يا امام نقي (ع)

عکس امام نقی - یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)


یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)
یا امام رئوف مدد
قالب وبلاگ

به نقل از روابط عمومی ستاد بازسازی عتبات عالیات، حسن پلارک گفت: عملیات نصب کتیبه گنبد مطلای حرم امامین عسکریین علیهماالسلام همزمان با میلاد مسعود امام رضا(ع) به اتمام رسید و پس از شستشوی گنبد طی روزهای اخیر، داربست‌های بسته شده روی گنبد نیز باز شد.

به گفته پلارک، این گنبد زیبا با مساحت یک هزار و 200 متر مربع، بزرگترین گنبد در اعتاب مقدسه محسوب می‌شود که در ساخت آن 25 هزار خشت طلا به‌کار رفته است.

رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات با تشریح اقدامات صورت گرفته برای بازسازی حرم امامین عسکریین علیهماالسلام گفت: پس از جنایت و بی‌حرمتی تکفیری‌ها طی دو انفجار حرم مطهر در 23 محرم 1427 و 27 جمادی الاول 1428، حرم این دو امام همام اکنون کاملاً بازسازی شده است.

وی افزود: عملیات بازسازی این حرم شامل چندین فاز از جمله ساخت گنبد و طلاکاری آن، ساخت و نصب گریو گنبد، کاشی‌کاری، آیینه‌کاری، معرق کاری و سنگ‌کاری داخل حرم، کف و دیوارهاست که همگی به پایان رسیده است.البته بخشی از سنگ‌کاری کف حرم نیز پس از نصب ضریح مطهر صورت خواهد گرفت.

پلارک با بیان اینکه عملیات ساخت ضریح مطهر امامین عسکریین علیهماالسلام در قم به پایان رسیده است، اظهار کرد: صندوقچه‌های قبور مطهر امام علی النقی(ع)، امام حسن عسگری(ع) و نرجس خاتون، مادر امام زمان(عج) و حکیمه خاتون، دختر امام جواد(ع) نیز طی دو سال کار در شیراز ساخته شده است.همچنین ساخت شش درب‌ طلا شامل چهار درب ورودی اصلی و دو درب ورودی داخل رواق‌ها نیز به اتمام رسیده است.

پلارک خاطرنشان کرد: ضریح، صندوق‌ها و درب‌ها در یک کارگاه در قم تجمیع شده است که پس از تعیین زمان از سوی تولیت حرم مطهر و مقامات عراقی به سامرا منتقل و نصب خواهد شد.


امام نقی

امام نقی

امام نقی

امام نقی

امام نقی

امام نقی

امام نقی

 

امام نقی (ع) دهمین خورشید 

[ ۱۳٩٤/٦/۸ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

از هند آمده بود، با انواع و اقسام چشم بندی ها و تردستی ها. متوکل وعده داده اگر آبروی امام را ببرد، هزار دینار خالص جایزه دارد. امام را دعوت کردند مهمانی، سفره انداختند، نان آوردند. نان ها خیلی نازک تر از معمول بود!

امام بسم الله گفت و دست برد طرف نان. قرص نان از زمین بلند شد و انگار که پرواز کند، آن طرف تر افتاد.

صدای قاه قاه خنده بلند شد. شعبده باز لبخند شیطنت آمیز زد.

دست امام رفت طرف یک نان دیگر. دوباره همان اتفاق و همان خنده ها.

دست امام باز هم دراز شد، این بار طرف بالشی که شعیده باز به آن تکیه کرده بود.

-بگیرش!

ناگهان عکس شیر روی بالش پرید بیرون و استخوان و گوشت و پوست شعبده باز را یک جا بلعید!

باز هم دهان ها باز بود، این بار اما نه از خنده، از تعجب و حیرت.

 نقی آفتاب در حصار 21

 

امام هدایت ، خورشید دهم 

شرمنده از شماییم مولا که نام زیبایتان را  بدون لفظ " امام" به کار می بریم ...

.

.

برای دوستانی که شاید در جریان نباشند

عکس ها و مطالب ارزشی در رابطه با امام نقی(ع) که با لفظ "نقی" در فضای مجازی نشر داده میشه  تنها برای اینه که کمی از مظلومیت امام دهم کم بشه و ان شالله مطالب ارزشی جای مطالب و عکس های توهین  آمیز رو در سرویس های جستجو بگیره ....

 

شما دوستان عزیز هم مطالبتون رو با کلمات کلیدی : 

نقی، امام نقی،naghi, imam naghi, emam naghi,  عکس امام نقی، نشر بدید 

[ ۱۳٩۳/۱٢/٥ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ماجرای کنار رفتن پرده برای امام دهان به دهان می گشت، پرده دار متوکل هم برای صالح ، یکی از دوستان واقفی مذهبش تعریف کرد.

هان موقع امام رسید، به او لبخندی زد، هر چند تا آن موقع همدیگر را ندیده بودند. گفت:

« صالح! خدا در وصف سلیمان پیامبر گفته : ما باد را در تسخیر او قرار دادیم تا به امرش هر کجا خواست بوزد. پیامبر تو و اوصیاء او که پیش خدا عزیزتر از سلیمان اند.»

عقاید واقفی اش همه بر باد رفت؛ شیعه شد.

نقی آفتاب در حصار 20

 

[ ۱۳٩۳/۱٢/٤ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ما نفهمیدیم این دیگر چه جور دشمنی ای است که تو با علی بن محمد داری؟

وقتی که می آید خانه ات از نوکر تا کلفت گرفته تا دیگران همگی می شوند خادمش. کار به جایی رسیده زحمت پس زدن پرده را هم به خود نمی دهد، چون دیگران زودتر می دوند و پسش می زنند!

-بی جا کرده اند!  دیگر کسی حق ندارد برایش پرده کنار بزند.

********

امام وارد شد.کسی جرات نکرد طرف پرده برود. یکی دو قدم مانده بود که یک دفعه باد زد و پرده کنار رفت. وقتی می خواست برگردد هم.

فریاد متوکل پیچید توی خانه :

« از این به بعد این پرده لعنتی را برایش کنار بزنید نمی خواخم باد پرده دارش باشد!»

 

نقی آفتاب در حصار 19

[ ۱۳٩۳/۱٢/٤ ] [ ۳:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

لبیک یا نقی (ع)

 

علی پسر مهرزیار از اهواز امده بود سامرا؛ خبرهایی از جانشین امام جواد به او رسیده بود. اول شک کرد که او امام باشد ولی وقتی حکت لباس گرم پوشیدنش را فهمید.

با خودش گفت: «خودش است! بروم یک سوال از او بپرسم»

رفت جلو. امام برگشت. چهره پوشش را برداشت. جواب سوالی را که می خواست بپرسد، داد. فهمید امامش کیست.

 عکس امام نقی (ع)

[ ۱۳٩۳/۱٢/٤ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

السلام علیک یا علی النقی (ع)

 

خلیفه با اطرافیان می رفت صحرا برای شکار. مردم هم ایستاده بودند سر راهشان به تماشا. همه لباس تابستانی پوشیده بودند به جز یک نفر. مردم او را به هم نشان می دادند. لباس گرم که پوشیده بود هیچ، روی اسبش هم رو انداز انداخته بود، صورت خودش را هم پوشانده بود.

در همان حال آسمان سیاه شدو باران شدیدی شروع به باریدن کرد.

همه خیس شده بودند و دنبال سر پناه می دویدند.

امام اما، راه خودش را می رفت.

 نقی آفتاب در حصار 17

[ ۱۳٩۳/۱٢/٤ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایستاده بود بیرون کاخ، علی بن محمد خواست وارد قصر شود، همه احترامش کردند.

عده ای عصبانی، اعتراض کردند : « برای چه باید به یک کودک احترام بگذاریم؟»

قسم خوردند وقتی از کاخ بیرون آمد، از اسب پیاده نشوند.

آمد بیرون، از اسب پیاده شدند، بی اختیار. همه ی آنهایی که قسم خورده بودند.

 

 

برای گسترش عکسها در فضای مجازی بر روی آن ها کلیک کنید 

 

نقی آفتاب در حصار 16

[ ۱۳٩۳/۱٢/٤ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

نقی نامی که فخر آسمان است

تلفظ کردنش حظ دهان است

 ز القاب امام هادی ماست

امامی که عزیز شیعیان است

 

امام نقی (ع)

 

دوره امامت امام نقی (ع) دوره پر آشوبی است. در کل دنیا دارد نظم و نظام قدیمی به هم می ریزد. در غرب آلفرد قبایل ساکسون را متحد می کند و لندن را به پایتختی انتخاب می کند. در شمال، اولین تزارها، خزرها را از سرزمینی که روسیه لقب می گیرد بیرون می کند و کی یف را می سازد. در شرق، امیر نشین کوچک کوریا در جزیره ای که بعدها می شود کره از چین جدا می شود. در دل قلمرو عباسی، بزرگترین دولت آن روز دنیا هم وضع همین است.

عباسی ها تازه موفق شده اند قیام های پی در پی بابک خرمدین و افشین و مازیار را فرو بنشانند اما این تازه آغاز گرفتاری است. در خراسان، نوادگان عبدالله طاهر دربار و تشکیلات مستقلی دارند.در سیستان، مردی رویگر(صفار) به نام یعقوب اما هست که همین میزان از وابستگی به خلفا را هم نمی پسندد و رویای استقلال دارد. در طبرستان (مازندران امروزی) هم شیعیان زیدی یک دولت مستقل تشکیل داده اند. امپراتوری بزرگ عباسی در حال از هم پاشیدن است. فقط در دروه 23 ساله امامت امام علی النقی (ع) شش خلیفه سر کار می آیند. نحوه قتل همین شش خلیفه خودش گویای همه چیز است؛ یکی به دست پسرش کشته شد، دیگری به سمت برادرزاده اش، یکی توسط سرداران لشگرش، ... یک حرکت عمومی اسپارتاکوس وار هم در بغداد شکل گرفته و برده ها علیه ارباب شان شوریده اند. این قیام که به "قیام زنگی ها" معروف است(بیشتر برده های سیاهپوست) بودند. باعث شده تا پایتخت را از بغداد، شهر هزار و یک شب، به سامرا که شهرکی نظامی در شمال بغداد است منتقل شود.

سامرا در واقع یک یک پادگان بزرگ بود. آن را خلیفه معتصم ساخته بود تا غلامان ترک وفادار به خودش را در نزدیکی بغداد و دور از بقیه نگه دارد و در موقع لزوم بتواند فوری آنها را به پایتخت احضار کند. این صفت "ترک" توی تاریخ عباسی، به معنای اهالی آذربایجان خودمان نیست. مردم آذربایجان هیچ وقت با خلفای عباسی خوب نبوند و قیام بابک که 40 سال طول کشید در همین منطقه بود. ترک های مورد اعتماد خلفا(همان ها که در شاهنامه با صفت "تورانی" معرفی می شوند) اهالی ترکستان روسیه هستند، یعنی منطقه شمال جیحون که از تاجیکستان تا مغولستان گسترده است. این عده چون تازه اسلام آورده بودند،خیلی از روابط دنیای اسلام سر در نمی آوردند و فقط در خدمت خلیفه بودند. از دوره خلیفه متوکل، امام علی النقی (ع) را به همین سامرا آوردند تا 20 سال و 9 ماه از عمرش را درست وسط یک پادگان نظامی و در حالت حصر خانگی، تحت کنترل و نظارت شدید باشند. تصور خلیفه و باقی درباریان این بود که توی این سراشیبی سقوط، مهم ترین رهبر سیاسی که می تواند یک اپوزیسیون قوی را رهبری بکند، امام نقی (ع) است.

[ ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امام نقی (ع) دهمین خورشید 

 

ناراحت بود. به دستور متوکل امام علی نقی الهادی (ع) را برده بودند آنجا آن هم در بدو ورود امام به سامرا.

گفت : « فدایت شوم در حق شما کوتاهی می کنند،شما... !؟اینجا ...!؟ محله ی گداها...؟! » بغض کرد.

امام رو کرد به او گفت : « تو هم اینطور فکر می کنی؟» 

بعد اشاره کرد با دست، او نگاه کرد. باغ ها درخت های میوه، دختران و غلامان زیبا، پرنده، آهو، نهرهای جوشان.

خیره شده بود که ناپدید شدند.

امام ادامه داد: «این ها برای ما، هر جا که باشیم، آماده است» 

 

نقی آفتاب در حصار 15

 
[ ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

شیعه را قبول نداشت. همراه با دیگران مامور بود امام نقی (ع) را زیر نظر ببرد سامراء.

در بین راه، در بیابان بی آب و علف، رسیده بودند به چشمه ی آب و دار و درخت .

برای امتحان شمشیرش را چال کرد پای یکی از درخت ها و علامتی گذاشت تا برگردد و ببیند چه خبر است.

کاروان راه افتاد ، به بهانه ای برگشت و آمد تا رسید به علامتی که نشان کرده بود، نه چشمه ای بود، نه درختی، نه آبی و نه سایه ای!

 شمشیرش را درآورد و برگشت، خودش را رساند به بقیه.

امام رو کرد طرفش! « ابوالعباس! کاری را که می خواستی کردی؟»

- بله در کار شما شک داشتم ولی، حالا احساس می کنم غنی ترین آدم توی دنیا و آخرتم.

- بله قضیه از این قرار است. شیعیان ما هم تعدادشان و هم مشخصاتشان معلوم است،

نه یک نفر کم و نه یک نفر زیاد می شوند.

 

نقی آفتاب در حصار

 
[ ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

همراه سی صد نفر مامور شد برای آوردن امام علی النقی الهادی (ع) از مدینه.

در طول راه با یار امام بحث می کرد، می گفت:

«مگر علی بن ابی طالب نگفته، هیچ زمینی خالی از قبرستان نیست، اگر هم باشد، به زودی قبرستان می شود.

پس گورستان این بیابان بی آب و علف کجاست؟ »

میان راه، وسط تابستان، برف سنگینی شروع شد.

امام و یارانش لباس گرم آورده بودند.

ماموران اما از سرما تلف شدند و همان جا شد گورستانشان.

 نقی آفتاب در حصار 13

 

-چرا به امام نقی (ع) و مقدسات توهین می شود؟!

[ ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

از وبلاگ امام نقی(ع) دهمین خورشید دیدن کنید ....

 

صدای گریه بلند بود صدای ضجه ...

نه فقط فقرا که همه آمده بودند. چشیده بودند محبت محمد بن علی را .

کمکشان بود در دین و دنیایشان .

امام را از مدینه می بردند.

شهر یک پارچه ضجه می زد.

 

یا علی النقی الهادی (ع)

 

نقی آفتاب در حصار 12

 
[ ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

از وبلاگ دیگر خودتون حمایت کنید 

امام نقی (ع) دهمین خورشید

 

امام جماعت مدینه بود . مدام نامه می نوشت برای متوکل :

«اگر اینجا را می خواهی، علی بن محمد را از مدینه بیرون کن!»

متوکل حرفش را قبول کرد. وقتی که امام خواست از مدینه برود، آمد پیش امام، گفت:

«اگر شکایتم را به خلیفه بکنی، زندگی ات را به آتش می زنم و بچه ها و غلام هایت را می کشم.»

امام آرام رو کرد به او، گفت :

« من مثل تو، آبرو ریز نیستم. شکایتت را به کسی می کنم که من و تو و خلیفه را آفرید.»

خجالت کشید. سرش را انداخت زیر، افتاد به التماس که مرا ببخشید.

 

برای گسترش عکس ها در فضای مجازی بر روی آنها کلیک کنید ...

لبیک یا علی النقی (ع) 

 

نقی آفتاب در حصار 11

 
[ ۱۳٩۳/۱۱/۱٢ ] [ ٤:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خادم معنوی امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بر سر راه عشق زانو زده ام در محفل انس،ذکر یاهو زده ام هر کس به کسی سپرده دل اما من دل در گرو ضامن آهو زده ام.....
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
کد امام نقی
موسیقی

Get Flash Code


يا امام نقي (ع)

تدبر در قران آیه قرآن
ایران رمان