يا امام نقي (ع)

عکس حرم امام رضا(ع) - یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)


یا ضامن آهو جانم فدای امام نقی (ع)
یا امام رئوف مدد
قالب وبلاگ

مرا بببخش 

من مدعی

رو سیاه و عهد شکسته را

که باز از شما می گویم ....

 

یا ضامن آهو

 

 

ابـر و بـاد و مه و خـورشـیـد و مـن و چـرخ و فـلـک ...

 

آه آقــا ...

 

نـَفَـس ِ چـنـد، نـفـر دسـت شـمـاسـت .. ؟

 

 

نظرات برای پست های قبلی فعال است ...

[ ۱۳٩۳/۱/٢٢ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امسال سالی خاص برای من بود ...

سالی که با این همه دوری و سیاهی بارها و بارها مورد لطف و عنایت شما امام مهربانی ها قرار گرفتم و در اخر سال باز دعوتم کردی ...

تا نو کنم روز و روزگارم را در کنار شما ...

دعوتم کردی تا پاکم کنی 

دل زنگار گرفته و سیاه من را بتکانی از گرد گناه 

گرد غم ...

دعوتم کردی تا عیدی واقعی را به من هدیه دهی

کاش قدر بدانم ... 

لحظه شماری می کنم برای حضور در حرم و با صفای شما برای زمزمه کردن این دعا

در بارگاه منور شما ...

یا مقلب القلوب و الابصار

با مدبر اللیل و النهار

یا محول الحولو الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

سایه سر 

سلامت

سعادت 

سرسبزی

سفید رویی 

سهم 

سلام ... هفت سین امسال من است 

 

در ادامه مطلب وصف زیبا و عاشقانه حاجت بهارانه ،

هفت سین امام رضایی را بخوانید ...

نوروز و حرم امام رضا (ع)


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۱٢/٢٧ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

 

شنیده ام بیمار ها شفا داده اے

بیمارى هاے لاعلاج

شنیده ام بیماران هر چہ نا امیدتر ، شما رئــوف تر

چندے است دلم بدجور بیمار است،

بہ در هر کجا رفتم راهم نداده ،

ردم کردند

چند سالے است دلم معتاد بہ گناه است...

شنیده ام بیماران دست بہ پنجره فـღـولـاد شما مےکشند و شفا مےگیرند

نہ پایم بہ حرم مےرسد نہ دست کوتاهم بہ پنجره فـღـولـادتـان آقـا ...

دلـ م سخت بیمار است ... شفا مےدهے ؟

حج فقرا

 

 باز مثل همیشه در حیرتم ...

در حیرتم و گیج

از این همه  مهربانی ...

از این همه لطف ...

این همه عشق ...

این همه نور ...

یعنی باز هم مرا طلبیده ای ؟!

یعنی باز من هستم و شما و بهشت انقلاب و پنجره فولاد ...

باز من هستم و عمری دردِ دل ...

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢۱ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

دوباره دل هوای رفتن دارد ... 

آقا بطلب ...

عکس یادگاری از مشهد مقدس

 

اگر همه‌ی عکس‌های قدیمی را سیاه‌وسفید می‌گوییم، عکس‌های قدیمی یادگاری از زیارت امام رضا علیه‌السلام را باید گفت «بی‌رنگ»؛ مثل خود زیارت‌های قدیمی: بی‌رنگ و بی‌ریا و ساده.

*****

اصرار کردم که این کار را به یکی از خواهران خادم بسپارید؛ به خرج پاس‌بخش نرفت. اطاعت امر کردم و رفتم کناره‌ی صحن جامع رضوی، بین بست شیخ بهاء و ورودی صحن قدس، تا نقش تابلوی «رنگی نشوید» را بازی کنم، آن‌هم کنار وضوخانه‌ی خواهران! باید به خواهران هشدار می‌دادم که مراقب باشند لباسشان به پارتیشن تازه‌رنگ‌شده نگیرد.

رنگی نشوید! همان بی‌رنگ بمانید؛ بی‌رنگ و بی‌ریا و ساده.


به نقل از دوست عزیزم خادم آقا امام رضا (ع):

کبوتر حرم 

 دیگر خاطرات در این وب 

 

وبلاگ امام نقی (ع) دهمین خورشید به روز شد ...

دوستان حمایت کنید 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٩ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

دلـم میسـوزد ؛ بـرای خـودم 

بـرای تـمام لحظــ ه هایی کــ ه بی تـو گـذشت 
بی تـو و حـتی بی یـاد تـو 
بـرای لحظـاتی کــ ه غـرق بـودم در مهـربـانی تـو ؛ بی هیـچ منـتی 
دلـتنـگم حضــــرت مهـربـانی 
بـرای تـار دیـدنِ گـنبــــدت 
بـرای خجـالـت حیـن خـوانـدن اذن دخـول ات 
بـرای دل سپـردن بــ ه نـوای نـقارخـانــ ه ات 
بـرای آرامـشِ گـوهـرشـادی ات 
و بـرای سبـک شدن بـعد از زیـارتـت ...
 
 یا شمس الشموس

 

و حرف دلی با ارباب بی کفن :

 

بیا تا نَمُردم به فکر دوا باش

به فکر کربلای من بینوا باش ...
 
 
 

" السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع) "

هجران تو سخت است مرا
وصلت چرا ناید مرا؟

[ ۱۳٩٢/۱٢/۸ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

 

عهـد بستـم کـه تحمـل کنـم ایـن دوری را

عهـد بستـم ولـی از عهـد خـودم می گـذرم . . .

 

 یا ضامن آهو

 

 میدونم

هنوز اونی نشدم که باید، اونی نشدم که میخواستم ... 

هنوز نه اول راه، که  قدم در راه هم نگذاشتم ...

هنوز مونده عاشق واقعی بشم

این چه عاشقیست که حرف معشوقش خیلی وقته رو زمین مانده ؟!

من نیستم اونی که شما میخواین،

هنوز لایق نشدم که برگردم و پست بذارم تو وبلاگی که متعلق به شما و عاشقانتونه ...

اما باز مهربونی کردین با دل من

باز هوامو داشتین و شرمنده ام کردین ... باز بهم جرات و امید دادید 

با من بی کس تنها شده یارا، ماندی ... نگارا ، مولانا ماندی

همه این دوری از شما رو زجر کشیدم و میکشم

هنوز همون کلاغ سیام، اما باز اجازه دادید برگردم و عشق بازی کنم ...

به دل عاشقاتون انداختین دلگرمم کنن ...

به خوابشون اومدید و بهم فهمونید خیلی بیشتر از من دلتنگید 

خیلی ناراحتید که محب تون ، که نوکرتون داره میره سمت شیطان ...

 ممنون آقا ...

یا ضامن آهو

مولا

لطف شما امیدورام میکنه روزی بشم همونی که شما میخواین

میدونم نا امیدم نمی کنید ...

بیابان هم که باشم شما آبادم مکنید ...

مثل جد غریبتان ابا عبدالله ... که صحرای کربلا را بهشتی کرد ...

بهشتیم کن یا ضامن آهو !

 یا ضامن آهو

 

همین که فکرمی برای من بسه 

 

با همه ی مهربونی  هاتون

با اینکه دست شفا بخش تون رو حس کردم ...

حس کردم این روح تاریک داره روشن میشه ...

چوب این دور بودن از شما رو خوردم

اما خیلی بیشتر از این حقم بود ...

خیلی بیشتر از این حرفا ...

مولا کمک کنید این روزهای سیاه و عذاب آور دوباره تکرار نشه 

 

یا ضامن آهو

 

 و آخرین حرف با شما امام رضای مهربانم :

آقا مــحــض رضـــای بــغــض چــشــمـانــم؛ اطلبنی

 

 و با حضرت بهار صاحب الزمان (عج) که خیلی از من دلشون خونه 

 

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند

عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم

دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست

بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد

آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده

این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا ؟!

این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

 

مولانا صاحب الزمان (عج) ببخش ...

یا ضامن آهو

 از شما

دوستان و عاشقان آقا هم که با نظرات خودتون شرمنده ام کردین

منی که بیش از همه محتاج دعاتون بودم و هستم ... هم ممنونم

عذر میخوام که نشد بهتون سر بزنم

انشالله تو اولین فرصت جبران میکنم ...

یا علی (ع) مدد 

" التماس دعا "

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٤ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 " السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) " 

 

"شرح عاشقی"

 

سلام 

سلام به همه ی عاشقان امام مهربانی آقا امام رضا (ع) عزیز 

برگشتم از بهشت روی زمین ... با حسی فوق العاده 

حسی که این بار بیش از همیشه  نگفتنی است ...

گفتم چند روز بگذره، شاید بتونم شرحی از این سفر بنویسم اما نشد ..!

بنویسم چی به دلم اومده اما نشد ...

نمی دونم چرا  این بار نمیشه...

انگار فقط بین و من و آقا بوده 

انگار نباید تقسیمش کرد ...

اما باز سعی می کنم .. سعی می کنم برای این دل قدر نشناس و فراموشکار

ردی باقی بذارم تا باز دوباره گم نشم تو این سیاهی ها .. باز دور نشم از شما امام رضا (ع) ...

 

 ******

این بار بیشتر از همیشه احساس کردم امام مهربانی ها دست نوازش رو سرم کشیدن و پاکم کردن ... بهم آرامش دادن .. بهم امید دادن ... منو هم شفا دادن !

 

هر چی بهونه بود برای نرفتن خود شون برطرف کردن ... 

به این دل رو سیاه که باز تو فکر و حال گناه بود و دوست داشت به هر بهونه ای باز سیاه بمونه و ذلت گناه رو به لذت اطاعت ترجیح میداد از طریق خادم مهربونش پیام داد :

" این نهی کردن از نیامدن ، نهی شیطانی ست .... "

به شرمندگیم...

به دوریم...

به نمک نشناسیم

از طریق عاشقان بی شمارش، از طریق زائرای گلشون فهموند :

" برو که مهمان حضرت سلطانی،  حتما کارت داره که دعوتت کرده ، حتما لایقی "

هر چند من خودم میدانم لایق نیستم ....

اما عاشق تر شدم ...

لحظه شماری کردم برای دیدار مثل همیشه ..

قلبم شور و هیجان خاصی پیدا کرد

اما باز تردید و دو دلی که نکند جایی برای تو پیدا نشود ...

باز پیامی از یکی دیگر از خادمان عزیز ،بهترین پیام عمر :

" بیا .. مکان اقامت جور شد ، تنها 20 دقیقه تا حرم "

دیگر حالم دست خودم نبود ... تنها 20 دقیه تا حرم ...

برای منی که اینقدر از شما دور شدم اینقدر نزدیک شدن ... چه رویایی !

یعنی میشود؟! 

ایام شهادت ؟!

تو این همه شلوغی ... تو سیل جمعیت عاشقان آقا ...

تردید را پس زدم ...

لایق وصل تو من نیستم ...

اما خودت دلم را دیوانه کردی با دل دیوانه ام چه کنم ؟!

و باز در کمال ناباوری

صادر شد ... بلیط قطاری به سمت مشهد 

 نوکری دعوت شد برای ایام شهادت !

اما تنها بلیطِ رفت ...

چه عالی بلیطی بدون بازگشت ...

در این فکر بودم که یعنی برای همیشه پیش شما خواهم ماند !

که باز از طریق بچه های هیئت زرمندگان کرج پیام دادین :

" برای برگشت میتونی رو ما حساب کنی "

و این پیام شما برای من تنها یک معنی داشت :

هنوز مانده است ... خیلی مانده است تا عاشق واقعی بشوی ...

بیا ، من دعوتت کردم ...

اما ماندن همتی صد چندان میخواهد ...

باید به اندازه کافی از شیطان دور شوی

بیا کمکت می کنم ... بیا پاکت می کنم ...

دوست دارم بمانی و برنگردی ... مثل همه ی زائرانم ...

اما تو هم باید بخواهی .. باید بخواهی تا ماندگار شوی ..

. باید بخواهی دلت حرم امن الهی بشود "

 

و من آمدم... 

و همین را خواستم ....

این بار بیشتر از همیشه از شما طلب کردم تا این سفر

این پاکی، این حس و حال خوب را حفظ کنم ... 

 

تمام دقایق بودن در حرم شما امام عشق را لذت بردم و زندگی کردم !

غبطه خوردم به حال و هوای عاشقان بی شمار امام رئوف

عاشقانی که من به گرد پایشان هم نمی رسم ... 

عاشقانی که از سراسر ایران و از کشورهای دور و نزدیک برای سوگورای در محضر امام هشتم ، پیاده و سواره خود را به مشهد  رسانده بودند ...

لحظه های ناب خلق شده و ارادت های خالصانه شان در هیچ متن و تصویری نمی گنجد .. 

این تنها بین شما و آنهاست ... 

 

اشتیاق خانواده ای که با وجود مشکلات فروان

بدون پول، بدون جایی برای ماندن ،بدون وسیله ای برای بازگشت

 تنها با سرمایه عشق شما آمده بودند  ...

شور و حال پیرزنی که  پیاده با پای لنگان و علیلش آمده بود برای عاشقی ... 

و صدها و صدها از این نوع که وصف ناکردنی است ....

 

از شما ممنونم امام رضا (ع) عزیز

که باز گدای رو سیاه خود را راهی حرمت کردی ... ممنون که شفایم دادی !

حرم امام رضا (ع)

 

شرح عاشقی

******

لحظه های لحظه های حضور در مشهد مقدس،

در ایام شهادت امام رضا (ع) زیبا و تاثیر گذرا بود...


دیدن سیل عظیم عاشقان مولای مهربانی ها 

شکوه عزادری و عرض ارادات زائران و مجاوران ...

سینه زنی و زنجیر زنی در خیابان امام رضا (ع) 

همراه شدن با دسته های عزاداری از شهر های ممختلف

با زبان ها و رسم های متفاوت، اما دلهایی یکی برای امام غریب ...

لذت خوردن نذری شهادت ، کنار حرم ...

علم ها و پرچمهای سیاه عزا

مردمان سوگوار و شکر خدا...

شکر خدا که تو هم هستی ... 


منظره رویایی ، دیدن صحن و سرای امام رضا (ع) و گنبد طلا 

" السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) "

پا گذاشتن تو حرم ، خوش آمد گویی و التماس دعا گفتن خدام 

اذن دخول ، ریزش اشک تو سرمایی که حس نمیشه ... 

و آمدن به ست ضریح 

سلام امام من ، امام رضا (ع) ....

باز شدن عقده دل ... 

هدیه از سمت ضریح ، هدیه ای آسمانی ... 

باورش سخت است ... پرچم عزای اباعبدالله (ع) 

دل خوشی .. که برات کربلایم را امضا کرده است ....

 

کتاب سبز دعا، زیارت مخصوص، نماز زیارت ....

صحن آزادی ...انقلاب .. سقا خانه ... نویشدن از چشمه ی مهربانی ...

پنجره فولاد ... شفا ... کرب و بلا ... و حالا دل ، تنگِ گوهر شاد ... 

 

 

سلامی دوباره ... رواق امام، زیر لوسترِ خاطره انگیز 

نماز جماعت ، زیارت امین الله ...

سینه زنی و گریه برای شما ...

ذکر ضامن آهو رضا (ع) ... در شب شهادت شما ... 

 

و حالا روز شهادت

باز فلکه آب، به اوج رسیدن همه ی عشق ...

باز حرم، گذر از صحن رضوی

بست شیخ بهایی .... دیدار با خادم مهربان شما ، دوستی عزیز

شکلاتی به رسم سوغاتی با این پیام :

روز شهادت من است اما ، کامت شرین زائر من،

حواست باشد ، مبادا طعم تلخ گناه را طلب کنی ...

 

باز صحن انقلاب، سینه زنی در کنار زائرن نجف و کرب و بلا و سامرا ....

باز آزادی ، باز گوهر شاد ... صحن رضوی ....

و باز فلکه آب .... و باز سینه زنی

 

و حالا شب شده است ...

شمع ها روشن شده

شام غریبان شما ست ...

 

نماز جماعت، رواق امام، روضه حاج محمود کریمی

سینه زنی ، راز و نیاز ، طلب حاجت و .... دعای کمیل 

و حال وقت وداع است ...

گوهر شاد نمی شود انگار

باز به دویدن به سمت بهشت انقلاب ...

و

وداع ... وداعی تلخ :

باز هم مرا بطلب .. به امید دیدار ... 

و رفتن و دل نکندن

هی برگشتن و گنبد را نگاه کردن ... نگاه های .....

 

کاش حسرتم بیش از این نشود ... آقا حواست به من هست ... حفظم کن ...

 

و یک شب دیگر در مشهد عشق ...

فرا رسیدن اول ربیع ...

امام مهربانی ها گرد غم و عزا را دل شیعیان می تکاند ...

و گرد گناه ...

و بعد 

لباس سیاه عزا را در می آورد و مزد عزاداری ها را می دهد ...

امام رئوف است ...

 

و ما بر می گردیم ...

که ای کاش می ماندیم ....

و آخرین دعا :

ماندگار مان کن در حرمت " یا ضامن آهو "

 حرم امام رضا (ع)

 به یاد همه ی شما دوستان عزیز بودم

بارها از آقا خواستم حاجت روا بشن

همه ی کسایی که از طریق این وب دل شون هوایی شده و عاشق تر 

دعا کردم انشالله همه تون به زودی  راهی حرم قشنگ امام رضا (ع) بشید

دوستان عزیزی که با نظرات خودتون من بیشتر از همیشه شرمنده کردین ....

شما هم برای من دعا کنید.... 

یا علی (ع) مدد

کلیک کنید ...

ویژه شهادت ابن الرضا (ع)

امام حسن عسگری علیه السلام 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایام شهادت امام مهر و مهربانی آقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد 

 

دور از هم، غریبانه ایستاده بودند.
تا غریب توس نشست، غریب مدینه خمید!


لباس سیاهت را پوشیده ای

وارد خیابان اصلی می شوی

دسته های عزاداری را می بینی

که در مسیر خیابان تا حرم امام رضا(ع) موج می زنند.

از فواره های حوض های خیابان ها گویی خون می جوشد.

همراه یکی از دسته ها می شوی و پس از مدتی به حرم می رسی

دست بر سینه می گذاری و سلام می دهی

پرچم سیاه گنبد طلایی بارگاهش

در بین سیاهی شب پیچ و تاب می خورد.

وارد حیاط می شوی

خدام دور تا دور حیاط هر کدام شمعی بر دست گرفته اند و ایستاده اند

بوی گلاب فضا را عطر آگین کرده است

کبوترها همگی بر کنگره های صحن ها نشسته اند

و از پروازشان انگار خبری نیست

گویی این سوگ بزرگ بال و پرشان را بسته

گوشه ایی می نشینی و به آن روز می اندیشی

به روزی که مأمون که لعنت خدا بر او باد

امام رضا(ع) را نزد خود فراخواند.

او که از هر کاری برای خراب کردن شخصیت ایشان دریغ نکرده بود

حال آنکه در تمامی مراحل شکست عظیمی هم خورده بود

امام رضا (ع) را فرا خواند برای عملی کردن آخرین نقشه شومش

او انگار فراموش کرده بود اینجا کوفه نیستــــــ

او انگار فراموش کرده بود

که مردم این جا مولا و امام خود را هیچ گاه تنها نخواهند گذاشت

او انگار فراموش کرده بود اینجا ایران استــــــــ

جاییست که عاشقان اهل بیت رسول خدا در آن زندگی می کنند

او انگار فراموش کرده بود

مردم این جا دین خود را به هیچ چیز نخواهند فروخت

او انگار فراموش کرده بود رسول خدا فرموده بودند :

این جا مکانیست که مردمش بیشترین بهره را از اهل بیت خواهند برد

آری ...

همین چیزها ترس او را دو چندان کرده بود

چراکه هر روز بر مریدان و عاشقان امام رضا(ع) افزوده می شدند

و او مانند اجداد خود چاره ایی جز از میان برداشتن امام رضا(ع) نداشت

او نیز مانند اجداد خود فکر می کرد

امام رضا(ع) به تاج و تخت او چشم دارد

او نیز مانند اجدادش نمی دانست

و هیچ گاه درک این موضوع را پیدا نکرد

که اهل بیت به مادیات دنیا کوچکترین اهمیتی نمی دادند

و او آن قدر پست بود که کمر به شهادت امامی بست

که خود او را به این سرزمین فراخوانده بود.

او امام رضا(ع) را تهدید کرد

سمی را که او برای شهادت ایشان تهیه کرده بود، خود بنوشند.

اشک هایت سر می خورند بر گونه هایتــــــــ

به بارگاهش خیره می شوی و از ته دل دعا می کنی :

امام غریبم ، یا ضامن آهو

مرا از شر شیطان که برای گمراه کردن من سوگند خورده است حفظ فرما

نور هدایت را بر قلبم بتابان

روشنی چراغ ایمان را بر من نورانی تر فرما

امام غریبم

شفاعت شما را در روز تنهایی و بی کسی خواستارم ...


از پیج زیبای امام رضا (ع) در فیس بوک حمایت کنید 

 
 
شهادت امام رضا (ع)
 
پست های قبل رو از دست ندهید .. نظرات فعال است !!!
[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

ناله برای کشتهٔ دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

گاهِ سحر به جانب جانانه پر کشید

در انتظار آمدن میوهٔ دلش

پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

سینه زنان دریده گریبان پسر رسید

دستی به روی ماه کبود پدر کشید

شمس الشّموس روی زمین اوفتاده و

فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید

آه از دمی که زینب کبرایِ غم نصیب

آمد تن امام زمانش به بر کشید

با دست زخم خورده خود دختر علی

تیر شکسته از تن ارباب در کشید

گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پای ساقه یاسش تبر کشید

حسن لطفی
شهادت امام رضا (ع) هشتیمن خورشید ولایت تسلیت ...

عکس شهادت امام رضا ع

  
[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ایام شهادت امام عشق و مهربانی

حضرت ثامن الحجج اقا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت ...

 

خیلی لذت داره همه تو رو نوکر  امام رضا (ع) بدونن .... 

اما بیشتر از اون درد داره ... خیلی درد ... خیلی شرمندگی 

که میدونی نوکر خوبی نبودی و نیستی !

وای بر من که اسم خودم رو شیعه میدونم ... وای ...

خودت مولا به فریاد من برس... من نمیخوام اینی باشم که هستم ....

خودت کمکم کن مولا جان ... یا علی بن موسی الرضا (ع)

 

امام رضا (ع) جانها به فدایش فرمودند :

هر کس خود را از ما بداند و خداوند عز و جل را اطاعت نکند از ما نیست ،

و تو اگر خداوند عز و جل را اطاعت کنی از ما اهل بیت (ع) هستی .

 

 

یا ضامن آهو خودتون عنایت کنین عبد خدا بشیم و عبد خدا بمونیم ... 

 

عکس حرم امام رضا (ع) ... حدیث تصویری

[ ۱۳٩٢/۱٠/٧ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

صحن قدس حرم امام رضا علیه السلام

خانه‌ام همین نزدیکی‌هاست...
پیاده تا این‌جا بیست دقیقه‌ای می‌شود. یک روز درمیان می‌آیم حرم. به بتول فکر می‌کنم، به این که سه سال پیش من را تنها گذاشت. من هم از آن روزی که رفت، عهد کردم یک روز درمیان بیایم این‌جا. بعد از نماز صبح برایش لقمه آماده می‌کنم، اما همیشه دستم را رد می‌کند. بعد می‌آیم این‌جا، می‌گویم یا ضامن آهو، مراقب بتولِ من باش! یک وقت دردِ کمرش زیاد نشود؛ آخر پمادش را توی قفسه‌ی آشپزخانه جا گذاشته است. 
دلتنگی هر روز با من راه می‌رود، حرف می‌زند، دردِ دل می‌کند و حتی شب‌ها وقتی قرص‌های صورتی‌ام را می‌خورم، به صورت من خیره می‌شود. اربعین سه سال پیش بود که روی صورت بتول یک ملحفه‌ی سفید کشیدم و همه چیز برایم تمام شد. از همان موقع از تمام ملحفه‌های سفید بیزارم.
یک روز بتول نشسته بود روی یکی از فرش‌های قرمز حرم و دمِ گوشم گفت: «این‌جا آرامشی دارد که سال‌ها دنبالش می‌گشتم.» حالا که او رفته، تنها جایی که آرامم می‌کند این‌جاست. در گوشه‌ای از صحن که نشسته‌ام چادرِ خاکستری گل‌دارش را می‌بینم، چین‌های صورتش را، صدایش را و تسبیحی که همیشه در دستانش می‌چرخید و حالا دستِ من است.
اربعین که می‌شود، دلم بدجوری می‌گیرد. خانه‌ام همین نزدیکی‌هاست. پیاده تا این‌جا بیست دقیقه‌ای می‌شود...

متن : شیوا خادمی

عکس : حسین کام شاد

اربعین بی حسینی خانم زینب کبری (س) تسلیت .... 
 
[ ۱۳٩٢/۱٠/٢ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

عاشقانه‌ای آرام

انگار همیشه یک چیزی هست که روحِ تو را وصل می‌کند به قسمتی از گذشته‌ات... به لحظه‌ای که شاید تمام شده باشد و دیگر نباشد؛ ولی برای تو هست، وجود دارد، نفس می‌کشد. انگار یک تکه از روحت را برای همیشه جا گذاشته‌ای آن‌جا... در یک لبخند، در سنگ‌فرشی که نشانش کرده بودی، همان جایی که به هم پیوند خوردید.
و حالا عاشقانه‌ای آرام، جایی که بوده‌ای، روحِ تو را می‌برد به خاطرات آن لحظه و حتی شاید به سال‌هایی که قرار است بیاید... می‌بینی که دو نفر، درست همان جایی که مختص عاشقانگی توست، دل داده‌اند و بی‌دل شده‌اند.

چند سالِ عاشقی می‌گذرد؛ از آن روزی که ما دستانمان را به دستان هم و دلمان را به مهربانی امام رئوفمان گره زدیم، و این نقطه از حریم عشق شد مرورگاه خاطرات تلخ و شیرینمان.
حالا مرد صندلی‌اش را کنار ویلچر زن تنظیم می‌کند؛ شانه به شانه‌ی بانو و درست روبه‌روی گنبد آقا... کفش‌هایش را همان کنار جفت می‌کند و «امین‌الله» را با لحن زیبایی می‌خواند. زن اشک‌هایش را با گوشه‌ی روسری‌اش پاک می‌کند و آرام آرام زمزمه می‌کند: «السلام علیک یا امین‌الله فی ارضه...».

نسیم ملایمی می‌وزد. ابرها امروز مهربان‌تر شده‌اند...

شهادت امام عشق ، آقا علی بن موسی الرضا (ع) نزدیک است ...
آقا می طلبی این گدای رو سیاهت را ؟
 
  
 
 
 
 
حرم امام رضا (ع)
" التماس دعا "
[ ۱۳٩٢/٩/٢٥ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


آقا دلداه ات این روزها حال خوبی ندارد ...

لطفا نگاهش کن ...

خوب میداند رو سیاه ست

اما ، کجا رود ؟ وقتی ... 

جز شما مهربانتر سراغ ندارد ...

 

حرم امام رضا (ع)

تکه های دل شکسته ام را کنار هم بگزارم
یک تصویر در آن می بینم
بهشت شما را آقای مهربانم

 

حس پرواز
 
 
تمام طول راه را اشک ریختم. آن‌قدر اشک چشمانم زیاد بود که نه تنها از گوشه دیده که از تمامی چشمم اشک می‌ریختم. این‌که می‌گویند به پهنای صورت اشک می‌ریزد را من درست در همان خیابان طولانی و بلندی که به بارگاه تو می‌رسد تجربه کردم. 
سایر مسافران هم زیر چشمی به من نگاه می‌کردند و هیچکس، هیچ چیز بر زبان نمی‌آورد که تو را چه می‌شود که این همه اشک می‌ریزی آن هم در حالی که هنوز چند کیلومتر راه است تا به درگاهش برسی؟ با شال سبز رنگی که به سر داشتم آنقدر اشک چشمم را پاک کردم که خیس شد.
اصلا سر بند آمدن نداشت آن اشک. هرچه بیشتر می‌ریخت، انگار بغضم بیشتر می‌شد .
راستش من از خانه که زدم بیرون تا به حرم ملکوتی تو بیایم ، گریه‌ام گرفت. برای بغضی که ماه‌ها بود در گلویم داشتم و چیزی نمانده بود که هلاکم کند.
اصلا به نیت گریستن در درگاه تو به مشهد آمده بودم.
این بار عهد کرده بودم دیگر تمام زیارتم برای خودم باشد. شخص خودم. فقط بنشینم روبروی ایوان طلایت و دو کلمه حرف خودمانی و البته خصوصی با هم بزنیم. آمده بودم تا گله‌هایی را که از همه آدم‌ها در دل داشتم به تو بگویم. به تو که همیشه پناه من بوده‌ای.
آمدم ای شاه پناهم بده.
مثل بچه‌ای که در دامان مادرش آرام می‌گیرد من هم فقط در پناه ایوان طلایی تو آرام می‌گیرم. 
اتوبوس درست بیرون صحن توقف می‌کند؛ من سر از پا نمی شناسم برای اینکه زودتر برسم به همان جای همیشگی. برسم به آن جایی که از سقاخانه‌ات آبی بنوشم و گلویی تازه کنم.
پا به صحن طلایی‌ات که می‌گذارم آرام می‌شوم. اشکم بند می‌آید. سبک می‌شوم. نمی‌دانم چه خاصیتی دارد این ایوان طلایی که به محض ورود و ایستادن در مقابلش همه آن چه را که به خاطرش اشک ریخته بودم فراموش می کنم. انگار همه چیز در بطن این رنگ طلایی، در مقابل دیدگان من محو می‌شود. انگار دیگر هیچ چیز این دنیا برایم ارزشی ندارد. اصلا چرا من باید بیایم روبروی بارگاهت بنشینم و درباره روزمرگی‌هایی که همه دچارش هستیم با تو صحبت کنم؟ دغدغه این دنیا برای همین دنیاست.
همین‌طور که دارم خودم را سرزنش می‌کنم، چشمم به کبوترانی می‌افتد که انگار آنها هم مثل من خسته و درمانده از راه دور آمده‌اند. آمده‌اند تا دمی در پناه تو آرام بگیرند و به نوبت به سوی بلندای آسمان بارگاهت پرواز کنند. 
یکی را دیدم که بد جوری پرپر می‌زد و مثل من سر شوریده‌ای داشت. حتما او هم مثل من دلخور است از اینکه می‌خواسته وقتت را در مورد مسایل کم اهمیت بگیرد. شاید او هم در همین لحظه به حسی رسیده است که من اکنون با آن در گیرم.
استغفار می‌کنم.
کفش‌هایم را می‌پوشم تا به سمت سقاخانه بروم. آن‌قدر سبک شده‌ام که حس می‌کنم می‌خواهم پرواز کنم.

از پیج زیبای امام رضا (ع) در فیس بوک حمایت کنید ...
" التماس دعا " 
[ ۱۳٩٢/٩/٢٢ ] [ ٦:۳۱ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
 بی هیچ بهانه 
دلم تنگ شده ...



مهربانتر از شما چه کسی است در این روزهای سرد ؟!

یا امام رضا (ع)


این دل ز جنس پنجــره فولاد تو نبــــود
یعنی که زود می شکند از فــراق ، زود . . 
 
فرا رسیدن ماه صفر ، ماه غم ، ماه درد 
ماه رحلت جانسوز رسول خدا (ص)
شهادت آقا امام حسن مجتبی (ع)
 و مولا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت ... 
 
 
محرم گذشت و آدم نشدم،کاش به لطف امام مهربانی ها ، که این سفره رو جمع می کنن 
و مزد عزاداران آل الله رو میدن، بشیم اونی که باید بشیم ....
 
یا علی (ع) 
 
التماس دعا  
[ ۱۳٩٢/٩/۱٥ ] [ ۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 پای ما لنگ است و منزل بس دراز

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل..... 

 

پای عمل من همچنان لنگ است 

باز همان کلاغ سیاه تو ام ...

بگذار زنم فریاد 

خسته شدم !

مددی کن مددی آقا ! 

 

 

یا شمس الشموس به فریادم برَس 

مولا جان باز هم من را ببخش ....

 

عکس حرم امام رضا (ع)

[ ۱۳٩٢/۸/٧ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

برنشگته از مشهد باز غرق شدم در تباهی و گناه ... 

باز دور شدم از مولا آقا علی بن موسی الرضا (ع) ...

 

سفر به مشهد الرضا (ع) + عکس های زیبا از ایام ولادت در ادامه مطلب  

 

همیشه  تو تب دوری از آقا و حسرت زیارت ایشون میسوزم 

کنارشون که هستم همه چیز خوبه ...

مگه میشه کنار خورشید هشتمین بود

و عشق و مهربانی و نور رو لمس کرد و خوب نبود ؟

مگه میشه نفس بکشی تو هوای ضامن آهو و لذت نبری ؟

مگه دغدغه ای هم میمونه برات وقتی آقات کنارته؟

وقتی زائرشی؟!

وقتی میدونی داره نگات می کنه ؟ 

مگه میشه کلاغ رو سیاهی مثل من رو تو صحن و سرای شما راه بدن و بذارن کنار کبوترا پر بزنه و احساس کبوتر بودن بکنه .. احساس پاکی کنه و باز حالش بد باشه ؟!

 

نه نمیشه ...

اما دریغ ... افسوس که تا بر میگردیم ... باز اسیر آلودگی های شهری و شیطانی میشیم

میشیم همون کلاغ سیاه ... !!

یادمون میره حال و هوامون .. قول و قرارامون 

 

اما شما امام رئوف هیچ وقت ما رو تنها نمیذاری ...

موندم ما که می دونیم شما همیشه دارین ما رو نگاه می کنی ... ؟!

ما که اینقدر دوستون داریم

چطور دوباره ........ 

و دوباره ..... 

 

اما شما باز .... 

نه گاهی ... همیشه همیشه هوای کلاغ سیاهت رو داری ...

دوست نداری گم بشه تو سیاهیا 

ناراحت میشین وقتی دور میشیم ... 

وقتی اسیر هوا و هوس میشیم

نه یک بار 

نه دو بار ...

هزارن بار می بخشیمون ...

باز با دستای مهربونتون 

با نگاه شفا بخشتون ... میگین بیا ....

نرو ...

دور نشو از این حال و هوا

آخه اگه اینجا نیای کجا میخوای بری ؟!

اگه منم دستت رو نگیرم کی میخواد دستت رو بگیره ؟

کی مهربونتر از منه با تو  ... 

هیچ کس ... باز ما را می طلبی .... دیر یا زود ... 

 

چند روز پیش از غم گناه و دوری آقامون با آه و ناله و گریه درد دل می کردم با عزیزی که :

اینبار دیگه آقا نمی طلبم ...  

دیگه تو خوابم هم نمی بینم که رفتم زیارت شون ... 

 

- امام ما رئوف تر از این حرفاست !

می دونستم راست میگه .. می دونستم بازم ... 

اما .... 

 گویند کریم است و گنه میبخشد ، گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم !!!

 

بیمرم برای این آقا که هر چی تا الان خواستم بهم دادن ... 

دو روز بعد .... خواب حرم و زیارت شون رو تو ایام ولادت دیدم 

حس فوق العاده ای بود ..... درد و دل های عاشقانه با آقا 

زل زدن به گنبد طلاشون .... دعا کردن و زاری کردن به درگاهشون 

هیچ حس نکردم که خوابم ...

و نبودم

باز راهم داد ... مهربونی کردن مثل همیشه ...

باز من رو طلبیدن .. باز زائرشون شدم!!

 

از خواب که پا شدم سبک شده بودم .. پاک شده بودم ...

حس قشنگ کبوتر بودن .... 

 

ادامه مطلب رو از دست ندید ...

 

در تولد سه سالگی وبلاگ "یا ضامن آهو"

بعد از این دوباره رفتن به حرم 

میریم به زیارت مولا علی بن موسی الرضا (ع) در ایام ولادتشون 

ببخشید اگه عکس هایی که گرفتم اونطور که باید باشه، نیست ... 

 

عکس حرم امام رضا (ع)

دلایل تاخیر  :

یکی بد بودن حال و هوام بود که به لطف آقا بهتر شد ... و  یکی هم پیش رو بودن شهادت امام جواد (ع) !!


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/٧/۱٩ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

با همه دردم امید درمان است ....

با همه رو سیاهیم ...

با این همه گناه ...

باز هم امید دارم به دستان زهرایی شما 

به نگاه شفا بخش شما ...

به مهربانی بی حد و اندازه شما ...

یا مولا علی موسی الرضا (ع)

 

 

این گدای بی سر و پا ، این سیاه ترین کلاغ را

از درگاهتان نرانید حضرت عشق ، ضامن آهو ...

 سائل امام رضا (ع)

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم

نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبه‌روی تو بلاتکلیف می‌ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم

سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم

تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:
که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم

 

سلام یا ضامن آهو

 

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

جرأتش نیست کسی حرف جهنم بزند
گر پیِ کار ِ گنهکار ز جا برخیزد

زائر آن است که در کوی تو اُتراق کند
آنکه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

تا به دستِ کرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد

بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند
از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

حرمت زودتر از کعبه مرا حاجی کرد
حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد

امام رضا (ع) حج فقرا

شب زیارتی مخصوص آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام هست. یک سلام از همینجا خدمتشون عرض کنیم.

                                 السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 

 به جز سلام به شما آن هم اکثرا از دور 

چه کرده ایم در این عمری از تباهی ها ...

 

[ ۱۳٩٢/٧/٧ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

یکشنبه 7 مهر / 23 ذی القعده

روز زیارتی مخصوص حضرت امام رضا علیه السلام

 

در فضیلت ماه ذی القعده و به خصوص روز زیارتی امام رضا (علیه السلام) 

مرحوم حاج شیخ عباس قمی در وقایع الایام و مفاتیح الجنان می نویسد :

بدان که این ماه اول ماههای حرام است که حق تعالی در قرآن مجید ذکر فرموده (و آنها ذی القعده و ذی الحجه ، محرم و رجب است که در اسلام معظم و مکرم بوده اند) و سید ابن طاووس روایتی نقل کرده که ذی القعده محل اجابت دعاست در وقت شدت  و در روز یکشنبه این ماه نمازی با فضیلت بسیار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که مجملش آن است که هر که آنرا به جا آورد تو.به اش مقبول و گناهش آمرزیده شود و خصماء او در روز قیامت از او راضی شوند و با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود و قبرش گشاده و نورانی گردد و والدینش از او راضی گردند و مغفرت شامل حال والدین او و ذریه او گردد و توسعه رزق پیدا کند و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند و به آسانی جان او بیرون شود. ( شرح این نماز پر فیض در مفاتیح الجنان آورده شده)

 

روایت شده که هر که در یکی از ماههای حرام سه روز متوالی که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد ثواب 900 سال عبادت برای او نوشته شود . اما مناسبت های مهم این ماه عبارتند از:

- 1 ذی القعده ولادت با سعادت حضرت معصومه (س)

- 5 ذی القعده بالا بردن دیوار خانه کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع)

- 6 ذی القعده نامه نوشتن حضرت مسلم در کوفه برای امام حسین (ع)

- 11 ذی القعده ولادت با سعادت امام رضا (ع)

- 23 ذی القعده روز بسیار شریفی است ، این روز زیارتی مخصوص امام رضا (ع) است و زیارت آن حضرت از دور و نزدیک سنت است.

 

 

علامه ی مجلسی می گوید :

زیارت حضرت رضا علیه السلام در روزهای مقدس اسلامی افضل است ؛ خصوصا روزهایی که اختصاص به آن حضرت دارد. مثل روز ولادت (11 ذی القعده) و روز شهادت آن حضرت (مطابق مشهور آخر ماه صفر) سپس از کتاب اقبال مرحوم سید بن طاووساستحباب زیارت آن حضرت را در روز 23 ذی القعده (طبق روایتی روز شهادت آن حضرت) نیز نقل می کند و در پایان می نویسد : استحباب زیارت آن حضرت در ماه رجب گذشت (بحار الانوار جلد 99 صفحات 43 و 44) . مرحوم محدث قمی روز 25 ذی القعده را نیز به این موارد ضمیمه کرده است.

 

قال سیدبن طاووس فی الاقبال:

و رایت فی بعض تصانیف اصحابنا العجم رضوان الله علیهم، انه یستحب ان یزار مولانا الرضا علیه السلام یوم ثالث وعشیرین من ذی القعده، من قرب او بعید. ببعض زیارته المعروفه او بما یکون کالزیاره من الروایه بذلک. 

 

ضریح مطهر امام رضا (ع)

 

 

ماجرای توبیخ شیعیان توسط ثامن الحجج مولا علی بن موسی الرضا علیه السلام

 

هشدار " شهید آنیلی" در مورد مشهد مقدس

[ ۱۳٩٢/٧/٦ ] [ ٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

مثل روزی که متولد شدم

دور باشی یا نزدیک، امروز روز دیدار است، اما من خیلی دعا کردم که به نزدیک خویش دعوتم کند. غسل طهارت کردم، پاک و حلال ترین لباس را پوشیدم. کسی منتظر من است. باید آرام و آهسته قدم برداشت که در هر قدم ذکری با ثوابی است: سبحان الله ، الحمدلله ...، اما قدم های من آرام نمی شوند. پرواز می کنند. آخر آنجا که به سویش می شتابند، قطعه ای از بهشت است. لحظه ای بزرگ منتظر من است، بزرگتر از لحظه تولدم. آمده ام به قلعه (لا اله الا الله) داخل شوم و اذن دخول می خوانم :« فاذن لی یا مولای فی الدخول افضل ما اذنت لاحد من اولیاءکِ؛ مولای من! به من اجازه بده وارد شوم، همانطور که به یکی از دوستان نزدیکت اجازه می دهی و بلکه بهتر از آن!»

 انیس النفوس

 

شک ندارم که اجازه می دهد... و حالا حتماً لحظه خوش آمد گویی است:«بسم الله و بالله و فی سبیل الله ...» سلام میدهم و شک ندارم که زود پاسخ می گوید. سرم را به نشانه احترام پایین انداخته ام و نگاهم را به نشانه شرمندگی.

«... ای خدایی که به یکتایی ات و رسالت پیامبرت اقرار دارم! بر محمد و آل پاکش درود فرست، چنان درودی که هیچ کس جز خودت نتواند بشماردش...»
«... اللهم إلیک صمدت مِن ارضی...؛ خداوندا از سرزمینم خارج شدم و به تو رو کردم، شهرها را زیر پا گذاشتم به امید رحمت تو! پس بی پناهم مکن و دست خالی برم مگردان...»
نماز زیارت خوانده ام، برای فرج دعا کردم و برای همه مؤمنان. حالا نوبت حرف ها و خواهش های خودم است. چه بگویم حالا که میزبان مهربان، منتظر شنیدن است و چگونه بگویم؟ به زبان مادری ام حرف می زنم.

مولای عزیزم! آمده ام مثل همیشه برای وعده هایی که داده ای؛ اما این بار آمده ام ، نه فقط برای هزار حج و هزار عمره مقبولی که هنوز هم نه استطاعت رفتنش را دارم و نه لیاقت مقبول بودنش را.

آمده ام نه فقط برای اینکه به خوابم بیایی و مثلا بگویی فلان حاجت و فلان آرزویت را برآوردم.

حتی نیامده ام فقط برای گرفتن بهشتی که ضمانت کرده ای یا رهایی از آتشی که خودم به پا کرده ام. برای همه اینها آمده ام اما نه فقط همین. این بار آمده ام که خواهش کنم به آن وعده بزرگتر وفا کنی. غسل طهارت کرده ام و آمده ام تا کمکم کنی « دوباره متولد شوم»، پاک و سبک شوم، مثل روزی که از مادر زاده شدم.

آقای عزیز! به دادم برس، من گناه دارم. یک بار بزرگ گناه که با رضایت شما از سنگینی اش رها خواهم شد، شما که شرطی از شروط امان الهی هستی. می ترسم که با این همه زائر شکایت ما را نزد خدا ببری که « خدایا! همین قوم مرا غریب و مهجور نگه داشتند»

آری! غریبی آن نیست که نام و نسبت را نشناسند، این است که حقت را نشناسیم، حق «امام بودن» و اطاعت شدن را، حق « مطیع» داشتن را.

می خوام در غریبی این روزگار، با دیدگان باز به دیدنت بیایم که پس از تولدم در آخرت، سه بار به بازدیدم بیایی و از هول و هراس غریبی و تنهایی نجاتم دهی ... و می دانم که می آیی، آقاتر از این حرف ها هستی امام رئوف!

کمکم کن که پیش از مرگ بمیرم و خدا بیامرزدم، به خاطر گل روی شما...

«اللهم انی اسئلک یا الله الدائم فی مُلکه... خداوندا مجلل تر از آنی که جز از عدالت بترسیم یا جز امید فضل و احسانت را در دل بپروریم، منت بگذار و با ما به فضلت رفتار کن نه با عدالت... یا من یسمی بالغفور الرحیم ...»

 

حافظ ! وظیفه تو دعا گفتن است و بس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید

برگرفته از نامه جامعه نشریه جامعة الزهرا(علیها سلام)

 

حرم امام رضا علیه السلام .. صحن انقلاب

 

از لطف و محبت همه ی شما دوستان عزیز ممنونم ...

 

این روزها سرم خیلی شلوغه 

در اولین فرصت بهتون سر میزنم  و عکس های ایام ولادت آقا رو تو وب قرار میدم

خیلی برای من دعا کنید ...

[ ۱۳٩٢/٧/٥ ] [ ٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

مولا جان هنوز مرا شفا نداده ای

من باز برای شفا می آیم ...

 

خوب می دانی برنگشته از مشهد

گم شدم در این هیاهوها ... باز شکستم عهد و شدم تنها 

 

 

باز آه و ماتم و بار گناه ...

باز آمدن به سوی شما ... 

این سفر همیشه رویایست ...

این زیباترین تکراریست ...

باز من و شما و صحن و سرا ...

باز سقا خانه، ایوان طلا و گوهر شاد !

 

 

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]


السلام علیک ایها الامام الرئوف علی ابن موسی الرضا علیه السلام

دستــت را می گــذاری روی مـرزی تـرین نقــطه وجـودت ، 
یــک حـس گـمـشده آهـسته شـــروع مـی کــند به جــــوانه زدن...
ســـلام می کنی ، چشــــمت مست تماشای گــنــبد طــــلا میشود...

بـــو می کشـی تا ریــه هایــت پـر شود از عـــطر حضــور نــگاه مـــهربان
امـــام رضـا (ع) . . .

زیــر لــب زمــزمه مــی کنی یا ضــامن آهــو یـا غریب الغربا
حــواست به من هست؟

دلـــت را جــــا گـــذاشتی در حـــرم و گـــره اش زدی به
ضـــریح امــــام رضـا (ع) . . .



انشاءالله فــردا ،عـــازم مشــهدالــرضا (ع) هستیـم ، اگـــر خـــــدا بخــواهد ، 
دعـــاگوی تمـــام دوستـــان مجــازی و حقیــقی خواهم بود ...


دوستـــان حلال کنید 

باشـــــــــد که رستـــگــار شـــــویم ... 

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام
خوش به حال کسی که در صحنت ، زیر باران اسیر خواهد شد . .
دارم از دوری تو می میرم ، دعوتم کن که دیر خواهد شد . .

از کُمِیت و فَرزدَق و دِعبِل ، تا همین شاعران امروزی
هر عزیزی که شاعرت باشد ، شاعری بی نظیر خواهد شد . .

پادشاهان همیشه محتاجت ، مهربانی برای تو عادت
هر گدایی که خادمت باشد ، در دو عالم امیر خواهد شد . .

چشم هایت نهایت دریاست ، بس که جذابی و تماشایی
روبروی نگاه آبی تو ، آسمان سر به زیر خواهد شد . .

با هزاران امید آمده است ، تا بخواند غزل برای دلت
اگر او را تو اعتنا نکنی ، شاعری گوشه گیر خواهد شد . . .
بیش از این در توان شاعر نیست ، باید اما دوباره بنویسم
آن امامی که عاشق شعر است ، مگر از شعر سیر خواهد شد . .

[ ۱۳٩٢/٦/٢۱ ] [ ۸:٥٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

باد این بار هوای حرمت آورده ....

باز من مست شدم ...

 

 

 ولادت آقا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع) 

بر همه عاشقان و دلدادگان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مبارک 

پست های قبلی رو از دست ندید .... 

 در حرم زیبایش به یادتون هستم

 


در هر جغرافیایی که باشم
جهت ها تفاوتی ندارند
تمام دامنه های دلم به سمت حـــرم توست!!

بک الدخیل یا رئوف....

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

 

بر نمی گردم از این پنجره رویایی 

تا تبسم بوزد از این پنجره رویایی

صحن در صحن حرم اشک کبوتر جاری ست 
موج در موج تنیده ست به هم شیدایی 

چشم ها دوخته بر قامت گلدسته یار 
شور بر پا شده از این همه بی پروایی 

من که سنگینی صد شعله به دوشم دارم 
عشق باریده بر این دل شده صحرایی 

خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده 
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی 

دست ها باز هم آهنگ شکفتن دارند 
باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی


[ ۱۳٩٢/٦/٢٢ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 ولادت امام عشق و مهربانی

حضرت ثامن الحجج آقا علی بن موسی الرضا المرتضی

علیه السلام بر همه عاشقان و شیعیانش مبارک باد 

 

 

نائب الزیاره و دعا گوی شما در ایام میلاد امام رضا (ع) هستم ... 

 

پست های قبلی رو بخونید، نظرات فعال است !!!!

 

 

برای استفاده بهتر از مطالب وبلاگ به قسمت موضاعات وبلاگ مراجعه کنید ... 

بر روی عکس ها کلیک کنید 

 

تمامی پست های مرتبط با ولادت امام رضا (ع) 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

همه مطالب مرتبط با امام رضا (ع) در این وبلاگ 

 عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

شعر امام رضا (ع) + عکس

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

مطالب و عکس های زیبا از حرم امام رضا (ع)   

ولادت امام رضا (ع) 

 

زیباست در آسمان سلام هشتم 
این کوچ پرنده ها به بام هشتم

افتاده در آسمان چه هشتی !انگار
رفتند زیارت امام هشتم
 ...  

 

" التماس دعا " 

 

 

[ ۱۳٩٢/٦/٢٤ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امام کاظم علیه السلام :
افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبّى) بهتر است.
اصول کافی، ج4، ص68

 

 

یاد روزه هایی که با شما افطار میشد 

یاد ماه رمضان هایی که همجوار سلطان عشق بودیم به خیر ...

انشالله قسمت همه دوستان عزیز بشه زیارت ضامن آهو

در ماه مهمانی خدا ، ماه مبارک رمضان

 

سفره افطاری آقا امام رضا علیه السلام 

سفره افطاری حرم امام رضا (ع)

[ ۱۳٩٢/٥/٢ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

سلام دوست آسمونی 
زائر آقا امام رضا علیه السلام ...

خیلی رو میخواد با این همه رو سیاهی ای که دارم باز خودم رو خادم آقا معرفی کنم!
 شما دوست پاک و خوبم ... برای من کمترین دعا کن ...
 از مولامون بخواه ...
تو درد و دل های عاشقانه ات، بهشون بگید :

آقا این آهوی سرگردونت ،
اینی که دیوونه حرم قشنگته
اما مدتی هست راه بهشت با صفات رو گم کرده !
 هرچی هم که هست ...
 هر چقدر هم که دل یوسف زهرا(س) رو رنجونده

باز شما خاندان اهل بیت (ع) رو دوست داره ..

تو رو پهلوی شکسته مادرتون دستش رو بگیرید 

نذارید غرق بشه تو مرداب دنیا...
تو این جهالت مدرن ...
 تو این فقر و نداری ...
نذارید اینقدر دور بشه که دیگه نشه نگاش کرد ...

به آقام بگید نگام کنه ....

[ ۱۳٩٢/٤/۱۳ ] [ ۳:٠۸ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

من که توی سیاهیا 

از همه رو سیاه ترم ...

میون اون کبوترا 

با چه رویی بپرم ... 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩٢/۳/٢٥ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

از مدینه تا خراسان شتربان امام بود.

مردی از روستاهای اصفهان. سنی مذهب. به خراسان که رسیدند امام کرایه شان را داد.

رو کرد به امام:

"پسرپیامبر!دست خطی بدهید برا ی تبرک با خودم ببرم اصفهان ."

امام برایش نوشتند:

"دوست آل محمد باش ،هر چند خطاکار باشی. دوستان و شیعیان ما را دوست بدار هر چند آنها هم خطا کار باشند."

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

السلام علیک یا على بن موسى الرضا

  هر روز در سکوت خیابان دور دست

روی ردیف نازکی از سیم می نشست

وقتی کبوتران حرم چرخ می زدند

یک بغض کهنه توی گلو، داشت می شکست

باران گرفت بغض خدا هم شکسته بود

اما کلاغ روی همان ارتفاع پست

آهسته گفت: من که کبوتر نمی شوم

تنها دلم به دیدن گلدسته ات خوش است ...

 

دل هوس یار کرده آقا بطلب

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩٢/٢/٢٧ ] [ ٩:٠٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

میشه گوشی رو بدید امام رضا (ع) ...

 

 

برای دانلود بر روی عکس کلیک کنید ...

 

"حرم آقا امام رضا علیه السلام در سال 1350 شمسی"

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام در سال 1350 شمسی

[ ۱۳٩٢/٢/٢۱ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

 

ای سلطان سریر ارتضا,علی ابن موسی الرضا علیه السلام !

من و همه بچه های مدرسه شما  را دوست داریم و معلم ما هم شما را دوست دارد.
یا ضامن آهو !
من و همه بچه ها برای شما دعا می کنیم و معلم ما هم برای شما دعا می کند.
یا امام رضا! من از شما می خواهم که همه دوست و آشنا و همه بیایند زیارت شما، اگر ما را هم قابل می دانی ما هم بیاییم زیارت شما.
یا امام رضا! ما که هنوز زیارت تو نیامدیم ما همیشه بارگاه تو را توی تلویزیون می بینیم،
از خدا می خواهیم که یک بار هم که شده با پدر و مادرم بیاییم زیارت شما...
به خصوص که روز تولد و شهادت شما می شود ما حرم شما را توی تلویزیون می بینیم،
دلم می خواهد مثل یک پرنده بشوم و پرواز کنم و بیایم به زیارت شما یا امام هشتم!
عکس حرم امام رضا علیه السلام


*اللهم صل على على بن موسى الرضا المرتضى الامام التقى النقى و حجتک على من فوق الارض و من تحت الثرى ، الصدیق الشهید، صلاة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة، کافضل ما صلیت على احد من اولیائک*

[ ۱۳٩٢/٢/۱۳ ] [ ٦:٢۳ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

در آخرین غروب آخرین جمعه ی سال

سلام می دهیم به تو یا رضا (ع)

 

السلام علیک یا غریب الغرباء

یا معین الضعفا و الفقراء

السلطان یا ابالحسن

یا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع)

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ٦:۳٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

عفو فرمودی غلام رو سیاه خویش را
گرچه خود هرگز نمی بخشد گناه خویش را


سایه ات را از مدار رو سیاهان بر مدار
ماه از شب برنمی گیرد نگاه خویش را


چشم بر گلدسته ها می دوزم و حس می کنم
کفتری در سینه ام گم کرده راه خویش را


ابر ها در سینه ام تا سر به هم می آورند
می کشم تا توس بغض گاه گاه خویش را


در گذار از گنبدت تنها نه ما، خورشید نیز
برکشد از کاکل زرین کلاه خویش را


تا حدیث نور گفتی، شاعران لب دوختند
آهوان سرمه سا، چشم سیاه خویش را


جز تو شاهی نیست در عالم که گاه بارِ عام
پر کند از خیل خاصان بارگاه خویش را


در خراسان یافتم _ای آن که می گفتی مرا
بر زمین پیدا نخواهی کرد ماه خویش را


هر که روشن دل تر این جا مستجاب الدعوه تر !
همدم آیینه هایش ساز آه خویش را

شعر نوشت  امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

نگاه می کنم از آینه خیابان را
و ناگزیری باران و راهبندان را


"من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب"
و بغض می کنم این شعر پشت نیسان را


چراغ قرمز و من محو گل فروشی که
حراج کرده غم و رنج های انسان را


کلافه هستم از آواز و ساز از چپ و راست
بلند کرده کسی لای لای شیطان را


چراغ سبز شد و اشک من به راه افتاد
چقدر آه کشیدم شهید چمران را


ولیعصر...ترافیک...دود...آزادی...
گرفته گرد و غبار اسم این دو میدان را


غروب می شود و بغض ها گلوگیرند
پیاده می روم این آخرین خیابان را...


عزیز مثل همیشه نشسته چشم به راه
نگاه می کند از پشت شیشه باران را


دو هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست
و چای می خورم و حسرت خراسان را


سپرده ام قفس مرغ عشق را به عزیز
و گفتم آب دهد هر غروب گلدان را


عزیز با همه پیری عزیز با همه عشق
به رسم بدرقه آورده آب و قرآن را


سفر مرا به کجا می برد؟ چه می دانم
همین که چند صباحی غروب تهران را...


صدای خوردن باران به شیشه ی اتوبوس
نگاه می کنم از پنجره بیابان را


نگاه می کنم و آسمان پر از ابر است
چقدر عاشقم این آفتاب پنهان را...


چقدر تشنه ام و تازه کربلای یک است
چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را


نسیم از طرف مشهدالرضاست...ولی
نگاه کن! حرم سرور شهیدان را

 شعر نوشت  امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ۳:٤٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

مجبورشدم به هر کسى روبزنم

در محضر هرغریبه زانو بزنم

تحقیرشدم چونکه فراموشم شد

یک سربه شما ضامن آهوبزنم ...

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

مدت ها بود نبودم ...

درگیر روزمرگی های این دنیا و حالا آماده برای سربازی

آقا ی مهربونی ها می دونم خیلی کمتر از اونم که اینو بخوام

اما حضرت عشق

آقای خوبی ها امام رضا (ع)

دعا کن برامون یه روز سرباز آقامون امام زمان (عج) بشیم ..

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

رو چو به ایوان طلا می کنم

گریه کنان رضا رضا می کنم

قهر مکن با من درد آشنا

اذن دخولی که گدایم گدا

فیض تو فیضی است که بی خاتمه است

خوان تو خوان کرم فاطمه(س) است ...

عکس حرم امام رضا علیه السلام

باریدن ِ یک قطره اشک برایـَم کآفیســــت !!

تا دل دل بزنــَم ,,, تا ذوق ِ بچــگآنــہ اَم رآ به رُخ ِ در و دیوار بکشـــم

تا دلم را حوآلــہ ے صحن و سَرایَتــــ کنم

تا داد بزنــَم هـمـــ ه بدانند

کــہ آقایـَم تویــے !!

« یا علــے بن موســے الرضــآ ❤ علیــہ السلام »

حرم امام نقی (ع)

اسفند عازم دوره آموزشیم

گرچه همین تهران پر دود خودمونه و پنجشنبه، جمعه ها تعطیل

اما شاید کمتر بیام ...

دوستان عزیز من و این وبلاگ رو فراموش نکنید

" التماس دعا "

 عکس حرم امام رضا علیه السلام، ایوان طلا

از کــنار تو گدا با دســت خــالی رد نــــشد
نیست عاقل هر کسی دیوانه ی مشهد نشد

از دم گرمت مسیحا صــاحب دم می شود
بی تو باشم حضرت خورشید سردم می شود

نان برای خــوردن و بـــردن فراهـم می شود
من زیادیم مگر از ســـفره ات کـــم می شود

ما لــــب تشنه لـــب دریایمان پیش شماست
هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست

دل به تو بسته طــــناب دار می خواهد چکار
خوب مداوایش کند اســـــرا می خواهد چکار
عکس حرم امام رضا علیه السلام
دلم نمیاد برم
همه اش بر می گردم یه چیزی به این پست اضافه می کنم
و در آخر یه درد دل :
آقا امام رضا (ع) هوامو داشته باش
برام دعا کن دور نشم از این صحن و سرا
مولا میدونی چند وقته که ...
نمیگم خودتون میدونید 
آقا کاری کن همونی بشه که بهتره ...
صبور باشم
کم نیارم...
دعام کنید
یا علی (ع)
[ ۱۳٩۱/۱۱/٢۳ ] [ ۸:٥٤ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

من طعم مهربانی را کنار امام رضا-ع- چشیدم...

بی نظیر بود...

حالا به این راحتی ها نمی شود مهربانی نکرد...

تا میرسم ... قریحه ی غم شاد می شود

جانم دوباره از قفس آزاد می شود

چون ناز میکنم بر ِ او... زود می خرد

شیرین ِ قصه هام چو فرهاد می شود

دیگر رکوع و سجده ی من سوی گنبد است

اینجا چه زود بتکده بنیاد می شود

اینجا چه خوب بغض ترک می خورد وَ بعد با اشک، سازه های دل؛ آباد می شود

نقارّه ها صدای مرا در می آورند دیگر تمام ِ من ..همه فریاد می شود

تقسیم میکنم همه ی آنچه بوده ام

دردم نصیب پنجره فولاد می شود

من یک کبوترم که به معراج می روم قوس ِصعود ...صحن گوهرشاد می شود

دارد دوباره فیض ِ ازل می رسد به من

دارد ز چشم های تو امداد می شود

در مکتب ِ نگاه ِ تو دل ارتقا گرفت

شاگرد ِ درس ِ زائرت.. استاد می شود

 

"مصطفی عمانیان"

 

 شفای زائر 8 ساله امام رضا (ع) 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

عکس حرم امام رضا علیه السلام

جانم فدای امام نقی علیه السلام

مبارزه ادامه دارد ...

" موج وبلاگی نه به سریال پایتخت 2"

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٥ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

رضا (ع) جان

کار از کبوتر شدن گذشته است

کاش برف بودم روی گنبدت ...

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٥ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

حجّ امثال من !

نگاهی کن دور ما غصّه ها طواف کنند

آرزوهای ما به امیدت دور کرب و بلا طواف کنند

کربـلای فقـیرترهـایی

نه فقط کعبه ی فقیرانی

قبله ی هفتم زمین هستی

هشتمین شاه­راه ایمانی ....

عکس حرم امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا

 

بس که طواف کردمت

مرا به حج نیاز نیست ...

 

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٩ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

بهشت که می گویند همین جاست
نه !
از بهشت هم بهتر است
گنه کاران را هم ، راه می دهند ...

اینجا خانه حضرت سلطان است
اینجا میعادگاه پیغمبران و امامان است ...


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

عکس حرم امام رضا علیه السلام

حرم آخر رویامه
حرم داروی دردامه
حرم خونه ی آقامه ...


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

عکس حرم امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٩ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

خبری در حرم ضامن آهو شده است؟

صحن ها بیشتر از پیش، چه خوشبو شده است

طرف پنجره فولاد، هیاهو شده است

باز یک چشمه از آن لطف و کرم، رو شده است. . .

 

پنجره فولاد امام رضا (ع)

 

گویند جواز کربلا دست رضاست

شاهی که تجلی گه الطاف رضاست

جایی که برات کربلا میگیرند

آنجا به یقین پنجره ی فولادِ رضاست

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٠ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

رحلت جانگذار حضرت محمد مصطفی (ص)

شهادت آقای غریب تر از برادر امام حسن مجتبی (ع)

و شهادت غریبانه ی امام عشق حضرت سلطان علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت...

 

مصائب حضرت محمد (ص)، امام حسن (ع) و امام رضا (ع)

 

ویژه نامه شهادت امام رضا (ع)

نایب الزیاره ... زیارت خادمان آقا از طرف شما

فرم ثبت نام خادمین معنوی امام رضا (ع)

شهادت امام رضا (ع) از زبان اباصلت هروی

صد سخن گرانبها از امام رضا (ع)

داستان ضامن آهو

نوای عشق

شعر امام رضا (ع) + عکس حرم امام رضا (ع)

دانلود نوحه و مرثیه ویژه شهادت امام رضا (ع)

شخصیت والای امام رضا (ع)

نتایج زیارت امام رضا (ع)

کتابخانه امام رضا (ع)

دانلود صلوات و زیارت امام رضا (ع)

عکس حرم امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا

 

شاید حرف دل امام حسن علیه السلام این باشه :

در دیاری که ندارد سنگ قبری مادرم

کی روا باشد که من روزی شوم صاحب حرم.....

 

عکس قبرستان بقیع ، شهادت امام حسن (ع)

ویژه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

دانلود مداحی و مرثیه ویژه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

 

پست های قبل رو از دست ندید ...

عکس حرم امام رضا علیه السلام، شهادت امام رضا

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
 

وای از غروب غم انگیز آخر صفر !

 

هر غم و غصه ای هم که باشه

هر چقدر هم دور افتاده باشم از بهشت 

دلم خوشه مشهد هست ...

هر چقدر هم روسیاه باشم

دلم خوشه یه آقای مهربون

یه آقای نازنین

یه امام رضا (ع) هست ...

 

 

تو زندگی دلخوشیمون رضا غریب الغرباست ...

خوش به حال و هوا ی ما

امام رضا (ع) برای ماست  ...

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

 عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

تو تمومه عالم افتخار مایی

توی آخرت هم اعتبار مایی

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

همه زندگیم یک نفسه

یه امام رضا (ع) دارم واسم بسه

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

و حرف آخر آقا ...

دل ها تنگ شماست ...

ما را بطلب سلطان

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

عزداریهاتون قبول درگاه ایزد منان

 

" التماس دعا "

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٩ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

غم غربت اومده دخیل ببنده به دلم/ به خیالش دل من پنجره ی فولاده!

پنجره فولاد

 

کاخ همه شاهان جهان را که بگردی

دربار کسی پنجره فولاد ندارد ...

 

پنجره فولاد امام رضا (ع)

دخیل پنجره ی فولادتم یا ضامن آهو ...

 

پنجره فولاد امام رضا (ع)

راسته میگن آقا

پنجره فولاد شما

برات کربلا میده ؟

تویی  کرب و بلای من ...

برات کربلای من ؟

[ ۱۳٩۱/۱٠/٩ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه در اوج پر زدن داده است

در آن کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حُسن افتاده است

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است ؟

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهرشاد است

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است

شعر من ساده است...

 

"سید حمیدرضا برقعی"

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/۱٠/٥ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امــروز دلـــم حــال کـــبوتــر دارد ... انــگــار کــه بــیــقــرار مــشـهــد شــده ام ...

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

برای دیدن عکس در سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید

عکس حرم امام رضا (ع)

و نه امروز ...

هر روز دلم هوای مشهد دارد

 

عزاداریهاتون قبول درگاه ایزد منان

" التماس دعا "

 

 

 از این وبلاگ نیز دیدن کنید ...

امام نقی (ع) "دهمین خورشید"

[ ۱۳٩۱/۱٠/٥ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

کرامتی از آستان قدس رضوی و داستان ضامن آهو

 ضامن آهو آقا امام رضا (ع)

 

خلاصه همین مطلب

 

دکتر احمد مهدوی دامغانی
چندی پیش، به مناسبتی مطلبی در روزنامه اطلاعات درج شده بود و ذکری از آستان ملائک پاسبان اعلی‌حضرت اقدس علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه، و داستان ضامن آهو در مجلسی مورد گفت‌وگو بود. دوست دانشمند عزیزی به بنده گفت: فلانی! من هر قدر هم که می‌خواهم صحت این «داستان مبتذل» ضامن آهو را به خود بقبولانم نمی‌توانم و عقلم نمی‌پذیرد که این داستان آن چنان که شنیده و خوانده‌ام عقلاً یا وقوعاً ممکن باشد، گو این که اساساً این داستان را در هیچ کتاب معتبر و مأخذ قابل مستندی هم ندیده‌ام؛ و چون تو را یک طلبه غیرمتعصبی می‌دانم، این است که خواهش می‌کنم نظرت را در این باره بگویی و اگر تو هم مثل من به این داستان باورنکردنی اعتقادی نداری، چه بهتر که از این جا، یکی دو خطی با هم به روزنامه اطلاعات بنویسیم و از مسؤولان آن روزنامه درخواست کنیم که از استعمال این القاب و عناوین عامیانه، و بی‌معنی و غیرمستند که تازه بر فرض صحت هم چیزی بر عظمت مقام امام علیه‌السلام و جلال و کرامت آن بزرگوار نمی‌افزاید، احتراز کند.
گفتم: راست است؛ زیرا اعتقادی که شیعه واقعی به ائمه طاهرین خود دارد، فوق این امور و بالاتر از صحت و سقم این مسائل است؛ چو شیعه می‌گوید و می‌خواند که «وأمن من لجأ الیکم» (جمله ای از زیارت معروف به جامعه کبیره که ظاهرا انشای حضرت هادی علیه السلام است).
باری، از آن دوست عزیز پرسیدم: داستان ضامن آهویی که شما آن را عقلاً و وقوعاً محال می‌شمارید کدام است و چگونه داستانی است؟
با نگاه تعجب‌آمیزی گفت: فلانی! آیا مرا دست می‌اندازی یا واقعاً تو که هم بچه آخوند هستی و هم خراسانی، از کم و کیف این داستان بی‌خبری؟
گفتم: نه دوست عزیز! تو را دست نمی‌اندازم و از کم و کیف داستان هم باخبرم؛ ولی دوست دارم داستان را از زبان تو هم بشنوم.
گفت: از مجموع آنچه در بچگی از بزرگترها شنیده و بعداً هم آن را به شعر عامیانه و به صورت جزوه کوچکی، چاپ سنگی شده‌ای خوانده‌ام، آنچه به یادم مانده، این است:
صیادی در بیابانی قصد شکار آهویی می‌کند و آهو شکارچی را مسافت معتنابهی به دنبال خود می‌دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که اتفاقاً در آن حوالی تشریف‌فرما بوده است، می‌اندازد. صیاد که می‌رود آهو را بگیرد، با ممانعت حضرت رضا علیه السلام مواجه می‌شود. ولی چون آهو را صید و حق شرعی خود می‌داند، در مطالبه و استرداد آهو مبالغه و پافشاری می‌کند. امام حاضر می‌شود مبلغی بیشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی‌پذیرد و به عرض می‌رساند: الا و بالله، من همین آهو را که حق خودم است، می‌خواهم و لاغیر ... و آن وقت آهو به زبان می‌آید و سخن گفتن آغاز می‌کند و به عرض امام می‌رساند که من دو بچه شیری دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند که بروم و شیرشان بدهم و سیرشان کنم. علت فرارم هم همین است و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمایید که اجازه دهد بروم و بچگانم را شیر دهم و برگردم و تسلیم صیاد شوم...
حضرت رضا علیه السلام هم ضمانت آهو را نزد شکارچی می‌فرماید و خود را به صورت گروگانی در تحت تسلط شکارچی قرار می‌دهد. آهو می‌رود و به‌سرعت باز می‌گردد و خود را تسلیم شکارچی می‌کند. شکارچی که این وفای به عهد را می‌بیند، منقلب می‌گردد و آن گاه متوجه می‌شود که گروگان او، حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه است. بدیهی است فوراً آهو را آزاد می‌کند و خود را به دست و پای حضرت می‌اندازد و عذر می‌خواهد و پوزش می‌طلبد. حضرت نیز مبلغ معتنابهی به او مرحمت می‌فرماید و به‌علاوه، تعهد شفاعت او را در قیامت نزد جدش می‌کند و صیاد را خوشدل روانه می‌سازد. آهو هم که خود را آزاد شده حضرت می‌داند اجازه مرخصی می‌طلبد و به سراغ لانه و بچگان خود می‌دود...
به آن دوست عزیز هموطن گفتم: داستان واقعی ضامن آهو که من آن را می‌دانم بیش از هزار و شصت سال سابقه تاریخی دارد، و در کتب معتبر و مستند هم ثبت و ضبط شده و کاملا هم موجه و معقول است و به‌کلی با آنچه تو می‌گویی ومن هم به همین ترتیب آن را شنیده و خوانده‌ام، مغایر است. گمان نزدیک به یقین دارم که منشأ ملقب ساختن مولای ما، حضرت رضا صلوات الله علیه به ضامن آهو، همین داستان موجه و معقول و مسلم و مستندی است که آن را برای تو خواهم گفت. مضافاً بر آن که ناقلان و راویان این داستان نیز حایز آن چنان مقام مذهبی و ملی و علمی شامخی هستند که جای هیچ تردید در صحت، و مجال هیچ گونه شبهه‌ای در اصالت آن باقی نمی‌ماند.
مخاطب که بر شنیدن داستان صحیح و واقعی و موجه و مستند ضامن آهو سخت مشتاق شده بود، از من خواست که فوراً داستان را برای او بازگو کنم و مدرک و سند آن را هم به او نشان دهم. گفتم: به دیده منت دارم، النهایه، چون الآن کتاب مستند را در دسترس ندارم، نقل داستان و ارائه سند آن را به فردا موکول می‌کنیم و او هم پذیرفت.
خوشبختانه، و از حسن اتفاق، آن که در جمله کتب معدودی که این بنده در این سفر با خود آورده است، یکی هم کتاب شریف نفیس مستطاب «عیون اخبار الرضا» تألیف منیف شیخ اجل امجد اعظم، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، معروف و ملقب به صدوق رضوان الله تعالی علیه است. ایشان یک کتاب از مجموع چهار کتاب اساسی و اصولی حدیث و فقه شیعه یعنی «من لایحضره الفقیه» را تألیف کرده و در محل معروفی به نام نامی خودش در سر راه تهران به شهر ری مدفون است؛ مکانت والا و مقام معلای آن بزرگوار در نزد شیعه معلوم و مشهور است.
فردای آن روز این کتاب مستطاب را با خود نزد آن هموطن بردم و داستان را از روی کتاب برای اوخواندم. او بسیار خشنود شد و دانست که داستان واقعی ضامن آهو، چیزی غیر از آنی است که در ذهن اوست؛ و بنده چون گمان می برم هنوز بسیاری هستند که از بن داستان بی خبرند، بی فایده ندانستم که آن را عیناً برای درج در این کتاب بنگارم، خاصه آن که موضوعاً نیز با مبنا و موضوع این کتاب بی تناسب نیست.
البته خوانندگان فاضل و گرامی استحضار دارند که شیخ صدوق قدس سره، این کتاب را جهت اتحاف و اهدا به وزیر جلیل و بزرگوار ایرانی یعنی صاحب اسماعیل بن عباد طالقانی (متوفی در سال 385هجری) که خود یکی از بزرگ‌ترین ادبا و شعرا و متکلمین و ناقدین ادب در قرن چهارم است، تألیف فرموده و این کتاب شریف، علاوه بر احتوایش بر اخبار مربوط به حضرت رضا علیه السلام از لحاظ ادبی و تاریخ نیز مرجع معتبر و مستندی به شمار می‌رود.
شیخ (ره) در این کتاب همچنان که از بسیاری ثقات مشایخ روات و محدثین رضوان الله علیهم اجمعین (که ذکر اسامی شریف آنها خود رساله مفصلی خواهد شد) نقل و روایت می کند از بسیاری از ادبا و شعرا و مورخین به نام نیز، چون ابراهیم بن عباس صولی و محمد بن یحیی صولی و مبرد و ابن قتیبه و عمرو بن عبید و دعبل و ابی نواس و ابی جعفر عتبی و برخی افراد خاندان نوبختی و دیگران به‌واسطه یا بی‌واسطه نیز نقل و روایت می‌فرماید.
شیخ (ره) که به مناسبت اقامتش در ری اختصاص و ارتباط کاملی با رکن الدوله دیلمی داشته است، در رجب سال 352 هجری (1044سال پیش از این) از رکن الدوله جهت تشرف به خراسان و زیارت مرقد منور مطهر حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه اجازه می‌گیرد. امیر سعید رکن الدوله نیز ضمن التماس دعا و زیارت نیابی، با این درخواست موافقت می‌کند و شیخ (ره) روانه خراسان می‌شود و چند ماهی در آن صفحات و خصوصاً در نیشابور و طوس اقامت می‌فرماید.
این که عرض کردم رکن الدوله از شیخ (ره) التماس دعا و تقاضای زیارت نیابی می‌کند، به تصریح خود شیخ است. ظاهراً همواره زمامداران بزرگوار شیعه ایران، قلباً توجه خاصی به حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء داشته و خود را از مدد آن حضرت مستمد می‌دانسته‌اند؛ لذا بد نیست که عین عبارت خود شیخ را برای شما نقل کنم:
قال مصنف هذا الکتاب، لما استأذنت الامیر السعید رکن الدوله فی زیارة مشهد الرضا علیه السلام واذن لی فی ذلک فی رجب سنة اثنین وخمسین وثلاث ماة، فلما انقلبت عنه ردّنی. فقال لی: هذا مشهد مبارک قد زُرته وسألتُ الله تعالی حوائج کانت فی نفسی فقضاها لی فلا تقصر فی الدعا لی هناک و الزیارة عنی فان الدعاء فیه مستجاب، فضمنت له ذلک ووفیت به، فلما عُدت من المشهد علی ساکنه التحیة والسلام ودخلت الیه قال لی: هل دعوت لنا وزرت عنا؟ فقلتُ نعم، فقال لی قد احسنت قد صح لی ان الدعاء فی ذلک المشهد مستجاب (صفحه 381).
مصنف این کتاب چنین گوید که چون از امیر سعید رکن الدوله دیلمی برای زیارت مشهد امام رضا علیه السلام اجازه خواستم و او نیز اجازه فرمود و این در ماه رجب سال 352 بود. همین که از پیشگاهش برگشتم که بروم، دوباره مرا بازگردانید و فرمود: این فرخنده زیارتگاهی است که من نیز آن را زیارت کرده‌ام و از خداوند تعالی نیازها و آرزوهایی که در دل داشتم مسئلت کرده‌ام و خداوند همه آن را برآورد! بنابراین، در آنجا برای من در دعا و زیارت نیابی، کوتاهی مکن.
من هم دعا و زیارت جهت او را بر عهده گرفتم و به عهده خود نیز وفا کردم. وقتی که از مشهد که بر ساکنش درود و آفرین باد، بازگشتم و بر رکن الدوله وارد شدم، فرمود: آیا برای ما دعا، و از طرف ما زیارت کردی؟ گفتم: بلی! فرمود: کار بسیار خوبی کردی پیش من ثابت و نزد من درست است که دعا در آن مشهد مستجاب است.
باری، برگردیم به داستان ضامن آهو که شیخ آن را در همین کتاب، و به مناسبت همین سفر نقل می‌نماید. شاید قبلاً ذکر این نکته بی‌فایده نباشد که در خلال کتاب «عیون» چند بار که شیخ حدیث یا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روایت یا وثوقی به سلامت سند آن یا اطمینانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهیر هم نقل فرموده باشد) بی‌اعتمادی خود را به آن مطلب تصریح می‌فرماید. (از جمله در صفحه 350 که می‌فرماید: قال مصنف هذا الکتاب، روی هذا الحدیث بریئی من عهدة صحته؛ یا در صفحه 192: کان شیخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید رضی الله عنه سیئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی راوی هذا الحدیث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب الرحمه وقد قرأته علیه فلم ینکره و رواه الی).
و اینک ابتدا اصل داستان را با حذف اسانید و روات آن به عرض خوانندگان می‌رساند سپس سند و روات حکایت را بازگو می‌کند که خوانندگان ملاحظه بفرمایند چه بزرگوار کسانی این داستان را نقل کرده و به صحت آن گواهی داده و یا به‌اصطلاح روزنامه‌نویس‌ها خود قهرمان آن داستان بوده‌اند تا بدانجا که این روایت صددرصد مورد قبول شیخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شریفش خطور نکرده است:
... فلما کان یوم الخمیس استأذنته فی زیارة الرضا (علیه السلام) فقال: اسمع منی ما احدثک به فی امر هذا المشهد: کنت فی ایام شبابی اَتعصب علی اهل هذا المشهد واَتعرض الزوار فی الطریق واَسلُب ثیابهم ونفقاتهم ومرقّعاتهم، فخرجت متصیداً ذات یوم و اَرسلت فهداً علی غزال، فمازال یتبعه حتی التجأ الی حایط المشهد فوقف الغزال ووقف الفهد مقابله لایدنو منه فجهدنا کل الجهد بالفهد ان یدنو منه فلم ینبعث و کان متی فارق الغزال موضعه یتبعه الفهد فاذا التجأ الی الحائط رجع عنه فدخل الغزال جحراً فی حائط المشهد فدخلتُ الرباط وقلت لابی النصر المقری این الغزال الذی دخل هیهنا الان، فقال لم أره فدخلتُ المکان الذی دخله فرأیت بعر الغزال وأثر البول ولم أر الغزال وفقدته، فنذرت الله تعالی ان لا آذی الزوار بعد ذلک و لا اتعرض لهم الا بسبیل الخیر و کنت متی ما دهمنی أمر فزعت الی هذا المشهد فزرته وسألت الله تعالی فیه حاجتی فیقضیها لی ولقد سألت الله تعالی ان یرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً حتی اذا بلغ وقتل عدت الی مکانی من المشهد وسألت الله تعالی ان یرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً آخر ولم أسأل الله تعالی هناک حاجة الا قضاها لی فهذا ماظهر لی من برکة هذا المشهد علی ساکنه السلام. (صفحه 386).
چون روز پنجشنبه برای زیارت رضا علیه‌السلام از او اجازه خواستم. گفت بشنو که درباره این مشهد ( یعنی این محل شهادت) با تو چه می‌گویم. در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، معترض زائران می‌شدم و لباس‌ها و خرجی و نامه‌ها وحواله‌هایشان را به‌ستیزه می‌ستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوز همچنان به دنبال آهو می‌دوید تا به‌ناچار، آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد. یوز هم رو به رویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی‌شد.
هر چه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی‌جست و از جای خود تکان نمی‌خورد؛ ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار دیوار) دور می‌شد، یوز هم او را دنبال می‌کرد. اما همین که به دیوار پناه می‌برد، یوز باز می گشت تا آن که آهو به سوراخ لانه‌مانندی در دیوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط [معنای اصلی آن جای نگهداری اسب برای مبارزه با دشمنان و مرزداری از حدود و ثغور مسلمانان است، و بعداً به معانی مختلفی از جمله کاروانسرا، خانقاه صوفیه، نقل شده است.] (تعبیر جالبی از مزار حضرت رضا در آن عصر) شدم، و از ابی نصر مقری (که لابد قاری راتب قبر مطهر حضرت یا دیگر مقابر اطراف قبر و داخل رباط بوده است) پرسیدم: آهویی که هم الان وارد رباط شد کو؟ گفت: ندیدمش.
آن وقت، به همان جایی که آهو داخلش شده بود درآمدم و پشگل‌های آهو و رد پیشابش [ادرار] را دیدم، ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمان بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیابم. از آن پس، هر گاه که کار دشواری به من روی می‌آورد، وگرفتاری‌ای پیدا می‌کردم، بدین مشهد روی و پناه می‌آوردم، و آن را زیارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خویش را مسئلت می‌کردم و خداوند نیاز مرا بر می‌آورد، ومن از خدا خواستم که پسری به من عنایت فرماید. خدا پسری به من مرحمت فرمود، و چون آن پسربچه به حد بلوغ رسید، کشته شد؛ من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم که پسری به من عطا فرماید و خداوند پسر دیگری به من ارزانی فرمود. هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد و این چیزی است از جمله برکات این مشهد سلام الله علی ساکنه که بر شخص من آشکار شد و برای خودم روی داد.
حال ملاحظه بفرمایید که شیخ (ره) این داستان را از که روایت می کند و این واقعه برای که روی داده است و ناقل آن کیست؟
گوینده اصلی داستان که خود همان شکارچی بوده است، ایرانی پاک‌نهاد و آریایی نژاد و امیر دلیر و بزرگوار و نجیب و آزاده خراسانی خراسان، یعنی ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی، معروف و مشهور و گردآورنده «شاهنامه ابومنصوری» است که او خود داستانش را برای حاکم رازی مصاحب و رازدار و مرد مورد اطمینان ابوجعفر عتبی، وزیر نامدار سامانیان – در هنگامی که حاکم به رسالت و جهت تقدیم پیامی از طرف عتبی به ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی لابد به نیشابور رفته و در آن جا بوده است- حکایت کرده و حاکم هم آن را برای ثقه جلیل‌القدر ابوالفضل محمد بن احمد بن اسماعیل السلیطی که از اجله مشایخ روایت صدوق است، روایت کرده و صدوق هم روایت را از شیخ خود سلیطی نقل می‌فرماید و اینک عین عبارت صدوق مشتمل بر اسانید روایت و مقدمه حکایت را نقل می‌کند:
حدّثنا ابوالفضل محمد بن احمد بن اسمعیل السلیطی (رض) قال سمعتُ الحاکم الرازی صاحب ابی جعفر العتبی یقول: بعثنی ابوجعفر العتبی رسولا الی ابی منصور بن عبد الرزاق، فلما کان یوم الخمیس ... الخ؛ که بقیه را قبلاً به عرض خوانندگان گرامی رسانید. (عیون اخبار الرضا، باب 73، ذکر ما ظهر للناس فی وقتنا من برکة هذا المشهد و استجابة الدعاء فیه).
به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد، و لا غیر؛ و به قراری که ملاحظه فرمودید، داستان کاملاً واقعی و موجه و معمولی به نظر می‌رسد.
و اینک می‌پردازد به بیان مقصد دیگری که از نوشتن این سطور دارد و لذا به مصداق الکلام یجر الکلام و به اصطلاح اهل منبر به مطلب مهم و اساسی دیگری نیز گریزی می‌زند و آن این است که حال که ذکر خیر و نام عزیز این ایرانی شریف نجیب بزرگوار والاتبار یعنی ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی به میان آمد، و از آن جا که متأسفانه اطلاع زیادی از حال او در دست نیست و سوای مأخذ تاریخی که مرحوم مبرور علامه قزوینی طاب ثراه در پاورقی مقاله نفیس خود تحت عنوان «مقدمه شاهنامه ابومنصوری» ذکر فرموده است، و تحقیقات حضرت استاد محیط طباطبایی و دو سه مورد مشابه دیگر، نامی از این آزاده‌مرد نژاده، به چشم نمی‌خورد؛ او که از اولین کسانی بوده که به سائقه وطن‌دوستی و عرق ملیت (و در صورت ثبوت تشیع او شاید بتوان گفت تا اندازه‌ای هم به سبب تشیعیش و بغضاً لبنی العباس) همت والای خود را بر گردآوری شاهنامه ایران و نشر مآثر و احیای آثار نیاکان مصروف داشته است، بد نیست که مزید اطلاعی را که از این مرد بزرگ در همین کتاب مستطاب عیون مذکور است نیز به عرض خوانندگان فاضل برساند، باشد که به‌اصطلاح سرنخ تازه‌ای به دست محققان و فردوسی‌شناسان داده شود تا جهت معرفی بیشتر او و معرفت کامل به حال و طرز تفکرش در این گونه از کتب و مراجع نیز تفحص و تصحفی بفرمایند.
شیخ اجل صدوق (ره) در همان باب 73 مذکور و پیش از نقل داستان آهو،‌ حکایت دیگری از این بزرگمرد روایت می‌فرماید که در ذکر داستان آهو نیز به آن به نحو دیگری المام فرموده است، بدین شرح:
حدثنا ابوطالب الحسین بن عبد الله بن بنان الطائی قال سمعتُ ابامنصور محمد بن عبدالرزاق یقول للحکم بطوس المعروف بالبیوری هل لک ولدٌ فقال لا فقال له ابومنصور لم لا تقصد مشهد الرضا علیه السلام و تدعو الله عنده حتی یرزقک ولداً؟
فانّی سالت الله تعالی هناک فی حوائج فقضیت لی قال الحاکم فقصدتُ المشهد علی ساکنه السلام و دعوتُ الله عزوجل عند الرضا علیه السلام ان یرزقنی ولداً فرزقنی الله ولداً ذکراً فجئتُ الی ابی منصور بن عبد الرزاق واخبرتُه باستجابته الله تعالی فی هذا المشهد فوهب لی و اعطانی و اکرمتی علی ذلک (صفحه 380)
شیخ می‌فرماید: ابوطالب حسین بن عبد الله بن بنان طایی برایم حدیث کرد و گفت که از ابومنصور بن عبد الرزاق شنیدم که به حاکم طوسی که به بیوردی معروف بود، می گفت: آیا فرزندی داری؟
بیوردی گفت: نه ...
ابومنصور به او گفت: چرا روی به مشهد رضا علیه السلام نمی‌آوری تا در کنار آن مزار، از خداوند به دعا بخواهی که به تو فرزندی عطا فرماید؟ زیرا که من خود در آنجا،‌ از خدا نیازمندی‌ها و حاجت‌هایی را مسئلت کردم که همه آن برایم آورده شد.
سپس حاکم (بیوردی) به من (ابوطالب طائی) گفت: قصد زیارت آن مشهد را که بر ساکنش درود باد کردم و در مزار رضا علیه السلام به دعا از خدای عز وجل درخواست کردم که به من فرزندی عنایت کند و خداوند فرزند ذکوری به من مرحمت فرمود من نزد ابی منصور بن عبد الرزاق آمدم و از این که خدای تعالی دعای مرا در این مشهد مستجاب فرموده است او را با خبر کردم. ابومنصور مرا بخششی فرمود و عطایی داد و بدین سبب بر من اکرام و احترام کرد.
به طوری که ملاحظه می‌فرمایید، نشانه‌های جوانمردی و فتوت و صداقت و ایمان راستین،‌ از همین چند سطر در رفتار و گفتار و پندار محمد بن عبد الرزاق طوسی آشکار است، و بنده امیدوار است که فضلای خوانندگان، ان شاء الله بتوانند به اخبار و اطلاعات دیگری از این ایرانی بزرگوار و خراسانی نامدار در کتب مشابه دست یابند.
والحمد الله اولاً و آخراً وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
(برگرفته از کتاب: چهار مقاله، احمد مهدوی دامغانی، تهران، نشر بین الملل، 1385)؛ به نقل از پایگاه کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام

[ ۱۳٩٠/۱/٢٩ ] [ ٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

سلام ای مشرق عشق...


سلام ای زیبای هشتم عشق...


با دلی شکسته امروز به سراغت آمدم...دلم تاریک است...


به هوای نورانیت نیاز دارم...به نگاه دلربایت نیاز دارم...
مهربانم، نظری کن به دل شکسته ام...بگذار لحظه ای آرام بگیرد


صدایش را شنیدی؟صدایم را شنیدی؟
توی دل شب، لحظه ای که همه چشم بر هم گذاشتند و به آرامش رفتند و من ....
من اشک ریختم و توی دلم با سکوت فریاد زدم...
هیچ کس نفهمید...خوشحالم ، آرومم که میدانم خدای بزرگم و شما شنیدید...
جوابی نگرفتم ولی منتظر جواب هستم، امید دارم
دلگیــــــــرم....

به دیدارتون نیاز دارم، آقا جونم؟می شه منو بطلبید؟
میدانم تا نگاهم به اون گنبد زرد طلایت افتد آرام میگیرم
خواسته ام زیاد است؟ آرامشی ندارم...
صدایتان کردم دست نوازشی بر سرم بکشید تا آرام بگیرم، تا حس کنم مرا دیدید
خدایا عاشقونه می پرستمت هر آنگونه که رفتار کنی...

یا امام رضا مدد....
"یک دلسوخته"
حرم امام رضا (ع) ر
بدرود را نگفته برای سلام تو آقا !
از اولین دقیقه دلم تنگ می شود ...
[ ۱۳٩۱/۱٠/٥ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ولادت با سعادت آقا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع) مبارک باد

 

در  این ایام فرخنده و زیبا، در کنار آقای مهربو نی ها حضرت رضا (ع)

نائب الزیاره و دعا گوی همه دوستان و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) هستم

همه عزیزانی که از طریق این وبلاگ با آقا درد دل می کنند و

همه کسانی که آرزوشون فقط یه بار زیارت آقاست ...

 

مطمئن باشید امام رضا (ع) عیدی همه مون رو کنار گذاشته فقط باید عیدیمون رو از ته دل طلب کنیم  ...

 

 

ویژه نامه ولادت امام رضا علیه السلام

 

بر روی بنر های مورد نظر کلیک کنید

تمامی پست های مرتبط با ولادت امام رضا (ع)

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

شعر امام رضا (ع)

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

مولودی های تصویری امام رضا (ع)

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

کتابخانه امام رضا (ع)

کتابخانه امام رضا ع

 

سرودهای ولادت حضرت رضا (ع)

هشتمین خورشید ولایت

 

دانلود مدیحه و مولودی حضرت امام رضا (ع)

دانلود

 

"التماس دعا"

 

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 همه عاشقی من یک نفسه 

یه امام رضا (ع) دارم واسم بسه ...

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

السّلام ای خـســرو اقــــلیم طــــوس
السّلام ای حضرت شَمسُ الشُموس
[ ۱۳٩۱/٧/٥ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

شرمنده ام

اما

خشک شده ام


آقا !

میشود

برای من

نماز باران بخوانی!؟


السلام علیک ایها السلطان علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
هشتمین خورشید ولایت
[ ۱۳٩۱/٧/٤ ] [ ٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

چون که از باب جواد تو کسی داخل شد

خنده دار است که دیگر به قسم فکر کند...

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/٧/٤ ] [ ٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

همین عادت با تو بودن یه روز ...

اگه بی تو باشم منو میکشه

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

[ ۱۳٩۱/٧/٤ ] [ ٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

هر پنـجه‌ای کـه شانـه گـیسو نـمی شود
هر قـبـله‌ای کــه گوشــه ابــرو نـمی شود
هر جذبه‌ای که عکس هو الهو نمی شود
هر دلــبــری کـــه ضـامـن آهــو نمی شود

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ٩:۱٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

روز میلاد نزدیک است ...

        لحظه دیدار نزدیک است ... 

 

 

امام رضا (ع) لیلا و عالم همه مجنونت

هر کی بهشتی میشه به این آقا مدیونه

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

داستان ضامن آهو حقیقت یا افسانه را در ادمه مطلب بخوانید ...

 

زیرات امام رضا (ع)


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

خورشید به من بتاب وتطهیرم کن

چون آینه ها بشکن وتکثیرم کن  

یک بار سر سفره لطف وکرمت

بنشانم ویک عمر نمک گیرم کن

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

مردم زلزله زده ی آذربایجان به کمک من و شما احتیاج دارند...
در پی اعلام کاهش ذخایر خونی در مناطق زلزله‌زده به‌ویژه گروه خونی منفی، رئیس سازمان انتقال خون از مردم به‌ویژه دارندگان گروه‌های خونی منفی خواست تا برای اهدای خون به مراکز خونگیری مراجعه کنند...


آدرس مراکز اهدای خون در ماه مبارک رمضان در تهران

آدرس مراکز اهدای خون در سایر استان ها


[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٥:٤٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

سلام آقای من مولا علی بن موسی الرضا علیه السلام

چند وقتی نبودم

دلم تنگ شده بود برای شما

برای اینجا

سعی کردم تو ماه خدا

تو ماه عشق و دلدادگی به خدای خودم

به شما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نزدیک تر بشم

سعی کردم دور بشم از شیطان های درون و بیرون ....

می دونم اونی نبودم که باید

بنده ی خوبی نبودم ...

استفاده نکردم اون طور که باید ..

باز ناسپاسی کردم

 

آقای من

آقای مهربونی ها

نکنه ماه رمضون تموم بشه و قدر من افزایش پیدا نکنه

نکنه این ماه بگذره و من آمرزیده نشم ...

آقای من برامون دعا کن

خیال کن غزالیم بیا و ضامن ما شو

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

مبارزه تا نابودی کامل دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ادامه دارد ...

در وبلاگ امام نقی (ع) "دهمین خورشید" منتظرتان هستم

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (ع)

 

به نقل از آیت الله العظمی محمد شاه آبادی :

چه بسیار اشخاصی که به ظاهر با انبیاء و ائمه (علیهم السلام) بودند، ولی به خاطر

عدم معرفت صحیح و محبت به این خاندان، این زیارت و همنشینی بر ایشان سودی

نکرد و چه بسیار اشخاصی که به خاطر عمل به وظیفه شرعی خودشان، از دیدار ظاهری

محروم شدند؛ و لکن روح و حقیقت ولایت و امامت را درک کردند مثل اویس قرنی ...

 

پست عارفانه ها به هشت رسید ... از شما مدد می طلبیم خورشید هشتمین

آقا علی بن موسی الرضا(ع)

ولی نعمت ما

سرور و مولای ما ...

شما عنایت کنید آقا تا روح و حقیقت ولایت و امامت را درک کنیم...

 

"التماس دعا"

 

حرم امام رضا (ع)

[ ۱۳٩۱/٥/۱٢ ] [ ۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

از خاک تو کسب آبرو کردم من

با عطر ضریح تو وضو کردم من

تا صید کسی نگردد آهوی دلم

مولای غریب بر تو رو کردم من ....

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

[ ۱۳٩۱/٥/۱٢ ] [ ۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

چقدر خوبه اگه می خوایم یه کار خیری بکنیم و یا برای خانوادمون خرجی بکنیم و خوشحالشون کنیم، این کار رو توی ماه مبارک رمضان انجام بدیم

از امام رضا علیه السّلام در این زمینه نقل شده :

أحسنوا ﻓﻲ شهر رمَضان إﻟﻰ عیَالکُم و وَسّعُوا عَلَیهِم

به همسر و فرزند خود در ماه رمضان احسان کنید و اسباب آسایش آنها را فرام آورید.

 

 

جز خوانی قرآن کریم در حرم مطهر امام رضا (ع)

جز خوانی قرآن کریم در حرم مطهر امام رضا علیه السلام

 این روایت زیبا و تاثیر گذار رو حتما بخونید

 

پنجره فولاد امام رضا (ع) برات کربلا میده ...

 

 

"التماس دعا"

[ ۱۳٩۱/٥/۳ ] [ ٥:٠۱ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

شخصی به حرم ثامن الائمه، علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء می رفت و حاجتش را با فحش و ناسزا از ساحت مقدس درخواست می نمود. یک روز بیماری سخت و لاعلاجی گرفت، با خود اندیشید که شاید به خاطر آن باشد که توهین و جسارت به محضر مبارک حضرت امام رضا علیه السلام کرده ام. به حرم مطهر رفت و از آقا امام رضا معذرت خواهی کرد و پشیمانی خودش را به ساحت مقدسش ابراز نمود.

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

از حرم مطهر به منزل برگشت، شب در عالم رویا نیز از آن حضرت معذرت خواهی کرد. حضرتش فرمود، تو آمدی و با فحش و ناسزا حاجتت را می خواستی و می رفتی، من کاری با تو نداشتم، اما آن روزی که تو مریض شدی عمویم عباس علیه السلام به دیدنم آمده بود، عمویم غیرت الله است او نتوانست این فحاشی ها را نسبت به برادرزاده  اش تحمل نماید، او تو را کوبید، پس از او معذرت بخواه.

 

"شهیده"

منبع:نرم افزار دانشنامه حضرت اباالفضل علیه السلام

 

 

 

مبارزه تا نابودی کامل دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ادامه دارد ....

کلیک کنید

ائمه اطهار (ع) سرباز می طلبند

[ ۱۳٩۱/٥/٢ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

کنار سفره که بودیم حرف مشهد شـد

وزید بوی خراسان و ناگـهان رد شد

دوباره یـاد غریب آشـنا و شـوق حرم

و سیل اشک که پشت پلکها سد شد

و دخترم که به دل حسرت زیارت داشت

درست هم نظر مرتضـی و احمـد شد

دو سـال هست که تو قـول داده ای بابا

بـرای مـا که نـرفتیم واقعـآ بـد شد

تمام بودنـم آوار شـد و یـک لحظــه

زمان برای عبور از خـودش مردد شد

دو روز بـعد بلیـط و شـروع یک پرواز

کبوترانـه دلـم بـی قـرار گنبـد شد

قطار تهران،مشهد درست ساعت هشت

و ایستگاه که سرشار بـوق ممتد شد

و چند ساعت دیـگر به صحـن آزادی

نگاه منتظرم گـرم رفـت و آمـد شد

[ ۱۳٩۱/٤/٢۸ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
السلام علیک یا سیدنا و مولانا یا اباالحسن یاعلی ابن موسی الرضا علیه السلام

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من ...
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست
کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ...

 

 

برای دیدن عکس در اندازه اصلی بر روی عکس کلیک کنید

حرم امام رضا علیه السلام، امام نقی (ع)

 از این وبلاگ نیز دیدن کنید ...

 

امام نقی (ع) "دهمین خورشید"

 

[ ۱۳٩۱/٤/٢٢ ] [ ٤:۱٠ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امشب ای ناز ، چه دلتنگ نگاهت شده ام

باز ای مونس جان چشم براهت شده ام

برق چشمان تو امشب به سکوتم خندید

چونکه دیوانه ی آن چهره ی ماهت شده ام

 

برای دیدن عکس در سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید

عکس حرم امام رضا (ع)

 

 از این وبلاگ نیز دیدن کنید ...

 

امام نقی (ع) "دهمین خورشید"


[ ۱۳٩۱/٤/٢٢ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

گویی باز آب را ...

فلکه ی آب را ...

گنبد انتهای خواب را جایی سراب دیده ام ...

دلتنگ پرسه زدن های میان صحن های توام ...

 

جانم فدای امام نقی جانم فدای امام نقی جانم فدای امام نقی

مابی سلیقه ایم توحاجات ما بخواه

ورنه گدامطالبه آب ونان کند ...


[ ۱۳٩۱/٤/٧ ] [ ٧:۱٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
 
این عکس شـرح نـداره
درد هم نـداره
در پیشگاه امام رضــا (ع) که درد مفهــومی نداره
ایـن عکس فقـط " دل تنگــی " داره ...

ضریح امام رضا علیه السلام

 

 
اگه خوبُم اگه بَد ، گداییت افتخارُمه

[ ۱۳٩۱/٤/٧ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

امروز باید بیشتر از هر  زمانی به این حدیث زیبای امام رضا (ع)  توجه کنیم

 

شیعیان ما کسانی هستند که تسلیم امر و نهی ما باشند

گفتار ما را سر لوحه زندگی خود قرار دهند

مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنین نباشد از ما نیست.

 

امام رضا علیه السلام، جامع احادیث الشیعه، جلد 1، صفحه 171.

 

یاد حرم به خیر

این حدیث زیبا رو تو حرم قشنگ و با صفای آقا -رواق امام خمینی (ره)- خوندم ...

 

حرم امام نقی (ع)

 

جانم فدایت امام نقی علیه السلام ما تا آخر هستیم تا نابودی کامل دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام  ...

[ ۱۳٩۱/۳/٢٧ ] [ ٤:٢۸ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

برای دل تنگم

 

گنبدت از هر کجای شهر سو سو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، آفتاب

صبح ها صحن حرم را آب و جارو می کند

ماه هر شب کنج بست شیخ حر عاملی

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

یاد معصومیت آن بچه آهو، یاد تو

کوچه های شهر را لبریز یاهو می کند

باد هم مثل نگهبان درت، بدو ورود

غصه را از شانه های خسته، پارو می کند

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم، این عطر را بو می کند

خادمی می گفت که آقا به وقت بدرقه

دست زائر را پر از گل های شب بو می کند

 

"مریم سقلاطونی"

یا ضامن آهو

[ ۱۳٩۱/۳/٢٢ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

کاخ همه شاهان جهان راکه بگردی

دربار کسی پنجره فولاد ندارد ...

پنجره فولاد

 

امام رضا علیه السلام فرمود :

عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نیست‌ ، مگر این‌ که‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از اوامید خیر باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خیر اندک‌ دیگرى‌ را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندک‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدایش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدایش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چیست‌ و چیست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چیست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز این‌ که‌ بگوید او از من‌ بهتر و پرهیزگارتر است‌.

 

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)

[ ۱۳٩۱/۳/٢٢ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

چه کسی می داند؟  شاید آن شادترین لحظه ما در راه است...

 

 

 

امام رضا (ع) ـ که روز جمعه را روز ظهور حضرت مهدی(ع) می‌داند ـ ، در یکی از بهترین لحظات نیایش خود

یعنی قنوت نماز ظهر جمعه سرود بی‌قراری و انتظار سر می‌دهد و برای فرج و ظهور آن بزرگوار دعا می‌کند:

« اَللّهُمَّ اَصْلِحْ عَبْدَ کَ وَ خَلیفَتَکَ، بِما اَصْلَحْتَ بِهِ اَنْبِیائَکَ وَ رُسُلَکَ، وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ، وَ اَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ

عِنْدِکَ، وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً، یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ،وَ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً، یَعْبُدُ کَ لا

یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، وَ لاتَجْعَلْ لِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَ لِیِّکَ سُلْطاناً، وَ ائْذَنْ لَهُ فى جِهادِ عَدُوّ ِکَ وَعَدُوّ ِه، وَ اجْعَلْنی

مِن اَنْصارِهِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شیْ ءٍ قَدیر.»(1)

 

بارالهی، کار ظهور بندة شایسته و خلیفة راستینت (امام مهدی) را اصلاح فرما، همانگونه که کار پیامبر و

فرستادگانت را اصلاح نمودی، و از فرشتگانت نگاهبانانی بر او بگمار، و از سوی خویش با «روح القدس» او را

یاری و پشتیبانی فرما، دیده‌بانانی ازپیش رو و پشت‌سر همراه وی گردان، تا از هر بدی نگاهش دارند، ترس و

هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، که او تو را می پرستد و هیچ چیز را همتا و همانند تو نمی داند، پس

برای هیچیک ازآفریدگانت برتری و چیرگی نسبت به «ولی» خودت قرار مده، و او را درجهاد با دشمنت و

دشمنش اجازت فرما، و مرا از یاران او بشمارآور،که همانا تو بر هر کاری توانایی.

با عنایت به مضــامین زیبای فوق، روشــن می‌گردد که امـام هشتم(ع) عــالی‌ترین و بلندترین زمزمه‌های محبّت

را چگونه با سوز و از سر شوق در این مناجات کوتاه بر زبان جاری می‌سازد! هم محبوب خود را معرفی می‌نماید

و هم آرزوی سلامتی و ظهور او را دارد و از خدا می‌خواهد تا بیعت هیچ ستمگری بر گردن آن حضرت نباشد.

آن‌گاه برای جهاد در رکاب او اعلام آمادگی نموده بدین وسیله ارتباط معنوی و عاطفی خود را به آن بزرگوار ابراز

می‌فرماید.(2)

--------------------------------
1.
بحار/ج89- مصاح المتهجد/367- جمال السبوع/413

  2. آفتاب در نگاه خورشید، ص 21

-------------------------------------------

"السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی"

...و سلام بر تو ای نوری که ، چشمهایمان را از دیدنت محروم کرده ایم و خود می دانیم چگونه...

 

"اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست"

*اللهم عجل لولیک الفرج*

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امضاء:‌ دوچشم خیس ودلی درهوایتان

دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان ...!!

 

"شهر خدا"

[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره می زنند مریضی شفا گرفت

دیدی که سنگ در دل آئینه آب شد
دیدی که آب حاجت آئینه را گرفت

خورشیدی آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت

پیغمبری رسید در این صحن پر ز نور
در هر رواق خلوت غار حرا گرفت

از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید
پـروانه وار گشت و سلام مرا گرفت

زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت


چشمی کنار این همه باور نشست و بعـد
عکسی به یادگار از این صحنه ها گرفت

دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم
شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت

دارم به سمت پنجره فولاد می روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

روبه روی تو
اهالی هتل های بی ستاره به هم می گفتند...
تو را آن دور و برها دیده اند....

ماکه هر چه کمین نشسته ایم،
تنهاغروب ها رسوایی دلمان را نقاره زده اند...

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ۸:۳٩ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

رحلت جانگداز رسول اکرم(ص) شهادت امام حسن(ع)

و امام علی بن موسی الرضا(ع) تسلیت ...

 

 ویژه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

   

ویژه شهادت مولای غریمان  امام علی بن موسی الرضا علیه السلام 

ثبت نام خادمین امام رضا (ع)

نوای عشق(دانلود )

شهادت امام رضا(ع) از زبان اباصلت هروی

شخصیت والای امام رضا(ع)

نتایج زیارت امام رضا(ع)

صد سخن گرانبها از امام رضا(ع)

 

 

سلام آقای خوبم . . . 

سلام

باز رسید اون روزی که هستی سیاه پوش شما میشه 

غم عظمایی که کمر ایران رو خم کرده

زخم بزرگی که تا ابد روی دل و قلبمون هست

شهادت شما

فرزند رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم

پسر فاطمه زهرا سلام الله علیهما

گلِ علی مرتضی علیه السلام در توس...

 

 

من کمترین

چی بگم ...

چه جوری حق مطلب رو ادا کنم

که بزرگترین ها نتوستن و نمی تونن ...

 

 

ما عاشقای شماییم

هر چند رو سیاهیم

هر چقدر هم که دوریم

ولی دوستون داریم

ما رو ببخش که اونجوری نیستیم که شما میخوای

ببخش و کمکون کن محبت مون با مودت  نسبت به شما اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام همراه  باشه

 

دلمون خوشه به شما نه الکی

می دونم بی جواب نمیزاریمون

شما آقای مهربونی هایی

آقای خوبی ها

 ولی نعمت ما ایرانی ها یی...

هستی بخش جهانی ...

 

این کمترین رو از خادم معنویت(ای کاش خادمت باشم آقا)

قبول کن

...

برای اینکه خادم امام رضا(ع) بشید کلیک کنید

فرم ثبت نام خادمین معنوی امام رضا(ع)

من هم خادم آقا می شوم

حرم امام رضا ع

 

آقا نشد فردا

روز خادمیم

روز تولدم

تو حرمتون باشم ...

بطلب تو حریمتون بیام

باشم

بمونم

و هر روز خادمیتونو کنم

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ ] [ ۳:۳٢ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]

میلادتون مبارک آقای خوبم ...

 

از کعبه صفای حرمت بیشتر است ...

 

دنلود فایل صوتی صلوات امام رضا(ع)

دانلود فایل تصویری صلوات امام رضا(ع)

[ ۱۳٩٠/٧/۱٧ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ] [ نوکر رو سیاه امام رضا(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بر سر راه عشق زانو زده ام در محفل انس،ذکر یاهو زده ام هر کس به کسی سپرده دل اما من دل در گرو ضامن آهو زده ام.....
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
موسیقی قالب وبلاگ
دریافت همین آهنگ

يا امام نقي (ع)


ایران رمان