگویی فلان حاجت و فلان آرزویت را برآوردم.

حتی نیامده ام فقط برای گرفتن بهشتی که ضمانت کرده ای یا رهایی از آتشی که خودم به پا کرده ام. برای همه اینها آمده ام اما نه فقط همین. این بار آمده ام که خواهش کنم به آن وعده بزرگتر وفا کنی. غسل طهارت کرده ام و آمده ام تا کمکم کنی « دوباره متولد شوم»، پاک و سبک شوم، مثل روزی که از مادر زاده شدم.

آقای عزیز! به دادم برس، من گناه دارم. یک بار بزرگ گناه که با رضایت شما از سنگینی اش رها خواهم شد، شما که شرطی از شروط امان الهی هستی. می ترسم که با این همه زائر شکایت ما را نزد خدا ببری که « خدایا! همین قوم مرا غریب و مهجور نگه داشتند»

آری! غریبی آن نیست که نام و نسبت را نشناسند، این است که حقت را نشناسیم، حق «امام بودن» و اطاعت شدن را، حق « مطیع» داشتن را.

می خوام در غریبی این روزگار، با دیدگان باز به دیدنت بیایم که پس از تولدم در آخرت، سه بار به بازدیدم بیایی و از هول و هراس غریبی و تنهایی نجاتم دهی ... و می دانم که می آیی، آقاتر از این حرف ها هستی امام رئوف!

کمکم کن که پیش از مرگ بمیرم و خدا بیامرزدم، به خاطر گل روی شما...

«اللهم انی اسئلک یا الله الدائم فی مُلکه... خداوندا مجلل تر از آنی که جز از عدالت بترسیم یا جز امید فضل و احسانت را در دل بپروریم، منت بگذار و با ما به فضلت رفتار کن نه با عدالت... یا من یسمی بالغفور الرحیم ...»

 

حافظ ! وظیفه تو دعا گفتن است و بس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید

برگرفته از نامه جامعه نشریه جامعة الزهرا(علیها سلام)

 

حرم امام رضا علیه السلام .. صحن انقلاب

 

از لطف و محبت همه ی شما دوستان عزیز ممنونم ...

 

این روزها سرم خیلی شلوغه 

در اولین فرصت بهتون سر میزنم  و عکس های ایام ولادت آقا رو تو وب قرار میدم

خیلی برای من دعا کنید ...

[ ۱۳٩٢/٧/٥ ] [ ٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ولادت حضرت ثامن الحجج آقا علی بن موسی الرضا المرتضی مبارک 

 

 مطالب قبلی رو از دست ندید ...

 

امام رضا (ع) :

پروردگار همه یکی است، و مادر یکی و پدر یکی است ، و پاداش هر کس بسته به کردار اوست .

 

عکس حدیث امام رضا (ع)

امام رضا (ع): 

محبت با مردم نیمی از خرد است .

 

عکس حدیث امام رضا (ع)

 

 

امام رضا (ع) :

به دیدن یکدیگر روید و یکدیگر را دوست داشته باشید، دست هم را بفشارید و به یکدیگر خشم نگیرید .

 

عکس حدیث امام رضا (ع)

 

-دنلود فایل صوتی صلوات امام رضا(ع)

-دانلود فایل تصویری صلوات امام رضا(ع)

-دانلود صوتی زیارت امام رضا (ع) ( فرهمند)

-دانلود صوتی وداع با امام رضا (ع)

دانلود صوتی در هنگام وارد شدن به حرم امام رضا (ع)

-دانلود صوتی زیارت امین الله (امام رضا علیه السلام)  (فرهمند)

 

[ ۱۳٩٢/٦/٢۳ ] [ ٤:٤٦ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


السلام علیک ایها الامام الرئوف علی ابن موسی الرضا علیه السلام

دستــت را می گــذاری روی مـرزی تـرین نقــطه وجـودت ، 
یــک حـس گـمـشده آهـسته شـــروع مـی کــند به جــــوانه زدن...
ســـلام می کنی ، چشــــمت مست تماشای گــنــبد طــــلا میشود...

بـــو می کشـی تا ریــه هایــت پـر شود از عـــطر حضــور نــگاه مـــهربان
امـــام رضـا (ع) . . .

زیــر لــب زمــزمه مــی کنی یا ضــامن آهــو یـا غریب الغربا
حــواست به من هست؟

دلـــت را جــــا گـــذاشتی در حـــرم و گـــره اش زدی به
ضـــریح امــــام رضـا (ع) . . .



انشاءالله فــردا ،عـــازم مشــهدالــرضا (ع) هستیـم ، اگـــر خـــــدا بخــواهد ، 
دعـــاگوی تمـــام دوستـــان مجــازی و حقیــقی خواهم بود ...


دوستـــان حلال کنید 

باشـــــــــد که رستـــگــار شـــــویم ... 

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام
خوش به حال کسی که در صحنت ، زیر باران اسیر خواهد شد . .
دارم از دوری تو می میرم ، دعوتم کن که دیر خواهد شد . .

از کُمِیت و فَرزدَق و دِعبِل ، تا همین شاعران امروزی
هر عزیزی که شاعرت باشد ، شاعری بی نظیر خواهد شد . .

پادشاهان همیشه محتاجت ، مهربانی برای تو عادت
هر گدایی که خادمت باشد ، در دو عالم امیر خواهد شد . .

چشم هایت نهایت دریاست ، بس که جذابی و تماشایی
روبروی نگاه آبی تو ، آسمان سر به زیر خواهد شد . .

با هزاران امید آمده است ، تا بخواند غزل برای دلت
اگر او را تو اعتنا نکنی ، شاعری گوشه گیر خواهد شد . . .
بیش از این در توان شاعر نیست ، باید اما دوباره بنویسم
آن امامی که عاشق شعر است ، مگر از شعر سیر خواهد شد . .

[ ۱۳٩٢/٦/٢۱ ] [ ۸:٥٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

آغاز دهه کرامت 

 ولادت با سعادت خانم فاطمه معصومه (س) 

و 

مولا و سرورمان ، ولی نعمت ما 

امام مهربانی ها 

آقا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع) مبارک 

 

دهه کرامت

 


...و به همراه همان ابر که باران آورد
مهربانی خدا در زد و مهمان آورد

باد یک نامهء بی واژه به کنعان آورد
بوی پیراهنی از سوی خراسان آورد

به سر شعر هوای غزلی زیبا زد
دختر حضرت موسی به دل دریا زد

چادرش دست نوازش به سر دشت کشید
دشت هم از نفس چادر او گل می چید

چه بگویم که بیابان به بیابان چه کشید
من به وصف سفرش هیچ به ذهنم نرسید

باور این سفر از درک من و ما دور است
شاعرانه غزلی راهی "بیت النور" است

آمد اینگونه ولی هر چه که آمد نرسید
عشق همواره به مقصود به مقصد نرسید

که اویس قرنی هم به محمد(ص) نرسید
عاقبت حضرت معصومه(س) به مشهد نرسید

ماند تا آینهء مادر دنیا باشد
حرم او حرم حضرت زهرا(س) باشد

صبح شب می شد و شب نیز سحر هفده روز
چشم او چشمه ای از خون جگر هفده روز

بین سجاده ، ولی چشم به در هفده روز
چشم در راه برادر شد اگر هفده روز

روز و شب پلک ترش روضه مرتب می خواند
شک ندارم که فقط روضهء زینب می خواند.
سید حمید رضا برقعی
حرم حضرت معصومه (س)

 
[ ۱۳٩٢/٦/۱٦ ] [ ۸:٠٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

وجود مقدّس حضرت مهربانی، امام رئوف، حضرت ثامن ضامن علیّ بن موسی الرضا (صلوات الله علیه) فرمودند:
خداوند به هیچ کس جز انبیاء سلام نکرده است؛ پس فرموده: 

سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِی الْعالَمِین

و فرمود: 

سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِی الْعالَمِین

و فرمود:

سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُون

و نفرموده : سلام علی آل نوح !!
و نفرموده: سلام علی آل ابراهیم !!
و نگفت: سلام علی آل موسی و هارون!!

امّا ...
خدای عزّوجل [تنها یک جا] فرموده:

سلام علی آل یاسین ...
یعنی :

[ما] آل محمّد .
------------------------------
اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
مآخذ روایت: 
عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج 1، باب ذکر مجلس الرضا علیه السّلام مع المأمون فی

[ ۱۳٩٢/٦/۱٧ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

باد این بار هوای حرمت آورده ....

باز من مست شدم ...

 

 

 ولادت آقا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع) 

بر همه عاشقان و دلدادگان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مبارک 

پست های قبلی رو از دست ندید .... 

 در حرم زیبایش به یادتون هستم

 


در هر جغرافیایی که باشم
جهت ها تفاوتی ندارند
تمام دامنه های دلم به سمت حـــرم توست!!

بک الدخیل یا رئوف....

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

 

بر نمی گردم از این پنجره رویایی 

تا تبسم بوزد از این پنجره رویایی

صحن در صحن حرم اشک کبوتر جاری ست 
موج در موج تنیده ست به هم شیدایی 

چشم ها دوخته بر قامت گلدسته یار 
شور بر پا شده از این همه بی پروایی 

من که سنگینی صد شعله به دوشم دارم 
عشق باریده بر این دل شده صحرایی 

خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده 
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی 

دست ها باز هم آهنگ شکفتن دارند 
باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی


[ ۱۳٩٢/٦/٢٢ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 ولادت امام عشق و مهربانی

حضرت ثامن الحجج آقا علی بن موسی الرضا المرتضی

علیه السلام بر همه عاشقان و شیعیانش مبارک باد 

 

 

نائب الزیاره و دعا گوی شما در ایام میلاد امام رضا (ع) هستم ... 

 

پست های قبلی رو بخونید، نظرات فعال است !!!!

 

 

برای استفاده بهتر از مطالب وبلاگ به قسمت موضاعات وبلاگ مراجعه کنید ... 

بر روی عکس ها کلیک کنید 

 

تمامی پست های مرتبط با ولادت امام رضا (ع) 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

همه مطالب مرتبط با امام رضا (ع) در این وبلاگ 

 عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

شعر امام رضا (ع) + عکس

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

مطالب و عکس های زیبا از حرم امام رضا (ع)   

ولادت امام رضا (ع) 

 

زیباست در آسمان سلام هشتم 
این کوچ پرنده ها به بام هشتم

افتاده در آسمان چه هشتی !انگار
رفتند زیارت امام هشتم
 ...  

 

" التماس دعا " 

 

 

[ ۱۳٩٢/٦/٢٤ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

با شما که حرف می زنم

ساده می گویم :

 

حیرانم از خودم با این همه سیاهی... 

این همه بی آبرویی 

چطور باز جرات حرف زدن با شما را دارم !

چطور ؟!

 

این قلب سیاه هم می فهمد ...

همه هستی می فهمند و میدانند

این ها همه، از نور مهربانی شماست ... 

امام رئوف !

 

جهان روشن است 

جهان زیباست هنوز  ...

چون حرم هست  

ضامن آهوی بیابان هست هنوز !

 

آقا شما خوب مدانید ...

بد جور این روزها قلب پسر فاطمه الزهرا (س) را می رنجانم 

می دانم خدا بیشتر از من، دلش برای من تنگ است ... 

 منی که به شیطان نزدیک شده ام !

 

از خودم خسته ام 

این همه لطف

این همه مهربانی را تنها با گناه جواب داده ام ...

شرمنده حضرت دوستم ...

 

با خودم می گویم ؟!

تو همانی هستی که دعوت شدی به خانه ی حق ؟! 

تو همانی هستی که مسافر سرزمین نور و وحی شدی ؟!

 زائر آقا رسول الله شدی و غریبی ائمه بقیع (ع) را دیدی و برای غربت زهرا (س) گریستی ؟!

تو همانی هستی که هر جا نشستی  زائر آقا امام رضا (ع) خواندنت 

و قلبت برای حرم پر کشید ...؟!

چه زائری هستی ... ؟!

همانی که خودش را خادم معنوی  امام رئوف می داند و  ادعای نوکری دارد ؟!

چه نوکری .... ؟!

 

 

باز هم .... گم شده ام 

آقا !

باز هم

تنهاشما !

تنها حرم !

باز هم دستان مهربانت را طلب می کنم ..

بازهم گوشه ی حرم تو ملجاء درماندگی ام است ...

 باز هم وساطتم را بکن آقا !

باز هم مثل همیشه ضامنم شو !

 

دلم خوش است این روزها به بلیط مشهدی که برایم گرفتی 

باز هم گدای کویت را نراندی .... 

 

 

مثل یک رویاست در حضورت باشم

 

تردید دارم

نمی دانم

این روزها ...

این قلب سیاه ...

این قدم ها ...

می رسند

 به شب ها و روزهای نورانی حرم ؟

می رسند به ایام ولات امام عشق

آقا امام رضا (ع)  ؟!

 

ولادت امام رضا علیه السلام

 

باز هم لطف و کرم و مهربانی آقا امام رضا (ع) شامل حالم شد و امسال هم برای جشن میلادش دعوتم کرد !

 

باید در باورم بگنجد ...  امام ما رئوف است 

بیش از آن که درکش کنیم 

سلطان توس نه .. سلطان عالمین است ...

گدایش را از درگاهش نمی راند !

 

دوستان و عاشقان آقا امام رضا (ع) هر حرف، سفارش، حاجت و دعای خاصی مد نظرتون هست ...

افتخار بدید و بی تعارف به من بگید .... تا از طرف تون تو حرم قشنگش به جا بیارم 

می دونم لایق نیستم 

و کمتر از این حرف هام ... 

بذارید نائب الزیارتون باشم 

[ ۱۳٩٢/٦/۱ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امام در حالی که پاچه‌های شلوار را تا نصف ساق بالا زده بود و آستین را هم بالا زده بود، به راه افتاد. آن حضرت مانند رسول‌الله(ص) عمامه‌ بسته بود و عصا به دست گرفت بود. امام اندکی راه رفت، آن‌گاه رو به آسمان کرد و تکبیر گفت.

خبرگزاری فارس: ماجرای نماز عید فطر امام رضا(ع) که نیمه‌کاره ماند
 

  نماز عید فطر سنت به جا مانده‌ای از پیامبر اعظم(ص) است که در طول تاریخ از سوی مسلمانان اقامه شده و اکنون با همان سبک و سیاق به ما رسیده است. اما این نماز پرفضیلت ـ که در زمان حضور امام معصوم بر همگان واجب است ـ در زمان خلفای عباسی تغییر کرده بود.

شهید مطهری در این باره می‌گوید: نماز عید خواندن، کتاب الله و سنّت رسول‌الله(ص) است اما چگونه نماز خواندن، سیره است. پیغمبر نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواند، اینها هم نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواندند، اما روش نماز خواندن به تدریج فرق کرده بود، سیره فرق کرده بود. کم کم دربارهاى خلفای عباسی مانند دربارهاى ساسانى ایران و قیاصره روم شده بود، دربارهاى خیلى مجلّل. لباس خلیفه و سران سپاه داراى انواع نشانه‏هاى طلا و نقره بود. خلیفه وقتى مى‏خواست به نماز عید بیاید، با جلال و شکوه خاص و با هیمنه سلطنتى مى‏آمد. خودش سوار بر اسبى که گردنبند طلا یا نقره داشت مى‏شد و شمشیرى زرّین به دست مى‏گرفت، سپاه نیز از پشت سرش مى‏آمد، درست مثل این که مى‏خواهند رژه نظامى بروند. بعد مى‏رفتند به مصلّى‏، دو رکعت نماز مى‏خواندند و برمى‏گشتند. (مجموعه آثار استاد شهید مرتضی مطهری، جلد 17، صفحه 174)

این موضوع همه ساله رواج داشت تا اینکه پس از پذیرش ولایت‌عهدی از سوی امام رضا(ع)، مأمون از ایشان خواست نماز عید فطر آن سال (201 هجری) را اقامه کنند.

شیخ مفید در جلد دوم صفحه 254 کتاب «الارشاد» از معتبرترین منابع روایی شیعه، این اتفاق را چنین شرح داده است:

امام رضا(ع) در پاسخ پیغام داد: تو خود شروطی را که در پذیرفتن ولی‌عهدی میان من و تو بود، به خوبی می‌دانی، پس مرا از نمازخواندن با مردم معذور بدار. مأمون نیز در پاسخ به امام رضا(ع) گفت: می‌خواهم این کار را انجام دهی تا قلب‌های مردم مطمئن شود و آنان فضل تو را بشناسند. پیک میان آن‌دو همچنان رد و بدل می‌شد و مأمون نیز همچنان بر خواسته خویش پافشاری می‌کرد. بالاخره امام به او پیغام داد: دوست داشتم مرا از این کار معاف بدای،‌ در غیر این صورت همان‌گونه که رسول‌الله(ص) و امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب(ع) برای نماز خارج می‌شد، من نیز همان‌گونه خارج می‌شوم. مأمون نیز گفت: هرگونه که می‌خواهی برای نماز خارج شو! مأمون به فرماندهان، نگهبانان و سایر اقشار مردم دستور داد تا صبح زود برای نماز به در خانه امام رضا(ع) بروند.

راوی (یاسر خادم و ریان‌بن صلت) می‌گوید: مردم در راه‌ها و روی پشت‌بام‌ها نشسته بودند و زنان و کودکان نیز جمع شده بودند. فرماندهان و لشکریان همگی سوار بر مرکب‌های خود درِ خانه امام منتظر بودند تا اینکه آفتاب طلوع کرد. آن‌گاه ابوالحسن(ع) غسل کرد و جامه‌اش را پوشید و عمامه‌ای سفیدرنگ و پنبه‌ای را بر سر بست که یک سرِ آن را روی سینه انداخته و طرف دیگرش را میان دو کتف خود انداخته بود و کمی هم عطر زده بود. سپس عصایی بر دست گرفت و به همراهان خود فرمود: شما هم کاری را انجام دهید که من کردم. آنان پیشاپیش امام حرکت کردند.

امام در حالی که پاچه‌های شلوار را تا نصف ساق بالا زده بود و آستین را هم بالا زده بود، به راه افتاد. اندکی راه رفت، آن‌گاه رو به آسمان کرد و تکبیر گفت و صدای تکبیر اطرافیان نیز او را همراهی می‌کرد.

شهید مطهری در این باره می‌گوید: امام با یک حالت خضوع و خشوعى از همان داخل منزل که بیرون مى‏آمد، با صداى بلند شروع کرد به گفتن «اللَّهُ اکْبَرُ، اللَّهُ اکْبَرُ، اللَّهُ اکْبَرُ عَلى‏ ما هَدانا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلى‏ ما اوْلانا». سال‌ها بود که مردم این ذکرها را درست نشنیده‏اند. امام که به در منزل رسید، فرماندهان سپاه و سران قبایل انتظار دیدن حضرت را به این شکل نداشتند، بى‏اختیار خودشان را از روى اسب‌ها پایین انداختند و اسب‌ها را رها کردند.

تاریخ مى‏نویسد: چون مى‏بایست پاها برهنه باشد و آنها چکمه به پا داشتند و چکمه نظامى را به زودى نمى‏توان بیرون آورد، هرکس دنبال چاقو مى‏گشت که زود چکمه را پاره و پاهایش را برهنه کند. این‌ها نیز دنبال حضرت به راه افتادند.

علامه سیدمحسن امین ادامه ماجرا را اینچنین شرح می‌کند: امام که به در اصلی خانه رسید، تکبیر گفت و مردم همگی تکبیر گفتند، آن‌گونه که گمان می‌رفت دیوارها نیز صدا به تکبیر بلند کرده‌اند و امام را همراهی می‌کنند.

مردم وقتی ابوالحسن(ع) را دیدند و صدای تکبیر او را شنیدند، شهر مرو یکپارچه در شور و غوغا فرو رفت. خبر این ماجرا به مأمون رسید. فضل‌بن سهل ذوالریاستین به او گفت: ای امیرمؤمنان! اگر رضا با این حالت به جایگاه نماز برسد، مردم را می‌شوراند و ما بر خون خود می‌ترسیم. فردی را به سوی او بفرست که بازگردد.

سپس مأمون فردی را به سوی امام فرستاد و گفت: ما شما را به رنج و زحمت انداختیم و ما هرگز دوست نداریم که به شما رنج و سختی برسد؛ بازگرد تا فردی که همیشه با مردم نماز می‌خواند، امروز نیز اون نماز بگذارد. امام رضا(ع) کفش‌ خود را طلبید و پوشید و سوار بر مرکب خود بازگشت. در آن روز مردم پراکنده شدند و نماز منظمی هم خوانده نشد.

ابن شهرآشوب در کتاب «المناقب» ابیاتی را که بحتری در مدح متوکل سروده، آورده است، ولی به حق این ابیات درباره امام رضا(ع) صدق می‌کند:

هنگامی که از میان صفوف نمایان شدی / با دیدن سیمای تو، پیغمبر را به یاد آوردند و تکبیر گفتند

تا این که به جایگاه نماز رسیدی/ در حالی که نور هدایت بر تن کرده بودی و این نمایان بود

با خشوع که نشان از تواضع در برابر پروردگار بود/ راه رفتی و هیچ کبر و غروری نداشتی

منبر آنچنان مشتاق تو بود/ که اگر در توانش بود، به سوی تو می‌آمد

 

دانلود نماز عید فطر امام رضا (ع) ... نمایشنامه رادیویی

 

عید سعید فطر

[ ۱۳٩٢/٥/۱٦ ] [ ۳:٢٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


جسارت به ضریح مطهر امام رضا (علیه السلام) توسط یک وهابی

دیشب حدود بیست دقیقه قبل از اذان مغرب به افق مشهد مقدس، یک جوان حدود سی یا سی و پنج ساله که مشخص بود از اهالی مشهد نمیباشد از قسمت بالای سری به طرف ضریح مبارک نزدیک شد و شیشه حاوی مواد اتشزا را به ضریح مطهر پرتاب کرد .

--------------------------------------------------

به گزارش شیعه نیوز در مشهد، دیشب یک فرد وهابی که یک شیشه ای حاوی مواد آتش زا را در اخل لباس خود پنهان کرده بود در اقدامی بی شرمانه هنگامی که به نزدیکی ضریح مطهر امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نزدیک شد با روشن کردن فیلتر آن با فندک جیبی شیشه حاوی مواد اتشزا را به ضریح مطهر پرتاب کرد .

خبرنگار شیعه نیوز در در صحنه حضور داشت می افزاید دیشب حدود بیست دقیقه قبل از اذان مغرب به افق مشهد مقدس، یک جوان حدود سی یا سی و پنج ساله که مشخص بود از اهالی مشهد نمیباشد از قسمت بالای سری به طرف ضریح مبارک نزدیک شد و در دو متری ضریح سریع شیشه نوشابه ای سبز رنگ که ظاهرا حاوی مواد اتش زا بود را با فندک آتش زد و به طرف ضریح مبارک حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) برتاب بنمود .

در ادامه این گزارش آمده است ظرف حاوی مواد اتش زا پس از برخورد با ضریح مطهر به صورت معجزه وار خاموش شد و تنها خوردهای شیشه به اطراف پرتاب شد که بر اثر آن پای برخی زوار جراحات مختصری برداشت .

این اقدام بی شرمانه وهابیون در سالیان اخیر بی سابقه بوده است و جا دارد سیستم نظارتی استان قدس رضوی دقت بیشتری را در این خصوص مد نظر داشته و سیستم های امنیتی کشور قاطعانه با عناصر وهابیت برخورد کرده و ریشه فتنه گری آنان را از کشور جمع آوری نمایند .

شایان ذکر است در سالهای اخیر برخی مولوی های وهابی که عمدتا در برخی استانهای جنوبی کشور ساکن هستند با اظهارات ضد شیعی خود جوانان ساده لوح سنی مذهب را علیه هموطنان شیعه خود تحریک مینمایند .


* لعن علی عدوک یا علی *

[ ۱۳٩٢/٥/۸ ] [ ٤:٥۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

خوشا به حال کسانی که این شبها زائر سلطان عشق حضرت مهربانی آقا امام رضا (ع) هستن .... 

 

الهی العفو

به علی بن موسی الرضا (ع)

 

به علی بن موسی الرضا (ع)

 

 


دیده بگشا بر ستم؛ بر این فریبستان، علی

شمع شب‌های دژم، ماه غریبستان، علی

 

شهادت مولا علی (ع)

 

عکس های مراسم شب نوزدهم در حرم امام رضا (ع)

بر روی عکس کلیک کنید ...

شب قدر در حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩٢/٥/۸ ] [ ٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امام رضا(ع) در توصیه‌ای به اباصلت می‌فرماید: آنچه از اعمال خیر در ماه شعبان از انجام آن کوتاهى کرده‏اى در چند روزى که باقى مانده تدارک کن و از گناهان و نافرمانی­هایت به‏سوى خدا باز گرد و توبه نما، تا ماه خدا به تو رو کرده باشد.

خبرگزاری فارس: دعای امام رضا(ع) برای پایان ماه شعبان‌+صوت
 

ماه شعبان، ماه رسول اکرم(ص) رو به پایان است. مرحوم شیخ صدوق در جلد دوم کتاب شریف «عیون اخبار الرضا» صفحه 5، از حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام روایتی را نقل کرده که در این روایت شریف، آن حضرت توصیه‌هایی را برای روزهای آخر ماه شعبان به اباصلت هروی می‌فرمایند. خوب است با دقت به مضامین این روایت نورانی، خود را آماده مهمانی خدا در ماه رمضان کنیم. متن این روایت بنابر نقل شیخ صدوق چنین است:

 
توصیه‌های امام رضا(ع) برای روزهای پایانی ماه شعبان با نوای میثم مطیعی

اباصلت می‌گوید: در آخرین جمعه ماه شعبان، به محضر حضرت امام رضا(ع) وارد شدم. آن حضرت به من ­فرمودند: اى اباصلت ماه شعبان بیشترش گذشت و این جمعه آخر آن است،

پس آنچه از اعمال خیر که در این ماه در انجام آن کوتاهى کرده‏اى در این چند روزى که باقى مانده تدارک کن، و بر تو باد به انجام آنچه به حال تو مفید است و ترک آنچه براى تو فایده‏اى ندارد، و دعا و استغفار و تلاوت قرآن را افزون کن، و از گناهان و نافرمانی­هایت به‏سوى خدا بازگرد و توبه نما، تا ماه خدا به تو رو کرده باشد در حالى که تو به خدایت اخلاص ورزیده باشى، و امانتى بر گردن خود باقى مگذار مگر آنکه آن را ادا کنى.

و نیز در دلت کینه هیچ مؤمنى نباشد مگر اینکه آن را از دل بیرون کنى، و هیچ گناهى را که مرتکب بوده‏اى وامگذار مگر آنکه آن را رها کرده و از آن دورى گزینى، و از خداوند پروا داشته باش، و در امور نهان و آشکارت بر او توکّل و اعتماد کن، و هر کس بر خدا توکّل کند همانا خداوند او را کافى است، زیرا خداوند کار خود را به انجام می­رساند، و براى هر چیز اندازه‏اى قرار داده است.

 در باقی‏مانده این ماه زیاد این ذکر را بگو: «اللّهم إن لم تکن قد غفرت لنا فی ما مضى من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه؛ پروردگارا! اگر تاکنون در این ماه ما را نبخشیده‏اى، پس از تو می­خواهیم که در باقیمانده این ماه ما را ببخشى و بیامرزى» زیرا خداوند تبارک و تعالى در ماه  شعبان مردم بسیارى را به دلیل احترام ماه مبارک رمضان از آتش آزاد مى‏کند.

 

"التماس دعا"

[ ۱۳٩٢/٤/۱٥ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

سلام دوست آسمونی 
زائر آقا امام رضا علیه السلام ...

خیلی رو میخواد با این همه رو سیاهی ای که دارم باز خودم رو خادم آقا معرفی کنم!
 شما دوست پاک و خوبم ... برای من کمترین دعا کن ...
 از مولامون بخواه ...
تو درد و دل های عاشقانه ات، بهشون بگید :

آقا این آهوی سرگردونت ،
اینی که دیوونه حرم قشنگته
اما مدتی هست راه بهشت با صفات رو گم کرده !
 هرچی هم که هست ...
 هر چقدر هم که دل یوسف زهرا(س) رو رنجونده

باز شما خاندان اهل بیت (ع) رو دوست داره ..

تو رو پهلوی شکسته مادرتون دستش رو بگیرید 

نذارید غرق بشه تو مرداب دنیا...
تو این جهالت مدرن ...
 تو این فقر و نداری ...
نذارید اینقدر دور بشه که دیگه نشه نگاش کرد ...

به آقام بگید نگام کنه ....

[ ۱۳٩٢/٤/۱۳ ] [ ۳:٠۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

«یونس بن عبدالرحمن» از محدثان مشهور شیعه است که توفیق زیارت امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم‌السلام را به دست آورد. از مهم‌ترین فضایل یونس این است که امام رضا، امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهم‌السلام برای او دعا کرده‌اند، همچنین امام علی‌بن موسی‌الرضا(ع) او را «سلمان» عصر خویش معرفی کرده و حتی بهشت را سه بار برای او ضمانت کرده است.

حدود یکهزار حدیث در کتب اربعه (چهار کتاب مهم حدیثی شیعیان) از یونس نقل شده است. یکی از این احادیث که در جلد 93 کتاب گرانسنگ بحارالانوار نیز نقل شده، دعای امام رضا(ع) براى صاحب الزمان(عج) است: 
در ادامه مطلب بخوانید ....
صاحب الزمان (عج) ... نیمه شعبان
 

ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/٤/٢ ] [ ٦:۱٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

من که توی سیاهیا 

از همه رو سیاه ترم ...

میون اون کبوترا 

با چه رویی بپرم ... 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩٢/۳/٢٥ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

از مدینه تا خراسان شتربان امام بود.

مردی از روستاهای اصفهان. سنی مذهب. به خراسان که رسیدند امام کرایه شان را داد.

رو کرد به امام:

"پسرپیامبر!دست خطی بدهید برا ی تبرک با خودم ببرم اصفهان ."

امام برایش نوشتند:

"دوست آل محمد باش ،هر چند خطاکار باشی. دوستان و شیعیان ما را دوست بدار هر چند آنها هم خطا کار باشند."

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

السلام علیک یا على بن موسى الرضا

  هر روز در سکوت خیابان دور دست

روی ردیف نازکی از سیم می نشست

وقتی کبوتران حرم چرخ می زدند

یک بغض کهنه توی گلو، داشت می شکست

باران گرفت بغض خدا هم شکسته بود

اما کلاغ روی همان ارتفاع پست

آهسته گفت: من که کبوتر نمی شوم

تنها دلم به دیدن گلدسته ات خوش است ...

 

دل هوس یار کرده آقا بطلب

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩٢/٢/٢٧ ] [ ٩:٠٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

میشه گوشی رو بدید امام رضا (ع) ...

 

 

برای دانلود بر روی عکس کلیک کنید ...

 

"حرم آقا امام رضا علیه السلام در سال 1350 شمسی"

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام در سال 1350 شمسی

[ ۱۳٩٢/٢/٢۱ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
از امام رضا(ع) روایت شده است هر کس دوست دارد با پیمانه کامل‌تر ثوابش داده شود و حقوق چیزهایی که خداوند به او انعام فرموده را به جا آورد، هر روز دعایی را بخواند که «یوشع» جانشین حضرت موسی(ع) می‌خواند.

به نقل از وبگاه www.shamstoos.ir، شاید بسیاری از افراد ندانند که چطور و چگونه باید دعا کرده و خواسته خود را از خداوند متعال طلب کنند. امام علی‌بن موسی الرضا(ع) این موضوع را با دعاهای نورانی خود به ما می‌آموزد.

آن امام رئوف در یکی از دعاهای خود که از حضرت یوشع بن نون (از پیامبران بنی‌اسرائیل و فاتح سرزمین فلسطین) نقل کرده است،‌ اینگونه خداوند سبحان را تسبیح می‌گوید:

«سبحان الله کما ینبغی لله، والحمدلله کما ینبغی لله، ولا اله الا الله کما ینبغی لله [والله اکبر کما ینبغی لله] ولا حول ولا قوة الا بالله، وصلی الله علی محمد و اهل بیته، النبی العربی الهاشمی و صلی الله علی جمیع المرسلین و النبیین حتی یرضی الله.»

خداوند متعال از هر گونه عیب و نقصی پاک و منزه است چنان که برای او شایسته است، و سپاس و ستایش برای خداوند است آنچنان که سزاوار اوست،‌ و هیچ معبودی جز خداوند نیست آنچنان که شایسته مقام وحدانیت است و خدا بزرگ‌تر از آن است که به وصف در آید، چنانکه شایسته آن است، و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر به اراده و کمک خداوند. و درود و رحمت خدا بر محمد(ص) و اهل بیتش باد، پیامبر عربی هاشمی، و درود و رحمت خداوند بر تمام فرستادگان الهی و پیامبران تا آنجا که خداوند از آن درود خشنود شود.

از اینجا دانلود کنید.

این دعای زیبا از کتاب «صحیفه رضویه جامعه» انتخاب شده است که به همراه 5 اثر دیگر، اول هفته جاری با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سرای اهل قلم بیست‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی شد.

عکس حرم امام رضا علیه السلام، خادم امام رضا (ع)

فراخوان یازدهمین جشنواره بین المللی امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩٢/٢/٢٠ ] [ ٩:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

ای سلطان سریر ارتضا,علی ابن موسی الرضا علیه السلام !

من و همه بچه های مدرسه شما  را دوست داریم و معلم ما هم شما را دوست دارد.
یا ضامن آهو !
من و همه بچه ها برای شما دعا می کنیم و معلم ما هم برای شما دعا می کند.
یا امام رضا! من از شما می خواهم که همه دوست و آشنا و همه بیایند زیارت شما، اگر ما را هم قابل می دانی ما هم بیاییم زیارت شما.
یا امام رضا! ما که هنوز زیارت تو نیامدیم ما همیشه بارگاه تو را توی تلویزیون می بینیم،
از خدا می خواهیم که یک بار هم که شده با پدر و مادرم بیاییم زیارت شما...
به خصوص که روز تولد و شهادت شما می شود ما حرم شما را توی تلویزیون می بینیم،
دلم می خواهد مثل یک پرنده بشوم و پرواز کنم و بیایم به زیارت شما یا امام هشتم!
عکس حرم امام رضا علیه السلام


*اللهم صل على على بن موسى الرضا المرتضى الامام التقى النقى و حجتک على من فوق الارض و من تحت الثرى ، الصدیق الشهید، صلاة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة، کافضل ما صلیت على احد من اولیائک*

[ ۱۳٩٢/٢/۱۳ ] [ ٦:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

شب شده بود و دلم دوباره غم گرفته بود

به یاد کرب و بلا ، برا حرم گرفته بود

داشتم از غصه می مردم به یادِ کرب و بلا

گفتم امشب و میرم زیارت امام رضا

رفتم و رو به ضریح با صفاش زانو زدم

حرفای دلم رو پیش ضامن آهو زدم

گفتم آی امام رضا تو رو به حق مادرت

یه نگاه کن به دل سیاه این کبوترت

من غلامتم تو باید به دلم شاهی کنی

برای زیارت حسین منو راهی کنی

میون درد و دلام توی همین حال و هوا

دیدم انگاری نشسته روبروم ، امام رضا (ع)

دیدم آقای غریبم داره گریه می کنه

سرتکون میده ازم داره گلایه می کنه

می گه آی اونی که حال خودتو خوب می دونی

توکه صبح تا شب داری دل منو می سوزونی

با چه رویی اومدی پیش منِ امام رضا (ع)

با چه رویی اومدی می خوای بری کرب و بلا

به حریم ما ، تا مَحرم نشی فایده نداره

کربلا بری و آدم نشی فایده نداره

به آقا گفتم : امام رضا به حق مادرت

یه نگاه کن به دل سیاه این کبوترت

تا که از صدق و صفا ، عاشق و مبتلات بشم

اونجوری که تو می خوای زائر کربلا بشم...

 

یا امام رضا (ع) شرمنده ام مولا ...

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩٢/٢/٤ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

خدایا
به همین "نشد"
حلالمان کن!
می خواستیم
بندگی ات کنیم
نشد!

 


 

ثبت نام اعتکاف در حرم امام رضا علیه السلام 

آخرین مهلت 5 اردیبهشت 92

 

در ادامه مطلب بخوانید ...

 

ماجرای عنایت امام رضا (ع) به یک شهروند کانادایی


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/٢/٥ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

یا مقلب القلوب و الابصار/یا محول الحول و الاحوال/یا مدبر الیل و النهار

حول حالنا الی احسن الحال ...

 

" السلام علیکم یا اهل بیت النبوه "

 

اللهم عجل لویک الفرج...

 

سلام بر عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام

سال جدید هم فرا رسید، سالی که با شهادت خانم فاطمه الزهرا (س) شروع میشه

انشالله به برکت خانم، سال 92 سال فرج مولامون صاحب الزمان (عج) باشه ، انشالله امسال سالی باشه که بیشتر به خدای عزیز و اهل بیت (ع) نزدیک بشیم و با لطف و عنایتشون سالی بدون گناه رو سپری کنیم ...

تو اولین پست سال جدید میخوایم چند تا قول به خدای خودمون بدیم و از اهل بیت (ع) خصوصا آقا امام رضا (ع) بخوایم ما رو یاری کنن تا سر قولمون بمونیم :

_ تلاش کنیم اسلام،  قرآن، سیره و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام رو بهتر بشناسیم و بهشون عمل کنیم...

- سعی کنیم حداقل روزی یک صفحه از قرآن کریم رو بخونیم و در اون تدبر کنیم

- سعی کنیم نماز هامون رو اول وقت و با حضور قلب بخونیم

- با مسجد محل آشتی کنیم و سعی کنیم بیشتر تو نماز های جماعت شرکت کنیم

- از شیطان و هوای نفس مون غافل نباشیم و سعی مون این باشه آقا امام زمان (عج) از ما راضی بشن و همین برای ما مهم باشه

- به پدر و مادرمون و به همدیگه بیشتر احترام بذاریم و بیشتر قدر دان نعمت های زیبای خداوند باشیم

- صبور باشیم و امیدوار، همیشه توکل مون به خدای مهربون باشه

- با دوستان سالم در ارتباط باشیم

- سیره و رهنمودهای بزرگان و عُرفا ی دین رو مطالعه کنیم و سعی کنیم بهشون عمل کنیم ...

- و در آخر آسمونی باشیم

و بندگی کنیم .. انشالله

 

پست های قبل، ویژه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) رو از دست ندید ...

" التماس دعا "

 

برای دیدن عکس ها در اندازه بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

شهادت حضرت فاطمه (س)


السلام علیک یا فاطمة الزهرا (س)
السلام علیک یا بنت رسول الله (ص)
السلام علیک یا زوجة امیر المومنین علی ابن ابی طالب (ع)
السلام علیک یا ام الحسنین (ع)


شهادت حضرت فاطمه (س)

 

پر شده شهر از اینکه تو دگر خواهی رفت ...

[ ۱۳٩٢/۱/۱٦ ] [ ۳:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
کاش میشد بگم توی حرمت دم غروب

لحظه تحویل سال یا مقلب القلوب...

ساعت 14 و 31 دقیقه و 56 ثانیه چهارشنبه سی ام اسفند سال 1391 هجری خورشیدی. کرناها و طبل ها که از بالای ایوان نقارخانه امام هشتم (ع) شروع به نواختن کنند، همه می دانند سال کهن گذشته و سال 1392 آغاز شده. قرن هاست که این نقاره زن ها غیر از نوبت نوازی صبح و غروب شان و اعیاد مهم مذهبی، در نخستین ثانیه های سال نو نغمه "نقاره سلطانی" می نوازند تا رسیدن بهار را مژده دهند. این صدای آشنا آرامش و لطف حضور در بارگاه امام رضا (ع) را در نخستین سال نو تکمیل می کند. بسیاری از ایرانیان دوست دارند سال جدیدشان را با سلامی از نزدیک به امامشان آغاز  کنند تا سال پیش روی شان پر برکت شود. پس از سلام و زیارت و آغاز سال نو، میلیون ها مسافری که در تعطیلات نوروزی راهی مشهد شده اند. برای گشت و گذار در این شهر راهی می شوند و هر چه عمارت تاریخی، تفرجگاه، موزه و بازار در این شهر هست از مهمان پر می شود.

 

من حقیر رو از دعای خیر خودتون محروم نکنید ...

پست های قبل رو از دست ندهید

 

در اینجا نظر دهید

 

دانلود کنید و یا  در ادامه مطلب بخوانید

-چطور برسیم ؟

-کجا بمانیم ؟

-چه بخریم ؟

-یک حرم تاریخی !

-چه بخوریم ؟ خوراک مشهدی

-کجا بگردیم ؟

-دیدن این مکانها را از دست ندهید !


دانلود pdf راهنمای اقامت در مشهد

تهران - مشهد امام رضا علیه السلام

یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

یا ضامن آهو مددی

عکس حرم امام رضا علیه السلام، صحن انقلاب

 

برای دیدن عکس در اندازه بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

مشهد حرم امام رضا (ع)

 برای دیدن عکس در اندازه بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

حرم امام رضا / تقویم فروردین 92

سین هفتم سلام بر آقاست ...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

در آخرین غروب آخرین جمعه ی سال

سلام می دهیم به تو یا رضا (ع)

 

السلام علیک یا غریب الغرباء

یا معین الضعفا و الفقراء

السلطان یا ابالحسن

یا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع)

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ٦:۳٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

نگاه می کنم از آینه خیابان را
و ناگزیری باران و راهبندان را


"من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب"
و بغض می کنم این شعر پشت نیسان را


چراغ قرمز و من محو گل فروشی که
حراج کرده غم و رنج های انسان را


کلافه هستم از آواز و ساز از چپ و راست
بلند کرده کسی لای لای شیطان را


چراغ سبز شد و اشک من به راه افتاد
چقدر آه کشیدم شهید چمران را


ولیعصر...ترافیک...دود...آزادی...
گرفته گرد و غبار اسم این دو میدان را


غروب می شود و بغض ها گلوگیرند
پیاده می روم این آخرین خیابان را...


عزیز مثل همیشه نشسته چشم به راه
نگاه می کند از پشت شیشه باران را


دو هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست
و چای می خورم و حسرت خراسان را


سپرده ام قفس مرغ عشق را به عزیز
و گفتم آب دهد هر غروب گلدان را


عزیز با همه پیری عزیز با همه عشق
به رسم بدرقه آورده آب و قرآن را


سفر مرا به کجا می برد؟ چه می دانم
همین که چند صباحی غروب تهران را...


صدای خوردن باران به شیشه ی اتوبوس
نگاه می کنم از پنجره بیابان را


نگاه می کنم و آسمان پر از ابر است
چقدر عاشقم این آفتاب پنهان را...


چقدر تشنه ام و تازه کربلای یک است
چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را


نسیم از طرف مشهدالرضاست...ولی
نگاه کن! حرم سرور شهیدان را

 شعر نوشت  امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ۳:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

یکی از سنت‌های ایرانیان در آخرین روزهای سال، زیارت قبور و نکوداشت درگذشتگان است. امام علی‌بن موسی الرضا(ع) درباره نحوه زیارت قبر مؤمن و قرائت سوره فاتحه آداب خاصی بیان کرده‌اند.

خبرگزاری فارس: شیوه امام رضا(ع) برای فاتحه‌خوانی قبور مردگان

 به نقل از وبگاه بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع)، یک سال شمسی دیگر به پایان راه نزدیک می‌شود و مردم مؤمن و معتقد کشورمان طبق سنتی نیکو، آخرین روزهای سال به ویژه پنجشنبه را با حضور در قبرستان‌ها و بهشت‌های زهرا، فاطمه، رضا، رضوان و ... ضمن غبارروبی و خیرات خوراکی‌هایی نظیر حلوا و خرما، به یاد درگذشتگان فاتحه‌ای قرائت می‌کنند.

امام رضا(ع) درباره زیارت قبور می‌فرماید: هر کس توانایی ندارد به زیارت قبر ما بیاید، به زیارت قبر دوستان صالح ما و علما و دانشمندان و بزرگان شیعه و برادران و خواهران دینی برود که خداوند ثواب زیارت ما را به او اعطا می‌کند.

امام رضا علیه السلام به تشریح چگونگی زیارت قبر مؤمن می‌پردازند و می‌فرمایند: هر کس قبر برادر مؤمن خود را زیارت کند و دست خود را روی قبر بگذارد و سوره «انا انزلنا» را 7 مرتبه بخواند، از عذاب و رسوایی روز قیامت نجات می‌یابد.

هشتمین امام شیعیان در جای دیگری نیز به نقل از جد بزرگوارشان حضرت محمد مصطفی(ص) فرموده‌اند: کسی که به قبرستان برود و سوره «قل هو الله احد» را 11 مرتبه بخواند و ثواب آن را برای اموات بفرستد، به عدد مردگان به او پاداش داده می‌شود.

 

تبریک سال نو به سبک شهدا"

 

" قدیمی ترین در چوبی حرم امام رضا (ع) + عکس "

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٤ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

«لک الحمد ان اطعتک، ولا حجة لی ان عصیتک، ولا صنع لی و لا لغیری فی احسانک، ولا عذر لی ان اسأت. ما اصابنی من حسنة فمنک، یا کریم، اغفر لمن فی مشارق الارض و مغاربها،‌من المؤمنین و المؤمنات.»

امام رضا(ع) در مناجات با خداوند متعال در حال سجده چنین می‌گفتند:

حمد و ستایش برای توست اگر تو را اطاعت کنم، و هیچ دلیل ندارم اگر تو را نافرمانی کنم، و در نیکی و احسانت هیچ کاری (و دخالتی) از طرف من یا غیر من انجام نشده است، و هیچ عذری ندارم اگر بدی کنم. هر حسنه و خوبی که  به من می‌رسد از توست [1]، ای کریم (و بزرگوار) بیامرز هر مرد و زن با ایمانی را که در نواحی مشرق و مغرب‌زمین است.

 

برای شنیدن این دعا با صدای «سید ابراهیم هاشم‌ورزی» برروی عکس کلیک کنید:

خبرگزاری فارس: امام رضا(ع) در سجده چه دعایی می‌خواند+صوت
[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ۳:٠۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که چرا به امام علی‌بن موسی الرضا(ع) که هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت است،‌ «قبله هفتم» می‌گویند؟

در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ۳:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

دست اگر باشد دخیل کنج دامان بهتر است

از نماز شب توسل بر کریمان بهتر است

دل وَلو کوچک،به لطف تو بزرگی می کند

یک دلِ آباد، از صد شهر ویران بهتر است

حرف ما آن است که آهوی نیشابور گفت

گاه مدیونت شدن از دادن جان بهتر است

سایه ای که بر سرم افتاد،عزت پخش کرد

سایه ی گلدسته از تاج سلیمان بهتر است

دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف کنی

تعارف اهل کَرم از خوردن نان بهتر است

یک کمی بنشین کنار ما، پذیرائی بس است

میزبان که می نشیند حال مهمان بهتر است

صبح محشر هرکسی دنبال یاری می دود

یار ما باشد اگر شاه خراسان، بهتر است

 

علی اکبر لطیفیان

 

ضامن آهو

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱۸ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امام رضا(ع) جانمان می فرمایند: قلم تقدیر خداوند بر خوشبختى کسى رقم خورَدْ که ایمان آورد و تقوا پیشه کند و بربدبختى کسى رقم خورَدْ که ایمان نیاورد و نافرمانى کند (قرب الإسناد، صفحه 355، حکمت 1270)

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین جَفَّ الْقَلَمُ بِحَقیقَةِ الکِتابِ مِنَ اللّه بِالسَّعادَةِ لِمَن آمَنَ وَ اتَّقى وَالشَّقاوَةِ مِنَ اللّه تَبارَکَ و تَعالى لِمَن کَذَّبَ وَ عَصى

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱۸ ] [ ۳:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

امام رضا علیه السلام می فرمایند:
هر گاه برای شما پیش آمد سختی روی داد از ما کمک و یاری بجوئید
(مستدرک الوسائل/ج5/ص229)

خوش آمدی زائر شوریده حالم
دلتنگ تو بودم در آفاق خیالم

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱۱ ] [ ۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

باغ حرم تو گلشن رضوان است

قم، جلوه ای ازتجلی ایمان است

بین حرم تو و امام هشتم

بین الحرمین کشور ایران است

حرم حضرت معصومه سلام الله علیها

 

روى القاضى نور اللّه عن الصادق علیه السلام قال:

ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فیها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة با جمعهم .

امام صادق (ع) :

خداوند حرمى دارد که مکه است، پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است، و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن کوفه است، و قم کوفه کوچک است که از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند .

 

" شهادت حضرت فاطمه معصومه (س) ، کریمه اهل بیت (ع) تسلیت ... "

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢ ] [ ٥:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

مجبورشدم به هر کسى روبزنم

در محضر هرغریبه زانو بزنم

تحقیرشدم چونکه فراموشم شد

یک سربه شما ضامن آهوبزنم ...

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

مدت ها بود نبودم ...

درگیر روزمرگی های این دنیا و حالا آماده برای سربازی

آقا ی مهربونی ها می دونم خیلی کمتر از اونم که اینو بخوام

اما حضرت عشق

آقای خوبی ها امام رضا (ع)

دعا کن برامون یه روز سرباز آقامون امام زمان (عج) بشیم ..

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

رو چو به ایوان طلا می کنم

گریه کنان رضا رضا می کنم

قهر مکن با من درد آشنا

اذن دخولی که گدایم گدا

فیض تو فیضی است که بی خاتمه است

خوان تو خوان کرم فاطمه(س) است ...

عکس حرم امام رضا علیه السلام

باریدن ِ یک قطره اشک برایـَم کآفیســــت !!

تا دل دل بزنــَم ,,, تا ذوق ِ بچــگآنــہ اَم رآ به رُخ ِ در و دیوار بکشـــم

تا دلم را حوآلــہ ے صحن و سَرایَتــــ کنم

تا داد بزنــَم هـمـــ ه بدانند

کــہ آقایـَم تویــے !!

« یا علــے بن موســے الرضــآ ❤ علیــہ السلام »

حرم امام نقی (ع)

اسفند عازم دوره آموزشیم

گرچه همین تهران پر دود خودمونه و پنجشنبه، جمعه ها تعطیل

اما شاید کمتر بیام ...

دوستان عزیز من و این وبلاگ رو فراموش نکنید

" التماس دعا "

 عکس حرم امام رضا علیه السلام، ایوان طلا

از کــنار تو گدا با دســت خــالی رد نــــشد
نیست عاقل هر کسی دیوانه ی مشهد نشد

از دم گرمت مسیحا صــاحب دم می شود
بی تو باشم حضرت خورشید سردم می شود

نان برای خــوردن و بـــردن فراهـم می شود
من زیادیم مگر از ســـفره ات کـــم می شود

ما لــــب تشنه لـــب دریایمان پیش شماست
هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست

دل به تو بسته طــــناب دار می خواهد چکار
خوب مداوایش کند اســـــرا می خواهد چکار
عکس حرم امام رضا علیه السلام
دلم نمیاد برم
همه اش بر می گردم یه چیزی به این پست اضافه می کنم
و در آخر یه درد دل :
آقا امام رضا (ع) هوامو داشته باش
برام دعا کن دور نشم از این صحن و سرا
مولا میدونی چند وقته که ...
نمیگم خودتون میدونید 
آقا کاری کن همونی بشه که بهتره ...
صبور باشم
کم نیارم...
دعام کنید
یا علی (ع)
[ ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ ] [ ۸:٥٤ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

من طعم مهربانی را کنار امام رضا-ع- چشیدم...

بی نظیر بود...

حالا به این راحتی ها نمی شود مهربانی نکرد...

تا میرسم ... قریحه ی غم شاد می شود

جانم دوباره از قفس آزاد می شود

چون ناز میکنم بر ِ او... زود می خرد

شیرین ِ قصه هام چو فرهاد می شود

دیگر رکوع و سجده ی من سوی گنبد است

اینجا چه زود بتکده بنیاد می شود

اینجا چه خوب بغض ترک می خورد وَ بعد با اشک، سازه های دل؛ آباد می شود

نقارّه ها صدای مرا در می آورند دیگر تمام ِ من ..همه فریاد می شود

تقسیم میکنم همه ی آنچه بوده ام

دردم نصیب پنجره فولاد می شود

من یک کبوترم که به معراج می روم قوس ِصعود ...صحن گوهرشاد می شود

دارد دوباره فیض ِ ازل می رسد به من

دارد ز چشم های تو امداد می شود

در مکتب ِ نگاه ِ تو دل ارتقا گرفت

شاگرد ِ درس ِ زائرت.. استاد می شود

 

"مصطفی عمانیان"

 

 شفای زائر 8 ساله امام رضا (ع) 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

عکس حرم امام رضا علیه السلام

جانم فدای امام نقی علیه السلام

مبارزه ادامه دارد ...

" موج وبلاگی نه به سریال پایتخت 2"

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٥ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

رضا (ع) جان

کار از کبوتر شدن گذشته است

کاش برف بودم روی گنبدت ...

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٥ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

خبری در حرم ضامن آهو شده است؟

صحن ها بیشتر از پیش، چه خوشبو شده است

طرف پنجره فولاد، هیاهو شده است

باز یک چشمه از آن لطف و کرم، رو شده است. . .

 

پنجره فولاد امام رضا (ع)

 

گویند جواز کربلا دست رضاست

شاهی که تجلی گه الطاف رضاست

جایی که برات کربلا میگیرند

آنجا به یقین پنجره ی فولادِ رضاست

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٠ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

رحلت جانگذار حضرت محمد مصطفی (ص)

شهادت آقای غریب تر از برادر امام حسن مجتبی (ع)

و شهادت غریبانه ی امام عشق حضرت سلطان علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت...

 

مصائب حضرت محمد (ص)، امام حسن (ع) و امام رضا (ع)

 

ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)

نایب الزیاره ... زیارت خادمان آقا از طرف شما

فرم ثبت نام خادمین معنوی امام رضا (ع)

شهادت امام رضا (ع) از زبان اباصلت هروی

صد سخن گرانبها از امام رضا (ع)

داستان ضامن آهو

نوای عشق

شعر امام رضا (ع) + عکس حرم امام رضا (ع)

دانلود نوحه و مرثیه ویژه شهادت امام رضا (ع)

شخصیت والای امام رضا (ع)

نتایج زیارت امام رضا (ع)

کتابخانه امام رضا (ع)

دانلود صلوات و زیارت امام رضا (ع)

عکس حرم امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا

 

شاید حرف دل امام حسن علیه السلام این باشه :

در دیاری که ندارد سنگ قبری مادرم

کی روا باشد که من روزی شوم صاحب حرم.....

 

عکس قبرستان بقیع ، شهادت امام حسن (ع)

ویژه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

دانلود مداحی و مرثیه ویژه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

 

پست های قبل رو از دست ندید ...

عکس حرم امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
 

وای از غروب غم انگیز آخر صفر !

 

هر غم و غصه ای هم که باشه

هر چقدر هم دور افتاده باشم از بهشت 

دلم خوشه مشهد هست ...

هر چقدر هم روسیاه باشم

دلم خوشه یه آقای مهربون

یه آقای نازنین

یه امام رضا (ع) هست ...

 

 

تو زندگی دلخوشیمون رضا غریب الغرباست ...

خوش به حال و هوا ی ما

امام رضا (ع) برای ماست  ...

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

 عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

تو تمومه عالم افتخار مایی

توی آخرت هم اعتبار مایی

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

همه زندگیم یک نفسه

یه امام رضا (ع) دارم واسم بسه

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

و حرف آخر آقا ...

دل ها تنگ شماست ...

ما را بطلب سلطان

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

عزداریهاتون قبول درگاه ایزد منان

 

" التماس دعا "

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٩ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه در اوج پر زدن داده است

در آن کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حُسن افتاده است

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است ؟

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهرشاد است

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است

شعر من ساده است...

 

"سید حمیدرضا برقعی"

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٠/٥ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امــروز دلـــم حــال کـــبوتــر دارد ... انــگــار کــه بــیــقــرار مــشـهــد شــده ام ...

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

برای دیدن عکس در سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید

عکس حرم امام رضا (ع)

و نه امروز ...

هر روز دلم هوای مشهد دارد

 

عزاداریهاتون قبول درگاه ایزد منان

" التماس دعا "

 

 

 از این وبلاگ نیز دیدن کنید ...

امام نقی (ع) "دهمین خورشید"

[ ۱۳٩۱/۱٠/٥ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

کرامتی از آستان قدس رضوی و داستان ضامن آهو

 ضامن آهو آقا امام رضا (ع)

 

خلاصه همین مطلب

 

دکتر احمد مهدوی دامغانی
چندی پیش، به مناسبتی مطلبی در روزنامه اطلاعات درج شده بود و ذکری از آستان ملائک پاسبان اعلی‌حضرت اقدس علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه، و داستان ضامن آهو در مجلسی مورد گفت‌وگو بود. دوست دانشمند عزیزی به بنده گفت: فلانی! من هر قدر هم که می‌خواهم صحت این «داستان مبتذل» ضامن آهو را به خود بقبولانم نمی‌توانم و عقلم نمی‌پذیرد که این داستان آن چنان که شنیده و خوانده‌ام عقلاً یا وقوعاً ممکن باشد، گو این که اساساً این داستان را در هیچ کتاب معتبر و مأخذ قابل مستندی هم ندیده‌ام؛ و چون تو را یک طلبه غیرمتعصبی می‌دانم، این است که خواهش می‌کنم نظرت را در این باره بگویی و اگر تو هم مثل من به این داستان باورنکردنی اعتقادی نداری، چه بهتر که از این جا، یکی دو خطی با هم به روزنامه اطلاعات بنویسیم و از مسؤولان آن روزنامه درخواست کنیم که از استعمال این القاب و عناوین عامیانه، و بی‌معنی و غیرمستند که تازه بر فرض صحت هم چیزی بر عظمت مقام امام علیه‌السلام و جلال و کرامت آن بزرگوار نمی‌افزاید، احتراز کند.
گفتم: راست است؛ زیرا اعتقادی که شیعه واقعی به ائمه طاهرین خود دارد، فوق این امور و بالاتر از صحت و سقم این مسائل است؛ چو شیعه می‌گوید و می‌خواند که «وأمن من لجأ الیکم» (جمله ای از زیارت معروف به جامعه کبیره که ظاهرا انشای حضرت هادی علیه السلام است).
باری، از آن دوست عزیز پرسیدم: داستان ضامن آهویی که شما آن را عقلاً و وقوعاً محال می‌شمارید کدام است و چگونه داستانی است؟
با نگاه تعجب‌آمیزی گفت: فلانی! آیا مرا دست می‌اندازی یا واقعاً تو که هم بچه آخوند هستی و هم خراسانی، از کم و کیف این داستان بی‌خبری؟
گفتم: نه دوست عزیز! تو را دست نمی‌اندازم و از کم و کیف داستان هم باخبرم؛ ولی دوست دارم داستان را از زبان تو هم بشنوم.
گفت: از مجموع آنچه در بچگی از بزرگترها شنیده و بعداً هم آن را به شعر عامیانه و به صورت جزوه کوچکی، چاپ سنگی شده‌ای خوانده‌ام، آنچه به یادم مانده، این است:
صیادی در بیابانی قصد شکار آهویی می‌کند و آهو شکارچی را مسافت معتنابهی به دنبال خود می‌دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که اتفاقاً در آن حوالی تشریف‌فرما بوده است، می‌اندازد. صیاد که می‌رود آهو را بگیرد، با ممانعت حضرت رضا علیه السلام مواجه می‌شود. ولی چون آهو را صید و حق شرعی خود می‌داند، در مطالبه و استرداد آهو مبالغه و پافشاری می‌کند. امام حاضر می‌شود مبلغی بیشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی‌پذیرد و به عرض می‌رساند: الا و بالله، من همین آهو را که حق خودم است، می‌خواهم و لاغیر ... و آن وقت آهو به زبان می‌آید و سخن گفتن آغاز می‌کند و به عرض امام می‌رساند که من دو بچه شیری دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند که بروم و شیرشان بدهم و سیرشان کنم. علت فرارم هم همین است و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمایید که اجازه دهد بروم و بچگانم را شیر دهم و برگردم و تسلیم صیاد شوم...
حضرت رضا علیه السلام هم ضمانت آهو را نزد شکارچی می‌فرماید و خود را به صورت گروگانی در تحت تسلط شکارچی قرار می‌دهد. آهو می‌رود و به‌سرعت باز می‌گردد و خود را تسلیم شکارچی می‌کند. شکارچی که این وفای به عهد را می‌بیند، منقلب می‌گردد و آن گاه متوجه می‌شود که گروگان او، حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه است. بدیهی است فوراً آهو را آزاد می‌کند و خود را به دست و پای حضرت می‌اندازد و عذر می‌خواهد و پوزش می‌طلبد. حضرت نیز مبلغ معتنابهی به او مرحمت می‌فرماید و به‌علاوه، تعهد شفاعت او را در قیامت نزد جدش می‌کند و صیاد را خوشدل روانه می‌سازد. آهو هم که خود را آزاد شده حضرت می‌داند اجازه مرخصی می‌طلبد و به سراغ لانه و بچگان خود می‌دود...
به آن دوست عزیز هموطن گفتم: داستان واقعی ضامن آهو که من آن را می‌دانم بیش از هزار و شصت سال سابقه تاریخی دارد، و در کتب معتبر و مستند هم ثبت و ضبط شده و کاملا هم موجه و معقول است و به‌کلی با آنچه تو می‌گویی ومن هم به همین ترتیب آن را شنیده و خوانده‌ام، مغایر است. گمان نزدیک به یقین دارم که منشأ ملقب ساختن مولای ما، حضرت رضا صلوات الله علیه به ضامن آهو، همین داستان موجه و معقول و مسلم و مستندی است که آن را برای تو خواهم گفت. مضافاً بر آن که ناقلان و راویان این داستان نیز حایز آن چنان مقام مذهبی و ملی و علمی شامخی هستند که جای هیچ تردید در صحت، و مجال هیچ گونه شبهه‌ای در اصالت آن باقی نمی‌ماند.
مخاطب که بر شنیدن داستان صحیح و واقعی و موجه و مستند ضامن آهو سخت مشتاق شده بود، از من خواست که فوراً داستان را برای او بازگو کنم و مدرک و سند آن را هم به او نشان دهم. گفتم: به دیده منت دارم، النهایه، چون الآن کتاب مستند را در دسترس ندارم، نقل داستان و ارائه سند آن را به فردا موکول می‌کنیم و او هم پذیرفت.
خوشبختانه، و از حسن اتفاق، آن که در جمله کتب معدودی که این بنده در این سفر با خود آورده است، یکی هم کتاب شریف نفیس مستطاب «عیون اخبار الرضا» تألیف منیف شیخ اجل امجد اعظم، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، معروف و ملقب به صدوق رضوان الله تعالی علیه است. ایشان یک کتاب از مجموع چهار کتاب اساسی و اصولی حدیث و فقه شیعه یعنی «من لایحضره الفقیه» را تألیف کرده و در محل معروفی به نام نامی خودش در سر راه تهران به شهر ری مدفون است؛ مکانت والا و مقام معلای آن بزرگوار در نزد شیعه معلوم و مشهور است.
فردای آن روز این کتاب مستطاب را با خود نزد آن هموطن بردم و داستان را از روی کتاب برای اوخواندم. او بسیار خشنود شد و دانست که داستان واقعی ضامن آهو، چیزی غیر از آنی است که در ذهن اوست؛ و بنده چون گمان می برم هنوز بسیاری هستند که از بن داستان بی خبرند، بی فایده ندانستم که آن را عیناً برای درج در این کتاب بنگارم، خاصه آن که موضوعاً نیز با مبنا و موضوع این کتاب بی تناسب نیست.
البته خوانندگان فاضل و گرامی استحضار دارند که شیخ صدوق قدس سره، این کتاب را جهت اتحاف و اهدا به وزیر جلیل و بزرگوار ایرانی یعنی صاحب اسماعیل بن عباد طالقانی (متوفی در سال 385هجری) که خود یکی از بزرگ‌ترین ادبا و شعرا و متکلمین و ناقدین ادب در قرن چهارم است، تألیف فرموده و این کتاب شریف، علاوه بر احتوایش بر اخبار مربوط به حضرت رضا علیه السلام از لحاظ ادبی و تاریخ نیز مرجع معتبر و مستندی به شمار می‌رود.
شیخ (ره) در این کتاب همچنان که از بسیاری ثقات مشایخ روات و محدثین رضوان الله علیهم اجمعین (که ذکر اسامی شریف آنها خود رساله مفصلی خواهد شد) نقل و روایت می کند از بسیاری از ادبا و شعرا و مورخین به نام نیز، چون ابراهیم بن عباس صولی و محمد بن یحیی صولی و مبرد و ابن قتیبه و عمرو بن عبید و دعبل و ابی نواس و ابی جعفر عتبی و برخی افراد خاندان نوبختی و دیگران به‌واسطه یا بی‌واسطه نیز نقل و روایت می‌فرماید.
شیخ (ره) که به مناسبت اقامتش در ری اختصاص و ارتباط کاملی با رکن الدوله دیلمی داشته است، در رجب سال 352 هجری (1044سال پیش از این) از رکن الدوله جهت تشرف به خراسان و زیارت مرقد منور مطهر حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه اجازه می‌گیرد. امیر سعید رکن الدوله نیز ضمن التماس دعا و زیارت نیابی، با این درخواست موافقت می‌کند و شیخ (ره) روانه خراسان می‌شود و چند ماهی در آن صفحات و خصوصاً در نیشابور و طوس اقامت می‌فرماید.
این که عرض کردم رکن الدوله از شیخ (ره) التماس دعا و تقاضای زیارت نیابی می‌کند، به تصریح خود شیخ است. ظاهراً همواره زمامداران بزرگوار شیعه ایران، قلباً توجه خاصی به حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء داشته و خود را از مدد آن حضرت مستمد می‌دانسته‌اند؛ لذا بد نیست که عین عبارت خود شیخ را برای شما نقل کنم:
قال مصنف هذا الکتاب، لما استأذنت الامیر السعید رکن الدوله فی زیارة مشهد الرضا علیه السلام واذن لی فی ذلک فی رجب سنة اثنین وخمسین وثلاث ماة، فلما انقلبت عنه ردّنی. فقال لی: هذا مشهد مبارک قد زُرته وسألتُ الله تعالی حوائج کانت فی نفسی فقضاها لی فلا تقصر فی الدعا لی هناک و الزیارة عنی فان الدعاء فیه مستجاب، فضمنت له ذلک ووفیت به، فلما عُدت من المشهد علی ساکنه التحیة والسلام ودخلت الیه قال لی: هل دعوت لنا وزرت عنا؟ فقلتُ نعم، فقال لی قد احسنت قد صح لی ان الدعاء فی ذلک المشهد مستجاب (صفحه 381).
مصنف این کتاب چنین گوید که چون از امیر سعید رکن الدوله دیلمی برای زیارت مشهد امام رضا علیه السلام اجازه خواستم و او نیز اجازه فرمود و این در ماه رجب سال 352 بود. همین که از پیشگاهش برگشتم که بروم، دوباره مرا بازگردانید و فرمود: این فرخنده زیارتگاهی است که من نیز آن را زیارت کرده‌ام و از خداوند تعالی نیازها و آرزوهایی که در دل داشتم مسئلت کرده‌ام و خداوند همه آن را برآورد! بنابراین، در آنجا برای من در دعا و زیارت نیابی، کوتاهی مکن.
من هم دعا و زیارت جهت او را بر عهده گرفتم و به عهده خود نیز وفا کردم. وقتی که از مشهد که بر ساکنش درود و آفرین باد، بازگشتم و بر رکن الدوله وارد شدم، فرمود: آیا برای ما دعا، و از طرف ما زیارت کردی؟ گفتم: بلی! فرمود: کار بسیار خوبی کردی پیش من ثابت و نزد من درست است که دعا در آن مشهد مستجاب است.
باری، برگردیم به داستان ضامن آهو که شیخ آن را در همین کتاب، و به مناسبت همین سفر نقل می‌نماید. شاید قبلاً ذکر این نکته بی‌فایده نباشد که در خلال کتاب «عیون» چند بار که شیخ حدیث یا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روایت یا وثوقی به سلامت سند آن یا اطمینانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهیر هم نقل فرموده باشد) بی‌اعتمادی خود را به آن مطلب تصریح می‌فرماید. (از جمله در صفحه 350 که می‌فرماید: قال مصنف هذا الکتاب، روی هذا الحدیث بریئی من عهدة صحته؛ یا در صفحه 192: کان شیخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید رضی الله عنه سیئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی راوی هذا الحدیث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب الرحمه وقد قرأته علیه فلم ینکره و رواه الی).
و اینک ابتدا اصل داستان را با حذف اسانید و روات آن به عرض خوانندگان می‌رساند سپس سند و روات حکایت را بازگو می‌کند که خوانندگان ملاحظه بفرمایند چه بزرگوار کسانی این داستان را نقل کرده و به صحت آن گواهی داده و یا به‌اصطلاح روزنامه‌نویس‌ها خود قهرمان آن داستان بوده‌اند تا بدانجا که این روایت صددرصد مورد قبول شیخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شریفش خطور نکرده است:
... فلما کان یوم الخمیس استأذنته فی زیارة الرضا (علیه السلام) فقال: اسمع منی ما احدثک به فی امر هذا المشهد: کنت فی ایام شبابی اَتعصب علی اهل هذا المشهد واَتعرض الزوار فی الطریق واَسلُب ثیابهم ونفقاتهم ومرقّعاتهم، فخرجت متصیداً ذات یوم و اَرسلت فهداً علی غزال، فمازال یتبعه حتی التجأ الی حایط المشهد فوقف الغزال ووقف الفهد مقابله لایدنو منه فجهدنا کل الجهد بالفهد ان یدنو منه فلم ینبعث و کان متی فارق الغزال موضعه یتبعه الفهد فاذا التجأ الی الحائط رجع عنه فدخل الغزال جحراً فی حائط المشهد فدخلتُ الرباط وقلت لابی النصر المقری این الغزال الذی دخل هیهنا الان، فقال لم أره فدخلتُ المکان الذی دخله فرأیت بعر الغزال وأثر البول ولم أر الغزال وفقدته، فنذرت الله تعالی ان لا آذی الزوار بعد ذلک و لا اتعرض لهم الا بسبیل الخیر و کنت متی ما دهمنی أمر فزعت الی هذا المشهد فزرته وسألت الله تعالی فیه حاجتی فیقضیها لی ولقد سألت الله تعالی ان یرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً حتی اذا بلغ وقتل عدت الی مکانی من المشهد وسألت الله تعالی ان یرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً آخر ولم أسأل الله تعالی هناک حاجة الا قضاها لی فهذا ماظهر لی من برکة هذا المشهد علی ساکنه السلام. (صفحه 386).
چون روز پنجشنبه برای زیارت رضا علیه‌السلام از او اجازه خواستم. گفت بشنو که درباره این مشهد ( یعنی این محل شهادت) با تو چه می‌گویم. در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، معترض زائران می‌شدم و لباس‌ها و خرجی و نامه‌ها وحواله‌هایشان را به‌ستیزه می‌ستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوز همچنان به دنبال آهو می‌دوید تا به‌ناچار، آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد. یوز هم رو به رویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی‌شد.
هر چه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی‌جست و از جای خود تکان نمی‌خورد؛ ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار دیوار) دور می‌شد، یوز هم او را دنبال می‌کرد. اما همین که به دیوار پناه می‌برد، یوز باز می گشت تا آن که آهو به سوراخ لانه‌مانندی در دیوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط [معنای اصلی آن جای نگهداری اسب برای مبارزه با دشمنان و مرزداری از حدود و ثغور مسلمانان است، و بعداً به معانی مختلفی از جمله کاروانسرا، خانقاه صوفیه، نقل شده است.] (تعبیر جالبی از مزار حضرت رضا در آن عصر) شدم، و از ابی نصر مقری (که لابد قاری راتب قبر مطهر حضرت یا دیگر مقابر اطراف قبر و داخل رباط بوده است) پرسیدم: آهویی که هم الان وارد رباط شد کو؟ گفت: ندیدمش.
آن وقت، به همان جایی که آهو داخلش شده بود درآمدم و پشگل‌های آهو و رد پیشابش [ادرار] را دیدم، ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمان بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیابم. از آن پس، هر گاه که کار دشواری به من روی می‌آورد، وگرفتاری‌ای پیدا می‌کردم، بدین مشهد روی و پناه می‌آوردم، و آن را زیارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خویش را مسئلت می‌کردم و خداوند نیاز مرا بر می‌آورد، ومن از خدا خواستم که پسری به من عنایت فرماید. خدا پسری به من مرحمت فرمود، و چون آن پسربچه به حد بلوغ رسید، کشته شد؛ من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم که پسری به من عطا فرماید و خداوند پسر دیگری به من ارزانی فرمود. هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد و این چیزی است از جمله برکات این مشهد سلام الله علی ساکنه که بر شخص من آشکار شد و برای خودم روی داد.
حال ملاحظه بفرمایید که شیخ (ره) این داستان را از که روایت می کند و این واقعه برای که روی داده است و ناقل آن کیست؟
گوینده اصلی داستان که خود همان شکارچی بوده است، ایرانی پاک‌نهاد و آریایی نژاد و امیر دلیر و بزرگوار و نجیب و آزاده خراسانی خراسان، یعنی ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی، معروف و مشهور و گردآورنده «شاهنامه ابومنصوری» است که او خود داستانش را برای حاکم رازی مصاحب و رازدار و مرد مورد اطمینان ابوجعفر عتبی، وزیر نامدار سامانیان – در هنگامی که حاکم به رسالت و جهت تقدیم پیامی از طرف عتبی به ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی لابد به نیشابور رفته و در آن جا بوده است- حکایت کرده و حاکم هم آن را برای ثقه جلیل‌القدر ابوالفضل محمد بن احمد بن اسماعیل السلیطی که از اجله مشایخ روایت صدوق است، روایت کرده و صدوق هم روایت را از شیخ خود سلیطی نقل می‌فرماید و اینک عین عبارت صدوق مشتمل بر اسانید روایت و مقدمه حکایت را نقل می‌کند:
حدّثنا ابوالفضل محمد بن احمد بن اسمعیل السلیطی (رض) قال سمعتُ الحاکم الرازی صاحب ابی جعفر العتبی یقول: بعثنی ابوجعفر العتبی رسولا الی ابی منصور بن عبد الرزاق، فلما کان یوم الخمیس ... الخ؛ که بقیه را قبلاً به عرض خوانندگان گرامی رسانید. (عیون اخبار الرضا، باب 73، ذکر ما ظهر للناس فی وقتنا من برکة هذا المشهد و استجابة الدعاء فیه).
به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد، و لا غیر؛ و به قراری که ملاحظه فرمودید، داستان کاملاً واقعی و موجه و معمولی به نظر می‌رسد.
و اینک می‌پردازد به بیان مقصد دیگری که از نوشتن این سطور دارد و لذا به مصداق الکلام یجر الکلام و به اصطلاح اهل منبر به مطلب مهم و اساسی دیگری نیز گریزی می‌زند و آن این است که حال که ذکر خیر و نام عزیز این ایرانی شریف نجیب بزرگوار والاتبار یعنی ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی به میان آمد، و از آن جا که متأسفانه اطلاع زیادی از حال او در دست نیست و سوای مأخذ تاریخی که مرحوم مبرور علامه قزوینی طاب ثراه در پاورقی مقاله نفیس خود تحت عنوان «مقدمه شاهنامه ابومنصوری» ذکر فرموده است، و تحقیقات حضرت استاد محیط طباطبایی و دو سه مورد مشابه دیگر، نامی از این آزاده‌مرد نژاده، به چشم نمی‌خورد؛ او که از اولین کسانی بوده که به سائقه وطن‌دوستی و عرق ملیت (و در صورت ثبوت تشیع او شاید بتوان گفت تا اندازه‌ای هم به سبب تشیعیش و بغضاً لبنی العباس) همت والای خود را بر گردآوری شاهنامه ایران و نشر مآثر و احیای آثار نیاکان مصروف داشته است، بد نیست که مزید اطلاعی را که از این مرد بزرگ در همین کتاب مستطاب عیون مذکور است نیز به عرض خوانندگان فاضل برساند، باشد که به‌اصطلاح سرنخ تازه‌ای به دست محققان و فردوسی‌شناسان داده شود تا جهت معرفی بیشتر او و معرفت کامل به حال و طرز تفکرش در این گونه از کتب و مراجع نیز تفحص و تصحفی بفرمایند.
شیخ اجل صدوق (ره) در همان باب 73 مذکور و پیش از نقل داستان آهو،‌ حکایت دیگری از این بزرگمرد روایت می‌فرماید که در ذکر داستان آهو نیز به آن به نحو دیگری المام فرموده است، بدین شرح:
حدثنا ابوطالب الحسین بن عبد الله بن بنان الطائی قال سمعتُ ابامنصور محمد بن عبدالرزاق یقول للحکم بطوس المعروف بالبیوری هل لک ولدٌ فقال لا فقال له ابومنصور لم لا تقصد مشهد الرضا علیه السلام و تدعو الله عنده حتی یرزقک ولداً؟
فانّی سالت الله تعالی هناک فی حوائج فقضیت لی قال الحاکم فقصدتُ المشهد علی ساکنه السلام و دعوتُ الله عزوجل عند الرضا علیه السلام ان یرزقنی ولداً فرزقنی الله ولداً ذکراً فجئتُ الی ابی منصور بن عبد الرزاق واخبرتُه باستجابته الله تعالی فی هذا المشهد فوهب لی و اعطانی و اکرمتی علی ذلک (صفحه 380)
شیخ می‌فرماید: ابوطالب حسین بن عبد الله بن بنان طایی برایم حدیث کرد و گفت که از ابومنصور بن عبد الرزاق شنیدم که به حاکم طوسی که به بیوردی معروف بود، می گفت: آیا فرزندی داری؟
بیوردی گفت: نه ...
ابومنصور به او گفت: چرا روی به مشهد رضا علیه السلام نمی‌آوری تا در کنار آن مزار، از خداوند به دعا بخواهی که به تو فرزندی عطا فرماید؟ زیرا که من خود در آنجا،‌ از خدا نیازمندی‌ها و حاجت‌هایی را مسئلت کردم که همه آن برایم آورده شد.
سپس حاکم (بیوردی) به من (ابوطالب طائی) گفت: قصد زیارت آن مشهد را که بر ساکنش درود باد کردم و در مزار رضا علیه السلام به دعا از خدای عز وجل درخواست کردم که به من فرزندی عنایت کند و خداوند فرزند ذکوری به من مرحمت فرمود من نزد ابی منصور بن عبد الرزاق آمدم و از این که خدای تعالی دعای مرا در این مشهد مستجاب فرموده است او را با خبر کردم. ابومنصور مرا بخششی فرمود و عطایی داد و بدین سبب بر من اکرام و احترام کرد.
به طوری که ملاحظه می‌فرمایید، نشانه‌های جوانمردی و فتوت و صداقت و ایمان راستین،‌ از همین چند سطر در رفتار و گفتار و پندار محمد بن عبد الرزاق طوسی آشکار است، و بنده امیدوار است که فضلای خوانندگان، ان شاء الله بتوانند به اخبار و اطلاعات دیگری از این ایرانی بزرگوار و خراسانی نامدار در کتب مشابه دست یابند.


والحمد الله اولاً و آخراً وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین


(برگرفته از کتاب: چهار مقاله، احمد مهدوی دامغانی، تهران، نشر بین الملل، 1385)؛ به نقل از پایگاه کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام

[ ۱۳٩٠/٥/۸ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

کرامتی از آستان قدس رضوی و داستان ضامن آهو

 ضامن آهو آقا امام رضا (ع)

 

خلاصه همین مطلب

 

دکتر احمد مهدوی دامغانی
چندی پیش، به مناسبتی مطلبی در روزنامه اطلاعات درج شده بود و ذکری از آستان ملائک پاسبان اعلی‌حضرت اقدس علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه، و داستان ضامن آهو در مجلسی مورد گفت‌وگو بود. دوست دانشمند عزیزی به بنده گفت: فلانی! من هر قدر هم که می‌خواهم صحت این «داستان مبتذل» ضامن آهو را به خود بقبولانم نمی‌توانم و عقلم نمی‌پذیرد که این داستان آن چنان که شنیده و خوانده‌ام عقلاً یا وقوعاً ممکن باشد، گو این که اساساً این داستان را در هیچ کتاب معتبر و مأخذ قابل مستندی هم ندیده‌ام؛ و چون تو را یک طلبه غیرمتعصبی می‌دانم، این است که خواهش می‌کنم نظرت را در این باره بگویی و اگر تو هم مثل من به این داستان باورنکردنی اعتقادی نداری، چه بهتر که از این جا، یکی دو خطی با هم به روزنامه اطلاعات بنویسیم و از مسؤولان آن روزنامه درخواست کنیم که از استعمال این القاب و عناوین عامیانه، و بی‌معنی و غیرمستند که تازه بر فرض صحت هم چیزی بر عظمت مقام امام علیه‌السلام و جلال و کرامت آن بزرگوار نمی‌افزاید، احتراز کند.
گفتم: راست است؛ زیرا اعتقادی که شیعه واقعی به ائمه طاهرین خود دارد، فوق این امور و بالاتر از صحت و سقم این مسائل است؛ چو شیعه می‌گوید و می‌خواند که «وأمن من لجأ الیکم» (جمله ای از زیارت معروف به جامعه کبیره که ظاهرا انشای حضرت هادی علیه السلام است).
باری، از آن دوست عزیز پرسیدم: داستان ضامن آهویی که شما آن را عقلاً و وقوعاً محال می‌شمارید کدام است و چگونه داستانی است؟
با نگاه تعجب‌آمیزی گفت: فلانی! آیا مرا دست می‌اندازی یا واقعاً تو که هم بچه آخوند هستی و هم خراسانی، از کم و کیف این داستان بی‌خبری؟
گفتم: نه دوست عزیز! تو را دست نمی‌اندازم و از کم و کیف داستان هم باخبرم؛ ولی دوست دارم داستان را از زبان تو هم بشنوم.
گفت: از مجموع آنچه در بچگی از بزرگترها شنیده و بعداً هم آن را به شعر عامیانه و به صورت جزوه کوچکی، چاپ سنگی شده‌ای خوانده‌ام، آنچه به یادم مانده، این است:
صیادی در بیابانی قصد شکار آهویی می‌کند و آهو شکارچی را مسافت معتنابهی به دنبال خود می‌دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که اتفاقاً در آن حوالی تشریف‌فرما بوده است، می‌اندازد. صیاد که می‌رود آهو را بگیرد، با ممانعت حضرت رضا علیه السلام مواجه می‌شود. ولی چون آهو را صید و حق شرعی خود می‌داند، در مطالبه و استرداد آهو مبالغه و پافشاری می‌کند. امام حاضر می‌شود مبلغی بیشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی‌پذیرد و به عرض می‌رساند: الا و بالله، من همین آهو را که حق خودم است، می‌خواهم و لاغیر ... و آن وقت آهو به زبان می‌آید و سخن گفتن آغاز می‌کند و به عرض امام می‌رساند که من دو بچه شیری دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند که بروم و شیرشان بدهم و سیرشان کنم. علت فرارم هم همین است و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمایید که اجازه دهد بروم و بچگانم را شیر دهم و برگردم و تسلیم صیاد شوم...
حضرت رضا علیه السلام هم ضمانت آهو را نزد شکارچی می‌فرماید و خود را به صورت گروگانی در تحت تسلط شکارچی قرار می‌دهد. آهو می‌رود و به‌سرعت باز می‌گردد و خود را تسلیم شکارچی می‌کند. شکارچی که این وفای به عهد را می‌بیند، منقلب می‌گردد و آن گاه متوجه می‌شود که گروگان او، حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه است. بدیهی است فوراً آهو را آزاد می‌کند و خود را به دست و پای حضرت می‌اندازد و عذر می‌خواهد و پوزش می‌طلبد. حضرت نیز مبلغ معتنابهی به او مرحمت می‌فرماید و به‌علاوه، تعهد شفاعت او را در قیامت نزد جدش می‌کند و صیاد را خوشدل روانه می‌سازد. آهو هم که خود را آزاد شده حضرت می‌داند اجازه مرخصی می‌طلبد و به سراغ لانه و بچگان خود می‌دود...
به آن دوست عزیز هموطن گفتم: داستان واقعی ضامن آهو که من آن را می‌دانم بیش از هزار و شصت سال سابقه تاریخی دارد، و در کتب معتبر و مستند هم ثبت و ضبط شده و کاملا هم موجه و معقول است و به‌کلی با آنچه تو می‌گویی ومن هم به همین ترتیب آن را شنیده و خوانده‌ام، مغایر است. گمان نزدیک به یقین دارم که منشأ ملقب ساختن مولای ما، حضرت رضا صلوات الله علیه به ضامن آهو، همین داستان موجه و معقول و مسلم و مستندی است که آن را برای تو خواهم گفت. مضافاً بر آن که ناقلان و راویان این داستان نیز حایز آن چنان مقام مذهبی و ملی و علمی شامخی هستند که جای هیچ تردید در صحت، و مجال هیچ گونه شبهه‌ای در اصالت آن باقی نمی‌ماند.
مخاطب که بر شنیدن داستان صحیح و واقعی و موجه و مستند ضامن آهو سخت مشتاق شده بود، از من خواست که فوراً داستان را برای او بازگو کنم و مدرک و سند آن را هم به او نشان دهم. گفتم: به دیده منت دارم، النهایه، چون الآن کتاب مستند را در دسترس ندارم، نقل داستان و ارائه سند آن را به فردا موکول می‌کنیم و او هم پذیرفت.
خوشبختانه، و از حسن اتفاق، آن که در جمله کتب معدودی که این بنده در این سفر با خود آورده است، یکی هم کتاب شریف نفیس مستطاب «عیون اخبار الرضا» تألیف منیف شیخ اجل امجد اعظم، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، معروف و ملقب به صدوق رضوان الله تعالی علیه است. ایشان یک کتاب از مجموع چهار کتاب اساسی و اصولی حدیث و فقه شیعه یعنی «من لایحضره الفقیه» را تألیف کرده و در محل معروفی به نام نامی خودش در سر راه تهران به شهر ری مدفون است؛ مکانت والا و مقام معلای آن بزرگوار در نزد شیعه معلوم و مشهور است.
فردای آن روز این کتاب مستطاب را با خود نزد آن هموطن بردم و داستان را از روی کتاب برای اوخواندم. او بسیار خشنود شد و دانست که داستان واقعی ضامن آهو، چیزی غیر از آنی است که در ذهن اوست؛ و بنده چون گمان می برم هنوز بسیاری هستند که از بن داستان بی خبرند، بی فایده ندانستم که آن را عیناً برای درج در این کتاب بنگارم، خاصه آن که موضوعاً نیز با مبنا و موضوع این کتاب بی تناسب نیست.
البته خوانندگان فاضل و گرامی استحضار دارند که شیخ صدوق قدس سره، این کتاب را جهت اتحاف و اهدا به وزیر جلیل و بزرگوار ایرانی یعنی صاحب اسماعیل بن عباد طالقانی (متوفی در سال 385هجری) که خود یکی از بزرگ‌ترین ادبا و شعرا و متکلمین و ناقدین ادب در قرن چهارم است، تألیف فرموده و این کتاب شریف، علاوه بر احتوایش بر اخبار مربوط به حضرت رضا علیه السلام از لحاظ ادبی و تاریخ نیز مرجع معتبر و مستندی به شمار می‌رود.
شیخ (ره) در این کتاب همچنان که از بسیاری ثقات مشایخ روات و محدثین رضوان الله علیهم اجمعین (که ذکر اسامی شریف آنها خود رساله مفصلی خواهد شد) نقل و روایت می کند از بسیاری از ادبا و شعرا و مورخین به نام نیز، چون ابراهیم بن عباس صولی و محمد بن یحیی صولی و مبرد و ابن قتیبه و عمرو بن عبید و دعبل و ابی نواس و ابی جعفر عتبی و برخی افراد خاندان نوبختی و دیگران به‌واسطه یا بی‌واسطه نیز نقل و روایت می‌فرماید.
شیخ (ره) که به مناسبت اقامتش در ری اختصاص و ارتباط کاملی با رکن الدوله دیلمی داشته است، در رجب سال 352 هجری (1044سال پیش از این) از رکن الدوله جهت تشرف به خراسان و زیارت مرقد منور مطهر حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه اجازه می‌گیرد. امیر سعید رکن الدوله نیز ضمن التماس دعا و زیارت نیابی، با این درخواست موافقت می‌کند و شیخ (ره) روانه خراسان می‌شود و چند ماهی در آن صفحات و خصوصاً در نیشابور و طوس اقامت می‌فرماید.
این که عرض کردم رکن الدوله از شیخ (ره) التماس دعا و تقاضای زیارت نیابی می‌کند، به تصریح خود شیخ است. ظاهراً همواره زمامداران بزرگوار شیعه ایران، قلباً توجه خاصی به حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء داشته و خود را از مدد آن حضرت مستمد می‌دانسته‌اند؛ لذا بد نیست که عین عبارت خود شیخ را برای شما نقل کنم:
قال مصنف هذا الکتاب، لما استأذنت الامیر السعید رکن الدوله فی زیارة مشهد الرضا علیه السلام واذن لی فی ذلک فی رجب سنة اثنین وخمسین وثلاث ماة، فلما انقلبت عنه ردّنی. فقال لی: هذا مشهد مبارک قد زُرته وسألتُ الله تعالی حوائج کانت فی نفسی فقضاها لی فلا تقصر فی الدعا لی هناک و الزیارة عنی فان الدعاء فیه مستجاب، فضمنت له ذلک ووفیت به، فلما عُدت من المشهد علی ساکنه التحیة والسلام ودخلت الیه قال لی: هل دعوت لنا وزرت عنا؟ فقلتُ نعم، فقال لی قد احسنت قد صح لی ان الدعاء فی ذلک المشهد مستجاب (صفحه 381).
مصنف این کتاب چنین گوید که چون از امیر سعید رکن الدوله دیلمی برای زیارت مشهد امام رضا علیه السلام اجازه خواستم و او نیز اجازه فرمود و این در ماه رجب سال 352 بود. همین که از پیشگاهش برگشتم که بروم، دوباره مرا بازگردانید و فرمود: این فرخنده زیارتگاهی است که من نیز آن را زیارت کرده‌ام و از خداوند تعالی نیازها و آرزوهایی که در دل داشتم مسئلت کرده‌ام و خداوند همه آن را برآورد! بنابراین، در آنجا برای من در دعا و زیارت نیابی، کوتاهی مکن.
من هم دعا و زیارت جهت او را بر عهده گرفتم و به عهده خود نیز وفا کردم. وقتی که از مشهد که بر ساکنش درود و آفرین باد، بازگشتم و بر رکن الدوله وارد شدم، فرمود: آیا برای ما دعا، و از طرف ما زیارت کردی؟ گفتم: بلی! فرمود: کار بسیار خوبی کردی پیش من ثابت و نزد من درست است که دعا در آن مشهد مستجاب است.
باری، برگردیم به داستان ضامن آهو که شیخ آن را در همین کتاب، و به مناسبت همین سفر نقل می‌نماید. شاید قبلاً ذکر این نکته بی‌فایده نباشد که در خلال کتاب «عیون» چند بار که شیخ حدیث یا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روایت یا وثوقی به سلامت سند آن یا اطمینانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهیر هم نقل فرموده باشد) بی‌اعتمادی خود را به آن مطلب تصریح می‌فرماید. (از جمله در صفحه 350 که می‌فرماید: قال مصنف هذا الکتاب، روی هذا الحدیث بریئی من عهدة صحته؛ یا در صفحه 192: کان شیخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید رضی الله عنه سیئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی راوی هذا الحدیث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب الرحمه وقد قرأته علیه فلم ینکره و رواه الی).
و اینک ابتدا اصل داستان را با حذف اسانید و روات آن به عرض خوانندگان می‌رساند سپس سند و روات حکایت را بازگو می‌کند که خوانندگان ملاحظه بفرمایند چه بزرگوار کسانی این داستان را نقل کرده و به صحت آن گواهی داده و یا به‌اصطلاح روزنامه‌نویس‌ها خود قهرمان آن داستان بوده‌اند تا بدانجا که این روایت صددرصد مورد قبول شیخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شریفش خطور نکرده است:
... فلما کان یوم الخمیس استأذنته فی زیارة الرضا (علیه السلام) فقال: اسمع منی ما احدثک به فی امر هذا المشهد: کنت فی ایام شبابی اَتعصب علی اهل هذا المشهد واَتعرض الزوار فی الطریق واَسلُب ثیابهم ونفقاتهم ومرقّعاتهم، فخرجت متصیداً ذات یوم و اَرسلت فهداً علی غزال، فمازال یتبعه حتی التجأ الی حایط المشهد فوقف الغزال ووقف الفهد مقابله لایدنو منه فجهدنا کل الجهد بالفهد ان یدنو منه فلم ینبعث و کان متی فارق الغزال موضعه یتبعه الفهد فاذا التجأ الی الحائط رجع عنه فدخل الغزال جحراً فی حائط المشهد فدخلتُ الرباط وقلت لابی النصر المقری این الغزال الذی دخل هیهنا الان، فقال لم أره فدخلتُ المکان الذی دخله فرأیت بعر الغزال وأثر البول ولم أر الغزال وفقدته، فنذرت الله تعالی ان لا آذی الزوار بعد ذلک و لا اتعرض لهم الا بسبیل الخیر و کنت متی ما دهمنی أمر فزعت الی هذا المشهد فزرته وسألت الله تعالی فیه حاجتی فیقضیها لی ولقد سألت الله تعالی ان یرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً حتی اذا بلغ وقتل عدت الی مکانی من المشهد وسألت الله تعالی ان یرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً آخر ولم أسأل الله تعالی هناک حاجة الا قضاها لی فهذا ماظهر لی من برکة هذا المشهد علی ساکنه السلام. (صفحه 386).
چون روز پنجشنبه برای زیارت رضا علیه‌السلام از او اجازه خواستم. گفت بشنو که درباره این مشهد ( یعنی این محل شهادت) با تو چه می‌گویم. در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، معترض زائران می‌شدم و لباس‌ها و خرجی و نامه‌ها وحواله‌هایشان را به‌ستیزه می‌ستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوز همچنان به دنبال آهو می‌دوید تا به‌ناچار، آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد. یوز هم رو به رویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی‌شد.
هر چه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی‌جست و از جای خود تکان نمی‌خورد؛ ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار دیوار) دور می‌شد، یوز هم او را دنبال می‌کرد. اما همین که به دیوار پناه می‌برد، یوز باز می گشت تا آن که آهو به سوراخ لانه‌مانندی در دیوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط [معنای اصلی آن جای نگهداری اسب برای مبارزه با دشمنان و مرزداری از حدود و ثغور مسلمانان است، و بعداً به معانی مختلفی از جمله کاروانسرا، خانقاه صوفیه، نقل شده است.] (تعبیر جالبی از مزار حضرت رضا در آن عصر) شدم، و از ابی نصر مقری (که لابد قاری راتب قبر مطهر حضرت یا دیگر مقابر اطراف قبر و داخل رباط بوده است) پرسیدم: آهویی که هم الان وارد رباط شد کو؟ گفت: ندیدمش.
آن وقت، به همان جایی که آهو داخلش شده بود درآمدم و پشگل‌های آهو و رد پیشابش [ادرار] را دیدم، ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمان بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیابم. از آن پس، هر گاه که کار دشواری به من روی می‌آورد، وگرفتاری‌ای پیدا می‌کردم، بدین مشهد روی و پناه می‌آوردم، و آن را زیارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خویش را مسئلت می‌کردم و خداوند نیاز مرا بر می‌آورد، ومن از خدا خواستم که پسری به من عنایت فرماید. خدا پسری به من مرحمت فرمود، و چون آن پسربچه به حد بلوغ رسید، کشته شد؛ من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم که پسری به من عطا فرماید و خداوند پسر دیگری به من ارزانی فرمود. هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد و این چیزی است از جمله برکات این مشهد سلام الله علی ساکنه که بر شخص من آشکار شد و برای خودم روی داد.
حال ملاحظه بفرمایید که شیخ (ره) این داستان را از که روایت می کند و این واقعه برای که روی داده است و ناقل آن کیست؟
گوینده اصلی داستان که خود همان شکارچی بوده است، ایرانی پاک‌نهاد و آریایی نژاد و امیر دلیر و بزرگوار و نجیب و آزاده خراسانی خراسان، یعنی ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی، معروف و مشهور و گردآورنده «شاهنامه ابومنصوری» است که او خود داستانش را برای حاکم رازی مصاحب و رازدار و مرد مورد اطمینان ابوجعفر عتبی، وزیر نامدار سامانیان – در هنگامی که حاکم به رسالت و جهت تقدیم پیامی از طرف عتبی به ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی لابد به نیشابور رفته و در آن جا بوده است- حکایت کرده و حاکم هم آن را برای ثقه جلیل‌القدر ابوالفضل محمد بن احمد بن اسماعیل السلیطی که از اجله مشایخ روایت صدوق است، روایت کرده و صدوق هم روایت را از شیخ خود سلیطی نقل می‌فرماید و اینک عین عبارت صدوق مشتمل بر اسانید روایت و مقدمه حکایت را نقل می‌کند:
حدّثنا ابوالفضل محمد بن احمد بن اسمعیل السلیطی (رض) قال سمعتُ الحاکم الرازی صاحب ابی جعفر العتبی یقول: بعثنی ابوجعفر العتبی رسولا الی ابی منصور بن عبد الرزاق، فلما کان یوم الخمیس ... الخ؛ که بقیه را قبلاً به عرض خوانندگان گرامی رسانید. (عیون اخبار الرضا، باب 73، ذکر ما ظهر للناس فی وقتنا من برکة هذا المشهد و استجابة الدعاء فیه).
به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد، و لا غیر؛ و به قراری که ملاحظه فرمودید، داستان کاملاً واقعی و موجه و معمولی به نظر می‌رسد.
و اینک می‌پردازد به بیان مقصد دیگری که از نوشتن این سطور دارد و لذا به مصداق الکلام یجر الکلام و به اصطلاح اهل منبر به مطلب مهم و اساسی دیگری نیز گریزی می‌زند و آن این است که حال که ذکر خیر و نام عزیز این ایرانی شریف نجیب بزرگوار والاتبار یعنی ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی به میان آمد، و از آن جا که متأسفانه اطلاع زیادی از حال او در دست نیست و سوای مأخذ تاریخی که مرحوم مبرور علامه قزوینی طاب ثراه در پاورقی مقاله نفیس خود تحت عنوان «مقدمه شاهنامه ابومنصوری» ذکر فرموده است، و تحقیقات حضرت استاد محیط طباطبایی و دو سه مورد مشابه دیگر، نامی از این آزاده‌مرد نژاده، به چشم نمی‌خورد؛ او که از اولین کسانی بوده که به سائقه وطن‌دوستی و عرق ملیت (و در صورت ثبوت تشیع او شاید بتوان گفت تا اندازه‌ای هم به سبب تشیعیش و بغضاً لبنی العباس) همت والای خود را بر گردآوری شاهنامه ایران و نشر مآثر و احیای آثار نیاکان مصروف داشته است، بد نیست که مزید اطلاعی را که از این مرد بزرگ در همین کتاب مستطاب عیون مذکور است نیز به عرض خوانندگان فاضل برساند، باشد که به‌اصطلاح سرنخ تازه‌ای به دست محققان و فردوسی‌شناسان داده شود تا جهت معرفی بیشتر او و معرفت کامل به حال و طرز تفکرش در این گونه از کتب و مراجع نیز تفحص و تصحفی بفرمایند.
شیخ اجل صدوق (ره) در همان باب 73 مذکور و پیش از نقل داستان آهو،‌ حکایت دیگری از این بزرگمرد روایت می‌فرماید که در ذکر داستان آهو نیز به آن به نحو دیگری المام فرموده است، بدین شرح:
حدثنا ابوطالب الحسین بن عبد الله بن بنان الطائی قال سمعتُ ابامنصور محمد بن عبدالرزاق یقول للحکم بطوس المعروف بالبیوری هل لک ولدٌ فقال لا فقال له ابومنصور لم لا تقصد مشهد الرضا علیه السلام و تدعو الله عنده حتی یرزقک ولداً؟
فانّی سالت الله تعالی هناک فی حوائج فقضیت لی قال الحاکم فقصدتُ المشهد علی ساکنه السلام و دعوتُ الله عزوجل عند الرضا علیه السلام ان یرزقنی ولداً فرزقنی الله ولداً ذکراً فجئتُ الی ابی منصور بن عبد الرزاق واخبرتُه باستجابته الله تعالی فی هذا المشهد فوهب لی و اعطانی و اکرمتی علی ذلک (صفحه 380)
شیخ می‌فرماید: ابوطالب حسین بن عبد الله بن بنان طایی برایم حدیث کرد و گفت که از ابومنصور بن عبد الرزاق شنیدم که به حاکم طوسی که به بیوردی معروف بود، می گفت: آیا فرزندی داری؟
بیوردی گفت: نه ...
ابومنصور به او گفت: چرا روی به مشهد رضا علیه السلام نمی‌آوری تا در کنار آن مزار، از خداوند به دعا بخواهی که به تو فرزندی عطا فرماید؟ زیرا که من خود در آنجا،‌ از خدا نیازمندی‌ها و حاجت‌هایی را مسئلت کردم که همه آن برایم آورده شد.
سپس حاکم (بیوردی) به من (ابوطالب طائی) گفت: قصد زیارت آن مشهد را که بر ساکنش درود باد کردم و در مزار رضا علیه السلام به دعا از خدای عز وجل درخواست کردم که به من فرزندی عنایت کند و خداوند فرزند ذکوری به من مرحمت فرمود من نزد ابی منصور بن عبد الرزاق آمدم و از این که خدای تعالی دعای مرا در این مشهد مستجاب فرموده است او را با خبر کردم. ابومنصور مرا بخششی فرمود و عطایی داد و بدین سبب بر من اکرام و احترام کرد.
به طوری که ملاحظه می‌فرمایید، نشانه‌های جوانمردی و فتوت و صداقت و ایمان راستین،‌ از همین چند سطر در رفتار و گفتار و پندار محمد بن عبد الرزاق طوسی آشکار است، و بنده امیدوار است که فضلای خوانندگان، ان شاء الله بتوانند به اخبار و اطلاعات دیگری از این ایرانی بزرگوار و خراسانی نامدار در کتب مشابه دست یابند.
والحمد الله اولاً و آخراً وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
(برگرفته از کتاب: چهار مقاله، احمد مهدوی دامغانی، تهران، نشر بین الملل، 1385)؛ به نقل از پایگاه کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام

 

 

" التماس دعا "

[ ۱۳٩٠/۱/٢٩ ] [ ٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

سلام ای مشرق عشق...


سلام ای زیبای هشتم عشق...


با دلی شکسته امروز به سراغت آمدم...دلم تاریک است...


به هوای نورانیت نیاز دارم...به نگاه دلربایت نیاز دارم...
مهربانم، نظری کن به دل شکسته ام...بگذار لحظه ای آرام بگیرد


صدایش را شنیدی؟صدایم را شنیدی؟
توی دل شب، لحظه ای که همه چشم بر هم گذاشتند و به آرامش رفتند و من ....
من اشک ریختم و توی دلم با سکوت فریاد زدم...
هیچ کس نفهمید...خوشحالم ، آرومم که میدانم خدای بزرگم و شما شنیدید...
جوابی نگرفتم ولی منتظر جواب هستم، امید دارم
دلگیــــــــرم....

به دیدارتون نیاز دارم، آقا جونم؟می شه منو بطلبید؟
میدانم تا نگاهم به اون گنبد زرد طلایت افتد آرام میگیرم
خواسته ام زیاد است؟ آرامشی ندارم...
صدایتان کردم دست نوازشی بر سرم بکشید تا آرام بگیرم، تا حس کنم مرا دیدید
خدایا عاشقونه می پرستمت هر آنگونه که رفتار کنی...

یا امام رضا مدد....
"یک دلسوخته"
حرم امام رضا (ع) ر
بدرود را نگفته برای سلام تو آقا !
از اولین دقیقه دلم تنگ می شود ...
[ ۱۳٩۱/۱٠/٥ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بر سر راه عشق زانو زده ام در محفل انس،ذکر یاهو زده ام هر کس به کسی سپرده دل اما من دل در گرو ضامن آهو زده ام.....
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
کد امام نقی
موسیقی

Get Flash Code


يا امام نقي (ع)

تدبر در قران آیه قرآن
ایران رمان